b_300_300_16777215_10_images_terump11.jpg

اساس نیوز،دکتر جلال الدین سیدی : تصور معمول در این راستاست که کشورهای توسعه نیافتهء جهان سوم دچاری بیماری پوپولیسم در انتخابات اند.

افرادی که بیشترین و دست نیافتنی ترین وعده های انتخاباتی را می دهند، افرادی که بنحو بارزی هنجار شکن بوده و با پس زمینه و یا بک گراند غلیظ و شدادشان با نما وشمای سیاسی جامعه در تضاد اند ،سخنرانی های تابو شکنانه شان مثل توپ صدا می کند. طوری که دیگر درهیاهوی کف زدن ها و سوت کشیدن های مستمر مستمعین،تنها چیزی که اهمیت ندارد،محتوای این سحنان مستمع پسند است!

    در چنین حال وهوائی این افراد که ظاهرا طبقات فرودست جامعه را نمایندگی می کنند و صدای اعتراض عقده های فرو خوردهء عوام تلقی می شوند ،مورد اقبال رای دهنگان قرار می گیرند.

  اغلب روشنفکران جهان سومی از این ذائقهء وعده پرستانه و تظاهر پسندانهء عوام در سوز و گدازند. آنها دموکراسی و ترقی کشور را اسیر قشری گری های تودهء کم سواد اما پر تعداد می شمارند. شاید از نظر جامعه شناسی سیاسی، عدهء کثیری از رای دهندگان با رای دادن به افراد هنجارشکن و پرحاشیه، به نوعی با ساختار سیاسی جامعهء خود به مبارزهء منفی می پردازند.

   نگاهی به نحوهء انتخاب در کشور آمریکا نشان می دهد ،پوپولیسم بیماری مختص جوامع توسعه نیافته و یا درحال توسعه نیست. بلکه بخشی تفکیک ناپذیر از ذائقهء انتخاباتی رای دهندهء آمریکائی را نیز تشکیل داده است.

    بسیاری ازسیاستمداران و سیاستگزاران آمریکا مانند رونالد ریگان و آرنولد شواردزنگر هنرپیشگان فیلم های پرماجرای هالیوودی بوده اند. برخی نیز چون جرج بوش پسر با الهام گرفتن از هالیوود، دنیا را به سوی یازده سپتامبر و جنگ های افغانستان و عراق پیش رانده اند.

   هرچند انتخاب باراک اوباما بعنوان یک اعتدال طلب با شعار تغییر، مژدهء بازگشت روح عقلانیت به کالبد بالاترین مرجع اجرائی آمریکا را می داد، اما تصادف دورهء او با احمدی نژاد در ایران که نقطهء عطف پوپولیسم و تند روی در ایران بود،نتوانست روابط دوکشور را به سمت عقلانیت و تعامل پیش براند.

   این معادله با تصادف دورهء ترامپ تند رو با دورهء روحانی اعتدال طلب  ادامه یافت. اما این بار با تغییر نقش بازیگران دوطرف، باز هم درجهت چربش فاکتور تضاد در مناسبات فیمابین . گوئی روابط دوکشور قرار نبود از دور تسلسل باطل "تضاد" خارج شود.

    البته تضاد در سیاست و روابط خارجی آمریکا و ایران که بطور عمده از سیزدهم آبانماه 1358 بعنوان نقطهء عطف آغاز بحران دیپلماتیک بین دو دولت نمود یافته، نه در گرو تغییرات و تصمیمات روسای جمهور دو طرف است ونه این قدر کم عمق که بتوان با تغییرات در شخصیت وکاراکتر سیاسی روسای جمهور دو طرف به راحتی شکاف های آن را پر نمود.

   موضوع اصلی ساختار سیاست خارجی دو کشور و اصولا ماهیت سیاسی دو دولت می باشد که در هر دو طرف بر مبنای "میسیونریسم" یا همان "رسالت مداری" تعریف شده است. هم آمریکائی ها خود را مامور فلاح و رستگاری ونجات دنیا می دانند و هم ایرانی ها چنین رسالتی برای خود قائل اند.

    دونالد ترامپ اولین دورهء سفر خارجی رسمی خود را از کنار کشور ما آنهم در هنگامی که گرماگرم انتخابات مهم ریاست جمهوری و شورا ها بود ،آغاز کرد. مضافا با انعقاد پر سرو صدای قرارداد تسلیحاتی با مبالغ نجومی با عربستان که هم از نظر دموکراسی در پائین ترین سطح از کشورهای خاورمیانه قراردارد وهم با ایران بنوعی در تقابل دائمی به سر می برد.

  این موضوع که تنظیم کنندگان برنامهء سفر ترامپ مصادف شدن آن با روز انتخاب همتای ایرانی وی را از نظر دور داشته باشند امکانی تقریبا در حد صفر دارد. مشخص می باشد این همزمانی حاوی پیامی بوده که نیاز به رمز گشائی پیچیده ئی هم ندارد. ترامپ با به رخ کشیدن پیشرفت وسود حاصله از تجارت واتحاد  با آمریکا به ایران پیام می دهد که اولا دوستی با آمریکا تجارتی پر سود است، ثانیا با داشتن  متحد در کشورهای همسایه، آمریکا از رگ گردن هم به ایران نزدیک تر است.

   برخی در تردید اند که آیا سفر ترامپ به عربستان آن هم در چنین مقطع حساسی که قوی ترین کشور منطقه ودرعین حال دشمن شماره یک آمریکا  یعنی ایران، در حال گذراندن روزهای سرنوشت سازش است جنبهء سیاسی وامنیتی  دارد؟ یا اینکه با توجه به تفکرات مرکانتیلیستی ترامپ تنها سفری تجاری بر مبنای سودگرائی است؟ 

    حتی وزیر امورخارجه کشورمان دکتر محمد جواد ظریف نیز به این موضوع اشاره نموده و در توئیتر خود چنین نوشت:"ایران به تازگی یک انتخابات واقعی را پشت سرگذاشته است، به وسیله رئیس جمهور آمریکا، هدف حمله قرار می گیرد. این حمله آیا مربوط به سیاست خارجی است و یا اینکه به خاطر دوشیدن 480 میلیارد دلار از عربستان است؟"شاید جواب این سئوال بسیار ساده تر از آن باشد که فکر می کنیم: "برای هردو"!

    درحقیقت معاملات تجاری و تسلیحاتی اگر در یک طرف سود آوری میلیاردی برای آمریکا دارد، در طرف دیگر  تظاهری از احساس خطر عربستان در قبال ایران است. بنابراین می توان گفت معاملات تجاری که در مقابل دوربین رسانه های جهانی صورت می گیرد،تنها قسمتی از قلهء کوه یخ است که در بیرون آب قرارگرفته است.

      کوه یخی که قسمت اعظم پیکرهء آن از جنس "ایران هراسی" و یا همان "ایرانو فوبی" ساخته شده است. آمریکائی ها خوب بلدند چطور با کارت ایران هراسی بازی کنند و باعث شل شدن سر کیسهء دلارهای نفتی عربی شوند، دلارهائی که هنوز از حساب شرکت های نفتی آمریکائی در نیامده دوباره به حساب شرکت های اسلحه سازی آمریکائی برگشت داده می شود.

   کما این که به گزارش ایسنا، جان مک کین سناتور جمهوری خواه آمریکایی و رئیس کمیته نیروهای مسلح مجلس سنا در گفت‌وگو با شبکه فاکس نیوز، سفر رئیس‌جمهور آمریکا به عربستان سعودی را بسیار خوب توصیف کرده و گفته است که جهان عرب سنی و به ویژه دوستان سنتی واشنگتن در مقایسه با روابط سرد در دوران دولت قبل (آمریکا) تشویق شده‌اند.

  وی با طرح ادعاهای تکراری واشنگتن علیه سیاست‌های منطقه‌ای ایران گفت: بدون تردید اگر قصد داریم قاطعانه و با قدرت مانع تلاش‌های مداوم ایران برای قدرت‌گیری در منطقه شویم، این سفر یک گام مهم رو به جلو خواهد بود.

    خط سیر گامهای بعدی این دوره گردی را که تعقیب می کنیم به نتایج دیگری هم می رسیم. دومین ایستگاه دوره گردی آقای ترامپ، سرزمین های اشغالی فلسطین بود.هرچند در بارهء این سفر الفاظ و بیانات کلیشه ئی مانند این گفتهء آقای رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا که: "سفر دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا به اسرائیل فرصتی برای پیشبرد مذاکرات صلح میان اسرائیل و فلسطینی‌ها است". زیاد شنیده می شود، اما همیشه وقتی که صحبت از مذاکرهء این دوکشور به میان می آید ،یک پای ثابت موضوعات بحث همیشه ایران است.

b_400_400_16777215_10_images_terump12.jpg

  ترامپ در بخشی از سخنان خود گفته بود: «باید ارزش کارهایی را که پیش از این ناممکن بود و حالا انجام آن میسر شده را بدانیم. اقداماتی از قبیل شکست دادن شر تروریسم و مقابله با تهدید ایران، ایران تهدید است برای منطقه و عاملی است برای رنج و عذاب.

    این سخنان وی ظاهرا یخ های روابط سرد بین ترامپ و نتانیاهو را در حال آب کردن است. «گیلعاد آردان» وزیر امور امنیت اسرائیل رضایت خود از سخنرانی ترامپ را بیان داشته و به شبکه دوم تلویزیون اسرائیل گفت که این سخنان  بسیار تکان دهنده بود. «نفتالی بنت» وزیر آموزش  و پرورش اسرائیل هم  لحن سخنان «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا که در اسرائیل بسر می‌برد را ستود و آن را «تقریبا بی سابقه» ارزیابی نمود.

    اما آنچه بیش از هرچیز سرنخی نمادین از سیاست جدید ترامپ درمورد ایران را به دست می دهد زیارت مفصل ترامپ از اماکن مقدس یهودیان و اجرای مراسم عبادت در پای دیوار معروف ندبه بود و همچنین سفر بعدی اش به واتیکان به عنوان کعبهء عالم مسیحیت کاتولیک است.

   رئیس جمهور آمریکا روز چهارشنبه گذشته در سومین مرحله از نخستین سفر دوره ای خود پس از ورود به  کاخ سفید، در واتیکان با پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان دیدار کرد. صدای آمریکا در خصوص این تور دیپلماتیک ترامپ نوشت: "دونالد ترامپ نخستين سفر رسمی خارجی خود را با ديدار از سه کشوری آغاز می کند که هر سه خاستگاه آئين ابراهيمی هستند".

b_400_400_16777215_10_images_636312588835747508.jpg

    این موضوع بخوبی آشکار می کند پس از شکست سیاست های ضد برجامی ترامپ در محکم تر ساختن حلقه های زنجیر تحریم اقتصادی علیه ایران، اکنون تز ایجاد یک حلقهء اتحاد مذهبی –ایدئولوژیک علیه ایران با ایجاد جبههء ریاض، تل آویو- واتیکان در حال رونمائی است.

    شاید ترامپ بر خلاف آنچه از ظاهرش بر می آید فردی معتقد باشد و میسیون ورسالت آمریکا را به عنوان منجی عالم بشریت از دست ایران با انداختن طرحی نو و تقویت جبههء جنگ مذهبی و ایدئولوژیک به موازات جنگ اقتصادی و مالی در حال پیگیری باشد. اما آیا این طرح موفق خواهد بود؟ آیا آمریکا می تواند با کنار گذاشتن تز "جنگ تمدن ها"، اینک منادی "گفتگوی تمدن ها" باشد؟

   شاید اگر اوباما بر سرکار بود و با سرعقل آمدن واعتدال دموکراتها می توانست با روحانی تعامل داشته باشد. شانسی هرچند اندک برای توفیق نسبی و ظاهری چنین سیاستی می شد قائل بود. هرچند همان گونه که در ابتدا گفته شد، موضوع اصلی ساختار سیاست خارجی آمریکاست که برمبنای رهبری سیاسی- ایدئولوژیک دنیا استوار گشته و در چنین مسیری جمهوری اسلامی ایران یک دشمن آشتی ناپذیر جلوه می کند.

  بنابر این بدون چهرهء زمخت وخشن ترامپ و ترامپیسم هم به اندازه کافی آمریکا برای بازی کردن نقش " آمریکای مقدس" مشکلات اساسی دارد. وقتی که بازیگر نقش اول این سناریوی پوپولیستی بخواهد "ترامپ مقدس " هم باشد، جا انداختن چنین تصویر اصلاح طلب و صلح دوست از ایالات متحده و ترامپ، به غایت ناممکن مینماید.

  مخصوصا در حالی که هنوز هم پوتین های آمریکائی فشار خود را از روی گلوی افغانستان و عراق و سوریه برنداشته وحمایت از تجزیهء کشورهای اسلامی که حتی خود عربستان سعودی هم یکی از کشورهائی است که هدف این تجزیه می باشد وهمچنین حمایت از گروههای هرج ومرج طلب چون داعش و پ.ک.ک و سایر گروههای تروریستی که مدتهاست صلح را درخاورمیانه مصلوب ساخته اند،باور کردن "سفیری صلح" و "روحانی نمائی ترامپ" بسیار مشکل بنظر می رسد. برای این کار به ارسال سیگنال های مثبت قوی از جانب آمریکا و ترامپ برای ایران وروحانی لازم است.  با توجه به ساختار سیاست خارجی و سیستم حکومتی آمریکا که بطور سنتی بر محور "خود رسول پنداری آونجلیستی" استوار شده است ،تضاد آمریکا با ایران بصورت یک تضاد آنتاگونیستی و غیر قابل حل ادامه خواهد داشت.

   بنابراین داشتن انتظار صداقت از طرف ترامپ در خصوص تمایل به استقرار صلح درخاورمیانه نه با اهداف تجاری و نه با اهداف سیاسی-ایدئولوژیک آمریکا همخوانی ندارد. بنظر نمی رسد مسافرت اخیر ترامپ جز همان قراردادهائی که به ضرر مردم عربستان منعقد شده وسیاحت و زیارت  چند روزهء خانوادگی ترامپ حاصل دیگری داشته باشد.

مطالب مرتبط:

اردوغان ، اسرائیل را دولت تروریستی نامید

سرنوشت شوم اسلام متات در قلمرو داعش/سه بار مجبور ب

تفسیرهای ناصواب از آیه "ایاک نعبد وایاک نستعین"

شیخ عکرمه صبری,مسلمانان را به توجه بیشتر به قدس فر

 

فحاشی و پرسه‌زنی در انگلستان ممنوع اعلام شد

داعش و طالبان رسما اعلام جنگ کردند

داعش زخمی های خود در فلوجه را با تزریق سم می‌کُشد

آیا کار داعش تمام است ؟

افزایش هشدار دهنده جرائم مربوط به « نفرت از مسلما

نوشتن دیدگاه


آخرین تحلیل ها و مقالات

نظرات کاربران

کانال تلگرام اساس نیوز