b_300_300_16777215_10_images_Captu676776321re.jpg

اساس نیوز-روزنامه «yeniakit»: برای ما(مسلمان ها)هم سه چیز اهمیت بسیاری پیدا کرد: پول، پست-مقام و قدرت.

قدرتمندان ما نیز دیگر حق و حقوق نمی شناسند...

حق الناس را رعایت نمی کنند...

مال ما هم از بالا نگاه کردن را دوست دارند...

شیفته ی فخرفروشی و تفاخر هستند...

به تلفن جواب نمی دهند...

مال ما هم خیلی وقت است که هر کدام در سایه استخدام منشی مخصوص، راننده مخصوص، مدیر دفتر و محافظان شخصی فکر می کنند به شخصیتی منحصربفرد تبدیل شده اند.

تواضع و فرتنی را به دور ریختیم!

ما هم دچار وضعی شده ایم که تفاوت و برتری را نه در تقوا بلکه در "سمت و مقام" و مارک ها جستجو می کنیم...

به دنبال بندگی خدا نیستیم...

حرص پست و مقام را نسبت به بندگی خدا اولاتر کرده ایم...

ما هم غرب زده شده ایم!

بعد از طرز لباس پوشیدن، حالا روح و روان ما هم به بیگانگان شباهت پیدا کرده است.

"ما" اکنون "ما" نیستیم. ما خیلی وقت است که دیگر هیچ چیز نیستیم!

تلاش برای "اصلاح دین" که از سال 925 میلادی آغاز گردید ظاهرا تا اندازه ای به بار نشسته است...

ما را مثل خودشان کردند!

ببینید، از تفکر و توکل هم دست کشیدیم.از نظر طرز زندگی هیچ تفاوتی با لائیک ها نداریم: مد ما یکی شده است.

حال آن که در اعتقادات ما آیه ، حدیث، اجماع و قیاس وجود دارد و چیزی به نام مد وجود ندارد. مد چیزی نیست که برای همیشه ماندگار و درست باشد بلکه مد نامی است که به هوس های زودگذر داده می شود. عمر مد به قدری کوتاه است که حتی اوسکار وایلد که او را با خصلت ماجراجویانه اش می شناسیم نیز در مقابل آن تاب نیاورده و چنین نوشته است که:" چیزی که به آن مد می گویند آن قدر زشت است که هر شش ماه یک بار آن را تغییر می دهند".

حتی نوشتن چیزی به این سریع التغییری در کنار اسلامی که ابدی است به مثابه آب در هاون کوبیدن است.

در قدیم (روزهایی که فقیر بودیم) طرز زندگی مسلمانان دیندار فقط محدود به نیازهای اولیه ، بسیار ساده و بی آلایش بود. داشته های خود را قسمت می کردند و آن را در راه آخرت خرج می کردند. اما اکنون به روشی کاملا برعکس آن زندگی می کنیم...

کاملا مشخص است که از وقتی پولکی شدیم طرز زندگی ما تغییر کرد. پول ما را "دنیوی=سکولار" کرد. حالا دیگر دینداران پولدار هم دارای مد، مانکن، شوی لباس، ماه عسل ، تفرجگاه ها و مایوهای حجابی هستند.

قبلا ارزش ما به تقوا بود و اکنون به مارک!

یعنی بین تقوا و مارک گیر کرده ایم.

بویژه مسلمانان ثروتمند و دیندار بین تقوا و مارک تجاری در حال ازبین رفتن هستند.

بخاطر مد به قدری کارهای مشابه انجام می دهیم که تنوع در آن گم شده است.

در حالی که در دنیا هر پنج ساعت یک مغازه مک دونالد افتتاح می شود بعضی ها با شنیدن این که در ترکیه هر شش ساعت یک مسجد افتتاح می شود قیامت به پا می کنند. در شرایطی که در دنیا بعد از چای انواع کولا مصرف می شود؛ در شرایطی که کلمه انگلیسی "اکی" به معنی "باشد" در دنیا پرکاربرد ترین کلمه است؛ هر روز 110 هزار شلوار جین در دنیا به فروش می رسد؛ در شرایطی که کارت پستال هایی که به مناسبت های "روز مادر" ، "روز پدر" ، "روز ولنتاین" و غیره چاپ می شوند و حداقل در دویست کشور بصورت همزمان به تعداد میلیاردها به فروش می رسد و در شرایطی که همه انسان ها بصورت همزمان کتاب های مشابه را می خوانند و فیلم های مشابه را تماشا می کنند و به موزیک های مشابه گوش می دهند و ستاره های مشهور مشابه ای را دوست می دارند، چگونه می توان از تنوع صحبت کرد؟

در زمان های مشخص، جریان ها، فیلم ها و حتی اسباب بازی های مشخصی به اپیدمی تبدیل می شوند...

"روزهای مد" همانند "روز مادر"، "روز پدر" و "ولنتاین" را مسلمانان، مسیحیان ، یهودیان و بت پرستان دنیا در یک روز مشابه جشن می گیرند (درحالی که مسلمانان حتی بصیرت برگزاری مراسم دینی در یک روز مشابه را هم از خود نشان نداده اند) و مصرف گرایی را به شدت افزایش می دهد...

کودکانمان "میکی ماوس" والت دیسنی را بهتر از خویشاوندانشان می شناسند.

بطور خلاصه این که حرکتی شتابناک به طرف خواسته های "یک شخص" وجود دارد.

دیکتاتورهای قدیم برای همراه کردن مردم با خود به آنها اعمال فشار می کردند و خشونت بکار می بردند. دیکتاتورهای امروزی به روش های دیگر همان نتیجه را بدست می آورند. آنها انسان ها را به شکلی در می آورند که دوست دارند و به کارشان می آید اما این کار را درسایه تبلیغات و بدون بکار بردن فشار و خشونت انجام می دهند.

در قدیم پادشاهان و امپراطورها اگر می خواستند کشوری را اشغال نمایند اقدام به لشکرکشی می کردند و مدتی جنگ و خونریزی می شد. در این میان رفلکس دفاع از خود در مقابل اشغالگران وارد عمل می شد و مردم مقاومت می کردند. اما اشغالگران امروزی از طریق سیستم تبلیغاتی و دام مد، مغز انسان ها را چنان شستشو می دهند که با جان و دل تسلیم آنها می شویم. دیگر آنها انسان ها را هر طور که بخواهند شکل می دهند و این را هم طوری به ما می قبولانند که گویی خود ما چنین خواسته ایم.

بنجامین فرانکلین می گوید که خوشبختی دو راه دارد؛ یا باید خواسته هایمان را کاهش دهیم یا این که امکانات‌مان را افزایش دهیم..."

 

----انتهای مطلب----

 

ترجمه سرویس بین الملل اساس نیوز

مطالب مرتبط:

اجبار صدها دختر مسلمان در هند به گرویدن به آیین هن

ا

دستگیری یک باندجاسوسی در ایتالیا

ا

اعتراض هند به شرکت نخست وزیر کانادا در مراسم جدایی

ادامه استعفای مقامات ترامپ/سخنگوی کاخ سفید هم رفت

ادامه بی ثباتی در انتصابات ترامپ: رئیس دفتر رئیس ج

اعدام تعداد زیادی از سربازان و حشد الشعبی توسط داع

 

"داعش بزرگترین تهدید بعد از جنگ جهانی است"

محاصره غزه توسط اسرائیل باعث مرگ هزار فلسطینی شده

تبدیل ساختمان پلیس به مسجد در بیرمنگام انگلیس

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین تحلیل ها و مقالات

کانال تلگرام اساس نیوز