b_300_300_16777215_10_images_654656449.jpg

اساس نیوز ،عبدالقیوم شکاری : در یک قرن گذشته و با آغاز افول تمدن اسلامی دیدگاه ها و نظریات مختلف علمی در زمینه دلایل دوری دنیای اسلام از دوره عظمت و شکوه مطرح شده است.

دیدگاه ها و نظریات ارائه شده در زمینه دلایل پسرفت جامعه اسلامی از دو رهیافت درون نگر و برون نگر و در زاویه ای کاملا متفاوت تلاش داشته اند به تشریح شرایط موجود بپردازند .در رهیافت درون نگرانه تلاش شده است نقش عوامل داخلی در ایجاد شرایط کنونی مورد تاکید قرار گیرد.بر این اساس صاحب نظران اعتقاد دارند که برای رهایی از وضعیت نابسامان کنونی، ایجاد تغییرات ساختاری و بنیادی در درون امت اسلامی یک ضرورت اساسی و سنگ بنای آغاز دوره ای جدید در تمدن سازی اسلامی است .

  برخلاف رهیافت نخست، در دیدگاه برون نگر، عقب ماندگی جامعه اسلامی ناشی از عوامل محیطی در نظر گرفته شده و اعتقاد معتقدان به این دیدگاه بر این است که دنیای اسلام برای  قرار گرفتن در مسیر خیز تمدنی، باید تاثیرات سوء عوامل بیرونی در درون جامعه مسلمانان را به حداقل برساند .در این دیدگاه در سطحی افراطی، نگاهی توهم محور به محیط اطراف حاکم است .

   بحث ما در این مجال کوتاه، اثبات صحت و سقم باورهای نظری هر یک از این رهیافت ها نیست .بدون شک ترکیبی از نابسامانی های داخلی به همراه تاثیرگذاری های خارجی،باعث شده است تا امت اسلامی در عصر حاضر در مسیر مطلوب و قابل قبول قرار نگیرد .اما نکته اساسی در این مقوله بررسی ریشه های مهم ترین معضل موجود در بلاد اسلامی است. واگرایی عقیدتی و فقدان روح تحمل و تسامح مهم ترین مشکل کنونی ما مسلمانان است .

واگرایی عقیدتی و جامعه اسلامی

  واضح و بدیهی است که سنگ بنای ساختن جامعه ای منسجم وهمراه،تعمیق دغدغه ها و منافع مشترک در بین اعضای آن جامعه است. صاحب نظران بر این اعتقادند که به همان اندازه که رشته های ذهنی و فکری پیوند دهنده اعضای یک جامعه، قوی تر و ملموس تر باشد،علائق و هدف گذاریهای مشترک افراد نیز افزایش یافته،تجمیع توان و قابلیت ها درابعاد مختلف سیاسی،اقتصادی و نظامی سهل تر انجام خواهد شد .ایجاد شرایطی که تعدادی از انسان ها فراتر از تعلقات ملی و جغرافیایی، بر اساس ملاک هایی دیگر احساس تعلق به یکدیگرداشته باشند ،فرایندی ظریف و پیچیده است .

متاسفانه دنیای اسلام در مسیری کاملا متفاوت از نیازهای حیاتی و عقلانی آن، در ایجاد علقه های همگرایی و انسجام عقیدتی با مشکلات اساسی مواجه بوده است .ثمره این ناکامی شرایط کنونی حاکم بر دنیای اسلام  و "واگرایی عقیدتی و فقدان روح تحمل و تسامح"  است .

تکفیر و روح نفی و حذف در ذهنیت اسلامی

  دنیای اسلام و فعالان مسلمان در نیم قرن گذشته در یک فرایند پیچیده ناشی از غفلت های داخلی و تحت تاثیر طراحی های دشمنان دین شان، به سرعت در مسیر نفی و حذف یکدیگر حرکت کرده اند.سرعت حرکت قطار نفی و حذف برادر دینی ،در یک دهه اخیر افزایش داشته و دامن زدن بر اختلافات عقیدتی و فقهی، برادر کشی را به رویه معمول در بلاد اسلامی تبدیل کرده است .این همان معضل تکفیر است که به سان آفتی به جان امت اسلامی افتاده است .

     نگرش تکفیری بر عدم تسامح و تحمل ناپذیری در برابر عقاید مخالف بنیان گذاشته شده است .افرادی که در این مسیر وارد می گردند صرفا برداشت خود از مسائل دینی را بر حق دانسته،سایر برداشت های را کفر آمیز و مستحق حذف قلمداد می کنند .در این نوع نگرش این بیان که عقیده من این است و عقیده دیگران با من تفاوت دارد، جایی ندارد .عبارت مستعمل این شیوه تفکری این است که تفکر و برداشت من از مسائل این گونه است و صرفا این برداشت با نصوص شرعی سازگار است و سایر برداشت ها در مسیر بدعت و ضلالت قرار دارند .

 عوامل و بسترهای داخلی تحمل ناپذیری عقیدتی

   در درون امت اسلامی مجموعه ای از متغیرها و عملکرد های نامتناسب، به ترویج رویه تکفیری در جامعه اسلامی دامن زده است .غفلت و ناآگاهی بخشی از علمای مسلمان از ابعاد ترویج این رویه خطرناک،درک نادرست از ماهیت رحمانی دین اسلام ،برداشت وارونه برخی از گروه های مجاهد دینی از مقوله هایی همچون جهاد و قتال و در نهایت وابستگی سیاسی بخش قابل توجهی از حکام اسلامی به غرب، باعث شده است تا زمینه های بسط و گسترش تفکرات متحجر حذفی در جامعه اسلامی فراهم گردد .

   فعالیت های به ظاهر دینی افراد و گروه های افراطی در بین فریقین اهل سنت و تشیع هم به ترویج اندیشه نفی گرایانه دامن زده است .زمانی که افرادی در برخی از تریبون ها و شبکه های ماهواره ای مهم ترین اصل خود را بر توهین به صحابه رسول الله رضی الله عنهم و همسران آن حضرت و بویژه امهات المومنین حضرت عایشه رضی الله عنها گذاشته و توهین و افترا به این بزرگواران را به عنوان شرط مسلمانی قرار داده اند، چطور می توان انتظار داشت طرف مقابل به نفی اساس مسلمانی شیعیان نپردازد؟

در طرف مقابل هم زمانی که در برخی از شبکه های ماهواره ای منتسب به اهل سنت ،شیعیان به عنوان مجوسی،رافضی،صفوی و گمراه مورد خطاب قرار می گیرند، آیا می توان انتظار داشت شیعیان به سمت الفت بیشتر با باورهای اهل سنت حرکت نمایند ؟

نکته مهم در رابطه با دو گروه فوق این است که تمرکز فعالیت های هر دو طیف در شبکه های ماهواره ای است که غالبا در کشورهای غربی فعالیت کرده، برای ما مسلمانان نسخه عداوت و برادر کشی می پیچند.بنظر می رسد ماموریت تعریف شده برای این شبکه ها تقویت بغض های عقیدتی در بین مسلمانان است.راهکار مقابله با این طیف افراطی، اعلام برائت عقلای فریقین از اعمال فتنه گرایانه آنهاست .بنابراین ترویج و تقویت رویه تکفیری از این منظر، حاصل فعالیت های طیف افراطی در هر دو طیف است و نمی توان این مشکل را به یک مذهب محدود کرد .

عوامل و بسترهای خارجی  تحمل ناپذیری عقیدتی

دین اسلام از همان آغاز، تحت تاثیر طراحی های غرض ورزانه پیروان سایر ادیان و بویژه یهودیان قرار داشته است .این روند تا حدی طبیعی است .رقابت ایدئولوژیک مانند رقابت در حوزه های اقتصادی و سیاسی در ذات جامعه بشری است . مساله مهم در این زمینه این است که در بخشی از جامعه اسلامی حکام و افرادی که جریان سازیهای اجتماعی در جامعه را هدایت می کنند،متوجه این رقابت سنتی نبوده و با خوش بینی ساده انگارانه ای اعتقاد به تعامل مطلق فرهنگی با محیط اطراف دارند .نتیجه این نگاه ساده لوحانه غفلت از طراحی هایی است که در خارج از بلاد اسلامی برای ترویج چند دستگی و واگرایی در امت اسلامی انجام می گیرد .ترویج اندیشه حذفی و تکفیری محور اساسی این گونه تلاش های محیطی درباره دنیای اسلام است .

  همسو با این طراحی ها،موج بلند دین زدایی در جامعه اسلامی به راه افتاده است .در چارچوب این فرایند،رسانه های غربی تلاش می کنند با القاء ناکارآمدی دین اسلام برای اداره جامعه، ذهنیت جوانان ما را نسبت به اسلام و باورهای اسلامی تیره نمایند .نمایش و تبلیغ خشونت های غیر انسانی گروه هایی مثل داعش در بسترهای مختلف رسانه ای نیز به عنوان مکمل این فرایند عمل می کند .تجمیع این فضاها باعث تشدید بدبینی جوانان ما به اسلام و آموزه های اسلامی می گردد.

تعامل راهبردی ضرورت جامعه اسلامی

   در علوم انسانی به شکل اعم و علوم سیاسی به شکل خاص به کرات به واژه های راهبرد و تاکتیک برخورد می کنیم.راهبرد یا همان استراتژی به برنامه های کلان و بلند مدت اطلاق می گردد.در سطحی پایین تر،تاکتیک،شیوه ها و روش های حصول به اهداف راهبردی دولت ها و واحد های سیاسی است.در عرصه مناسبات بین المللی دولت ها غالبا تلاش دارند با حصول برخی از اشتراکات راهبردی،زمینه همسویی و همگرایی در مناسبات بین المللی را فراهم نمایند .در این شرایط اشتراک راهبردی همراه با قبول تنوع تاکتیکی به عنوان اصل مهم در مناسبات بین المللی پذیرفته شده است .

  در دنیای اسلام اشتراکات عقیدتی موجود در بین فرق و مذاهب مختلف اسلامی می تواند به عنوان حلقه مهم اتحاد و همسویی استراتژیک در بین مسلمانان مطرح گردد .دراین شرایط تفاوت  تاکتیک ها، در مسیر اهداف کلان و عالی امت اسلامی،مشکلی در بین بلاد اسلامی ایجاد نخواهد کرد .به عبارت ساده تر دنیای اسلام باید با تکیه بر اشتراکات راهبردی ، از بزرگ نمایی اختلافات تاکتیکی پرهیز نموده منافع امت اسلامی را در راس همه اولویت ها قرار دهد.

 

 

مطالب مرتبط:

ترامپ: میلیون‌ها نفر غیرقانونی در انتخابات شرکت کر

رئیس فراکسیون اهل سنت مجلس خواستار استفاده از نخبگ

داعش،ترکیه را تهدید به نابودی کرد

ب

20 مسجد در فرانسه تعطیل شد

جنایت داعش در دیر الزور در سایه سکوت جهان

سلطان کلانتان رسما پانزدهمین پادشاه مالزی شد

تعلیق یکطرفه مذاکرات صلح سوریه در ژنو توسط مخالفان

ا

ارتش آمریکا فردا نخستین رزمایش دوران ترامپ را در خ

ا

دهها کشته در حمله عربستان به صنعا

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین تحلیل ها و مقالات

کانال تلگرام اساس نیوز