b_300_300_16777215_10_images_hsdghasfgasd.jpg

اساس نیوز ،بهروز قزل *: تصوف به ­عنوان آموزه­ای که مشخص­ ترین ویژگی آن مدارا بوده و اینکه پیروان آن همواره به سعه صدر موصوف بوده­ اند، در نزد مردم، گروه­ها و حتی حکومت­ ها مقبول و محترم بوده است.

در عین حال، فارغ از عملکردهای سیاسی و غیرسیاسی برخی نحله­ های این جریان فکری-عملی و سابقه تاریخی مشایخ و پیروان آن در نقش آفرینی در اوان تاریخی و بزنگاه ­های سیاسی، گسترش تصوف، معطوف به دوران انقباض سیاسی و فروخفتگی اجتماعی دانسته شده است.

   جریان­ های متصوفه، اخیرا توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. توجهی که متأسفانه، تیم­ های فکری و پژوهشی غربی در آن پیشقدم بوده اند و بخش عمده ­ای از ادبیات پیرامون جریان­ های معاصر تصوف نیز، مربوط به تولیدات آنان است. تصوفی که اتفاقا بخشی از سنتی ترین لایه های حیات اجتماعی جوامع اسلامی را تشکیل می دهد. اما به واقع چرا؟ چرا و چگونه است که ظرفیت های نقش آفرینی جریان ­های تصوف، در سال­های اخیر بدین­ گونه مورد توجه قرار گرفته است؟ پاسخ این پرسش، احتمالا به ­واسطه تأمل در آثار و پیامدهای حضور و گسترش این جریان، به ­طور مشخص ­تری قابل ارائه خواهد بود.

   آسیای مرکزی، مهد و یا عرصه حضور جریان­ های برجسته تصوف مانند نقشبندیه، یسویه، کبرویه، قادریه، چشتیه و حتی زینیه بوده و جغرافیای ظهور مشایخ شناخته شده ای همچون بهاءالدین نقشبند، خواجه احمد یسوی، شیخ نجم ­الدین کبری، سید امیر کلال، خواجه الله یار صوفی، خواجه عبیدالله احرار و ... است. در طول دوره معاصر نیز، به­ رغم سلطه روسیه تزاری و سپس کمونیسم، تصوف جایگاه سنتی خود را از دست نداده و حتی در نخستین سده­ های قرن بیستم، به­ مثابه نیروی بسیج کننده تحت فرماندهی برخی از باسماچیان مانند جنیدخان درآمده است.

   نظام برنامه ریزی متمرکز اتحاد شوروی و سیاست های کمونیستی نتوانست تصوف را از گردونه خارج سازد و علاوه برآن، دوران استقلال جمهوری­های آسیای مرکزی با اقتضائات خاص دوره گذار، خلاء ایدئولوژیک و هویتی ناشی از فروپاشی، در کنار معضلات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، یکی از مناسب­ ترین بسترها را برای تجدید حیات تصوف فراهم کرد.

  بدین ترتیب، آسیای مرکزی، یک ­بار دیگر به عرصه رونق تصوف و اقبال عمومی نسبت به این آموزها تبدیل شد. عرصه­ ای که به تواتر شاهد اعلام وجود فرقه ­ها، خانقاه ها و مشایخ پیر و جوانی بود که هریک به طریقی در پی جلب مریدان و پیروان خود بوده ­اند. اما اتفاق جدیدی که در این مقطع در حیات دینی آسیای مرکزی روی داده است، تفاوت محسوس در کیفیت تصوف معاصر با نمونه­ های تاریخی آن است.

     به ­عبارت دیگر، علی­ رغم آگاهی نسبی مدعیان مذکور از آداب معاشرت و ظواهر طریقت­ های تصوف، به­ نظر می­ رسد که اشراف و آگاهی آنان نسبت به گنجینه معرفت و تجربه انباشته فضیلت در این نحله بسیار اندک و گاه مخدوش است. این اتفاق جدید، می­ تواند مرحله عطف جریان تصوف در حیات جوامع اسلامی را رقم زده و زمینه تحولات خواسته و ناخواسته ­ای را فراهم کند.

  در دوره جدید، رهبران و گروه­های مختلفی در آسیای مرکزی اعم از «ابراهیم حضرت» در بووایده ازبکستان (صوفی نقشبندی با وجه ­ای کاریزماتیک)، «شیخ عصمت الله» در قزاقستان (رهبر گروه صوفی جهریه که میراثی مرکب از آموزه ­های یسویه و قادریه را ارائه می­ دهد)، «شیخ ظهورالدین غوری شهریخانی» یکی دیگر از چهره ­های بانفوذ نقشبندیه در ازبکستان، «اسماعیل عبدالوهاب زاده» در دوشنبه تاجیکستان (که به ­عنوان صوفی قادریه شناخته می شود)، «شیخ قربانعلی» در قزاقستان، «حاجی اسماعیل پیرمحمدزاده» نقشبندی در تاجیکستان، «داوودخان غوری آرتیکف» در نمنگان و ... قابل اشاره هستند.

   بنابه گزارش الکات، احیای صوفی­ گری در این منطقه به دو روش آغاز شده است: یکی به ­شکل جنبش ­های سیاسی فعال و دیگری در قالب نفی آگاهانه مشارکت سیاسی. رهبری گروه حامی فعالیت سیاسی را داوودخان غوری آرتیکف در نمنگان و «ادیل خان» در اندیجان بر عهده دارند و نفی فعالیت سیاسی نیز روش ابراهیم حضرت و پیروانش است. پرداختن به جزئیات جریان­ های جدید تصوف در آسیای مرکزی مجال فراخ ­تر و فرصت مفصل ­تری می­ طلبد. اما جنبه مورد توجه در این متن، وجهی از جریان اخیر است که تاکنون کمتر مورد توجه واقع شده و آن، هم­ نشینی خزنده بسیاری از آموزه­ های مطرح شده در این جریانات با باورهای سلفی و گاه تکفیری است.

   همان­طور که اشاره شد، تصوف در آسیای مرکزی از سال­ها قبل به ­عنوان یک موضوع مطالعاتی جدی در مراکز فکری غربی به وجود آمده است. شاید همزمان با همان دوره ­ای که مشخص شد، تنها رقیب رهبران سیاسی منطقه و تنها نیروی موجود که قابلیت ایجاد نظام سیاسی-اجتماعی متفاوت را دارد، اسلام و اسلام سیاسی است.

    بدین ترتیب، تأثیرگذاری و جهت­ دهی به این جریان پرقدرت نیز به عنوان سیاست اجرایی دولت­ های ذینفع در تحولات آسیای مرکزی عینیت یافت. در این میان، تصوف، دارای بیشترین قابلیت برای سازمان­دهی نیروهای خود و با ظرفیت بسیج کنندگی متمایز است که در کانون توجه بازیگران منطقه­ ای و فرامنطقه­ ای قرار گرفت. اما برای محقق شدن تمام و کمال ظرفیت سیاسی و تأثیرگذاری اجتماعی تصوف، روحیه مدارا و قروتنی ذاتی متصوفه کافی نبود. قدرت جذب و نفوذ سریع تصوف، ساختار سلسله مراتبی و نظام تبعیت در طریقت­ ها، حسن شهرت سنتی این جریان و ...، جملگی نشان از ظرفیت قابل توجه بسیج ­کنندگی نیروهای اجتماعی در متن تصوف دارد که از نگاه ذینفعان، برای بالفعل شدن حداکثری این ظرفیت­ ها می بایست آن را از ویژگی «مدارا» تهی کرده و به ویژگی «تکفیر» و «سلب غیرخودی» تجهیز نمود.

     در سال­های اخیر، گسترش و نفوذ جریان­ های سلفی و وهابی در آسیای مرکزی بر کسی پوشیده نیست. جالب این است که برخی از رهبران صوفی منطقه نیز دوره­ های آموزش دینی خود را در کشورهای غیر آسیای مرکزی مانند پاکستان گذرانده و یا تجربه همزیستی در کشورهای مهد وهابی­گری را از سر گذرانده­ اند.

   اخیرا در بین پیروان طریقت­ های صوفیه در آسیای مرکزی، چه در پوشش ظاهری و چه در رفتار و سلوک اجتماعی، نشانه­ های مشخصی از تغییر دیده شده است. تغییراتی در رفتار پیروان متصوفه که در بیشتر مواقع، مورد اعتراض پیروان سلفی و وهابی نیز واقع نمی شود . علاوه بر این، رقابت­ های درون گروهی و میان گروه­ های مختلف تصوف در منطقه نیز بر شدت بروز این سلوک جدید افزوده است. رهبران متصوفه در گروه­ها و طریقت­ های مختلف، غالبا، خود شدیدترین انتقادها را نسبت به یکدیگر وارد کرده ­اند و بیشتر هجمه­ ها (که گاه در قالب اهل بدعت خواندن و گمراه دانستن از طریق صحیح اسلام نمایان شده است) از سوی خود این رهبران به سایر صوفی­ ها عینیت یافته است.

  شرایط مذکور، همان فضایی است که در قرابت بسیار نزدیک با شیوه و منش جریانات افراطی و حتی تکفیری قابل طبقه بندی است. بدین­ ترتیب، به ­نظر می­ رسد که به­ تدریج شاهد ظهور سلفیت و وهابیت در پوسته تصوف خواهیم بود که لازمه مقابله با آن، همان­طور که اشاره شد، تلاش برای کیفی­ سازی جریان تصوف در کنار حفظ شیوه­ های معاشرت سنتی، تعمیق آموزه ­های معرفتی آن و آگاه­ سازی رهبران متصوفه آسیای مرکزی از تجربه انباشته فضیلت در این نحله پرطرفدار است. هدفی که در قالب دیپلماسی مناسب و به ­موقع، می­ تواند به ­عنوان زمینه همکاری نهادهای جمهوری اسلامی ایران و نهادهای مستقر در جمهوری­های آسیای مرکزی نیز متبلور شود.

*بهروز قزل دانشجوی دکتری علوم سیاسی در دانشگاه تهران است

 

 

مطالب مرتبط:

اعتراض به اظهارات اسلام‌ستیزانه شهرداربایرن آلمان

ا

سراج الحق:دولت با توهین کنندگان به پیامبر مثل ترور

سلسله مباحث بدعت از نگاه دین / بدعت در آیات قرآن و

سیاست های دولت ترکیه بر علیه اوجالان و مردم کرد شک

ا

معلم بازنشسته پس از تصحیح نامه ترامپ : افتضاح بود!

وزیر دفاع قطر:ایران و آمریکا رابطه برقرار می کنند

سخنان تهدیدآمیز وزیر دفاع یونان علیه ترکیه

پارلمان اتریش استفاده از برقع را ممنوع کرد

رویترز: پسر ابوبکر البغدادی در شهر حمص کشته شد

نوشتن دیدگاه


آخرین تحلیل ها و مقالات

نظرات کاربران

کانال تلگرام اساس نیوز