b_300_300_16777215_10_images_9703c261068.jpg

اساس نیوز ،عبدالقیوم شکاری: پادشاهی عربستان سعودی در سه سال اخیر، تحولات پرسرعتی را در عرصه های اقتصادی و فرهنگی تجربه کرده است .

برخی از صاحب نظران مسائل منطقه، این تحولات را ناشی از درک ضرورت های زمانه از طرف حاکمان این کشور دانسته اند. برخی دیگر نیز بر این اعتقادند که تغییرات در حال وقوع در عربستان، جنبه سمبولیک داشته و با هدف ترسیم یک چهره مترقی از این کشور به دنیای پیرامون انجام شده و در زندگی واقعی مردم این کشور تحول خاصی رخ نداده است.

در مسیری کاملا متفاوت،بر خلاف تغییر و تحولاتی که در عرصه داخلی در جهت بازتر شدن فضای فرهنگی و اجتماعی صورت گرفته است ،سیاست خارجی عربستان در چند سال گذشته حالت تهاجمی تری به خود گرفته و این کشور بر خلاف سابقه محافظه کارانه اش در مسائل بین المللی، در دوره جدید تلاش کرده است ابتکار عمل را در برخی از بحران ها و مسائل مهم منطقه بدست گیرد.در این میان فقدان تجربه سیستماتیک در فضای جدید، باعث ناکامی های راهبردی این کشور در بحران های منطقه ای مثل سوریه و یمن شده است.

 مساله قطعی و غیر قابل تردید در رابطه با عربستان کنونی این است که این کشور در حال پوست اندازی است .برخی از تحلیل گران مسائل منطقه اعتقاد دارند که این پوست اندازی بر اساس فرمول تحمیل شده دول غربی حامی این کشور اجرایی شده است (دقیقا مشابه اصلاحاتی که در دهه 1960 میلادی جان اف کندی بر شاه سابق ایران تحمیل کرد).برخی از تحلیل گران هم این پوست اندازی را ماحصل تفکرات مدرن نسل جدید رهبران این کشور ارزیابی می کنند.

واقعیت امروز عربستان این است که ساختار و حاکمان کنونی این کشور علی الظاهر از اقتدار و ثبات قابل قبولی بهره برده و بنظر می رسد اصلاحات جاری به پشتوانه این ثبات صورت گرفته است .اما تجربه تاریخی ثابت کرده است که تحولات و خیزش های مهم اجتماعی و سیاسی در شرایطی رخ می دهد که نظام های سیاسی در شرایط مطلوب و قابل قبولی از ثبات و اقتدار سیاسی قرار دارند.مثال روشن این ادعا وقوع انقلاب اسلامی ایران و بهار عربی در مصر و برخی از کشورهای عربی شمال آفریقاست.

بر اساس این شرایط عربستان و ساختار سیاسی حاکم بر این کشور هم ممکن است تحولی مثل انقلاب یا خیزش های اجتماعی بنیادین را تجربه نمایند.البته این بستر آماده مختص به عربستان نبوده و این آمادگی برای همه کشورهای واقع در منطقه خاورمیانه وجود دارد.علت مستعد بودن فضای کشورهای منطقه برای انقلاب عدم تناسب تحولات و اصلاحات اقتصادی و فرهنگی با توسعه سیاسی جوامع منطقه است .

گروه های سنتی و اصلاحات ولیعهدی

ساختار سیاسی کنونی عربستان در قرن بیستم، با فروپاشی امپراطوری عثمانی و در نتیجه اتحاد استراتژیک علمای سنتی با طایفه آل سعود ایجاد شد.این همگرایی راهبردی در طول یک قرن گذشته برای هر دو طرف دارای منفعت بوده است .حاکمان عربستان در نتیجه این همراهی علمای سنتی و غالبا وهابی این کشور پایه های مشروعیت دینی خود در جامعه سنتی عربستان را استحکام بخشیده اند.در نتیجه این تعامل علمای شاخص وهابی در قرن اخیر به صراحت از حکومت سعودی دفاع و حمایت کرده اند.

در نقطه مقابل، طیف علمای وهابی نیز از این رابطه بی نصیب نبوده است. حمایت مالی گستره حکومت عربستان از فعالیت های دینی و فرهنگی علمای سنتی این کشور در داخل و خارج از کشور ثمره این اتحاد بوده است.

  در این شرایط بنظر می رسد با توجه به برخی از ابعاد اصلاحات در حال وقوع در عربستان، روند کنونی شکاف هایی را در مناسبات تاریخی علمای سنتی و هیات حاکمه عربستان بوجود آورده است.بخش عمده علمای سنتی عربستان با اصلاحات فرهنگی و اجتماعی انجام شده در این کشور مخالف بوده و اعتقاد دارند که حکومت تلاش دارد در فعالیت های دینی و تبلیغی علما محدودیت هایی را ایجاد نماید .این طیف، برخی از اصلاحات انجام شده را با اصول شرعی مورد قبول خود نیز در تضاد می دانند.تحمل این شرایط برای این بخش از جامعه عربستان که در گذشته از آزادی عمل بالایی برخوردار بودند،سخت و پرهزینه خواهد بود.دستگیری و زندانی شدن تعداد قابل توجهی از علمای صاحب نفوذ و مقبول عربستانی در سه سال گذشته نمونه بارزی از شکاف ایجاد شده در اتحاد راهبردی طیف سنتی علما با طبقه حاکم بر عربستان است.

گروه های مدرن از تحولات اجتماعی تا اصلاحات سیاسی

  بدون شک مهم ترین حامی داخلی اصلاحات ولیعهدی در عربستان امروز، قشر تکنوکرات جامعه این کشور است.اقشار مدرن جامعه عربستان، در دهه های گذشته به شدت از محدویت های اعمال شده در زندگی فردی و اجتماعی شهروندان ناراضی بوده و خواستار اعمال تغییراتی در این روند بوده اند.

این گروه،تداوم فضای فرهنگی و اجتماعی سنتی را با شرایط زندگی مدرن نامتناسب دانسته و بدنبال به روز رسانی چهره جامعه خود هستند.بر اساس این نگرش، اصلاحات سال های اخیر در عربستان شایسته تقدیر و مورد حمایت این بخش از جامعه این کشور قرار گرفته است.

  مساله مهم در رابطه با مطالبات این بخش از جامعه عربستان این است که هر چند تحولات فرهنگی – اجتماعی صورت گرفته در جامعه عربستان بویژه بخش زنان، مورد رضایت و اقبال گروه های مدرن قرار دارد ،اما بدون شک در آینده تضمینی برای محدود ماندن مطالبات این گروه ها در حوزه فرهنگی وجود ندارد .

  واقعیت این است که تحولات بعد از فوت ملک عبدالله در عربستان صرفا در حوزه های اقتصادی و فرهنگی محدود مانده و تحول خاصی در زمینه اصلاح ساختار سیاسی این کشور صورت نگرفته است .بدون شک  مهم ترین مطالبه آتی گروه های مدرن عربستانی، اعطای حق مشارکت موثرتر به شهروندان این کشور در تعیین سرنوشت سیاسی شان است.این حق در شرایط کنونی عربستان مورد بی توجهی قرار گرفته است .بنابراین پیش بینی می گردد در آینده، نظام سیاسی کنونی عربستان از طرف حامیان مدرن خود نیز با چالش هایی مواجه گردد.

در کنار این اقشار اصلی، شرایط خاص اقلیت های ساکن این کشور و نارضایتی هایی که نشات گرفته از برخی از سیاست های تبعیض آمیز حکومت مرکزی در مناطق شیعه نشین شرق عربستان رخ داده است، نمایانگر مشکلات نهفته دیگری در آینده سیاسی عربستان است .بنابراین بنظر می رسد بستر هایی مهیا اما نهفته در جامعه عربستان برای یک تحول ساختاری وجود دارد.

مطالب مرتبط:

زمینه سازی برای حمله به کره شمالی

داعش ، مرگ ابوبکر بغدادی و پایان یک سناریو!

اقدام حیرت آور عامل انتحاری در پارک لاهور

ا

روزنامه تایمز انگلیس :ترامپ روسی الاصل است

وزیر سوری:با عناصر "آسایش" مشکل داریم نه کردها

حمایت بلژیک از ممنوعیت حجاب در اروپا

 

مسجد الاقصی زیر چگمه های سربازان یهود

افسران غربی و ترکیه‌ای در حندرات حلب/ 700 کشته از

ن

شیخ عبدالباعث قتالی : مسئولان باید به مطالبات مردم

نوشتن دیدگاه


آخرین تحلیل ها و مقالات

نظرات کاربران

کانال تلگرام اساس نیوز

تبلیغات