b_300_300_16777215_10_images_65656565636.jpg

اساس نیوز : مناطق مرزی افغانستان از مدت ها پیش پناهگاه اقلیت ‌های قومی بوده که از آزار و اذیت در چین فرار می ‌کنند. در قرن هجدهم زمانی که امپراتوری چینگ (Qing)، سین ‌کیانگ را فتح کرد، اویغورهایی که علیه حاکمیت چین شورش کردند، به بدخشان فراری شدند.

کنون کارزار و محدودیت‌ های چین علیه اویغورها به خصوص پس از این ‌که پکن و مقامات محلی سرکوب و سختگیری بر آزادی‌، دین و فرهنگ اویغورها را شدت بخشیدند، این اقلیت را به مهاجرت جمعی به افغانستان وا داشته است.
اویغورها گروه اقلیت مسلمان ترک‌ زبانند که در منطقه غربی سین‌ کیانگ زنده گی می‌ کنند. پکن ادعا می ‌کند که تروریزم از افغانستان به سین ‌کیانگ منتقل می ‌شود. اما در واقع، ظلم ‌و ستم چین و درگیری قومی در سین ‌کیانگ به بی ‌ثباتی بیشتر افغانستان کمک می‌ کند و اویغورهای جوان را که به طور فزاینده ‌ای از سوی دولت چین هدف قرار می ‌گیرند، به سوی مقاومت خشونت ‌آمیز سوق می ‌دهد.
بسیاری از اویغورها از زمانی که چین این منطقه را در سال ۱۹۴۹ تصرف کرد، مخالف حکومت پکن بوده ‌اند و مقاومت در برابر چینی ها  به قرن ‌ها پیش باز می‌ گردد. در دهه ۱۹۹۰ پس از این ‌که جمهوری‌ های آسیای مرکزی به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به استقلال دست یافتند، پکن از جاه‌ طلبی اویغورها برای ایجاد دولتی مستقل با عنوان دولت ترکستان شرقی به وحشت افتاد.
چین به ویژه پس از حملات ۱۱ سپتمبر تلاش کرد تا اهداف و آرزوهای اویغورها را تروریستی توصیف کند و نهضت مبارزه با سه نیروی شیطانی (افراط‌ گرایی، تروریزم و جدایی‌ طلبی) را آغاز کند.
بین سال‌ های ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۰ میلادی دولت چین به تدریج هویت قومی و عنعنات دینی‌ -‌ مذهبی اویغور را تهدید امنیت ملی قلمداد کرد. آزار و اذیت و تبعیض روزمره علیه اویغورها تنها به دسترسی دشوار به پاسپورت، هتل، خدمات بانکی و اینترنت محدود نمی ‌شود. زنان اویغور دائما مجبور می ‌شوند حجاب شان را بردارند و مقامات محلی که حیای زنان مسلمان را بیانگر ایمان راسخ آن ‌ها می ‌دانند، کالا‌ های بلند آن ‌ها را قیچی می‌ زنند. در مُلکی که سلاح گرم برای افراد ممنوع است، روی چاقوی آشپزخانه در سین‌ کیانگ باید کدهای شناسایی حکاکی شود و از لحاظ فیزیکی به اسباب و وسایل خانه بسته و نصب باشد.
اعتراضات و کشتار گسترده در شهر ارومچی در ۵ جولای ۲۰۰۹، ظلم و ستم را در سین ‌کیانگ تشدید و چرخه ستمگرانه سرکوب دولت و مقاومت اویغور را پدید آورد. سیاست چین در قبال اویغورها از جاه‌طلبی ‌ها و اهداف ملی گسترده ‌تر آن متاثر است.
آن‌ طور که رابرت کاپلان اظهار می کند، سرکوب جامعه ‌ی مسلمان اویغور در غرب چین بخش کلیدی سیاست امپریالیستی جدید پکن است. کاپلان استدلال می ‌کند که ابتکار کمربند و راه، پروژه منطقه ‌ای عظیم چین نیازمند اطاعت پذیری کامل مردم اویغور است.
در گزارش نوزدهمین مجمع ‌ حزب کمونیست چین در آکتبر سال ۲۰۱۷ آمده است: چین طی چند دهه آینده از لحاظ قدرت مرکزی و نفوذ بین ‌المللی به یک رهبر جهانی تبدیل خواهد شد. تاکید چین بر قدرت این کشور، ثبات داخلی را سنگ بنای سیاست داخلی و خارجی ‌اش ساخته است.
دولت مرکزی و مقامات ولایتی تدابیر امنیت داخلی را در سین ‌کیانگ تحت شعار ضد تروریزم و حفظ ثبات تشدید نموده ‌اند. حرکت های بی ‌رحمانه از این دست، باعث شده است که اویغورها برای رهایی از آزار و اذیت قومی و مذهبی، به آسیای مرکزی و جنوب ‌شرقی فرار کنند.

برای اویغورها که ارتباطات قومی، زبانی و مذهبی با مردم آسیای مرکزی دارند، قزاقستان، قرقیزستان و تاجکستان که با سین‌ کیانگ هم ‌سرحدند، قبلا پنا‌هگاه بود.
در سال ۱۹۶۲ حدود ۶۰ هزار اویغور و قزاق در آنچه که به نام واقعه Ili-Qoqek شناخته می ‌شود، از سین ‌کیانگ به این مناطق در آسیای مرکزی و تحت حکومت شوروی فرار کردند. این کشورها همه از لحاظ اقتصادی وابسته به چین هستند و به فشار چین بر اویغورها تسلیم شده ‌اند.
سازمان همکاری شانگهای با هدف قراردادن مستقیم اویغورها، همکاری امنیتی کشورهای آسیای مرکزی را علیه سه نیروی شیطانی نهادینه کرده است. با توجه به محدودیت ‌هایی که از سوی دولت ‌های اقتدارگرا در آسیای مرکزی بر اویغورها اعمال می‌ شود، افغانستان جنگ‌ زده تنها کشور همسایه‌ می ‌باشد که از لحاظ سیاسی و مذهبی برای اویغورهایی که به دنبال پناهگاه می گردند، به خصوص در مناطق تحت کنترل طالبان، امن است.

  منطقه‌ صعب‌العبور دهلیز واخان که سین‌کیانگ را به افغانستان وصل می ‌کند، باریکه عبور به ولایت بدخشان است. تعداد اویغورهایی که در این منطقه زنده گی می ‌کنند، حالا ممکن است به ۴۵۰۰ نفر رسیده باشد.
مصاحبه‌ های اخیر نویسندگان با برخی از کارشناسان در آسیای مرکزی و جنوب آسیا، نشان می ‌دهد که حدود ۱۵۰ خانوار اویغور در بدخشان ساکن هستند. برخی از آن‌ ها شبه ‌نظامی استند. اختلافات قومی داخلی چین همراه با فراز و نشیب‌ های جنگ و سیاست افغانستان، باعث ایجاد جنبش‌ های شبه‌ نظامی و مقاومت اویغور در افغانستان شده است.
برخی از این جنبش‌ ها و مقاومت‌ ها از ارتباطات با طالبان و القاعده نیز برخوردار هستند. میزان دخالت اویغورها در جنگ های به ظاهر اسلامی همواره به شدت مورد مناقشه بوده است. سازمان‌ های اویغور ادعا می‌ کنند که شمار شبه ‌نظامیان اویغور اندک است و یا اصلا وجود ندارد و از سوی دیگر پکن تلاش می ‌کند که تمام مقاومت اویغور ها  را افراط ‌گرایی به تصویر بکشد.
پس از حملات ۱۱ سپتمبر و به دنبال آن همکاری ضد تروریزم چین و ایالات متحده در سال ۲۰۰۲، وزارت امور خارجه ایالات متحده و سازمان ملل متحد جنبش اسلامی ترکستان شرقی را  سازمان تروریستی معرفی کردند.
در سال ۲۰۰۳، دولت چین لستی از اولین اعضا و سازمان ‌های تروریستی ترکستان شرقی، به شمول جنبش اسلامی ترکستان شرقی را نشر کرد. براساس این لست، حسن محسوم و عبدالقادر یاپوچوان جنبش اسلامی ترکستان شرقی را تشکیل داده ‌اند و در سال ۱۹۹۷ اردوگاه‌ های آموزشی تروریستی را در افغانستان اداره می ‌کردند.
محسوم در آکتبر سال ۲۰۰۳ توسط نیروهای پاکستانی کشته شد. گزارش شورای روابط خارجی امریکا با اشاره به مقاله خبری روسی در سال ۲۰۰۰ عیسوی، می ‌گوید که در نشستی در سال ۱۹۹۹ در افغانستان، اسامه بن‌ لادن به جنش اسلامی ترکستان شرقی و جنبش اسلامی اوزبیکستان وعده‌ کمک مالی داد.
در سال ۲۰۰۰ میلادی، سرنگونی طالبان توسط ایالات متحده، عملیات نظامی پاکستان علیه القاعده در مناطق قبایلی و اختلافات درونی جنبش اویغور بر سر جنگیدن در کنار القاعده در مناطق سرحدی پاکستان – افغانستان و سازماندهی جنبش ناسیونالیستی در سین‌ کیانگ، باعث کاهش حضور شبه‌ نظامی اویغور در افغانستان شد.
سازمان ملل متحد برآورد کرده است که در سال ۲۰۰۷ میلادی حدود ۲۰۰ عضو جنبش اسلامی ترکستان شرقی در افغانستان حضور داشتند. برخی از اعضای این جنبش به توصیه ‌ یاپوچوان به خاورمیانه از جمله ترکیه و سوریه فرار کردند.
سازمان شبه ‌نظامی جدید اویغور، یعنی حزب اسلامی ترکستان در سال ۲۰۰۶ در افغانستان و پاکستان شروع به ظهور کرد. حزب اسلامی ترکستان در تلاش برای هدف قراردادن چین و منافع چین در نقاط مختلف، مسوولیت حملاتی را در چین به عهده گرفته است.
چین ادعای حزب اسلامی ترکستان مبنی بر بمب گذاری بس در شانگهای و کونمینگ پیش از بازی ‌های المپیک پکن در سال ۲۰۰۸ را رد کرد. پس از شروع جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱، حزب اسلامی ترکستان در سوریه در کنار گروه ‌های مختلف، از جمله القاعده در حال جنگ بوده است.
براساس گزارشات نشرشده ۳۰۰ تا ۵۰۰ اویغور به خوبی سازماندهی ‌شده و میدان ‌دیده، نقش کلیدی را در حملات تهاجمی زمینی علیه نیروهای بشار اسد در مناطق شمالی ایفا کرده‌ اند. سند استخدام و جذب به دست‌ آمده از تروریست های داعش، نام ۱۱۴ تروریست از اویغورهای سین‌ کیانگ لیست شده است که در سوریه می ‌جنگند.
تروریست های داعش در شکل‌ گیری تروریزم اویغور در افغانستان، مُلکی که در آن شاخه‌ خراسان داعش از چین به دلیل سرکوب مسلمانان اویغور انتقاد کرده و خواستار جهاد علیه چین شده است، نقش داشته است.
اهداف جهانی و استراتژی خونین داعش همان ‌طور که در سوریه نشان داده شد، به سرعت منجر به تغییر در رویکرد چین نسبت به افغانستان شد. سیاست چین در خصوص افغانستان قبلا توسعه‌‌ محور بود و حالا به هدف قراردادن شبه نظامیان اویغور به خصوص در ولایت بدخشان، تغییر کرده است.
چین دیدارها و ارتباطات دپلوماتیک خود را با کابل افزایش داده است و برای دولت افغانستان همکاری‌ ها و کمک‌ های ضد تروریزم از جمله آموزش و تجهیز برای مبارزه با تهدید اویغور، فراهم کرده است.
در سال ۲۰۱۵، چین وعده کرد که ۷۳ ملیون دالر برای حمایت از دولت کابل فراهم کند. ریاست امنیت ملی افغانستان سریعا بازرگانان اویغور را بازداشت و به چین فرستاد. همکاری افغانستان با چین در مورد مسئله اویغورها، نه‌ تنها به خاطر پول بلکه به خاطر امید به متقاعد کردن چین مبنی بر این ‌که اویغورها در افغانستان توسط پاکستان آموزش دیده‌ اند و به این ترتیب مقصر دانستن اسلام ‌آباد برای مسئله داخلی چین، نیز می ‌باشد.
پس از این‌ که داعش در سال ۲۰۱۷ برای انتقام سرکوب مسلمانان در سین ‌کیانگ توسط پکن، چین را به ایجاد رودخانه ای از خون در آن تهدید کرد، افغانستان و چین همکاری ‌های خود را در گشت ‌زنی‌ سرحدی مشترک در کریدور واخان افزایش دادند.
در ماه سپتامبر 2018 به دنبال گزارش رسانه ‌ها مبنی بر گشت‌ زنی نیروهای چینی در کریدور واخان و ایجاد پایگاه نظامی از سوی چین برای انجام ماموریت ‌های آموزش ضد تروریزم در این کریدور و باریکه، سفیر افغانستان در پکن اعلام کرد که نیروهای افغان در چین آموزش خواهند دید.
فکر پیوستن شبه‌ نظامیان اویغور به شاخه‌ خراسان داعش در افغانستان، برای پکن یک کابوس خواهد بود. حضور گروه ‌های تروریستی خارجی مانند جنبش اسلامی ترکستان شرقی و جنبش اسلامی اوزبکستان در افغانستان نشان می‌ دهد که پویایی سیاسی و امنیتی داخلی در چین و کشورهای آسیای مرکزی مانند جنگ داخلی تاجکستان، درگیری قومی در قرغزستان، سرکوب اسلام در اوزبیکستان و درگیری‌ ها و گروه‌ های خاورمیانه (مانند القاعده و دولت اسلامی)، در تشدید تروریزم در افغانستان نقش داشته ‌اند.
با افزایش سرکوب حکومت چین و شدت‌ گرفتن مقاومت اویغور، ستیزه ‌‌جویی اویغور در افغانستان نیز با آن همراه خواهد شد. اقدامات چین در ماهیت خود خشونت و درگیری قومی را به خاک افغانستان صادر می ‌کند. سیاست‌ های سرکوبگرانه دولت سین‌ کیانگ، از جمله اردوگاه‌ های بازآموزی، تنها به عنوان محرک ستیزه‌ جویی اویغور و پیچیدگی امنیت داخلی افغانستان عمل می‌ کند. حفظ ثبات و صلح پایدار در مناطق مرزی کریدور واخان، تنها با ترویج و ارتقای هماهنگی و همگرایی قومی واقعی و آزادی مذهبی در سین ‌کیانگ امکان ‌پذیر است.

منبع:مجله فارین پالیسی

مطالب مرتبط:

امدادرسانی جوانان مسلمان به سیل زدگان آمریکایی

درگیری میان نیروهای عراقی و پیشمرگه در کرکوک

شرط بشار اسد برای عفو عناصر مسلح

تفکر تکفیری؛ درد مشترک، درمان مشترک

دونالد ترامپ : عملیات در سوریه به طور عالی اجرا شد

بازار شناور در بانکوک

آخوند یزدانی : درعصری که توطئه و نفاق جهان را فراگ

حضور اردوغان در مراسم ازدواج تکواندوکار ایرانی با

علت احتمالی مرگ سفیر روسیه در سودان

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین تحلیل ها و مقالات

کانال تلگرام اساس نیوز