b_300_300_16777215_10_images_gunsilencer.jpg

Asasnews؛عبدالقیوم شکاری:رسانه های جمعی در عصر جدید با ابعاد و پیچیدگی های منحصر به فرد خود، به مهم ترین بازیگران افکارسازی عمومی تبدیل شده اند .

  از قرن پانزدهم میلادی که با اختراع صنعت چاپ در اروپا، تحولی شگرف در ثبت و انتقال علوم و دانسته های بشری ایجاد گردید، تا عصرکنونی که ارتباطات تاثیرگذار رسانه ای با میلیون ها بیننده تنها با یک گوشی هوشمند انجام می گیرد، رسانه ها در اشکال و ساختارهای مختلف یک کار ساده را انجام داده اند .این کار انتقال پیام از فرستنده به گیرنده است.

   بر اساس اهمیت عنصر انتقال پیام عبارتی که برای رسانه استفاده شد لغت Media به مفهوم رساندن است .پیچیدگی های فنی و علمی ایجاد شده در روش ها و مدل های انتقال پیام در دو قرن گذشته، شاخه مستقل و چندلایه ای علمی را بنام علوم رسانه ایجاد کرده است.در این بخش از معرفت بشری، صاحبان رسانه بدنبال راهکارهای نفوذ بیشتر بر ذهن ،رفتار وحتی الگوی زندگی مخاطب بوده و در نقطه مقابل، مخاطبان دغدغه مند در پی شناخت راهکارهای جریان سازیهای صوری در فضای رسانه ای هستند.

     در تئوریهای مدرن رسانه بر این مساله تاکید می شود که زمانی یک رویداد در رسانه ها به عنوان یک خبر یا گزارش مورد توجه قرار می گیرد که هم منافع فرستنده پیام در آن تامین گردد، هم برای مخاطبان جذابیت داشته باشد .مساله مهم در این فرضیه این است که برخی از ابررسانه ها از طرق و شیوه هایی مثل تکرار و برجسته سازی با ظرافت تمام در زمینه هایی که برای مخاطبان جذابیتی ندارد، ایجاد جاذبه می کنند.

یکی از تئوریهایی در تشریح عملکرد رسانه های مدرن مورد توجه قرار می گیرد ، نظریه "تزریق و گلوله جادویی" است .در این تئوری اعتقاد بر این است که رسانه ها بر اذهان و افکار مخاطبان تاثیر و کنترل مطلق دارند و با تکیه بر این توانایی می توانند مخاطب را به مسیرهای مد نظر خود هدایت نمایند .بر اساس این تئوری پیام رسانه ها مثل داروی داخل سرنگ به بدن مخاطبان تزریق می گردد.

 از نظر تاریخی هر چند این نظریه متعلق به مکاتب فکری نازیسم و فاشیسم در جنگ جهانی دوم بود ،اما امروز در حوزه عمل مشاهده می کنیم که رسانه های مدرن در فرایندی چند لایه، سمت وسوی افکار عمومی را به سمتی که خود مد نظر دارند، هدایت می کنند.

 افراد و جریاناتی که متوجه عمق این جریان سازیها هستند، در تقابل با آن به ابزارهای پرنفوذ اجتماعی مجهز نیستند.ناگزیر در برابر این جریان سازیها سکوت پیشه می کنند.در نظریه "مارپیچ سکوت" تاکید     می گردد که در عصر حاضر تحت تاثیر فضاسازیهای رسانه ای برخی از مسائل مورد پذیرش عام قرار    می گیرند و فرد یا افرادی که با این پذیرش مخالفت دارند، چاره ای جز سکوت ندارند.این سکوت کنترل و سلطه رسانه های غالب را بر فکر و ذهن مخاطبان افزایش می دهد.

رسانه ها ابزارهای جنگ روانی

  عبارت های جنگ روانی یا جنگ نرم به مجموعه اقدامات و برنامه ریزی های غیر نظامی که هدف آن  تغییر فضای فکری و فرهنگی یک یا چند جامعه است اطلاق می گردد.در این قبیل اقدامات علاوه بر تغییر رفتار ملت ها، تغییر رفتار دولت ها نیز هدف قرار می گیرد.در غالب موارد جنگ روانی و عمدتا رسانه ای، در چند مرحله برنامه ریزی شده و اجرا می گردد .در این شرایط به آن عملیات روانی گفته می شود .رسانه های چندلایه بزرگ دنیا از طرق تکنیک هایی مثل برجسته سازی ،کم رنگ کردن ،محک زدن مخاطب،ترویج شایعات،اغراق ،ترور شخصیتی، وپردازش دروغ های بزرگ تلاش می کنند زمینه های فکری مد نظر خود را در ذهن مخاطب ایجاد نمایند .

  مهم ترین هدف های رسانه ها از این قبیل فضاسازیها،مهیا کردن زمینه برای تامین اهداف دولت متبوع یا حامیان مالی خود است .ناامید سازی جامعه ،تلاش برای ایجاد و تقویت شکاف بین دولت و مردم و افزایش بی اعتمادی مردم به ساختار دولتی از جمله مهم ترین محورهای رسانه هایی است که در مسیر جنگ روانی حرکت می کنند.

جریان سازی اجتماعی و سواد رسانه ای

درک درست و به روز از اهداف پیچیده رسانه های مدرن، محتاج مجهز شدن افراد به سواد رسانه ای است .سواد رسانه ای درک و شناخت متکی بر مهارت است که بر اساس آن فرد بجای اینکه سریع تحت تاثیر جریان سازیهای رسانه ای قرار گیرد ، تلاش می کند به نیات نهفته انواع رسانه ها و تولیدات آنها برسد .

انتظار جامعه شناسانه این نیست که اقشار عادی جامعه مجهز به این سواد تخصصی باشند .اما انتظار از نخبگان و فعالان این حوزه این است که درکی عمیق تر از فضاسازیهای رسانه ای داشته باشند .

دلار و رسانه

مقصد و هدف این یادداشت از این مقدمه علمی و تئوریک ،تحلیل دو ستون اصلی دیپلماسی جدید آمریکایی است .این دوستون دلار و رسانه است .در دیپلماسی جدید آمریکایی دولتمردان نومحافظه کار این کشور تلاش می کنند با استفاده از دو اهرم دلار و جنگ روانی به اهداف مد نظر خود در سیاست بین الملل نائل گردند .

   این سیاست و راهبرد جدید از طیف متحدان سنتی آمریکا مثل اتحادیه اروپا ،کانادا و ترکیه آغاز شده تا دشمنان سنتی این کشور مثل روسیه ،چین و ایران را شامل می شود .در این راهبرد ایالات متحده تلاش می کند با اهرم های اقتصادی مثل تحریم و اعمال تعرفه های گمرکی طرف مقابل را به پذیرش شرایط خود مجاب نماید .

   بسترساز اجرای این سیاست، شبکه پیچیده رسانه ای است که با تاثیرگذاری  اجتماعی بر کشور مخاطب زمینه را برای به زانو درآوردن حریف آماده می کند.محور اصلی این گونه تقابل این است که با تحریک مردم و ایجاد نگرانی از آینده شرایط اقتصادی فشار افکار عمومی را بر دولت های مد نظر افزایش دهند.نمونه بارز این سیاست در ماه های اخیر مورد روسیه ،ترکیه ، ونزوئلا و ایران پیاده شده است .

بازی با نرخ ارز ملی کشورها و سوق دادن مردم به سمت خرید دلار از جنبه های عینی سیاست های جدید آمریکاست .مساله مهم در زمینه نحوه مدیریت ابعاد منفی این سیاست ها آگاه سازی افکار عمومی است .

ابعاد ویران کننده این سیاست را در شرایط خاص اقتصادی ایران و ترکیه در ماه های گذشته مشاهده کردیم .ایجاد فضای نگرانی در جامعه ،تلاش برای بی اعتماد کردن مردم نسبت به ساختارهای کلان کشور و نهایتا سوق دادن مردم به سمت اعتراضات مدنی از جمله پازل هایی است که رسانه ها آنها را کنار هم می چینند.

تاکتیک نهایی این راهبرد جدید، وارد آوردن فشار اجتماعی بر دولت های مد نظر برای تغییر سیاست ها در برابر آمریکاست .درک ابعاد پیچیده این راهبرد محتاج درکی عمیق رسانه ای است .در صورت فقدان این درک ممکن است فرد یا افراد در دام تحریکاتی بیافتند که نتیجه آن تحمیل هزینه های سنگین ملی بر اقتصاد کشورها باشد.

*عبدالقیوم شکاری ،مدرس دانشگاه و کارشناس مسائل رسانه

مطالب مرتبط:

مرگبارترین کشورهای جهان در سال 2016 (نمودار)

انتظار متقابل،احترام متقابل

ضرورت اسلام برای جوامع بشری

اعتراض فعالان مدنی اتریش به بستن شدن مساجد در این

می‌خواهند دولتی هوادار عربستان در قطر سرکار بیاورن

بیکاری و فرار مغزها معضل این روزهای "افغانستان"

پایان آمریکا و آخرین نئوکان

445 هندی در سیل اخیر این کشور کشته شدند

فرار 30 ایزیدی از چنگال داعش

نوشتن دیدگاه


آخرین تحلیل ها و مقالات

نظرات کاربران

کانال تلگرام اساس نیوز