b_300_300_16777215_10_images_photo_20170911_093344.jpg

اساس نیوز ،دکتر بهروز قزل : در چند سال اخیر و به تناوب، خبرهای مختلفی از کشته شدن افراد یا گروه هایی از مسلمانان در کشور میانمار به گوش می رسد. مسلمانان میانمار، به همراه مسیحیان، بزرگترین اقلیت مذهبی پس از بودایی ها بوده و 4 درصد از جمعیتِ بیش از 52 میلیون نفری این کشور را تشکیل می دهند.

به رغم سکوت یا انفعال برخی از مجامع مؤثر و نهادهای بین المللی، تاکنون مسلمانان نقاط مختلف جهان اسلام و مردم سایر نقاط جهان در خصوص محکومیت کشتار مسلمانان و لزوم رسیدگی به وضعیت انسانی آنان اظهارنظر کرده اند. اما به واقع، علل بروز این وضعیت در میانمار و دلایل تکرار و اوج گیری آن کدام است؟

   در رابطه با تلاش برای فهم بهتر آنچه که در میانمار و مسلمانان آن کشور می گذرد، در ابتدا می بایست مجموعه «علت»ها و مجموعه «دلیل»ها را از یکدیگر جدا کنیم. هر چند در جهان واقع چنین تفکیکی دشوار خواهد بود، اما در عرصه تحلیل می توان برای قائل شدن تمایز بین «علل وقوع» و «دلایل وقوع» وضعیت اخیر در این کشور چارچوب هایی را مشخص کرد. با اندکی تسامح می توان علت ها را فراهم آورنده زمینه بحران مسلمانان میانمار و دلایل را شامل انگیزه ها و اهداف این بحران دانست.

   اختلافات مذهبی بین بودائیان و مسلمانان، کشته شدن و یا هتک حرمت فرد یا افرادی از بودایی ها توسط تعدای از مسلمانان، کشته شدن فرد یا افرادی مسلمان به دست بودایی ها، انتقامجویی مسلمانان و عکس العمل بوداییان، اختلافات ارضی بین مناطق مسلمان نشین و سایر مناطق، انتقام بودایی ها از مسلمانان به خاطر تخریب مجسمه بودا در افغانستان و مواردی از این قبیل، در زمره علل اولیه وقوع بحران در میانمار اعلام شده است. با توجه به سابقه عملیات های نظامی علیه مسلمانان در چند دهه گذشته در میانمار و ذهنیت تاریخی از تکرار سرکوب مسلحانه این اقلیت دینی در این کشور، علل مذکور در فوق، قابل باور و پذیرفتنی نیز به نظر می رسد.

   اما در خصوص دلایل باید اذعان شود که انگیزه های کشتار مسلمانان به این شکل و با این شدت در این کشور جنوب شرقی آسیایی، هم در سطح ملی و هم درسطح بین المللی قابل تحلیل خواهد بود. در سطح ملی، نخستین و شاید محتمل ترین دلیل این رفتار، انگیزه های نژادی و پاکسازی مذهبی است. در این قالب، دولت میانمار در تلاش است تا کشوری از نظر مذهبی یکدست و با نژادی خالص میانماری تشکیل دهد. هر چند در این وضعیت، همچنان پاسخ به این پرسش ارائه نمی شود که چرا چنین رفتاری با اقلیت مذهبی مسیحی و سایر اقلیت های چندده گانه مستقر در میانمار صورت نگرفته است و چرا تنها مسلمانان آماج این حملات قرار دارند؟

  دلایل دیگر رفتار خشونت آمیز و گسترده علیه مسلمانان که عمدتا توسط عوامل نظامی انجام می شود، در قالب نظریه های «بحران سازی و وحدت ملی» و «دولت گذار» قابل تبیین است. بدین ترتیب، دولت نظامی و مستقر در میانمار که خود را ناچارا با وضعیت گذار به شاکله ای دموکراتیک تر (در نتیجه قدرت گیری گروه های مدعی دموکراسی در این کشور در دوره های اخیر) مواجه می بیند، سعی دارد تا با ایجاد بحرانی ساختگی و یا تبدیل یک بحران منطقه ای و گذرا به بحرانی ملی و ماندگار، کماکان نقش و جایگاه خود را به عنوان محور حاکمیت و قدرت کشور میانمار تثبیت نماید. به عبارت دیگر، به اوج رساندن بحران مسلمانان در میانمار، یکی از مناسب ترین فرصت ها برای قدرت نظامی مستقر در میانمار است تا به واسطه آن، سهم خواهی مناسبی در آینده توزیع قدرت در این کشور مطالبه کند.

  علاوه بر آن، بحران سازی و ارائه نمایشی از مسلمانان به عنوان دشمن مشترک جامعه میانمار و اقلیتی ضدملی، می تواند یکی از مناسبت ترین زمینه ها برای تقویت سیر انسجام ملی و نیل به «وحدت ملت میانمار» در برابر این «دشمن مشترک» میانماری ها را پیش روی دولت و حاکمیت این کشور قرار دهد. تأکید چندباره دولت میانمار مبنی بر اینکه مسلمانان جزئی از ملت میانمار محسوب نشده و می بایست خاک این کشور را ترک کنند، یکی از شواهد این ادعا است.

   اما در سطح بین المللی به نظر می رسد که سیر دامنه داری در جریان است. کشور ميانمار از لحاظ ژئوپلتیکی حائز موقعیت راهبردی بوده و به دلیل برخورداری از منابع طبیعی، به ویژه نفت و گاز، دارای ظرفیت های مهم و قابل توجهی است.

  اين اهمیت، میانمار را به هدف مناسبی برای شوراي آتلانتيک تبدیل کرده است. ساحل میانمار به تنگه مالاکا که یکی از بزرگترین آبراه‌های راهبردی جهان است، دسترسی دارد. تنگه مالاکا اقیانوس‌های هند و آرام را هم به هم متصل می‌کند و کوتاه‌ترین مسیر دریایی میان خلیج فارس و چین است.

   80 درصد از واردات نفتی چین (12 میلیون بشکه در روز) با اَبَرتانکرها از این تنگه حمل‌ونقل می‌شود. از این رو کنترل این آبراه، به مثابه در اختیار گرفتن گلوگاه عبور انرژی به چین تلقی می شود. چین بعد از تحولات 11سپتامبر 2001 و تسلط نسبی آمریکا بر مناطق نفت خیز جهان، سعی داشته است تا با تقویت حضور خود در میانمار، از دستیابی آمریکا به تنگه مالاکا ممانعت کند. در مقابل، شورای آتلانتیک نیز از طریق «بنیاد اعطای دموکراسی» و «بنیاد سوروس»، کوشیده است تا با طراحی و حمایت از تحولاتی مانند «انقلاب زعفرانی» بودایی‌ها در میانمار، حکومتی غربگرا را در این کشور بر روی کار آورده و مستقر کند.

b_400_400_16777215_10_images_photo_20170911_093353.jpg

در این چارچوب، کشتار مسلمانان میانمار و بحران به وجود آمده، می تواند به عنوان مقدمه‌ای برای راه‌اندازی جنگ بودایی-اسلامی و حضور تروریست‌ها در این منطقه محسوب شود تا در گام بعدی، شورای آتلانتیک بتواند سوار بر موج اسلام هراسی و به بهانه مقابله با حملات تروریستی، به این منطقه وارد شده و آن را نظامی (میلیتاریزه) کند. به قول یکی از تحلیل گران، در کشتار مسلمانان میانمار، در درازمدت می بایست بیش از هر موضوعی به نقش شوراي آتلانتيک، و فرآیندهای معطوف به پیشبرد رویکرد گسترش ناتو به سمت شرق، اشاره داشت. نیازی به تصریح نیست که «سیاست نگاه به شرق» و «رویکرد گسترش ناتو به سمت شرق» به عنوان سیاست و رویکرد اساسی ایالات متحده و سازمان ناتو در سال های اخیر مطرح بوده است.

دکتر بهروز قزل

بندرترکمن – 17 شهریور 1396

مطالب مرتبط:

مخالفت با ساخت مسجد در شهر سنت جونز کانادا

عکس های اینستاگرامی پسر رئیس جمهور دردسرساز شدند

ماموستا قادری در دیدار با رئیس مجلس: بازگشایی مرز

موافقت کشورهای عربی با استقرار نیروهای آمریکایی در

آزادی تفکر یا آزادی تکفیر؟

یارانه کدام گروه ها قطع نمی شود ؟

آیا رهبران اروپایی داشتن سگ را به داشتن فرزند ترجی

احتمال درگیری نظامی چین و هندوستان در منطقه مرزی س

مسلمانان در هلند به دلیل دین شان تحت فشار هستند

نوشتن دیدگاه


آخرین تحلیل ها و مقالات

نظرات کاربران

کانال تلگرام اساس نیوز

تبلیغات