b_0_0_0_10_images_ghoraanni.jpg

اساس نیوز : حدود 40 سال پیش ، بخشی از بلوچ های ضلع شرقی شهرستان گالیکش  عمدتا  ساکن روستایی به نام" منجلو " بودند که  بر روی بلندی تپه ای مشرف به جنگل واقع شده است.

در آن سال ها به دلیل کمبود وسایل نقلیه و خرابی جاده ها سفر به روستاهای جنگلی استان گلستان به سادگی امکان پذیر نبود و خود اهالی روستاها هم کار راحتی برای رفت و آمد به شهر نداشتند. اما با حرکت زمان به جلو و پیشرفت های تدریجی،قسمتی از مردم  روستای منجلو که  از نعمت برق و خطوط ارتباطی بی بهره مانده  بودند به زمین های پایین دست و نزدیک به جاده اصلی کوچ کردند، تا روستای بلوچ نشین دیگری به نام دارآباد به مجموعه روستاهای شهرستان گالیکش اضافه شود.

الان و با گذشت چند دهه هر چند که  دارآباد از کلیه امکانات یک روستای استاندارد برخوردار شده است، اما باقیمانده مردم منجلو آنقدر روی تپه  و در جوار جنگل و آبشار باقی ماندند تا سرانجام جاده آسفالته،تیرهای برق و تلفن،فروشگاه های محلی و امکانات دیگر چاره ای نیافتند جز آنکه با پای خودشان به آنجا بروند.

مصاحبه ذیل با خانم زهرا چاره گر یکی از فارغ التحصیلان حوزه خواهران زاهدان است که به اتفاق می خوانیم.

سوال:خانم چاره گر لطفا برای خوانندگان سایت اساس نیوز مختصری از تحصیلات حوزوی تان توضیح بفرمایید؟

خانم چاره گر:بنده پیش از سکونت در روستای منجلو و زمانی که در زاهدان ساکن بودم با ورود به حوزه علمیه خواهران دوره قرائت و روخوانی قرآن کریم و همچنین احکام  را در طول چند سال گذراندم  و به همراه آن توانستم  چند جزء از آیات الهی را نیز حفظ  کنم.بعد از آن و اخذ مدرک کاردانی از مدرسه دولتی  ازدواج کردم و به روستای منجلو آمدم  و هر چند از سرزمین پدری ام جدا شدم ، اما هیچ وقت  قرآن و مکتب الهی  را از خودم دور نکردم.

سوال:آیا ازدواج شما شبیه همان جدایی  دختران نسل قدیم است که آنها را به دلیل ازدواج  از سرزمین اجدادی شان دور می کند؟

خانم چاره گر:در زمان ما امکانات رفت و آمد کم  بودند و از طرفی  رسوم قدیمی اجازه نمی دادند که یک دختر پس از ازدواج  بتواند در کوتاه مدت به خانه پدری اش سر بزند.هرچند که در مورد بنده دوری مسافت نیز مزید برعلت بود.البته اکنون وضعیت فرق کرده و خانواده ها هر زمان که بخواهند می توانند به هم سر بزنند.

سوال:شما کدام یک را می پسندید.رسم قدیمی که به دختران و نو عروسان  جز در مواقع ضروری اجازه نمی دهد از خانه بیرون بروند و یا  فرهنگ امروزی که محدودیت ها را از پیش پای بانوان ما برداشته است؟

خانم چاره گر:اگر به گذشته  برگردیم می بینیم که بخش های دست و پا گیر رسوم قدیمی که به ظاهر برگرفته از سفارشات دینی بودند ،به دلیل کم سوادی و تعصبات رایج در میان طوایف  بی مورد و سختگیرانه اجرا می شدند.

 دراین حال بانوان هم توقعات چندان مهمی  نداشتند  و خودشان را با شرایط آن زمان وفق داده بودند.آن زمان تعداد دخترانی که  تا سطح دیپلم درس می خواندند، بسیار کم بود و از سوی دیگر طبیعی است که دیدگاه ها و انتظارات قشر تحصیل کرده متفاوت از بقیه باشد. زیرا در دهه 50 و 60 داشتن دیپلم برای دختران یک امتیاز قابل توجه  بشمار می رفت و این امتیاز باعث می شد بخشی از انتظارات شان مانند رفتن به دانشگاه و جذب شدن به محیط کار به شرط موافقت پدر خانواده  بر آورده شود.در کل بنده فکر می کنم اگر برخی سخت گیریها و تعصبات نابجا نسل قدیمی را به حساب نیاوریم،گذشته بهتراز حالا بود.

سوال:فعالیت های دینی شما در حال حاضر چگونه است؟

خانم چاره گر:از آنجا که ساکنان روستای پایین دست در واقع اهالی قدیمی این روستا هستند، بنده بانوان این دو روستا را در یک محل تجمیع کرده و جلسات محفل قرآنی ترتیب می دهم.در این بین با توجه به یکدست بودن اعضای محفل ، سعی می کنیم ضمن تشکیل محفل  فضای شادی در بینمان برقرار باشد و جلسات خسته کننده نشوند.

سوال:آیا از نظر جا و مکان با مشکل مواجه نیستید؟

خانم چاره گر:مشکل جا و مکان همیشه بوده و هست. زیرا مساجد این روستاها کوچک هستند و جمعیت ساکن آنها هنوز به حد نصاب برگزاری نماز جمعه نرسیده اند.اما نقطه قوت محافل قرآنی تاثیرپذیری و جواب دهی آن از طرف اعضا است.بنده  به شخصه اعتقادی به زیاد بودن  اعضای محافل قرآنی  ندارم. هرچند که محفل ما هم  کم جمعیت نیست اما در این جا تعداد نمی تواند ملاک باشد و مساله مهم گرایش بانوان و دختران ما به اجرای فرایض روزانه و دانستن احکام است.

سوال:شما به عنوان یک کارشنلس قرآنی وضعیت کنونی جامعه بانوان اهل سنت منطقه را چگونه ارزیابی می کنید؟

خانم چاره گر:بنده اعتقاد دارم که محافل خانگی بانوان هم باید مانند حوزه های علمیه برادران در طول سال فعالیتش را دنبال کند. زیرا جلسات پاره وقت نمی توانند انتظارات را برآورده نمایند.ممکن است تعداد بانوان علاقمند در دو روستای منجلو و دارآباد روی هم به 300 نفر برسند و بنده به این فکر می کنم که این تعداد تحت تاثیر برنامه های ماهواره ای و فرهنگ های مبتدل ضد اسلامی قرار نگیرند.

    اگر این تعداد هزار نفر هم که بود بازهم رسالت بنده جلوگیری از ورد فرهنگ ضد اسلامی به داخل جمعیت بانوان این روستاها بود وگرنه اگر نخواهیم غم دین را بخوریم و اگر نخواهیم بخشی از اوقات خود را صرف یادگیری و یاد دهی نماییم، آن وقت اگر تعداد بانوان فقط 20 نفر هم که بودند گرایش آنها به سمت فرهنگ های بیگانه می توانست کل یک منطقه را تهدید کند.

سوال:نقش خانواده ها در این زمینه چیست؟

خانم چاره گر:آموزه های اسلامی و فرهنگ های ضد آن ثابت کرده اند یک کودک خانواده می تواند به هر یک از این دو گرایش پیدا کند.بنده یک کودک دوساله دارم که تازه یاد گرفته است کارهای اطرافیانش را تقلید کند.بنابراین وقتی مشغول نماز خواندن می شوم وی هم در کنارم ایستاده و حرکاتم را تقلید می کند.

   برخی خانواده ها متاسفانه کودکان نشان را بر اساس آموزه های اسلامی تربیت نمی کنند و بخصوص دیده می شود والدین به تن دختران شان با این توجیه  که هنوز بچه است و نمی فهمد لباس های تنگ و یا بدن نما می پوشانند و این را نشانه داشتن فرهنگ بالا می دانند.

برخی موارد هم  دیده می شود که بعضی مادران ما به دلیل آنکه کودک شان تک فرزند است عمدا  و آگاهانه روی تربیت وی کم گذاشته و آینده کودک را به تباهی می کشانند که روش نیز مردود است و یا مواردی را مشاهده می کنیم  روی فرزندی که به دنیا می آید نام اعضای فوت شده را می گذارند و خود این  باعث می شود، بین او و سایر بچه ها تفاوت قائل شوند. بنده این مساله را نیز به شدت رد می کنم .چرا که این وسط همه با هم آسیب می بینند.چه آن کودکی که بسیار عزیز می شود و چه بقیه که به کمبود روحی مبتلا می گردند.

پس می بینید که وظیفه بنده به عنوان یک تعلیم دیده و یا مادری که فرزندی را به دنیا می آورد تنها مواظبت بچه ها ازگرایش به فرهنگ های بیگانه نیست و بلکه باید رفتارهای خودمان را نیز مورد بازنگری و اصلاح قرار بدهیم.

سوال:شما میزان تحصیلات بانوان را در نحوه تربیت بچه هایشان چقدر مفید می دانید؟

خانم چاره گر:در اینکه سطح تحصیلات می تواند در نحوه تربیت بچه ها نقش داشته باشد شکی وجود ندارد.ولی سواد به این نیست که یک مادر خانواده مدرک آموزشگاهی خود را بگیرد و دیگر دنبال یادگیری نباشد.

یکی از رسم های نه چندان خوشایند جامعه ما این است که  افراد تحصیل کرده را از هر نظر بی عیب و آگاه به مسائل می دانیم، درحالی که که واقعیت این گونه نیست.زیرا می بینیم در میان همین افراد هستند اشخاصی که هنوز سوره حمد را به درستی بلد نیستند.

  لذا غرور کاذب و مشغله های کاری باعث می شود تعدادی افراد به غلط فکر کنند نماز و روزه مال افراد بازنشسته و بیکار است.این افراد به خودشان تلقین می کنند که با بخاطر رفتن به جلسات متعدد و رسیدگی به کارهای مهم  نماز و روزه از گردن شان ساقط شده است و به همین دلیل اهمیتی نیز به تربیت فرزندان شان که مقابل چشمانشان آهسته آهسته قد کشیده و بزرگ می شوند نمی دهند.آنها زمانی پی به واقعیات قضیه می برند که نهال شان دیگر تبدیل به درخت تنومندی شده است و به سادگی نمی توان شکل آن را عوض کرد.

سوال:به عبارت دیگر شما می خواهید بگویید که برخی والدین بزرگ شدن بچه هایشان را نمی بینند که بخواهند آن ها را طبق اصول اسلامی تربیت نمایند؟

خانم چاره گر:بلی! منظوربنده هم دقیقا همین است.مطمئن باشید دادن پول بیشتر به بچه ها به جهت از سر باز کردن آنها و یا سند زدن خانه و ماشین به نام شان نمی تواند کسی را خوشبخت کند و تنها راه آموزش کودکان در پیش گرفتن آیین اسلامی و سنت نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم است.پس ابتدا بیاییم نواقص خودمان را اصلاح کنیم و سپس از کودکان مان انتظار داشته باشیم که روش های صحیح را در پیش بگیرند.

خبرنگار:طاهر جانی

 

 

 

 

 

 

 

 

مطالب مرتبط:

پسا داعش به دلیل مداخله ترکیه در عراق، مرحله خطرن

برای مردم نجیب ، با فرهنگ و صبور ترکمن صحرا

احتمال صدور حکم اعدام برای ۷۴ تن از مسلمانان روهین

ا

ایجاد کمپ جدید برای مهاجران سوری در ترکیه

ا

چرا گروههای مسلح اسلام گرا در سوریه دشمن یکدیگر شد

شیخ حمزه والی نام‌نهاده طالبان در ارزگان کشته شد

 

فتواهای داعش برای ماه مبارک رمضان

گ

قومیت و مذهب ،رگه هایی برای جنگ و اختلاف

ا

انتشار تصاویری از دستگیری نیروهای داعش در روسیه

نوشتن دیدگاه


آخرین تحلیل ها و مقالات

نظرات کاربران

کانال تلگرام اساس نیوز

تبلیغات