b_0_0_0_10_images_photo_2019-06-18_12-02-34.jpg

اساس نیوز : مولانا مطهری، عادت حضرت عمر(رض) در دوران صحابه پیرامون حکم به یک مسئله‌ای این بود که با آنها مشورت می‌کردند. مولانا مطهری در نشست مجمع فقهی اهل سنت خراسان که در محل حوزه علمیه احناف خواف برگزار گردید، ضمن عرض خوشامد به مهمانان محترم، پیرامون «اهمیت شوری و مشورت در مسائل فقهی» فرمودند: بحث شور و مشوره در مسائل و احکام فقهی، از همان زمان صحابه و تابعین و بزرگان دین ثابت است، که در صورت بروز یک مسأله، فقها و علما کنار هم جمع می‌شدند و با هم مشورت می‌کردند( البته در مسائلی که در کتاب و سنت، نص صریحی برای آن وجود نداشت) که این کار را  اجتهاد اجتماعی می‌گویند و این اجتهاد اجتماعی با اجماع فرق داشت.


حضرت میمون بن مهران(رض) می‌گوید: عادت حضرت ابوبکر صدیق(رض) این بود که اگر مسئله‌ای پیش می‌آمد، نخست به سراغ کتاب الله می‌رفتند، و اگر در کتاب‌الله نمی‌یافتند، به احادیث و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم مراجعه می‌کردند، و چنانچه حکم مسأله را از کتاب و سنت نمی‌یافتند، بزرگان صحابه را جمع می‌کردند و بعد از مشوره و اظهارنظر و شنیدن رأی آنان، فیصله می‌کردند.
ایشان افزودند: در زمان حضرت عمر فاروق(رض) نیز همین‌طور بود. ابوالحسن النباهی المالقی(رحمه‌الله) می‌فرماید که از حضرت عمر نقل شده که در خصوص نفاذ احکام در زمان صحابه، عادت‌شان این بود که با صحابه مشورت می‌کردند، اگرچه خود حضرت عمر در علم و فضل و کمال و فقه و قیاس یکتای روزگار بودند. ایشان نسبت به زمان حضرت عثمان(رض) می‌فرماید که برای نفاذ و حکم یک مسأله، حضرت عثمان حداقل چهار صحابه را جمع می‌کردند و در آن مسأله با آنان مشورت می‌کردند.
ابن عبدالبر(رحمه‌الله) این قول ابن‌مسعود(رض) را نقل کرده که ایشان می‌فرمودند: برای مسأله‌ای که پیش می‌آید، فقیه برای حل آن باید به کتاب‌الله، سپس به سنت رسول الله مراجعه کند و اگر حکم مسأله را نیافت، به فیصله صالحین رجوع کند و اگر این هم میسر نشد، اگر خود او اهل اجتهاد است از رأی خود اجتهاد کند و اگر صلاحیت اجتهاد را نداشت جواب مسئله را ندهد. در اینجا منظور از فیصله صالحین همان مشورت است.

مولانا مطهری خاطرنشان کردند: راه حل مسائل در نزد امام ابوحنیفه(رحمه‌الله) به این صورت بود؛ مسئله‌ای که پیش می‌آمد اگر چه خودشان قادر بر حل مسئله بودند، اما شاگردان خود را مثل امام ابویوسف، امام محمد، امام زفر و امام حسن بن زیاد را جمع می‌کردند و در آن مجلس، هر یک از شاگردان دلائل خود را ارائه و مباحثه می‌کردند و شاید چند روز برای یک مسئله صرف می‌شد و بعد، خود حضرت امام ابوحنیفه به نقد و بررسی دلائل می‌پرداختند و در نتیجه، قول راجح را انتخاب می‌فرمودند.

ریاست محترم مجمع فقه اهل سنت خراسان رضوی در بیان خصوصیات درس امام ابوحنیفه گفتند: دکتر محمد دسوقی(رحمه‌الله) می‌نویسد: درس امام ابوحنیفه به این صورت نبود که استاد درس بدهد و شاگرد بشنود و یا بنویسد و تمام شود، بلکه امام ابوحنیفه از شاگردان سوال می‌کردند و با آنان گفتگو می‌کردند و بر رأی خود اصرار هم نداشتند و برای قبول رأی دیگران احساس عار هم نمی‌کردند و قولی که قرین به صواب بود آن هم بعد از مشوره انتخاب می‌کردند. یکی دیگر از خصوصیات درس امام ابوحنیفه این بود که شاگردان خود را بر بحث و مباحثه و بر اجتهاد، ترغیب و تشویق می‌کردند. از این جهت می‌بینیم شاگردان امام ابوحنیفه، ائمه فقه و حدیث هستند و می‌گویند که مذهب حنفی نتیجه یک کاوش و تلاش دسته جمعی است.
دکتر قطب مصطفی اجتهاد اجتماعی را به سه دسته تقسیم کرده است:
اجتهاد اجتماعی علاقه ای(شهرستانی)
اجتهاد اجتماعی خطه ای(استانی)
اجتهاد اجتماعی عالمی و بین الاقوامی(سراسری)
اجتهاد اجتماعی دو دسته اول در زمان حضرت امام ابوحنیفه محقق می‌شد.

ایشان در بیان تعریف اجتهاد اجتماعی فرمودند: اجتهاد اجتماعی، یعنی برای حکم یک مسئله که ظنی باشد، فقها بنشینند و آرای خود را عرضه و مشوره کنند و آراء آنها هم بر مبنای اصول ومنهج علمی باشد. در زمان حضرت امام ابوحنیفه در حلقه درس‌شان این موارد متحقق می‌شد که هم اجتماع بود، هم با مشوره بود، و هم بر اصول و منهج علمی بود.

مطالب مرتبط:

تصویب طرح تحریم حزب الله لبنان در سنای آمریکا

گوترش:سازمان ملل از حل مسائل جهانی ناتوان است

مفتی اهل سنت عراق: ملک سلمان با اعدام «شیخ نمر» مخ

پیام جدید «ملاهیبت‌الله» تلاش برای تفکیک طالبان ا

هشدار رئیس جمهوری لبنان نسبت به احتمال جنگ با اسرا

گلایه از دولت ، حق ملت است/ لزوم هوشیاری ملت و دول

عقلانیت حلقه مفقوده جامعه اسلامی

تجمع کودکان یمنی در نکوهش سازمان ملل

آمریکا در جنگ با روسیه یا چین شکست خواهد خورد

نوشتن دیدگاه


آخرین تحلیل ها و مقالات

نظرات کاربران

کانال تلگرام اساس نیوز

تبلیغات