b_300_300_16777215_10_images_tytdsssd.jpg

اساس نیوز : يكي از بحران‌های عصر حاضر و پديده تمام قد ايستاده، تكفير مسلمان است که بسان پتکی بر سر امت فرود می‌آيد و پيکر آن‌ را تکه پاره می‌کند.

تكفير كاری ساده و معمولي نيست که هر كسی از راه برسد و ديگری را از دين خارج كند. اين را بايد دانست: تكفير  فراد مساله شرعی و داراي حدود و قوانينی مشخص است.

 رأی شخصی و برخاسته از تعصب اشخاص را نبايد به رخ شريعت شفاف و معتدل اسلام کشيد.

كافر قلمداد كردن مسلمانی به ناحق پيادمدهای همچون؛ مباح الدم بودن آن شخص، جهنمی بودن او،  طلاق و جدايی او از همسرش و... را در پی دارد، پس بايد به عواقب كار خود انديشيد و بدون وجود دليل قطعي از كتاب و سنت نبايد در موضوع داخل شد.

اهل سنت والجماعت در اين مورد حد اكثر احتياط را به كار مي‌گيرند چنانكه از امام ابوحنيفه رحمه الله منقول است كه فرمودند: « لا نكفر احدا من أهل القبلة» يعني: ما هيچ يك از اهل قبله را تكفير نمي‌كنيم.

مراد از اهل قبله، كساني‌اند كه برضروريات دين ايمان دارند و مراد از عدم تكفير اين است كه تا مادامی كه يكي از علامات صريح كفر در شخص ديده نشود، او را تكفير نمي‌كنيم. پس اگر چنانچه شخصي گناهي انجام داد و عقيده به حلال بودن آن گناه نداشت، نمي توان آن را كافر دانست .مگر اين كه فعل او خود از علامت هاي كفر باشد و همين عقيده‌ي اهل‌سنت والجماعت است .

در حديث پيامبر اسلام صلي الله عليه وسلم قاعده کلي در اين راستا بيان شده است؛ چنان که رسول اکرم صلي الله عليه و سلم فرمودند: « ثَلاَثَةٌ مِنْ أَصْلِ الإِيمَانِ: الْكَفُّ عَمَّنْ قَالَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَلاَ تُكَفِّرْهُ بِذَنْبٍ وَلاَ تُخْرِجْهُ مِنَ الإِسْلاَمِ بعَمَلٍ الخ »[ ابوداود باب في الغزو مع ائمة الجور] يعني: سه چيز از اصل ايمان به شمار مي‌روند:

باز آمدن از اذيت رساني گوينده‌ی كلمه طيبه؛ هيچ مومنی را به سبب گناهش تكفير نكنی؛ به سبب عمل كسی، او را از اسلام خارج ندانی.

اين حديث به این مطلب اشاره دارد: آن‌هايی كه مومن واقعی هستند، هرگز مسلمان ديگری را به سبب گناه يا عملی ديگر تكفير نمی ‌كنند و دست و زبان خود را نسبت به ديگر مومنان كنترل می‌كنند.

داستان حضرت اسامه رضی الله عنه بسيار مشهور است كه در جنگ، كسی را كشته بود كه كلمه لا إله الا الله را مي‌خواند [البته به اين گمان كه او از روي ترس آن را می‌گويد ] پيامبر خدا عليه السلام از شنيدن اين واقعه بسيار ناراحت شد و اسامه را مورد ملامت قرار داد و فرمود:«آيا با وجود اين كه او لا اله الا الله می‌گفت، باز هم تو او را كشتی؟ اسامه جواب داد :ای رسول خدا! او اين كلمه را از روی ترس شمشير گفته بود. آن‌ حضرت عليه السلام فرمودند: آيا قلبش را شکافتی تا بدانی اين كلمه را از ترس گفته است؟ ( صحيح مسلم ح 96)

پيامبر خدا عليه السلام فرمودند: إذا قال الرجل لأخيه يا كافر! فقد باء به احدهما. ( بخاري ح 5752)

ترجمه: اگر شخصی به برادر مسلمان خود بگويد: « ای كافر » اين [نسبت كفر ] به يكی از آن دو بر می گردد.

منظور اين است که اگر مصداق اين سخن طرف مقابل نباشد، خود گوينده كافر قرار می‌گيرد.معاذ الله من ذلك. از اين رو علما می گويند « اگر در سخن شخصی نود و نه احتمال كفر و يك احتمال ايمان بود نبايد او را تكفير كرد.» الإسلام يعلو ولا يعلا عليه؛ هميشه جانب اسلام برتر است.

امام ابواليسر بزدوی رحمه الله می‌گويد: يك عالمِ دين بايد تا حد امكان، كفر را از مسلمان دفع كند. ( اصول بزدوي ص 110)

عملكرد حضرات صحابه‌ی كرام در مقابل خوارجی كه در مورد گمراهی آن‌ ها نصوص صريح آمده و خود آن‌ حضرت عليه السلام دستور قتل آن‌ها را داده است، می تواند بهترين الگو برای ما باشد. چراكه صحابه هرگز آن‌ها را تكفير نكردند و جنگ حضرت علی رضي الله عنه با آنها نه از روی تكفير آن‌ها، بلكه به سبب بغاوت، ظلم و تعدی آن‌ها بود. از اين جهت بعد از پايان جنگ، نه اموال آنها را غنيمت شمرده و نه اسيرانشان را به بردگی گرفت و حتي به فقهای بصره اجازه داد كه شهادت آنها را هم قبول كنند.

اين در حالی بود كه خوارج در مقابل، سيدنا علی و همچنين تمامی طرفداران اين ایشان را با جسارت تمام تكفير می‌كردند. پس از عملكرد صحابه اين برداشت هم درست است كه اگر كسی شما را كافر قلمداد كرد، باز هم شما حق نداريد او را تكفير كنيد.

متأسفانه فرق ما با اصحاب در اين است كه آنها با عملكرد خود باعث دخول كفار در دين می‌شدند و ما در پی آنيم كه به اندك بهانه‌ای، برادر مسلمان خود را تكفير كنيم.

ترسم نرسی به كعبه ای اعرابی    كين راه كه تو مي‌روی به تركستان است

امروزه ارزان ترين چيز در دنيا، « خون و آبروي مسلمان» است؛ نه تنها نزد كفار بلكه در مابين خود مسلمانان هم همين‌گونه شده است.

حجاج بن يوسف ثقفی روزي بر منبر اعلام كرد: به خدا سوگند! اگر من مردم را دستور بدهم كه از دری از درهای مسجد خارج شوند ،ولی آنها از دری ديگر بيرون روند، ريختن خون آنها و به تاراج بردن مالشان بر من حلال خواهد شد.(ابوداود)

چقدر از خانه‌های مسلمين كه به علت اندک اختلاف ناچيز ويران گشته، چه بسا از فرزندان، كه يتيم شده‌اند و چه بسيارند زنانی كه  بيوه گشته اند.

         من از بيگانگان هرگز ننالم// آنچه با من كرد آن آشنا كرد

پيامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: اگر دو مسلمان در مقابل هم شمشير كشيدند، قاتل و مقتول هر دو در جهنم‌اند. خداوند متعال تمام مسلمين جهان را از اين فتنه‌ی بزرگ برهاند.در این زمینه یکی از اصولی که در طول تاریخ مورد سوء استفاده گروه های تندرو قرار گرفته است جهاد است .این گروه ها همواره تلاش داشته اند تا کارهای خشونت بار خود را بنام جهاد به انجام برسانند.

مفهوم جهاد در اسلام بر خلاف عقیده خوارج مسلح:

كلمه جهاد و مشتقات آن در قرآن سی و یک بار آمده است. در حالى كه كلمه حرب (جنگيدن) فقط چهار بار آمده است.  ما مشاهده مي كنيم كه معناى جهاد در قرآن و در متون سنت پيامبر اسلام گسترده تر و کلی تر از معناى جنگ است.زيرا كه قتال (جنگیدن) به طور مشخص به معناى درگیری مسلحانه در جنگها است. در حالی که جهاد به معنای تلاش و كوشش كردن در مبارزه با دشمن است، چه اين دشمن فردى ستمگر و متجاوز باشد، يا شيطانى كه مؤمن بايد با او جهاد كند، يا نفس خويش كه عمل بد را براى او زينت مي دهد.

فلسفه جهاد در اسلام به منظور گسترش، اشغال زمین، کنترل بر منابع ديگران، تسخیر مردم و تحقیر آنها، و یا براى اهداف مادى دیگر نيست .امر به جهاد در اسلام امر به كشتن نيست، بلكه اين امر براى دفاع است كه به معناى مبارزه و جهاد با جنگجو در پاسخ به تجاوز خود و متوقف کردن حمله به خود است.

فريضه جهاد كه برخى از گروه ها به تحریف آن می‌پردازند، چيزى نيست جز حق دفاع از نفس، عقيده و كشور.

اگر مفهوم جهاد در اسلام اين است كه راه انداختن يك جنگ دفاعى در راه خداوند، منطقى است كه دفاع به هنگام تجاوز دشمن واجب مي شود.

فريضه جهاد (بمعناى جنگ دفاعى) به اين معنى نيست كه هر مسلمان شمشير خود را بگيرد، و به طور مستقل با ديگران مبارزه كند.

جهاد به نفس (يعني مبارزه) براى همهء مسلمانان واجب عينى نمى شود. چون سازمان نظامى اين كار به نمايندگى از همهء مسلمانان انجام مي دهد،.به طوري كه با انجام این وظیفه را از دوش ديگران لغو می كند و در بارهء آن كار نزد خداوند در روز قيامت پرسيده نمى شوند.

اگر ناگهان يك کشور اسلامى مورد حمله قرار گيرد، و دشمن وارد اين كشور شود، و ارتش آن نياز به كمك دارد، در این هنگام، بايد بر هر مسلمان با همه توان وقدرت خود با اين دشمن جهاد و مقاومت كند، و اين امر منطقى كه شكى در آن نيست.

به كساني كه  (كافران) با آنان مبارزه كرده اند رخصت مبارزه داده شد براي اين ‌كه آنها مورد ستم قرار گرفته‌اند و خداوند بر ياري ايشان تواناست] اين آيه توضيح می دهد كه مسلمانان شروع در مبارزه با كافران نكردند، بلكه دقيقا خلاف آن درست است، و اجازه مبارزه براى دفع تجاوز به آنان بود.

 فعل "يقاتلون" [(كافران) با آنان مبارزه كرده اند"] در اين آيه فعل مجهول است، و نشان مي دهد كه سبب نزول اين آيه اعتداء و تجاوز غير مسلمانان به مسلمانان است.

آيا مبارزه كردن مسلمانان با ديگران ناشى از تجاوز يا كفر است؟ پاسخ قريب به اتفاق اکثریت علماى مسلمانان، بر اساس قرآن و تاریخ پیامبر با غير مسلمانان، اين است كه تجاوز علیه مسلمانان دلیل اصلی است كه مبارزه و قتال را براى ايشان حلال مي كند.

 اما تنها تفاوت در دين - بدون تجاوز – دلیل معتبری برای اجازه مبارزه كردن و جنگيدن نيست، و به هيچ وجه نمى توان چنين باشد، چون قرآن آزادی مردم در ایمان یا کفر را تاييد كرده است. خداوند متعال مي گويد: [پس هركه خواهد ايمان بياورد و هركه خواهد كافر شود] (سوره كهف:29) و آيات قرآن با يكديگر در تضادّ و تناقض قرار نمي گيرند.

در مدینه پایتخت و مرکز جدید اسلام‌، چون دشمنان‌، مسلمانان را محاصره کرده بودند و مسلمانان ناچار بودند،‌که شمشیر بکشند و از جان خویش دفاع‌ کنند و راه را برای دعوت دین خود هموار سازند، خداوند بدانان اجازه جنگ و دفاع داد و نخستین آیه‌ای‌ که در این باره نازل شد این آیه بود:
« أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَی نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ* الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ ..»  [الحج: 39]. «‌به آنها که جنگ برآنان تحمیل شده است اجازه جهاد داده شده است یعنی می‌توانند مسلحانه جهادکنند، چراکه مورد ستم قرارگرفته‌اند و خداوند قادر است برنصرت و یاری آنها، همانها که بناحق ازخانه و لانه خود بدون حق و بدون هیچ دلیلی از د یار خود اخراج شدند و تنهاگناهشان این بودکه می‌گفتند: پروردگار ما الله است‌...
علامه عبدالرحمن سعدی در تفسیر آیه 29 سوره حج می نویسد: (( براساس حکمت الهی، جنگیدن با کافران در آغاز اسلام برای مسلمانها ممنوع بود، و آنها دستور داده شده بودند تا شکیبایی ورزند. وقتی که به مدینه هجرت کردند و مورد آزار و اذیت قرار گرفتند، و دارای قدرت و توان گشتند به آنها اجازه داده شد تا جنگ کنند، چنان که خداوند متعال فرموده است: (أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ) به کسانی که با آنان جنگ می شود اجازه جهاد داده شده است. از این آیه می توان درک کرد که پیش تر جنگیدن برایشان ممنوع بود، پس خداوند به آنها اجازه داد تا با کسانی بجنگد که با آنها می جنگند و بدان خاطر به آنها اجازه جهاد داده شد که مورد ستم قرار گرفته و از عمل کردن به دینشان بازداشته می شدند))

تهیه کننده:عبا محمدنژاد

 

والله اعلم

وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم

مطالب مرتبط:

پاپ فرانسیس: روا نیست که کسی از نام خداوند برای ار

دنیای اسلام و دورنمای کلان از آینده

تمدید قانون ممنوعیت حجاب در مدارس قزاقستان

ماموستا قادری : ما تحت دوربین مداربسته خداوند هستی

دنیای اسلام چرا پیشرفت نمی کند؟

ترامپ: ایران به بن‌بست خورده، آمریکا می‌تواند وضعی

 

داعش رهبر حزب دموکرات سوئد را به مرگ تهدید کرد

معرفی خوشبخت ترین کشورهای جهان

اسماعیل آخوند قدیری :در طول ماه شعبان بندگان مومن

ا

نوشتن دیدگاه


آخرین تحلیل ها و مقالات

نظرات کاربران

کانال تلگرام اساس نیوز

تبلیغات