b_300_300_16777215_10_images_asiacent.jpg

اساس: آسیای مرکزی که شامل پنج کشور ترکمنستان ،تاجیکستان ،ازبکستان ،قزاقستان و قرقیزستان است در دو دهه اخیر به یکی از مناطق مهم و استراتژیک دنیا تبدیل شده است .

منابع سرشار نفت و گاز این منطقه در کنار موقعیت غیر قابل قیاس آن در جوار مناطق و کشورهای مهم این منطقه را به کانون توجه قدرتهای جهانی تبدیل کرده است .
در یک دهه اخیر علاوه بر موارد مذکور پدیده ای بنام رشد افراط گرایی دینی در آسیای مرکزی تحلیل گران منطقه ای را به سمت تحلیل این شرایط سوق داده است .در این چارچوب سوال مهم در رابطه با این پدیده این است که چرا این منطقه به عنوان یکی از اهداف فعالیت گروه های افراطی تبدیل شده است . مجتبی نوروزی یکی از تحلیل گرانی است که در مقاله خود تحت عنوان زمینه های هویتی گرایش مردم آسیای مرکزی به افراط گرایی به بررسی این شرایط پرداخته است .
وی اعتقاد دارد ،نگاهی به صحنه اجتماعی آسیای مرکزی در سال های پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سه ویژگی مهم را عیان می سازد:
. نخست، گرایش عمیق و ذاتی به دین و پدیده های مذهبی. مردم این مناطق که به قدمت تاریخ خود همراه با هویت مذهبی زندگی کرده بودند به مدت بیش از هفت دهه با سرکوب جدی تمام مظاهر دینی مواجه بوده اند. لذا فروپاشی حکومت کمونیستی به منزله فوران حس مذهب گرایی و دین خواهی در سراسر این منطقه بود موضوعی که هیجانات ناشی از آن هنوز پس از گذشت بیش از دو دهه ادامه دارد و مردم گرایش دینی خود را به صورت جدی حفظ و حتی تقویت کرده اند.
دوم، به رغم این احساسات سرکوب شده، اطلاعات و سواد مذهبی مردم در سطحی بسیار پایین تر از سایر کشورهای اسلامی قرار دارد که این موضوع خود ریشه در همان سرکوب حکومت شوراها دارد. لذا هیجان آزاد شده مردم با نوعی سردرگمی جدی مواجه بوده است.
سوم، توده های مردم این مناطق عمدتا در سال های پس از فروپاشی تا به امروز با فقر گسترده به واسطه فقدان منابع یا عدم توزیع درست آن مواجه بوده اند. لذا ما در حال حاضر با خیل عظیم جوانانی مواجه هستیم که باورهای دینی به صورت عمیقی در ایشان نهادینه شده است، باورهایی که همراه با معرفت عمیقی نیست و زندگی در فقر گسترده و عوامل دیگر امکان دین پژوهی جدی را از ایشان سلب کرده است.
از سوی دیگر در تمام این سال ها سه جریان جدی هویت ساز تلاش کرده است در شکل دادن به مفاهیم اساسی زندگی در بین نسل نوظهور این منطقه نقش ایفا نماید.
 نخست، حکومت هایی که با وجود تفاوت های جدی در مشی حکومتی در امتداد میراث استبدادی حکومت کمونیستی اشتراک فراوان داشته و دارند. همچنین تمام این حکومت ها پس از گذراندن دوران استقرار و تثبیت با مساله ای به نام هویت ملی مواجه بوده اند و تلاش کرده اند هر یک به نوعی پاسخی مطابق با شرایط خود به شکل گیری هویت ملی بدهند. در این بین تنها نقطه اشتراک مسیرهای متنوع شکل دادن به هویت ملی در این کشورها بی توجهی به عامل هویت ساز دین بوده است. که خود طیف گسترده ای از بی توجهی تا تقابل را در بر می گرفته است. لذا این بی توجهی و تقابل در برابر آن هیجان گسترده آزادشده نوعی سرخوردگی هویتی را موجب شد.
 دوم، جریان غرب گرایی که تلاش داشت تا در منطقه ای که برای دهه ها دور از دسترسش بود با ترویج فاکتورهای فرهنگی و هویتی خود جای پای خود را تثبیت نماید. این فاکتورهای هویتی طیف گسترده ای از آزادی های فردی، تفریحات غربی و ارزش های اجتماعی نظیر دموکراسی را شامل می شد.
فاکتورهایی که برخی از آن ها به طور جدی در تقابل با باورهای سنتی مذهب گرا قرار می گرفت. تقابلی که در طول زمان و به واسطه فعالیت جریان سوم عمیق تر شده و نوعی هویت مقاومت جمعی را در برابر ارزش های غربی دست کم در بین توده های ساکن در مناطق دور از مرکز موجب شده است. سوم، جریان وهابیت سلفی که با استفاده از ابزار اقتصادی و سوء استفاده از حس دین گرایی عمیق مردم این مناطق تلاش نمود تا تفسیر خود از مذهب را در این منطقه گسترش دهد. تلاش و تفسیری که بیان جزئیات آن فرصتی فراخ می طلبد. به عبارتی در برابر چشمان بی تفاوت و بعضا راضی نخبگان حکومتی دو جریان دیگر مانند دو لبه یک قیچی عمل کرده و تنها راه گریز جوانان این مناطق را پیوستن به گروه های افراط گرا تصویر نموده اند. راه خطایی که در بسیاری از موارد از سر دین خواهی مخلصانه و در پاره ای موارد از سر ناچاری جوانان مذهب گرای دین ناشناس این مناطق را جذب خود کرده است.
اگر بخواهیم با عباراتی ساده تر و با بیانی خلاصه تر مباحث فوق را تشریح نماییم باید بگوییم که در آسیای مرکزی مردم و بخصوص جوانان گرایش زیادی به سمت دین و آموزه های دینی دارند .اما این گرایش یه علت عدم ارائه تعالیم اصیل اهل سنت به شکل منطقی با سوء استفاده گروه های افراطی دینی مواجه شده است .جریانات تندرو و سلفی گری با استفاده از پشتوانه های مالی غیر قابل انکار خود از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس با سرمایه گذاری هنگفت بر روی تبلیغ برداشت خاص خود از دین باعث شده اند، آسیای مرکزی به عنوان یکی از کانونهای بالقوه افراط گرایی در دنیای اسلام تبدیل گردد.
حاکمان مستبد این منطقه نیز که به علت گرایشهای فکری باقی مانده از دوران سلطه کمونیست ها نگاه مثبتی به دین و فعالان دینی ندارند .این حاکمان از طرف دیگر فعالان دینی را مهم ترین رقیب خود در آینده می دانند .بر اساس همین نگرش نیز بدترین محدودیت های ممکن را بر فعالیت های اسلامی اعمال می نمایند .
نتیجه نهایی این شرایط هم این است که مردم آسیای مرکزی که قریب به اتفاق آنها از اهل سنت حنفی هستند از یک طرف در دریافت آموزه های اصیل اهل سنت با مشکلاتی مواجه بوده و باورهای افراطی بنام باورهای اهل سنت در بین آنها تبلیغ می گردد.
از طرف دیگر نیز مردم این منطقه از طرف دولت های خود نیز با چالش هایی مواجه بوده و دولتهای حاکم بر این منطقه به بهانه مبارزه با افراط گرایی بر زندگی عادی مردم محدودیت های زیادی را تحمیل می نمایند .

مطالب مرتبط:

آتش زدن مسجدی برای دومین بار در استرالیا

اهتزاز پرچم داعش روی خودروهای ارتش افغانستان / عکس

پرتاب کفش بسوی حکمتیار در مسجد جامع هرات

وقوع انفجار تروریستی در جنوب بغداد/۲۱ نفر کشته و ز

اعلام زمان راه اندازی قطار سریع السیر مکه به مدینه

جنجال دختری با دامن کوتاه در عربستان

به آتش کشیده شدن 23 اتومبیل در استانبول

ا

اکران انیمیشنی از اولین موذن اسلام در آمریکا

شیخ محمود نقشبندی مجددی خالدی اوفی، رهبر طریقت نقش

نوشتن دیدگاه


آخرین تحلیل ها و مقالات

نظرات کاربران

کانال تلگرام اساس نیوز

تبلیغات