b_300_300_16777215_10_images_2754675.jpg

اساس نیوز،عبدالقیوم شکاری : بالاخره بعد از چند روز لاف زنی و تهدیدات رسانه ای، حمله موشکی آمریکا با همراهی انگلیس و فرانسه به اهدافی در سوریه انجام شد .

 ابعاد این حمله با هیچ یک از تصورات و پیش بینی های گذشته افکار عمومی، همسان نبود .در یک تحلیل کوتاه و ساده می توان گفت که این اقدام صرفا برای حفظ آبروی آمریکا در نظام بین الملل صورت گرفت .ابعاد کنترل شده اقدام اخیر ایالات متحده در سوریه ثابت کرد که سیاست ورزی جنگ طلبانه دونالد ترامپ رئیس جمهور این کشور، صرفا درحد نگارش توییت های آتشین بوده و ترامپ در حوزه عمل به شدت پایبند دیپلماسی عمومی و محذوریت های بروکراتیک سیاست گذاری است .

   گزارش ها و تحلیل های منتشر شده در رسانه های غربی، حاوی نکات جالبی از اقدام اخیر آمریکاست .بر اساس گزارش های منتشر شده در رسانه های غربی ، آمریکا اهداف و ابعاد حمله به سوریه را با روسیه هماهنگ کرده بود .مسکو هم به شرط محدود ماندن دامنه حمله و آسیب نرسیدن به توان ارتش سوریه،توافق کرده بود که اقدام نظامی متقابل در برابر آن انجام ندهد .

   با دولت سوریه هم هماهنگی برای اهداف حمله صورت گرفته بود و بخاطر همین هماهنگی در این اقدام نظامی شاهد تلفات انسانی قابل توجه نبودیم .این سطح از هماهنگی سیاسی ثابت می کند که حمله موشکی آمریکا به سوریه صرفا برای حفظ پرستیژ بین المللی این کشور در عرصه روابط بین الملل صورت گرفته است .بنظر می رسد بعد از این تجربه تلخ، ترامپ در موارد مشابه آتی حاشیه سازی های رسانه ای کمتری نسبت به گذشته داشته باشد .الیته امید است که این گونه گردد!

   رویه اخیر ترامپ نمایانگر این حقیقت قدیمی در سیاست است که بین سیاست اعلامی و عملی دولت ها فاصله زیادی وجود دارد .واقعیت مستتر دیگر در پس زمینه این اقدام نظامی، تمایز حوزه عملی سیاست با لفاظی های رسانه ای است .یکی از رویه های معمول دولت ها در عصر کنونی این است که تلاش می کنند از ابزار رسانه ها و جریان سازی های رسانه ای به عنوان وسیله ای برای پیشبرد اهداف سیاسی خود بهره ببرند .این رویه در بین همه واحد های سیاسی وجود دارد.در حمله موشکی اخیر هم  رئیس جمهور ایالات متحده در چند روز گذشته با ایجاد فضایی از ترس و تهدید، انتظاراتی را در افکار عمومی دنیا ایجاد کرد، اما اقدام نظامی انجام شده تناسبی با سطح انتظارات ایجاد شده نداشت .این سطح از لفاظی با عملکرد پس از آن، بی اعتمادی به اظهارات در موارد مشابه آتی را تشدید خواهد کرد .

سرنوشت بشار اسد یا تغییر سیاست خارجی سوریه

   مساله مهم دیگرمطرح شده در حاشیه سازیهای رسانه ای هفته های اخیر، بحث سرنوشت بشار اسد رئیس جمهور سوریه است .در شش سال گذشته و با اوج گیری درگیری های داخلی درسوریه،سناریوی برکناری رئیس جمهور این کشور به هدف اصلی تلاش های رسانه ای و سیاسی دولت های عربی منطقه و غربی ها تبدیل شده است .در فضای رسانه ای از بشار اسد به عنوان دیکتاتوری سفاک و جنایتکار نام برده می شود که ملت خود را فدای جاه  طلبی های شخصی خود کرده است .

    در جریانات مرتبط با حمله شیمیایی اخیر در دوما (در صورت صحت بروز آن )دوباره سرنوشت بشار اسد و ضرورت برکناری وی از قدرت به عنوان یکی از محورهای اصلی سیاسی و رسانه ای مورد توجه بود .بنظر  می رسد اگر بحران سوریه با کنار گذاشته شدن بشار اسد از قدرت حل شده و این ملت رنج کشیده با این اقدام به آرامش می رسند یک روز هم نباید در این کار درنگ کرد .

اما بررسی عمیق تر رویدادهای چند سال اخیر نشان می دهد که مشکل سوریه شخص بشار اسد نیست.مشکل سوریه سیاست ها و راهبردهای خارجی این کشور است .غالب دولت های مخالف باقی ماندن بشار اسد در قدرت بر این باور هستند که در صورتی که وی از ایران و برخی از گروه های مخالف اسرائیل فاصله بگیرد، مشکلی با تداوم حیات سیاسی وی ندارند .به عبارت ساده تر چنانچه دولت سوریه سمت و سوی سیاست خارجی  خود را از نگاه به شرق به نگاه به غرب تغییر دهد، دیگر بشار اسد دیکتاتور خونخوار و سفاک نخواهد بود و می تواند مانند همه حاکمان عرب، بدون برگزاری انتخابات واقعی سالهای مدید در قدرت باقی بماند.

   مصداق عینی این ادعا پیشنهاد ولیعهد عربستان در سالهای گذشته و در اوج درگیری های داخلی در سوریه به بشار اسد است .محمد بن سلمان در اوج حضور داعش در سوریه و عراق، به بشار اسد پیشنهاد کرد چنانچه از ایران فاصله گرفته و سیاست های خود را با آنها هماهنگ تر نماید ،تغییر وی در دستور کار قدرت های منطقه ای و فرا منطقه قرار نخواهد داشت .در روز گذشته و بعد از بمباران موشکی مناطقی در سوریه نیز یکی از مقامات اسرائیلی، در اظهاراتی مشابه تاکید کرد بشار اسد برای اینکه بتواند در کشورش حاکمیت گذشته خود را اعمال نماید، باید از ایران فاصله بگیرد .بنابراین از دیدگاه دولت های عربی منطقه بشار اسد سفاک و جنایتکار (از نگاه این دولت ها )می تواند به شرط همراهی با آنها و تغییر سمت و سوی سیاست خارجی خود ،در قدرت باقی بماند !

نظام بین الملل و حاکمیت قانون جنگل

تاریخ روابط بین الملل نمایانگر این اصل است که بعد از هر دو جنگ جهانی اول و دوم، دولت های موثر نظام بین الملل تلاش کردند از طریق ایجاد یک سازوکار بین المللی از خودسری کشورها در اعمال قوانین داخلی خود در عرصه جهانی جلوگیری کنند.تشکیل جامعه ملل در سال 1919 و سازمان ملل در سال 1945 نتیجه این باور بین المللی بود .سازمان ملل از همان آغاز ایرادات اساسی خود را نشان داد .دادن حق وتو به پنج قدرت فاتح در جنگ جهانی دوم و استفاده سلیقه ای از این حق برای متوقف کردن تلاش جامعه جهانی برای حل مشکلات، از نمود های عینی این ناسازواریهای ساختاری بود .

   این ساختار معیوب علی رغم مشکلاتش تا به امروز به حیات خود ادامه داده است .شاید بتوان مهم ترین علت تداوم حیات سازمان ملل را در اعتقاد به این باور دانست که قانون بد بهتر از هرج و مرج و بی قانونی است .سازمان ملل و قواعد حاکم بر آن قوانین معیوب و در بسیاری از موارد از طرف بنیانگذاران این سازمان نقض شده است .مصداق عینی این نقض قواعد، اقدام اخیر امریکا در استفاده از زور بر علیه یک عضو سازمان ملل است .

بر اساس منشور سازمان ملل استفاده از زور بر علیه یک عضور سازمان ملل محتاج تصویب این اقدام در شورای امنیت این سازمان است .آمریکا نه در بمباران روزهای اخیر و نه در خیلی از تجاوزارت دیگر خود به این اصل پایبند نبود .تجاوز امریکا به عراق در سال 2003 میلادی هم بر اساس همین بی توجهی ها صورت گرفت .

تداوم اختلاف در جهان اسلام

دنیای اسلام متاسفانه شرایط بدی را سپری می کند .شرایط به گونه رقت بار شده است که غالب فعالان مسلمان از شنیدن صدای واحد از دنیای اسلام ناامید شده اند .چندپارگی های سیاسی و امواج بلند رقابت مذهبی و ایدئولوژیک در بین قدرت های شاخص مسلمان، دنیای اسلام را بر لبه پرتگاه جنگ و درگیری داخلی قرار داده است .غفلت درد مشترک جامعه اسلامی است .غفلت از طراحی هایی که با هدف تضعیف توان امت اسلامی در بین کشورهای مسلمان در حال انجام است.

  برخی از دول اسلامی به مجری سیاست های مزورانه غرب در قبال دنیای اسلام تبدیل شده اند .بنظر می رسد یاد آوری تئوری جنگ تمدن های ساموئل هانتینگتون برای مسلمانان یک اقدام حیاتی است .این متفکر آمریکایی که از وی به عنوان اتاق فکر استراتژیک نومحافظه کاران نام برده می شود، در نظریه برخورد تمدن ها به صراحت تاکید می کند که مهم ترین تهدید برای تمدن غربی، اسلام و تمدن اسلامی است .برهمین اساس کنترل و مدیریت جامعه اسلامی یک ضرورت استراتژیک است .این نگاه راهبردی در دو دهه گذشته در سیاست خارجی آمریکا، به شدت کانالیزه شده و غرب و دولت های غربی تلاش می کنند با توسل به روش های مختلف از نزدیکی مسلمانان به یکدیگر جلوگیری نمایند .به راه انداختن جنگ زرگری شیعه و سنی با همین هدف گذاری در دستور کار قرار گرفته است .

 

 

 

 

مطالب مرتبط:

وزیرخارجه فرانسه : بر ادامه حمایت از ثبات عراق پس

رونمایی از نخستین کتاب کردی در مدارس کردستان

 

حفظ کرامت بشری در جنگ های پیامبر صلی الله علیه و س

ضربه شیمیایی آمریکا به داعش

ا

موج فزاینده حمله به مسلمانان در اتریش

داعش: مهاجم لندن سرباز ما بود

فیلترینگ تلگرام در روسیه

دین بازیچه شیوخ جهادی

خودداری قاضی کانادایی از رسیدگی به پرونده زن محجبه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین تحلیل ها و مقالات

کانال تلگرام اساس نیوز