b_300_300_16777215_10_images_252747898.jpg

اساس نیوز: علما و فقهای اهل سنت با توجه به آیات و روایات، در مسئله تکفیر بسیار اهل احتیاط بوده و هستند. از جمله آیاتی که مفسران در رد افراط در تکفیر به آن استناد کرده اند آیه «یا ایهاالذین آمنوا اذا ضربتم فی سبیل الله فتبینوا و لاتقولوا لمن القی الیکم السلام لست مومنا ...» (1) است. ترجمه: «ای اهل ایمان، هنگامی که در راه خدا [برای نبرد با دشمن] سفر می کنید [در مسیر سفر نسبت به شناخت مومن از کافر] تحقیق و تفحص کامل کنید و به کسی که نزد شما اظهار اسلام می کند، نگویید: مومن نیستی».

 

طبری ذیل این آیه می گوید مراد از «فتبینوا»، «فتانوا» است. یعنی وقتی حقیقت اسلام و کفر آنها را نمی دانید در کشتن آنان عجله نکنید، مگر اینکه یقین یابید او دشمن خدا و رسول است. بنابراین، کسی را که نزد شما به اسلام اقرار دارد نکشید. زیرا او جزو ملت شما (اسلام) است (2). سید قطب نیز در تفسیر آیه می نویسد: «خدای سبحان به مومنان دستور داده است در زمان جنگ قبل از تحقیق از اسلام کسی، او را نکشید و به ظاهر اسلام در سخنش اکتفا کنید» (3).

 

در روایات نیز به شدت از تکفیر مسلمانان نهی شده است: «عن ابی ذر رضی الله عنه انه سمع النبی صلی الله علیه و سلم یقول: لایرمی رجل رجلا بالفسوق ولایرمیه بالکفر، الا ارتدت علیه، ان لم یکن صاحبه کذلک» (4). «ترجمه: کسی، دیگری را به کفر و فسق نسبت نمی دهد جز آنکه بر خودش باز می گردد، اگر فرد منسوب چنین نباشد». در روایتی دیگر پیامبر اکرم فرمود: « ایما رجل قال لاخیه یاکافر، فقد باء بها احدهما» (5). ترجمه: «هرکس به برادر دینی خود بگوید ای کافر، این سخن به یکی از آن دو نفر بر می گردد».

 

امام شوکانی با تامل در روایات نهی از تکفیر می گوید: «ففی هذه الاحادیث و ما ورد موردها اعظم زاجرواکبر واعظ عن التسرع فی التکفیر» (6). این روایات و مشابه آن، بزرگ ترین نهی کننده از تسریع در حکم تکفیر است. حضرت انس رضی الله تعالی عنه از پیامبر اکرم نقل می کند که حضرت فرمود: «من صلی صلاتنا واستقبل قبلتنا و اکل ذبیحتنا فذلک المسلم الذی له ذمه الله و ذمه رسوله، فلا تخفروا الله فی ذمته» (7). ترجمه: «کسی که نماز ما را می خواند و به قبله ما رو می کند و ذبیحه ما را می خورد، مسلمان است و در ذمه خدا و رسولش قرار دارد».

 

هیثمی در کتاب مجمع الزوائد، بابی دارد تحت عنوان «باب لایکفر احد من اهل القبله بذنب». درآن باب روایتی را آورده است که پیامبر خدا فرمود: «کسی که اهل لا اله الا الله را تکفیر کند خود مستحق تکفیر است». هیثمی ذیل این باب می گوید مردی دیدگاه جابر درباره مشرک دانستن اهل قبله را پرسید. وی پاسخ داد: «معاذالله، پناه می برم به خدا از مشرک دانستن احدی از اهل قبله». دوباره پرسید: «آیا کافر می دانید؟» جابر گفت: «خیر». مصنف می گوید ابویعلی و طبرانی آن را روایت کرده اند و سندش صحیح است (8).

 

اهمیت مسئله تکفیر به حدی است که بزرگان اهل سنت از لزوم احتیاط فقها در صدور حکم تکفیر سخن گفته اند. ابن هجر هیتمی می گوید: «سزاوار است که مفتی در حکم به تکفیر احتیاط کند؛ زیرا خطر بزرگی به دنبال دارد و چه بسا (گوینده مطلبی که مطلبش دال بر تکفیر است) قصدی ندارد، مخصوصا اگر عوام باشد». احتیاط در حکم به تکفیر در سیره ائمه در قدیم و جدید بوده و هست (9).

 

قرطبی می گوید موضوع تکفیر مسئله خطرناکی است که اهل تکفیر در آن افتاده و سقوط کرده اند، اما فحول و بزرگان علما در حکم به تکفیر توقف کرده اند. لذا از خطر آن سالم مانده اند. ما سلامت [در صدور حکم] را با چیز دیگری عوض نمی کنیم (10). حسن بن فرحان مالکی می نویسد: «با وجود جهل یا تاویل در میان مسلمانان تا زمانی که فرد جاهل یا تاویل کننده اسلام را قبول دارد و حکمی قطعی از آن را که مورد اتفاق و اجماع مسلمانان باشد، مانند وجوب نماز، نیکی به پدر و مادر، پرداخت زکات یا حرمت ظلم، دروغ، نیرنگ و قتل نفس را که خداوند حرام کرده است، انکار نکرده باشد، نمی توان دلیلی بر جواز تکفیر او ارائه کرد (11).

 

سیره پیامبر خدا بهترین دلیل بر این مطلب است. در زمان پیامبر اکرم منافقان شهادتین را به زبان می گفتند، ولی به آن ایمان نداشتند و با وجود اینکه پیامبر (ص) می دانست بسیاری از آنان به دروغ اقرار به شهادتین می کنند، ولی همین اقرار به دروغ، جان و مالشان را حفظ کرد (12). در صحیح بخاری آمده است: «لایحل دم امری مسلم، یشهد ان لا اله الا الله و انی رسول الله» (13). ترجمه: «خون هیچ مسلمانی که شهادتین را بر زبان جاری می کند، حلال نیست».

 

بنابراین، با توجه به آیات و روایات، فردی که شهادتین را بر زبان جاری می کند، حکم مسلمان را دارد و احکام اسلامی در خصوص وی اجرا می شود. لذا نمی توان صرفا به واسطه ظاهر یک آیه یا روایت، جان و مال مسلمانان را مباح دانست.

گردآورنده: محمدنژاد

 

یادداشت ها:

1- نساء: 94.

2- طبری، محمدبن جریر، جامع البیان، ج9، ص70.

3- سیدقطب، تفسیر فی ظلال القرآن، ج2، ص737.

4- بخاری، محمدبن اسماعیل، صحیح البخاری، ج8، ص15، ح6045.

5- همان ، ج8، ص26، ح6104.

6- شوکانی، محمدبن علی،السیل الجرادالمتدفق علی حدائق الازهار، ص978.

7- صحیح البخاری، محمدبن اسماعیل، ج1، ص87، ح 391.

8- هیثمی، علی ابن ابی بکر، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج1،ص 106.

9- ابن هجر هیتمی، احمد بن محمد، تحفه المحتاج، ج9، ص88.

10- قرطبی، احمدبن عمر، المفهم لما اشکل من تلخیص کتاب مسلم، ج9، ص81.

11- حسن بن فرحان مالکی، مبلغ نه پیامبر، ص69و70.

12- همان، ص78و79.

13- صحیح البخاری، ج9، ص5، ح6878.

مطالب مرتبط:

آموزش نظامى یکصد کودک توسط داعش در ولايت غور افغا

شیوۀ جدید برای هتک حرمت مساجد در فرانسه

داعش مسئولیت حمله افغانستان را برعهده گرفت

ورود نخستین محموله تانک های روسیه‎ای به عراق

داود اوغلو: ایران مخزنی کشف نشده برای دنیاست

دستگیری 3 تن در پی هشدار تروریستی و فرود اضطراری ه

دولت اتريش در پی ممنوعيت حجاب برای کارمندان این دو

ا

فضای امنیتی مناطق اهل سنت نشین وبرداشتهای متعارض

ا

مولانا ساداتی: اسلام دین اعتدال و میانه روی است

نوشتن دیدگاه


آخرین تحلیل ها و مقالات

نظرات کاربران

کانال تلگرام اساس نیوز

تبلیغات