b_300_300_16777215_10_images_danger.jpg

اساس نیوز: «هویت های قومی چندگانه، با کلیدواژه هویت مذهبی مشترک در حال تراکم است. هویت مذهبی اهل سنت، تلاشی را آغاز کرده است تا قومیت های مختلف را زیر یک چتر گردآورده و تحت زعامت مشترک، به تألیف و تصریح توأمان منافع قومی و مذهبی بپردازد ... تلاش های رسانه ای، جریان سازی های اجتماعی و فرهنگی، فعالیت های سیاسی و تلاش های بوروکراتیک فراگیری (آگاهانه و یا ناآگاهانه) در حال تحقق است تا حدفاصل میان دو شکاف قومیت و مذهب را به حداقل برساند. شکاف هایی که مانند هر کشور دیگری، به خودی خود طبیعی و پذیرفتنی است اما در نتیجه تراکم و با تبدیل شدن به محرکی برای کنشگری تقابلی، دیگر، طبیعی و پذیرفتنی نخواهد بود ...» .

دکتر بهروز قزل*: ایران، کشوری با حضور اقوام و مذاهب مختلف است. ایران، به شهادت سیر تاریخی و تمدنی خود، گذرگاه واقعی گروه های متنوع نژادی و فرهنگی است. موقعیت جغرافیایی مابین دو دریا، واقع شدن در چهارراه تمدن های غرب و شرق، میزبانی ادیان و نظام های اندیشه­گی گوناگون و سیر پر فراز و نشیب خاندان های حکومتگر که هریک، نماینده جهان فرهنگی و تمدنی منحصر به خود بوده اند، همه و همه، ایران امروز را به عنوان میراث دار «فرهنگ امپراتوری» تعیین کرده است. «فرهنگ امپراتوری»، زمینه ای است برای فهم بنیان های تاریخی «هویت یگانه ایران» و چارچوبی مفهومی است برای درک پیچیدگی های چندگانگی فرهنگی، قومی و مذهبی این سرزمین. 

بر این اساس، چندگانگی فرهنگی و تکثر قومی-مذهبی، یکی از طبیعی ترین ویژگی های «هویت ایرانی» است. این وضعیت، آبستن فرصت های بسیاری است و ظرفیت های ناشی از آن، در بزنگاه های تاریخی دور و نزدیک و در مراحل عطف تمدنی، به خوبی خود را نمایان ساخته است. با این حال و به همان نسبت، این چندگانگی مطلوب، با تبلور شکاف های اجتماعی منبعث از آن، گاه و بی گاه، موجبات تنش و تلاطم اجتماعی را نیز فراهم آورده است. به عبارت دیگر، گاه، «چندگانگی» قومی یا فرهنگی، به سمت «چندپاره­گی» اجتماعی مایل شده و به اصطلاح جامعه شناسان سیاسی، موجب عینیت یافتن شکاف های اجتماعی شده است. اما به واقع، شکاف اجتماعی چیست؟ و وضعیت شکاف های اجتماعی مبتنی بر مذهب و قومیت در ایران چگونه است؟

 

جامعه شناسان سیاسی معتقدند، هیچ جامعه ای را نمی توان یافت که فاقد شکاف و یا تنها دارای یک شکاف اجتماعی باشد. پیش بینی در مورد پویایی و تحول نظام های سیاسی هم با شناخت فعالیت یا عدم فعالیت همین شکاف ها ممکن می شود. نیروهای اجتماعی به صورت تصادفی پیدا نمی شوند، بلکه بر علایق گونانی در درون ساخت جامعه مبتنی هستند و چنین علایقی نیز معمولا پیرامون شکاف های اجتماعی شکل می گیرند. در بررسی شکاف های اجتماعی لاجرم می بایست به تنوع جغرافیایی و تنوع تاریخی توجه شود.

 

بنابراین، حضور قومیت ها و مذاهب در کشورهای مختلف، وضعیتی طبیعی است. این تکثر قومی و فرهنگی در کشوری مانند ایران که از سابقه تمدنی امپراتوری نیز برخوردار است، به مراتب طبیعی تر بوده و پذیرفتنی است. وجود شکاف های اجتماعی هم امری فراگیر و مربوط به همه کشورها است که فارغ از عمق و وسعت آن، وجود آن را در جوامع انسانی نمی توان انکار کرد. شکاف های اجتماعی در ایران، عمدتا در قالب هویت های قومی و مذهبی نمایان شده است. چرا که یکی از لوازم و مختصات قومیت، مذهب و گروه های قومی مذهبی، شکل گیری نوعی هویت جمعی است. به زبان ساده، هویت جمعی پاسخ به پرسش «شما کیستید؟» یا «ما کیستیم؟» و یا «آن ها کیستند؟» است. شکل گیری چنین هویت هایی بر «مرز»هایی متمرکز است که «ما» را از «آن ها» متمایز و جدا می کند و البته در دو طرف این مرز، مردم، روابطی در بین خود و در درون خود و نیز با آن سوی مرزها برقرار می کند.

 

در جامعه شناسی سیاسی قومیت ها، این باور غالب است که هویت های جمعی در جوامع چندفرهنگی، قومی و مذهبی، به خودی خود سیاسی نیستند و یا فی نفسه، به عنوان ایجاد کننده شکافی اجتماعی که نظام سیاسی را تحت تأثیر ناخواسته ای قرار دهد، شناخته نمی شوند. هویت های جمعی و مرزبندی های اجتماعی زمانی سیاسی می شوند که در تقابل با حکومت قرار گیرند. به عبارت دیگر، هویت های جمعی زمانی سیاسی هستند که حکومت در یک طرف مرز «ما» و «آن ها» باشد.

 

از سوی دیگر، شکاف های اجتماعی ممکن است در وضعیت های متفاوتی ظاهر شوند. جوامع تک شکافی، دو شکافی و چندشکافی از یک سو و جوامع با شکاف های فعال، متوازی، متقاطع و متراکم از سوی دیگر، از جمله این وضعیت ها هستند. تمام این وضعیت ها مهم و قابل مطالعه اند؛ اما آنچه که در حال حاضر و با عطف به مناطق قومی و مذهبی ایران قابل توجه و تأمل است، متراکم شدن (یا کردن) شکاف های اجتماعی است.

 

اهل سنت ایران، هویت جمعی ویژه خود را دارد و این هویت جمعی تاکنون از سوی حکومت پذیرفته شده است. گروه های قومی نیز با هویت های جمعی متمایزی شناخته می شوند و این تمایزها، مقبول و مشروع دانسته شده است. البته، این «ویژه»گی و تمایز، هم در مقایسه عناصر قومی و مذهبی به یک اندازه و کیفیت نبوده و هم در مقایسه دوره های مختلف تاریخی، این تمایزات از میزان ثابت دوری و نزدیکی برخوردار نبوده است. با تمام این اوصاف، این ویژگی ها، علاوه بر زمینه های طبقاتی اجتماعی و اقتصادی و همچنین عوامل سیاسی مربوط به شکاف های اجتماعی، همواره به عنوان یکی از اصلی ترین عوامل مؤثر بر این شکاف ها مطرح بوده است. شکاف های مذهبی، گاه در «تقاطع» با شکاف های قومی قرار گرفته و موجب تضعیف آن شده است و گاه، عوامل زمینه ای کمتر مؤثر پیرامون یکی از شکاف های قومی یا مذهبی پرتأثیر «متراکم» شده و موجبات تعمیق و گسترش آن را فراهم آورده است.

 

حال، علاوه بر این مقدمات نظری و تاریخی، آنچه که به عنوان واقعیتی عینی و مبتنی بر شواهد متعدد در جامعه قومی-مذهبی ایران در حال رخ دادن بوده و قابل استنباط است، تلاشی کم سابقه برای «متراکم کردن شکاف های قومی و مذهبی» است. در وضعیت جاری، این بار، چند عامل کمتر مؤثر پیرامون یک عامل مؤثرتر گرد نیامده است، بلکه، دو عامل پرتأثیر قومیت و مذهب در حال تراکم است. البته، نیازی به تصریح نیست که متأثر از فضای عمومی جامعه، شکاف های زمینه ای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیز در قدرت گیری این شکاف نقش آفرین بوده است. با این حال، عامل اساسی معطوف به هویت جمعی این شکاف های اجتماعی، همان عامل قومیت و مذهب است.

 

هویت های قومی چندگانه، با کلیدواژه هویت مذهبی مشترک در حال تراکم است. هویت مذهبی اهل سنت، تلاشی را آغاز کرده است تا قومیت های مختلف را زیر یک چتر گردآورده و تحت زعامت مشترک، به تألیف و تصریح توأمان منافع قومی و مذهبی بپردازد. البته، در فضای سیاسی فاقد نظام حزبی کارآمد، شاید این تلاش سازمان یافته، به عنوان واکنش طبیعی گروه های فرهنگی مذکور تلقی شود و احتمالا از سوی طرفداران آن قابل دفاع اعلام خواهد شد. اما وجه حیاتی این تلاش فزاینده، عینیت یافتن آن در تقابل با حکومت و واقع شدن نتایج آن در سوی دیگر «مرز» است. همان مرزی که می رود تا مابین «ما»ی اقوام و مذاهب و «آن ها»ی حکومت پررنگ تر و مرتفع تر شود.

 

تلاش های رسانه ای، جریان سازی های اجتماعی و فرهنگی، فعالیت های سیاسی و تلاش های بوروکراتیک فراگیری (آگاهانه و یا ناآگاهانه) در حال تحقق است تا حدفاصل میان دو شکاف قومیت و مذهب را به حداقل برساند. شکاف هایی که مانند هر کشور دیگری، به خودی خود طبیعی و پذیرفتنی است اما در نتیجه تراکم و با تبدیل شدن به محرکی برای کنشگری تقابلی، دیگر، طبیعی و پذیرفتنی نخواهد بود. تلاشی که در صدد است تا گروه های «متراکم» قومی و مذهبی را در «تقابل» با «حکومت» سازماندهی کند و متاسفانه در فضای مجازی جاری در کشور، مصادیق زیادی برای تلاش های مذکور قابل مشاهده است.

 

تجربه کشورها، به ویژه در سال های اخیر و در غرب آسیا، به وضوح نشان دهنده آثار و نتایج قابل تأملی در شرایط نسبتا مشابه با وضعیت مذکور است. بدین صورت که اگر غایت دولت (به عنوان یک کلیت یکپارچه) از سمت «حفاظت و نظم» به سوی «عدالت» حرکت نکرده و ابزارهای حکومت نیز از سمت «قدرت» به سوی «اقتدار» متمایل نشود، زمینه های ثبات زای اجتماعی و سیاسی بروز خواهد کرد. حال، با توجه به اصل عمومی «انحصار کاربرد مشروع زور در دستان دولت» از یک سو و تصاعد التهاب ناشی از تراکم شکاف های اجتماعی از سوی دیگر که در محیط به شدت امنیتی غرب آسیا و در فضای رقابت قدرت ها در این منطقه ظهور خواهد کرد، جامعه را به سوی بیراهه ناامنی و کشور را به سمت خشونت و افراط گرایی سوق خواهد داد.

 

با وجود این، تمام این استنباط ها در حالی است که تاکنون، اقوام و مذاهب ایران، همگی در قالب هویت یگانه ایران و با هم زیسته اند و عامل قومیت و مذهب، هیچ گاه در تقابل با ایرانیت آنان قرار نگرفته است. به بیان دیگر، هویت ایرانی، تمامیت ارضی و استقلال ایران، فصل الخطاب تمام اندیشه ها و رفتار نخبگان قومی و مذهبی ایران بوده است و به نظر می رسد، همین ویژگی باعث شده است تا کنشگران منطقه ای و بین المللی که به دنبال مخدوش کردن امنیت و ثبات سیاسی ایران هستند، این الگوی فصل الخطاب را نشانه بگیرند. در این مرحله از گذار تاریخی، وظیفه نخبگان قومی و مذهبی است تا با درایت و دوراندیشی، دوشادوش تمام مردم این سرزمین، برای رفع مشکلات و موانع عمومی کشور بکوشند. تمایلات قومی و مذهبی نخبگان اقوام و مذاهب ایران، ویژگی طبیعی است و تصریح و تألیف منافع نیز حق پذیرفته شده آنان است. اما حق طبیعی تر و پذیرفتنی تر، همانا، حراست و اعتلای ایران است که اصلی فراموش نشدنی است.

* - بهروز قزل، دانش آموخته علوم سیاسی از دانشگاه تهران است.

مطالب مرتبط:

عربستان و چرایی هزینه های گزاف نظامی

آخوند محرابی : محبت رسول الله عامل نجات امت اسلامی

درسهایی از حادثه مهاباد

ا

سیاست و اسلام در آمریکا

اعطای خودمختاری به مسلمانان فیلیپین توسط رودریگو د

قتل وحشیانه یک امام مسجد در بحرین

مراسم فارغ التحصیلی طلاب حوزه علمیه حنفی شهر انبار

محمد بن سلمان : ما به " اسلام میانه رو " باز خواه

کوچ شاهزادگان سعودی از کشورشان (عربستان)

ا

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین تحلیل ها و مقالات

کانال تلگرام اساس نیوز