b_300_300_16777215_10_images_akhlaghdiin.jpg

اساس نیوز،عبدالرحمن سجادی : در روز گذشته یادداشت کوتاه عبدالجبار رفاعی تحت عنوان "دین به مثابه ی یک تهدید" را در یکی از سایت های اهل سنت مطالعه کردم .نویسنده در این تلاش کرده است دین و باورهای دینی را به مثابه یک تهدید بالقوه برای جامعه معرفی کند.

در این متن ابتدا متن ایشان را آورده و پس از آن تلاش می کنیم به برخی از رگه های فکری نامناسب بیان شده در این متن بپردازیم .

"  بسیاری از متدیّنان درد و دغدغه‌ی دین ندارند و متأسّفانه نیازهای اساسی خود که دین از عهده‌ی آن بر می‌آید را به دین عرضه نمی‌کنند، بلکه در تلاشند تا روش‌های مختلف دین‌ورزی و شکل‌دهی به افکار و توصیف های گوناگون خود از وقایع را بر دین تحمیل کنند؛ به‌گونه‌ای که همخوانی تامّ و تمامی با روحیات شخصی، محیط زندگی و فرهنگی که با آن خو گرفته‌اند دارد و آن استنباطها، امیال و آرزو اندیشی‌های خود را که در اغلب موارد دین با آنها بیگانه است را به نام دین، نه برداشت و قرائتی از دین، به  عموم مردم معرّفی می‌کنند.

دین پتانسیل آن را داراست که تبدیل به تهدیدی ویرانگر برای جنبه‌های گوناگون زندگی فردی و جامعه بشود که هر لحظه بیم آن برود که کیان فرد و اجتماع را به خطر بیندازد.

چنانچه در بن و بنیان اندیشه‌ها و برداشت از متون دینی، توجّه به روح و سلوک معنوی، اخلاق و زیباییها گنجانده نشود، دین به خطرناکترین پدیده‌ای  تبدیل می‌شود که قابلیّت آن را داراست، اساس جامعه‌ی بشری را به سوی ویرانی و تباهی ببرد؛ زمانی که دین از مسیر درست و طبیعی خود خارج شد و به مسائلی پرداخت که در توانایی او نیست؛ اموری که گره گشایی و حلّ آنها تنها از عهده‌ی خرد آدمیان، مجموعه‌ی تجارب بشری و علوم و معارف جدید بر می‌آید، بار سنگینی بر دوش دین نهاده‌ایم که نه تنها نمی‌تواند آن امور را سامان دهد و در راستایی گسترش و پیاده کردن آنها در تلاش باشد، بلکه در جهت متزلزل کردن پایه‌های آن موارد و به تحلیل بردنشان گام بر می‌دارد.

در این صورت دین به جای اینکه گره‌گشا از فلسفه‌ی وجود باشد و ضامن زندگانی معنوی و اخلاقی و درصدد ارضای حسّ زیبایی‌دوستی انسانها به مشکل بزرگی تبدیل می‌شود که عقل را پر ایشان می‌گرداند و خلاف انبوه تجارب آزمون‌شده‌ی بشری عمل خواهد کرد که آثار مرگبار و اعمال ترسناک ناشی از این رویکرد را در دنیایی کنونی نظاره‌گریم."

نقدها یادداشت

  یادداشت فوق با یک مقدمه صحیح آغاز شده است .اینکه برخی از افراد تلقیات شخصی خود را بنام دین به جامعه قالب می کنند، مساله ای درست است.اصولا یکی از مشکلات جامعه اسلامی این است که برخی از افراد و گروه ها بدون درک درست از فلسفه و ماهیت دین اسلام، با تکیه بر مطالعات محدود خود در زمینه های حساسی مثل ایمان و کفر فتوا می دهند.ثمره این سطحی نگری همین شرایط کنونی امت اسلامی است.

  اما مهم ترین اشکال یادداشت فوق در سطرهای نخست، این است که بجای اینکه افراد سطحی نگر را در جامعه تعداد اندک شماری قلمداد کند ،تاکید می کند که بسیاری از افراد متدین در اصل دغدغه دین ندارند.این بیان قدری بی انصافی به دین داردان و علمای جامعه است.

   فرضیه دوم عبدالجبار رفاعی این است که دین با توجه به ویژگی هایی که دارد،پتانسیل تبدیل شدن به تهدید ویرانگر را برای جنبه های گوناگون زندگی فردی و جامعه دارد.به عبارت ساده تر، نویسنده بیان می کند که دین و دین داری برای جامعه یک زنگ خطر بزرگ است .این بیان از یک زاویه صحیح است.مثال روشن این ادعای نویسنده ،رفتارهای غیر انسانی گروه خشونت طلب داعش است .این گروه در سال های گذشته بنام دین و دفاع از ارزش های دینی، مروج خشونت،قتل و عام و برادرکشی در جامعه بود.اما آیا می توان با عنایت به این کج فهمی ها و کج اندیشی ها یک قاعده کلی صادر کرد و نتیجه گرفت که دین بطور کلی ظرفیت تبدیل شدن به عامل ویرانی جامعه را دارد؟

آیا ویرانی قوم مغول در قرون گذشته یا جنایات هیتلر در جنگ جهانی دوم یک حرکت دینی بود؟

برداشت درست در این مقوله این است که بگوییم فهم نادرست از دین می تواند جامعه را به سمت آشوب و ویرانی هدایت کند .جامعه ممکن است با رواج هر گونه تفکری به سمت ویرانی یا توسعه حرکت نماید .حال ممکن است این تفکر دینی باشد یا اینکه غیر دینی.

بنابراین ما نمی توانیم صرفا دین و آموزه های دینی را به عنوان پتانسیل های مخرب جامعه ذکر نماییم.

    فرضیه سوم نویسنده یادداشت فوق الذکر این است که بدون توجه به اخلاقیات وسلوک رفتاری، دین می تواند خطرناک ترین پدیده مخرب جامعه باشد.ایراد اساسی این فرض این است که دین و اخلاق را دو مقوله جدا از هم ارزیابی کرده است .

در نقد این فرض باید گفت که دین و بویژه اسلام بر مبانی اخلاقی استوار شده است.مگر پیامبر ما نفرمودند که من برای تکمیل مکارم اخلاقی مبعوث شدم.تاکیدات مکرر نبی مکرم اسلام و خداوند متعال در قرآن بر رعایت اصول اخلاقی نیز تایید کننده این ادعای است .بنابر این تلاش برخی از تفکرات برای جدا کردن مرزهای اخلاق از دین یک رویه غیر منصفانه است .

   یک برداشت انحرافی که در بین برخی از طیف های فکری در جامعه رسوخ کرده است، این اعتقاد است که اولویت مهم برای انسان  در زندگی ،رعایت اصول و چارچوب های اخلاقی است و رعایت قواعد فقهی و شرعی در مرحله دوم از اهمیت قرار دارد.به عبارت ساده تر، اینکه یک مسلمان نماز بخواند یا نخواند مهم نیست . مهم این است که به اصول اخلاقی به عنوان ارزش های کلی انسانی پایبند باشد.

این عقیده و بینش بر خلاف ظاهر تمیز و شیک آن برای جامعه اسلامی بسیار خطرناک است .باور به این قبیل تفکرات جوانان ما را به دین گریزی سوق خواهد داد.بر اساس این برداشت منحرف، اخلاق و اصول اخلاقی در راس همه امور قرار دارند و حتی دین هم در ردیفی پایین تر از آن قرار دارد.

  اما بر خلاف این باور باید گفت که دین و بویژه اسلام اخلاق و اصول اخلاقی را در زیر مجموعه خود جای داده است و امکان ندارد یک مسلمان اصیل به اصول اخلاقی مثل راستگویی ،عدالت ،رعایت حقوق هم نوع و ...پایبند نباشد .

در نهایت باید گفت که برخی از طیف های فکری سعی می کنند که اخلاق و دین را در برابر هم قرار داده و این برداشت را به جامعه القاء نمایند که اصل مهم و لازم برای داشتن جامعه ای سالم و مترقی، دین داری نیست و صرفا با رعایت اصول اخلاقی و انسانی می توان به سعادت دنیوی نائل آمد.

اساس نیوز :این یادداشت از طرف یکی از برادران کرد برای ما ارسال شده است.اساس نیوز آماده انعکاس دیدگاه های دیگر در این زمینه است .

 

مطالب مرتبط:

پاریس؛ میزبان نمایشگاه «گنج‌های اسلام در آفریقا»

اکران نخستین فیلم سینمایی عربی در عربستان

یک تیم فوتبال صهیونیستی نام خود را به ترامپ تغییر

تظاهرات زنان هندی در اعتراض به دخالت دولت و وضع قو

ناپدید شدن ۱۰ هزار کودک پناهجو در اروپا

ممنوعیت پوشش حجاب در مدارس تایلند

قدس در انتظار همت اسلامی

افزایش نگرانی ها از احتمال حمله تروریستی مجدد داعش

سرکرده طالبان افغانستان در ولايت قندوز دستگیرشد

ا

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین تحلیل ها و مقالات

کانال تلگرام اساس نیوز