b_300_300_16777215_10_images_6564664120.jpg

Asasnews:رسانه ها در بخش ها و اشکال مختلف، یکی از ارکان غیر قابل انکار زندگی امروز هستند. در سیر سریع تحولات زندگی مدرن،هر روزه بخش قابل توجهی از جامعه، به رسانه ها مراجعه کرده و پیگیر اخبار و رویدادهای مهم جامعه هستند .به بیانی ساده تر رسانه به یکی از اعضای خانواده ها تبدیل شده است .

مطبوعات به شکل خاص و رسانه های جمعی به شکل عام ،یکی از عوامل موثر در اصلاح و ترمیم امور جامعه هستند.رسانه ها و خبرنگاران مانع اصلی در برابر سوء استفاده های اصحاب قدرت هستند و بر اساس همین جایگاه، تلقی عموم صاحب نظران این است که تصور دموکراسی بدون فعالیت رسانه های مستقل و آزاد غیر ممکن است .

فساد اقتصادی در جامعه ای رشد می کند که رسانه ها یا مرعوب حاکمان شده یا مجذوب پیشنهادات اغواء کننده اصحاب قدرت می گردند. بر اساس شرایط مذکور فعالیت رسانه های منتقد، بهترین پادزهر برای حفظ سلامت دستگاه اداری و سیاسی است .

   در تاریخ معاصر، نسل جدید رسانه های منتقد، در ایالات متحده آمریکا همزمان با وقایعی مثل جنگ ویتنام و رسوایی واترگیت پا گرفت.در این رویدادها خبرنگاران و فعالیت های رسانه ای ، جریانات امور را به مسیری کاملا متفاوت هدایت کردند.به بیانی ساده تر رسانه ها در این دو واقعه تصمیم سازان اصلی بودند.از این زمان بود که انتقاد رسانه ای به یک رویه معمول در کنش گریهای رسانه ای تبدیل شد .

  به مرور زمان و با توجه تاثیرات شگرف رویه انتقادی رسانه ها در جامعه، بخش قابل توجهی از خبرنگاران و فعالان رسانه ای با ورود در این فضا، تلاش کردند اعتبار فعالیت های حرفه ای خود را افزایش دهند.اما در دو دهه گذشته،انتقاد رسانه ای در برخی از اوقات ،در مسیری متفاوت وارد شده است .بخش قابل توجهی از صاحب نظران رسانه در امریکا، اعتقاد دارند که در شرایط فعلی برخی از عملکرد های رسانه ای در کشورهای غربی نه تنها به قوام و پایداری دموکراسی یاری نمی رسانند، بلکه به مهم ترین مانع تثبیت دموکراسی و چابکی دولت ها در خدمت رسانی به جامعه تبدیل شده اند .(کتاب مبانی کاربردی خبر)

  این گروه اعتقاد دارند که هر چند عینک شک و تردیدی که رسانه ها بر عملکردهای مسئولان گذاشته اند ،برای حفظ سلامت سیستم اداری ضرورتی حیاتی است، اما زمانی که مردم جامعه هر روزه بصورت سیل آسیا در معرض اخبار منفی در مورد عملکرد دولتمردان خود قرار گیرند،به مروز بی اعتمادی و یاس بر شهروندان غلبه پیدا می کند.در این شرایط انتقاد رسانه ای به سیاه نمایی رسانه ای تبدیل می گردد.

   یاس و ناامیدی اجتماعی در کنار عوارض منفی جامعه شناسانه، یک تاثیر محسوس رسانه ای نیز در پی دارد .مهم ترین تاثیر منفی سیاه نمایی رسانه ای دلزدگی مخاطبان از رسانه ها و اخبار روز است .زمانی که مردم از رسانه ها صرفا اخبار سیاه و ناامید کننده دریافت کنند بعد از مدتی از فضای خبر دور شده و بی خبری را به زندگی در شرایط اضطراب خبری ترجیح می دهند.

نمود عینی این شرایط در سردتر شدن بازار اخبار شبکه های اجتماعی و محیط هایی مثل تلگرام در کشور ما در یک سال اخیر است .در چند سال گذشته در نتیجه ضعف و شکاف های محسوس فضای گردش مناسب و موجه اطلاع رسانی در کشور، شبکه های اجتماعی و گروه ها و کانال های ایجاد شده در بستر آنها به مهم ترین مجاری خبر رسانی تبدیل شدند.در فضای جدید ،انتقال سریع اخبار و رویدادها و حذف دروازه بانی خبر از نقطه وقوع تا ارسال آن به شهروندان، از جمله مزیت هایی بود که به سرعت جای مکانیسم های جدید خبررسانی را در کشور محکم تر کرد .

 در این شرایط کنش نامناسب مسئولان امر در زمینه تعامل و مدیریت فضای جدید خبررسانی و لجبازیهای اجتماعی که در این گونه موارد غالبا از مردم سراغ داریم، باعث شد که یک سرگشتگی خبری در جامعه ایجاد گردد.اما ورود برخی از فضاها و محافل سیاسی مغرض در این فضا زمینه های دلزدگی مردم را از این فضا فراهم کرد .

مردم جامعه ما تا زمانی که ذهنیت شان این بود که ابزارهای جدید خبررسانی وسیله ای برای اطلاع بدون روتوش از رویدادها در اسرع زمان است، به سرعت با امواج اجتماعی آن همراه شدند.اما زمانی که سیاه نمایی برخی از جریانات هدایت شده، تشدید و گسترش پیدا کرد به تدریج دلزدگی اجتماعی را در بین مردم ایجاد کرد .

اشتباه بزرگ کانال ها و گروه هایی که در یکسال گذشته در فضای مجازی اقدام به سیاه نمای مطلق از شرایط کشور کرده اند این است که تصور کردند با توجه به علاقه ذاتی مخاطبان به مسائل چالشی و انتقادی،با سوار شدن بر موج مطالبات و مشکلات می توانند مردم را با اهداف مد نظر خود همراه نمایند.

   البته در عالم واقعیت باید بگوییم که تصور این گونه مراجع تا آغاز سال 97 تا حدودی با واقعیت همراه بود و این محافل در سال گذشته توانستند با دمیدن بر خاکستر نارضایتی های اقتصادی و اجتماعی در کشور، ناآرامی هایی را در برخی از شهرها ایجاد نمایند .اما به مرور زمان حرکت مطلق بر مدار سیاه نمایی در کنار ایجاد سرخوردگی اجتماعی که هدف نهایی آمران و عاملان این گونه حرکت ها بود ،دلزدگی رسانه ای را در جامعه ایجاد کرد .ثمره دلزدگی رسانه ای کاهش اقبال مردم به اخبار منفی رسانه های سیاه نما بود .به علت همین دلزدگی است که دیگر حنای دعوت های این گونه رسانه ها به تجمعات خیابانی در جامعه رنگی ندارد.

در یک نگاه کلی ایجاد توازن و انصاف در گزارشگری امور جاری هم برای مطبوعات هم برای دموکراسی خوب و بر ثمر است .اطلاعات غلط و ناقص عامل مرگ زودهنگام یگ گزارش و کاهش اثرگذاری رسانه هایی است که سیاه نمایی مطلق را در دستور کار خود قرار می دهند .

    یکی از روزنامه نگاران شاخص آمریکایی در مقاله ای که در زمینه رویه مغرضانه و تخریبی برخی از رسانه ها و مطبوعات به نگارش در آورده است با اشاره به یک ضرب المثل معروف تاکید کرده بود که" هیچ کس رسانه هایی را که زیاد پارس می کنند، باور ندارد".

(برداشت از ضرب المثلی که می گوید سگی که زیاد پارس می کند ،گاز نمی گیرد )

  خبرنگار انتقادی در مفهوم اصیل و صحیح آن باید با تکیه بر منابع موثق و معتبر، مسائل را مورد نقد و ارزیابی قرار دهد.انتقاد از عملکرد مسئولان و دستگاه های اجرایی لازمه حفظ سلامت سیستم بروکراسی است .اما زمانی که این انتقاد جنبه سیاه نمایی مطلق پیدا کند، مخاطب باهوش قرن بیست و یکمی کنترل را گرفته و شبکه را عوض می کند .

عبدالقیوم شکاری مدرس دانشگاه و کارشناس مسائل رسانه

 

مطالب مرتبط:

مقام محلی آمریکایی: همه مسلمانان را بکشید و شهرهای

مسلمانان آلمان طی ۵ سال آینده ۴ برابر خواهند شد

اذعان یک روزنامه اسرائیلی به همکاری عربستان با اسر

اعدام ترکی بن سعود شاهزاده جنجال برانگیز سعودی

مولانا عبدالحمید: از فرصت دهه ذی‌الحجه حداکثر استف

مولانا عبدالحمید:دشمنان اسلام برای رسیدن به اهداف

وضعیت فجیع مسلمانان میانمار را فراموش نکنید

بی خانمان شدن پسر محمد علی کلی

داعش 45اسیر عراقی را درشهر حویجه اعدام کرد

نوشتن دیدگاه


آخرین تحلیل ها و مقالات

نظرات کاربران

کانال تلگرام اساس نیوز

تبلیغات