b_300_300_16777215_10_images_entehargaraey.jpg

اساس نیوز ،دکتر جلال الدین سیدی: با تحریکات آمریکا و جلوداری سعودی ها توپ بحران درخاورمیانه از عراق و سوریه به زمین  کشورهای بازیگر ودرگیر منطقه  انداخته شده است.

عربستان سعودی، قطر، ایران وترکیه کشورهائی هستند که بازیگران بومی مسئلهء عراق و سوریه هم بودند. اینک مشغول رهیافت برای مقابله با یکدیگرند. در این میان برنده اصلی طبق معمول شرکتهای چند ملیتی خرید نفت و فروش اسلحه به نمایندگی ترامپ و همچنین رژیم اسرائیل می باشد.

      پشتیبان سنتی فلسطینی ها یعنی عربستان سعودی و کشورهای عرب متحدش همسو با اسرائیل به مخالفین اصلی حماس تبدیل می شوند و یک کشورعرب دیگر به اسم قطر را برای حمایت نکردن از آن تحت فشار قرار می دهند و بالعکس عربستان با اسرائیل برای نزدیکی بیشتر به یکدیگر پای میز معامله می نشینند.

      بطوری که خبرگزاریها می نویسند از زمان بستن دفتر تجاری اسراییل در قطر در سال 2009 اسرائل دیگر در کشورهای حاشیه خلیج فارس نمایندگی نداشت. اما اینک بر طبق گزارش روزنامه تایمز چاپ لندن، پیش بینی می شود که شرکت های اسراییلی فعالیت در خلیج فارس را آغاز کنند و هواپیماهای اسراییلی بتوانند در حریم هوایی عربستان پرواز کنند.

     برخی منابع آمریکایی و عربی تاکید کردند که روابط میان ریاض و تل آویو با اقدامات تقریبا کوچکی مانند اجازه فعالیت علنی شرکت های اسراییلی در منطقه خلیج فارس و یا اجازه دادن به شرکت هواپیمایی اسراییلی "ال عال" برای استفاده از آسمان عربستان، آغاز خواهد شد.

 

      حتی دیگر حزب الله لبنان نیز که در صف اول مبارزه با اسرائیل جای داشته است، اینک بنظر می آید مانند سابق برای اسرائیلی ها ایجاد خطر نمی کند، زیرا در سوریه مشغول است.

     مظالم و رفتار غیر انسانی رژیم صهیونیستی مدتهاست از صدر اخبار منطقه کنار گذاشته شده وتوجه کسی را جلب نمی کند. حتی مدتی است که دیگر مبارزه با داعش در سوریه وعراق نیز مثل سابق مورد توجه رسانه ها نمی باشد. 

     سعودی ها و آمریکائی ها ظاهرا با داعش سرجنگ دارند. اما وقتی داعش تهران را به خون می کشد در حمایت از ایران درمقابل تروریسم و داعش طفره می روند. عربستانی ها در این خصوص با این که بایستی بخاطر پیشروی داعش به داخل کشورهمسایهء شمالی اش احساس خطر ون گرانی بیشتری کند، حتی در اندازهء احساس همدردی با کشورهای غربی که مورد حمله داعش قرار می گیرند، نیز عکس العمل وهمدردی نشان نمی دهد.

      این یعنی ورشکستگی دیپلماسی در روابط خارجی عربستان با ایران و جائی که دیپلماسی ورشکسته شود زنگ های خطر جنگ به صدا در می آیند. سعودیها اگر قائل به یک دیپلماسی صلح طلبانه بودند، درحالی که بعنوان متهم ردیف اول حمله داعش به تهران با انگشت اشاره نشان داده می شوند، می بایستی پیش و بیش از همه کشورهای همسایه ایران همدردی و همدلی نشان می دادند. اما با اینکار ظاهرا ترجیح دادند جایگاه خود را در همان ردیف اول متهمین حفظ کنند.

     اینکار یعنی از رو بستن شمشیر علیه جمهوری اسلامی ایران، به عبارت دیگر باز گذاشتن دری که بسوی تنش و بحران عمیق تر ختم می شود و در انتهایش مقصدی جز جنگ وجود ندارد. اما این جنگ آیا به غیر از جنگ نیابتی که در عراق و سوریه، نمود دارد خواهد بود؟

     اگرچنین احتمالی جدی گرفته شود به نظر می آید یکی از طرف های درگیر در آن تورکیه باشد. زیرا بنظرمی آید دولت آقای اردوغان اصرار دارد یکی از بازیگران این صحنه باشد.

    تورکیه در سالهای اخیر سیاست های کژدار ومریزی چه در رابطه با تروریسم و چه روابط با همسایگانش به نمایش گذاشته است. در حالی که در اوایل با نخست وزیری آقای احمد داوود اوغلو تز "صفر مسئله با همسایگان" و استراتژی تنش زدائی با کشورهای همسایه را مطرح        می کرد ،عملا با همهء همسایگانش از عراق و سوریه وتا حدودی با ایران مشکل دار شد.

     در مورد مبارزه با تروریسم فضا را برای گروه تروریستی پ.ک.ک به گونه ئی باز کرد که با سرکردهء زندانی آن عبدالله اوجالان به مذاکره رسمی نشست و به نقش او در حل بحران ومسئله کورد بعنوان طرف اصلی مذاکره با دولت صحّه گذاشت و مشروعیت بخشید. به گونه ئی که پیام او بعنوان رهبر کوردها در مراسم دهها هزار نفری نوروز قرائت شد و فضای مساعد برای رشد و یار گیری و انبار سازی مهمات در نقاط کورد نشین در مقابل چشمان پلیس ونیروهای امنیتی تامین گردید.

    تروریستها با شانتاژ و زور اسلحه مردم کورد را مجبور به رای دادن به کاندیداهای خود برای شهرداری مناطق نمودند. سپس با کمک این شهرداران کل شهرداری ها و امکاناتش را علنا برای سنگر سازی و خندق کندن و ساخت زاغه های مهمات بکار گرفتند.

      تروریستها با اخذ امان نامه و بر دوش سمپاتیزان هایشان وارد شهرها شدند. بین قصبه های مرزی تورکیه و سوریه  در منطقهء عین العرب یا کوبانی  تونل های زیر زمینی برای نقل وانتقال سلاح و نیروهای شبه نظامی حفر گردید. با همین سلاح ها به واحدهای پلیس و نظامی تورکیه و سربازان وافسرانی که بسیاری شان کورد بودند حمله می شد.  اینک برای پاکسازی آثار همان مسامحه ها مدتهاست مناطق کورد نشین در زیر سایهء سنگین درگیری های مسلحانه و وضع فوق العاده به سر می برند.

    در رابطه با داعش هم تورکیه مدت های مدیدی با مدارا رفتار کرد. قبل از اینکه داعش به اربیل حمله نموده و مستقیما دیپلمات های تورک را به گروگان بگیرد، از طرف نمایندهء حزب م .ح.پ در مجلس به دولت هشدار و اطلاع داده شده بود.  اما مورد توجه دولت و حزب حاکم قرار نگرفت.

    به این ترتیب  این شائبه که این عملیات داعش با اطلاع دولت اردوغان صورت گرفته باشد قوت یافت. نهایتا شایعات حمایت حزب حاکم آق پارتی از داعش به اندازه ئی اوج گرفت که زمزمهء ترانزیت داعشی های اروپائی از خاک تورکیه و دست آخر حمایت تسلیحاتی و آموزشی از داعش توسط آق پارتی درهمه جا پیچید. 

      برای اولین بار روزنامه “جمهوریت” در نسخه چاپی و سایت اینترنتی خود، تصاویر و ویدئوهایی را منتشر کرد که نشان می دهد دولت ترکیه در ابتدای سال ۲۰۱۴ برای تروریست ها در سوریه سلاح فرستاده است.

     به نوشته این روزنامه، کامیون های حامل این محموله های دارویی در اختیار یک سازمان امدادرسان قرار داشتند که ارتش ترکیه نزدیک مرز سوریه جلوی ادامه مسیر آنها را گرفته بود. افشا کنندگان این خبر هنوزهم تحت تعقیب قضائی هستند. این ادعاها در سالهای بعد هم علیه حزب حاکم اردوغان مطرح گردید تا جائی که دولت روسیه هم ادعا کرد تصاویر ماهواره ئی مستندی در این خصوص در دست دارد.

      حزب حاکم آق پارتی در تورکیه و شخص اردوغان از نظر ایدئولوژیک هیچ انگیزه ئی برای حمایت از داعش ندارند. آنچه بعنوان  یک توجیه می توان روی آن تمرکزنمود ،در وهلهء اول وابستگی آق پارتی به دلارهای کمکی دولت قطر وعربستان است که ممکن است چنین همکاری ئی را در سوریه از تورکیه طلب کرده باشند.

     موضوع دوم نیز این احتمال است که خواسته شده باشد از داعش بعنوان وسیله ئی جهت جلوگیری از نفوذ تروریست های پ.ی.د وابسته به اوجالان استفاده گردد. اما وقتی به این موضوع فکر می کنیم که اردوغان ازهمان ابتدا طرفدار ارتش موسوم به آزاد سوریه بوده است و داعش نیز بر علیه این نیروها اقدام می کند و حتی تورکمنهای سوریه وعراق را قتل عام نموده است،موضوع پیچیده تر می شود.

     به هرصورت استراتژی تورکیه در قبال مبارزه با تروریسم در هاله ئی از ابهام باقی مانده است. چنین ابهامی در مورد سیاست خارجی تورکیه نیز به همان شدت وجود دارد. این وضع در      موضع گیری تورکیه در قبال همسایگان و بویژه ایران و نیز بحران قطر وعربستان هم وجود دارد.

      تورکیه مدتی است در قطر پایگاه نظامی ایجاد کرده است. این پایگاه فعلا پنج هزار سرباز زبدهء تورک را میزبانی می کند که قرار است به زودی تعدادشان به ده هزار نفر برسد.  تورکیه با قطر مانورنظامی مشترک هم برگزار کرده است.

     براستی هدف حزب حاکم تورکیه از اعزام نیروی نظامی و انجام مانورهای مشترک با قطر در چنین برهه ئی از زمان چیست؟ دشمن فرضی که درمانورهای نظامی با آن مقابله می شود کدام کشور یا نیروی مهاجم است؟ عربستان؟ ایران؟ و یا کشور ثالث دیگر؟

    آنچه مشخص می باشد این است که درحال حاضر ایران جانب قطر را گرفته و این عربستان است که ظاهرا قطر را تهدید می کند. اما تورکیه با عربستان روابطی نزدیک تر دارد تا ایران.

     حتی در اقدامی عجیب به عربستان نیز پیشنهاد تاسیس پایگاه نظامی مشابه آنچه در قطر دارد را نموده است. هرچند چنین اقدامی با عکس العمل منفی سعودی ها مواجه گشت.

     نگارنده با تعدادی از آکادمیسین های تورک هم صحبت گردیده است. اکثر قریب به اتفاق اساتید روابط بین الملل مزبور از سیاست های جاری اردوغان ابراز نگرانی می کنند.

   آنها می پرسند درحالی که تورکیه وضع مالی خوبی ندارد تا بتواند هزینهء پایگاه نظامی در خارج از تورکیه را تامین کند، ودر حالی که گرفتار مشکلات عدیده داخلی ومن جمله درگیری نظامی با تروریستهای پ.ک.ک می باشد. در عین حال درحالی که در سوریه نیز خود را درگیر نموده است، چنین اقدامی بر اساس کدام منطق صورت می پذیرد؟

     با توجه به اخراج هائی که پس از پاکسازی طرفداران فتح الله گولن در ارتش صورت گرفت مخصوصا نیروی هوائی تورکیه در ضعیف ترین و نا مناسب ترین وضعیت خود طی سالهای اخیر قرار گرفته است.

    کارشناسان مستقل تورک اذعان دارند سیاست خارجی اشتباه تورکیه در سالهای اخیر باعث ایجاد اختلاف بین تورکیه و همسایگانش بویژه عراق و سوریه گردیده است. اکنون با عربستان نیز سردی روابط را سپری می کند. آثار مخرب این سردی روابط تا مدتهای مدید ادامه خواهد داشت. تورکیه ظاهرا مدتی است با آمریکا و اتحادیه اروپا نیز دچار اختلافات عمیقی است. رفتار این کشور عضو ناتو با اعضا و رهبران ناتو در قبال سوریه و عراق وهمچنین ایران و قطرهم راستا نیست. وضعیت روابط خارجی تورکیه به حدی حساس و شکننده است که ژنرال عبدالفتاح سیسی رئیس جمهور کودتاچی مصر تقاضای تحریم تورکیه درکنار قطر را مطرح کرده است.

   علاوه بر اینها اختلافات واعتراضات داخلی هم روز بروز گسترده تر می شود. احزاب مخالف مرتبا اردوغان و حزب حاکم را متهم به سوق دادن کشور به پرتگاه جنگ داخلی، ورشکستگی اقتصادی و همجنین دیکتاتوری می نمایند.

      رهبر بزرگترین حزب مخالف یعنی حزب جمهوریت خلق آقای کمال قلیچ دار اوغلو چند روزی است یک راهپیمائی نمادین از آنکارا به استانبول را در اعتراض به بسته شدن فضای سیاسی و سیاست های سفت وسخت اردوغان شروع کرده است. روزی نیست که اجساد شهدای جنگ با تروریستها در نقطه ئی از کشور مورد تشییع واقع نشود. تورکیه عملا درگیر یک جنگ داخلی موضعی است.

     در این حال عرض اندام تورکیه بعنوان یک نیروی مداخله گر در درگیریهای احتمالی نظامی در منطقه بسیار قابل تامل است. مسموم شدن حدود سه هزار سرباز تورک در داخل خاک تورکیه و پادگان مانیسا که از این تعداد حدود پانصد نفر را  به بیمارستان و شرکت تامین کنندهء غذای ارتش در این منطقه را به دادگاه روانه کرد وهمچنین شایعاتی در مورد تعمدی بودن این مسموم سازی، نشان می دهد ارتش و حکومت در معرض تهدیدات جدی عدیده ئی هستند.

    شاید اصرار اردوغان به ایجاد پایگاه نظامی در خارج از کشور با نیم نگاهی به دغدغه و نگرانی وی از کودتای نظامی در داخل علیه خودش و داشتن نیروهای آماده به خدمت در  خارج کشور برای مقابله با خطر کودتای نظامی احتمالی شکل گرفته باشد.

     شاید هم با علم به جدی نبودن دعوای بین عربستان و قطر و صرفا برای قدرت نمائی به عنوان یک بازیگر مهم منطقه ئی صورت پذیرفته باشد. شاید هم نگرانی برخی آکادمیسین های تورک از کشیدن تورکیه به گرداب یک درگیری و بحران منطقه ئی ،تسریع در امر ایجاد اعتشاشات وجنگ داخلی فراگیر برای تجزیهء آن  به جا باشد که دراین صورت هدف بعدی ایران خواهد بود تا چینش قطعات پازل طرح خاورمیانه بزرگ به تکمیل شدن نزدیکتر گردد.

    در صورت قبول این فرضیه ،حملهء داعش به تهران هم می تواند به عنوان  پیش درآمد و دستگرمی نقشهء شوم  به هم ریختن ایران پس از تورکیه تلقی گردد. به هرحال آنچه مسلم است هم تورکیه و هم ایران درلیست کشورهای هدف در این طرح(تجزیه کشورهای منطقه برای ایجاد خاورمیانه بزرگ) قرار دارند. منتهی وضعیت تورکیه بسیار وخیم تر است.

         از دلایل مهم این وخامت، فقدان یک استراتژی صحیح در سیاست خارجی و روابط بین الملل در دولت آقای اردوغان ارزیابی می شود. استراتژی که در آن هدفهای دراز مدت با هم پیمانان قوی منطقه ئی مشخص باشند و دم به ساعت در طی حرکت های زیگزاگی و از این شاخه به آن شاخه پریدن، هم پیمان و دوست و دشمن عوض نکند.

مطالب مرتبط:

کشیش انگلیسی از پایان مسیحیت در عراق خبر داد

 

پرچم داعش بر بالای یک سد امریکا

سرگئی ریابکوف:صبر روسیه در برابر آمریکا تمام شده ا

تکفیری ها درخدمت دشمنان اسلام ومسلمین

تازه ترین آمار از افزایش قربانیان ایرانی فاجعه منا

فرمانده تروریست‌های کراچی کشته شد

جنگنده های امریکایی مواضع نیروهای بسیج مردمی عراق

ا

زن محجبه مسلمان زن سال ایالت نیوساوث ولز استرالیا

ترامپ: حق دارم ورود مسلمانان را به آمریکا محدود کن

نوشتن دیدگاه


آخرین تحلیل ها و مقالات

نظرات کاربران

کانال تلگرام اساس نیوز