b_300_300_16777215_10_images_hadithNabawiCharif300x300.png

اساس نیوز: یکی از مهمترین علوم دینی و با ارزش ترین معارف اسلامی، علم حدیث (حدیث شناسی) است که با استفاده از قواعد آن می توان همه روایت های صحیح را از روایت های ناصحیح جدا نمود و در عین این که اقوال و افعال و تاییدات پیامبر اکرم (ص) در شکل ناب و اصیل خویش تجلی می یابند، هر آنچه رسوبات فرهنگ های جاهلی و حباب طوفان های علم زدگی است از سروته اسلام زدوده خواهد شد، و در نتیجه اسلام خالص، آنچنان که قرآن کریم بیان فرموده، و آنچنان که در شخص رسول خدا (ص) تبلور یافته است به جوامع بشری معرفی می گردد و شایان توجه است که این علم مانند بسیاری از علوم دیگر از ابتکارات خاص مسلمین به شمار می آید و وضع و تدوین قوانین علمی «روایت شناسی» قبل از اسلام هیچ گونه سابقه ای نداشته است و پیروان ادیان دیگر- چه حالا وچه قبل از اسلام- به علت شدت اعتقاد به قداست روایت های مذهبی، احدی جرات نداشته که از صحیح و ناصحیح آن ها بحث کند و قواعدی برای جدا کردن آن ها وضع و تدوین نماید.

 

اما دانشمندان اسلامی که تحت تاثیر آیه های قرآن، در هر چیزی همواره واقع بین وحق جو بار آمده بودند، تنها موقعی به قداست یک روایت مذهبی معتقد می شدند که با موازین سنجش روایت ها، صحت نسبت آن را به پیامبر اکرم (ص) ثابت می نمودند، به همین جهت از همان روزهای نخستین، دانشمندان اسلامی، به وجود علم الحدیث یعنی موازین سنجش روایت ها و محک صحت اقوال، احساس نیاز شدید کرده و تدریجا اصول وقواعد این علم را وضع و تدوین نموده و مورد استفاده قرار دادند و در هر عصر و زمانی تعلیم و تعلم قواعد آن در مدارس علوم دینی و همچنین تالیف کتاب و رساله و تحریر مسائل وضوابط آن در جوامع علمی بعنوان یکی از باارزش ترین معارف اسلامی معمول ومتداول بوده اند (1).

 

ولی در نیم قرن اخیر، که بر اثر ایجاد هیجان های شدید از مشاهده پدیده های صنعتی وغوغاهای فرهنگ عصر ماشینی، حرکت تحصیلات علوم دینی به کندی گرائید و برنامه تدریس معارف اسلامی به حد اختصار رسید این علم نیز مانند برخی از علوم مهم دیگر از برنامه مدارس حذف گردیده وتنها در دانشکده های الهیات ودر شهرهای بزرگ اسلامی- آن هم در سطح یک اسم و رسم- تدریس آن باقی مانده است و در نتیجه مسایل واصطلاحات این علم مهم برای اکثر مردم بیگانه و نامفهوم گشته است.

 

نوشتن حدیث در زمان پیامبر اکرم (ص)

پیامبر اکرم (ص) در سال های اول وحی از لحاظ احتیاط و جلوگیری از آمیختن حدیث وقرآن، نوشتن احادیث را – چه به صورت صحیفه وجزوه و هر کس برای خودش و چه به صورت کتاب و برای عموم ممنوع اعلام کرد و فرمود: «لا تکتبوا ومن کتب عنی غیر القرآن فلیمحه وحدثوا عنی ولاحرج» (2). یعنی: «از زبان من غیر از قرآن چیز دیگری ننویسید و اگر از زبان من غیر از قرآن چیز دیگری نوشته آن را پاک کند». حضرت ابو سعید خدری صحابی می گوید:«استاذنت النبی (ص) ان اکتب الحدیث فابی ان یاذن لی» (3). یعنی: «از پیامبر اکرم اجازه خواستم که احادیث را بنویسم پیامبر به من اجازه نداد».

 

اما بعد از آنکه اکثر آیه های قرآن نازل گردید و جمع کثیری آنها را حفظ کردند و آمیزش قرآن وحدیث جای نگرانی نبود، پیامبر اکرم اجازه داد افرادی، تعدادی از احادیث را به صورت صحیفه وجزوه به منظور کمک به حفظ احادیث، هر کس برای خودش بنویسند  و در این باره فرمود: « قیدوا العلم بالکتاب» (4). یعنی «با استفاده از نوشتن از گریختن علم ودانش جلوگیری کنید».

 

حدیث و سنت در خلافت ابوبکرصدیق (رض)

در عصر خلافت ابوبکر صدیق نیز مانند عصر پیامبر (ص) نخستین وسیله نقل و نشر احادیث روایت به وسیله زبان و حفظ آنها در سینه ها و در حافظه ها بود، برخی از صحیفه ها در دست صاحبان آنها باقی مانده و بعد از وفات آنها به دست وارثین می رسید و ابدا خبری از جمع کردن تمام حدیث و نوشتن همه آنها به صورت یک کتاب در میان نبود، اما چون ابوبکر (رض) نخستین کسی بود که بعد از پیامبر اکرم (ص) بر تمام مسلمانان امارت داشت و در قبول کردن حکم احادیث، مسئولیت به کلی متوجه او بود و پیامبر اکرم هم در قید حیات نبود که درباره صحت نسبت یک حدیث به وی مراجعت شود، به همین علت ابوبکر در قبول کردن حکم یک حدیث نهایت احتیاط را به خرج می داد (5).

 

حدیث و سنت در خلافت فاروق اعظم (رض)

حضرت عمر (رض) در راه احتیاط، از ابوبکر صدیق چند قدمی هم جلوتر رفت و در جهت حفظ و صیانت احادیث پیامبر (ص) از جعل و اشتباه و نشر آنها، به اقداماتی مبادرت کرد.

 

حضرت عمر برای قبول حدیث یک نفر مربوط به دعاوی، نه تنها شاهد ومتابع را می خواست بلکه اگر راوی مردی می بود و شاهد و متابعی را پیدا نمی کرد فاروق او را مجازات می نمود، از جمله ابوموسی در بیان علت برگشتن خود از منزل فاروق گفت: از پیامبر اکرم (ص) شنیده ام که فرمود: «اذا استاذن احدکم ثلاثا فلم یوذن فلیرجع» (6). یعنی: «هرگاه یکی از شما سه مرتبه اجازه ورود خواست و اجازه نیافت باید برگردد». فاروق گفت: «اگر کسی را پیدا نکنی که او هم این مطلب را از پیامبر(ص) شنیده باشد ترا مجازات میکنم» و ابوموسی به مجلس انصار شتافت و جوانی را به نام ابوسعید با خود آورد که بر صحت روایت او شهادت داد (7).

 

گردآورنده: عبا آخوند محمدنژاد

 

منابع:

1-کلید حدیث شناسی، حاج ملا عبدالله احمدیان، ص6.

2-علوم الحدیث دکتر صبحی صالح،ص 7.

3-صحیح مسلم،ج8،ص229.جامع بیان العلم، ج1، ص63.

4-جامع البیان، ج1، ص72. تقید العلم ص69.

5-علوم الحدیث صبحی صالح، ص14.

6-ارشاد ساری،ج9، ص142.صحیح مسلم، ج6، ص177.

7-تذکره الحافظ ذهبی، ج1، ص6.

 

مطالب مرتبط:

سوئد برای جنگ احتمالی با روسیه کتابچه آموزشی منتشر

عملیات نظامی ترکیه و تعادل قوا در سوریه

حذف قرآن از کتابهای درسی پاکستان

تشکیل «کمیته پیگیری مطالبات مردمی»

امام مسجد النبی:سریال های ماهواره ای عامل از هم پا

سنگ قبرهای دوران عثمانی؛ نشانگر هویت فرهنگی

کشته و زخمی شدن ۶۰ شبه نظامی طالبان در عملیات نیرو

اعمال فشار عربستان بر سومالی برای تحریم قطر

شلیک موشک توسط زیردریایی هسته ای انگلیس به واشنگتن

ا

نوشتن دیدگاه


آخرین تحلیل ها و مقالات

نظرات کاربران

کانال تلگرام اساس نیوز

تبلیغات