b_300_300_16777215_10_images_asiaaaaa.jpg

اساس نیوز ،عبدالقیوم شکاری : در بخش نخست این یادداشت که در روزهای گذشته در سایت اساس نیوز منتشر شد به بررسی شرایط عمومی منطقه آسیای مرکزی و ویژگیهای عمومی گروه های افراطی فعال در این منطقه پرداختیم .

در این یادداشت در ادامه مباحث گذشته به بررسی زمینه های رشد گروه های افراطی در این منطقه می پردازیم :

علل و ریشه های رشد افراط گرایی اسلامی در سطح منطقه آسیای مرکزی

ظهور رفتارهای خشونت آمیز در جامعه انسانی زاییده محرومیت ها و کمبودهای اقتصادی – اجتماعی – سیاسی و ایدئولوژیک می باشد. در سطح منطقه آسیای مرکزی نیز ظهور و گسترش افراط گرایی مذهبی معلول دو دسته از عوامل داخلی و خارجی می باشد:

عوامل داخلی:

یکی از اشتباهات مشهود رهبران شوروی سابق تقابل با عنصر دین و در راس آن اسلام و محدود کردن فعالیت های دینی بوده است. این رفتار زمینه های گرایش به اسلام تندرو را در سالهای پس از فروپاشی شوروی ایجاد کرد. به عبارت دیگر ظهور و گستردگی اسلام افراطی در نتیجه اعمال محدودیت در امور مذهبی مردم و ایجاد یک خلاء ایدئولوژیک در سطح منطقه بوده است. با سقوط شوروی و بازشدن زنجیرهای اسارت ایدئولوژیک، علایق مذهبی مردم به شدت اوج گرفت. یکی از نمودهای بارز این مساله نیز توسعه مساجد و سایر مراکز اسلامی در سالهای پس از فروپاشی شوروی می باشد. در نتیجه فضای ایجاد شده پس از فروپاشی شوروی در اواخر قرن بیستم در ازبکستان 1566 سازمان اسلامی ایجاد شده، شمارمساجد این کشور نیز از 300 باب مسجد در سال 1989 به 6000 مسجد در سال 1993 رسید. در قزاقستان نیز تا پایان قرن بیستم بیش از 5000 باب مسجد احداث شد. (امیدوارنیا 1381) در این شرایط حضور و نفوذ وهابیون و گروههای اسلامی تندرو نیز در منطقه آسیای مرکزی افزایش یافته و امنیت همسایگان این منطقه را نیز تحت تاثیر خود قرار داده است.

علاوه بر خلاء ایدئولوژیک ایجاد شده در سطح منطقه ساختار حکومت های ایجاد شده در منطقه آسیای مرکزی در سالهای پس از فروپاشی شوروی نیز تأثیر غیر قابل انکاری بر رشد افراط گرایی مذهبی در این منطقه داشته است. مشخصه بارز دولتهای حاکم بر منطقه اتخاذ رویه غیردینی توسط آنها می باشد. در این چارچوب این دولتها با اعلام جدایی کامل از سیاست بر اساس رویه سکولاریزم اجرای حدود شرعی در زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان منطقه را نیز رد می نمایند. این رویه نیز باعث تمایل بخش قابل توجهی از مسلمانان منطقه به افراط گرایی مذهبی شده است. بر این اساس بسیاری از تحلیل گران ساختار سیاسی حاکم بر منطقه را مهمترین عامل رشد افراط گرایی مذهبی در منطقه قلمداد می کنند. (Gasimoglu: 1)

علاوه بر دو متغیر داخلی فوق عوامل دیگری نیز مانند مشکلات و نارسایی های اقتصادی، پیشینه تاریخی ملت های ساکن منطقه و موقعیت مناسب جغرافیایی برخی از مناطق واقع در آسیای مرکزی جهت انجام فعالیت های افراطی مذهبی باعث توسعه رادیکالیسم مذهبی در این منطقه شده است. با عنایت به عوامل فوق بسیاری از تحلیل گران رشد اسلام گرایی افراطی در منطقه را بیش از آنکه نتیجه و محصول تبلیغات هیات های خارجی بدانند ناشی از شرایط اجتماعی – اقتصادی و فرهنگی کشورهای آسیای مرکزی قلمداد می کنند. (موسوی 1383: 200) مشکلات اجتماعی و اقتصادی کشورهای منطقه من جمله افزایش بیکاری، سطح پایین تامین خدمات بهداشتی، عدم امکان تحصیل همگانی و کاهش پیوسته بودجه خدمات اجتماعی دولت نیز به تشدید افراط گرایی در منطقه دامن زده است.

عوامل خارجی:

عوامل خارجی موثر بر رشد رادیکالیسم در سطح منطقه آسیای مرکزی از یک طرف به تشدید فعالیت گروههای فرامنطقه ای دینی در سطح منطقه مرتبط شده و از طرف دیگر نیز به سیاستها و راهبردهای دولتهای غربی و در راس آن آمریکا در رابطه با منطقه و جهان اسلام مرتبط می باشد. در رابطه با محورها و اهداف فعالیت گروههای مذهبی فرامنطقه ای در سطح منطقه آسیای مرکزی توضیحات لازم ارائه گردید، اما در رابطه با تاثیر راهبردهای دولت های غربی در رشد رادیکالیسم باید خاطرنشان کرد که این دولت ها از یک طرف به علت مداخله در امور سیاسی کشورهای منطقه و از طرف دیگر ترویج فرهنگ غربی در این کشورها حساسیت مردم منطقه را برانگیخته زمینه های ظهور رادیکالیسم را فراهم نموده اند.

گروهی از تحلیل گران اعتقاد دارند که در منطقه آسیای مرکزی به علت ناامیدی از مدل های غربی و دنیوی زمینه اشاعه تندروی مذهبی فراهم شده است. در این زمینه فعالیت میسیونرهای مسیحی تحت لوای سازمانهای خیریه و آموزشی در سطح منطقه نیز حساسیت های ایجاد شده بین اقشار مذهبی را تشدید کرده و مقوم افراط گرایی مذهبی بوده است. شرایط اقتصادی جوامع منطقه و سوء استفاده از این شرایط جهت جذب جوانان با اعطای تسهیلات مالی و موقعیت های شغلی زمینه گرایش جوانان به سمت مسیحیت را فراهم کرده است. در این زمینه هر چند در سالهای اخیر به علت هوشیاری مردم و برخی از دولتهای منطقه، از دامنه فعالیت این گروهها در سطح منطقه کاسته شده است اما این تهدید از عوامل اصلی رشد رادیکالیسم اسلامی به عنوان عکس العمل به روند فوق شده است. بسیاری از افراد نیز رشد افراط گرایی در منطقه آسیای مرکزی را مانند سایر مناطق نشات گرفته از برخی از رویه های نامناسب اعمال شده توسط غرب بر علیه دنیای اسلام در طول سالهای اخیر می دانند. در این زمینه بر اساس یک نظرسنجی انجام شده در سطح منطقه در حدود 40 درصد مردم قرقیزستان با جنگ افغانستان مخالف بوده و 52 درصد نیز آن را یک فرآیند نامطلوب قلمداد می کنند. هفته نامه اکونومیست نیز در اوایل ماه سپتامبر 2006 در ویژه نامه ای به مناسبت سالگرد حوادث یازدهم سپتامبر خاطرنشان کرده است که به علت رویه ها و سیاستهای نامناسب غرب بر علیه دنیای اسلام پس از حوادث یازدهم سپتامبر 2001 حرکت های تروریستی در سطح جهان اسلام از افزایش چشمگیری برخوردار بوده است.

علاوه بر عوامل فوق عملیات نظامی امریکا در افغانستان پس از حوادث یازدهم سپتامبر 2001 نیز به عنوان یکی از عوامل خارجی تشدید کننده افراط گرایی دینی در سطح منطقه مطرح بوده است. یکی از پیامدهای اولیه هجوم امریکا به افغانستان مهاجرت طیف قابل توجهی از اعضای طالبان و القاعده به کشورهای واقع در منطقه می باشد. علت اقبال این گروهها به سمت آسیای مرکزی نیز از یک طرف قرابت جغرافیایی منطقه با آسیای مرکزی و از طرف دیگر زمینه های مناسب ایدئولوژیک موجود در سطح منطقه بوده است.

نقاط تمرکز فعالیت های گروههای اسلام گرا در سطح منطقه

بررسی اجمالی وضعیت پنج کشور واقع در منطقه آسیای مرکزی نشان دهنده این است که در این منطقه سه کشور ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان به نسبت دو کشور قزاقستان و ترکمنستان مشکلات بیشتری را در رابطه با رشد رادیکالیسم دینی داشته اند. در بین سه کشور فوق نیز دره فرغانه واقع در مرز مشترک تاجیکستان، ازبکستان و قرقیزستان منطقه مرکزی فعالیت های گروههای اسلام گرا می باشد. علت تمرکز گروههای افراطی اسلام گرا در این منطقه نیز شرایط مناسب جغرافیایی آن جهت اختفاء، همجواری با سه کشور ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان و قوت اعتقادات ساکنان این منطقه می باشد. منطقه سغدی و خجند در شمال تاجیکستان و اوش در جنوب قرقیزستان نیز از دیگر مراکز عمده فعالیت گروههای اسلام گرا در سطح منطقه آسیای مرکزی می باشد. برخی از کارشناسان در تحلیل تمایل اقوام ازبک، تاجیک و قرقیز به سمت افراط گرایی اسلامی و ضعف این تمایل در میان اقوام ترکمن و قزاق منطقه پیشینه تمدنی این اقوام را به عنوان عامل اصلی و محوری ذکر می کنند. بر اساس عقیده این گروه اقوامی که در طول تاریخ بصورت کوچ نشین و عشایری زندگی کرده اند از نظر اعتقادات دینی ملایم تر از اقوامی بوده اند که در یکجا ساکن بوده اند. بر این اساس اقوام قزاق و ترکمن به علت سابقه عشیره ای شان دارای عقاید دینی منعطف تری نسبت به ازبک ها، تاجیک ها و قرقیزها می باشند.

مبارزه با تروریسم و زندگی عادی مذهبی مردم منطقه

یکی از جنبه های مبارزه با تروریسم در مناطق مختلف که کمتر مورد توجه قرار گرفته است استفاده ابزاری از این مساله توسط دولتهای حاکم بر کشورها جهت اعمال محدودیت های قابل توجه بر زندگی عادی مردم می باشد. این اعمال محدودیت در کشورهایی که پرچمدار شعار مبارزه با تروریسم بوده اند شروع و به سایر نقاط حاشیه ای نیز رسیده است. در کشورهای واقع در منطقه آسیای مرکزی نیز حوادث یازدهم سپتامبر و موج ایجاد شده در سطح نظام بین الملل در جهت تقابل ریشه ای با پدیده تروریسم باعث اعمال محدودیت های شدید بر زندگی دینی مردم شده است. شدت محدودیت های اعمال شده بر زندگی مذهبی مردم در حدی بوده است که همین عامل از عوامل مهم تشدید کننده رادیکالیسم اسلامی در سطح منطقه قلمداد شده است. محدودیت های مذکور نیز در دو کشور تاجیکستان و ازبکستان بیشتر بوده و باعث اعتراض مردم به دولت گردیده است.

 

مطالب مرتبط:

استراتژی ملی مبارزه با افراط‌گرایی و تروریسم در تا

ا

داعش مسئولیت انفجار کراچی را بر عهده گرفت

وظیفه علما و نخبگان جامعه در زمینه حجاب و عفاف بسی

تصویب قانون ضد انسانی از سوی صهیونیست ها

دستگیری یکی از همدستان داعش درچچن

شناگر پناهجوی سوری سفیر سازمان ملل شد

دو نظامی روس به اسارت داعش درآمدند / عکس

مرگ عاقبت داعشی های تبعه قزاقستان

هیلاری کلینتون به خیانت متهم شد

نوشتن دیدگاه


آخرین تحلیل ها و مقالات

نظرات کاربران

کانال تلگرام اساس نیوز