b_300_300_16777215_10_images_108133862_136174209afcac.jpg

اساس نیوز - بهروز قزل: حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، به دنبال گمانه زنی هایی برای سفر به ترکمنستان در هفته های اخیر، بالاخره در روزهای آغازین سال 1397 به عشق آباد عزیمت کرد. این سفر، هر چند بیش از چند ساعت به طول نیانجامید، اما از جهت های مختلفی متفاوت و قابل تأمل است. این سفر و دیدار چند ساعته بین رؤسای دو دولت همسایه، از جوانب مختلفی قابل بررسی است که در این نوشتار، به جوانب منحصر به فرد موضوعاتی مانند آزادی زندانیان ایرانی، محرک های ویژه مؤثر بر سازوکار تصمیم گیری در سیاست خارجی ترکمنستان در این مورد (و موارد مشابه) و در نهایت، زمینه و چشم انداز اجتماعی رفتار متقابل ایران و ترکمنستان اشاره خواهد شد.

 

در هفته های اخیر، رسانه های مختلف از احتمال سفر رئیس جمهوری ایران به کشور همسایه، ترکمنستان خبر می دادند. برخی کارشناسان نیز در صدد معرفی اولویت های قابل گفتگو در این سفر بوده و موضوعاتی از قبیل اختلافات گازی، تسهیل مراودات تجاری، مسائل مربوط به حمل و نقل، مباحث دریای خزر، تعیین تکلیف زندانیان ایرانی محبوس در ترکمنستان و ترتیبات مربوط به ترفیع روابط اقتصادی استان های مرزی با این همسایه شمالی را به عنوان اهم موضوعات قابل طرح از سوی رئیس جمهور می دانستند. این سفر در 7 فرودین 1397 محقق شد. وزیران نفت، راه و شهرسازی، صنعت، معدن و تجارت و وزیر نیرو به همراه فعالان اقتصادی در این سفر روحانی را همراهی کردند و سیزده سند همکاری در حوزه های مختلف بین دو کشور امضا شد. انتقال 283 زندانی ایرانی از ترکمنستان به ایران نیز از دست آوردهای این سفر کوتاه بود.

 

سفر «نوروزی» رئیس جمهور به ترکمنستان، در سطوح مختلفی اعم از ملی و منطقه ای قابل بررسی و ارزیابی است. چرا که از برخی جهت ها، این سفر به مثابه بازشروع روابط با همسایگان در حوزه پیرامونی آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی (به واسطه سفر به جمهوری آذربایجان، پس از ترکمنستان) تلقی شده است. این شروع دوباره، آنگاه برجسته تر می شود که پیشینه برخی اختلافات بین ایران و ترکمنستان را در سال ها و ماه های اخیر به یاد آوریم. اختلافات گازی در شرف احاله به دیوان بین المللی دادگستری، لاهه بود. اختلافات در خزر آشکار شده بود و مزیت های مسیر ترانزیتی ایران و ترکمنستان با مشکلاتی همراه شده بود. بحث زندانیان ایرانی در ترکمنستان نیز مسائل خاص خود را به همراه داشت و حتی به یکی از موضوعات ثابت مورد انتقاد در خصوص عملکرد دستگاه سیاست خارجی در قبال ترکمنستان تبدیل شده بود. تمام این مسائل در حالی بود که در سال های قبل از آن، توسعه روابط بین دو همسایه، توسعه کم نظیری را تجربه کرده بود.

 

ترکمنستان، بیشترین سهم را در روابط اقتصادی ایران و آسیای مرکزی داراست و پس از استقلال، نخستین پنجره های روابط اقتصادی و سیاسی ترکمنستان به جهان خارج از طریق ایران باز شده است. روابط فرهنگی دو همسایه، با توجه به پیشینه تاریخی مشترک و اشتراکات فرهنگی، چه در حوزه فرهنگی نوروز و چه دور حوزه تمدنی اسلام، مثال زدنی بوده است. عبارت مشهوری است که ترکمنستان دروازه ورود زمینی ایران به آسیای مرکزی است و ایران، فراهم آورنده اقتصادی ترین مسیرهای اتصال به آب های گرم و بازارهای بین المللی برای ترکمنستان محسوب می شود. دیدگاه نیرومندی نیز وجود دارد که این دو همسایه، از نظر ژئوپلیتیکی مکمل یکدیگر به شمار می روند. علاوه بر این موارد، مباحث متعددی اعم از سیاسی، حقوقی، اقتصادی و امنیتی وجود دارد که محتوای دغدغه مشترک ایران و ترکمنستان را در مجاورت سرزمینی یکدیگر، تشکیل می دهد. در چنین زمینه ای، تشدید اختلافات موضوعی بین دو کشور در سال های اخیر، باعث نگرانی هایی بیش از حد معمول شده بود.

 

اما موضوع قابل توجهی که احتمالا فضای کارشناسی منطقه کمتر به آن پرداخته و خواهد پرداخت. محرک های اجتماعی مؤثر بر رفتار سیاست خارجی و تصمیم گیری ترکمنستان است. مجاورت منطقه قومی نشین ترکمن در استان های شمال شرقی کشور با ترکمنستان از یک سو و آزادی بسیاری از زندانیان ترکمن ایرانی در نتیجه این سفر، موجب شد تا این دستاورد سفر رئیس جمهور، بیشترین بازتاب را در این مناطق داشته باشد. فضای رسانه ای این مناطق با دقت و توجه به جزئیات، اخبار مربوط به این سفر را دنبال کرده و موضوع انتقال زندانیان را با حساسیت فوق العاده پیگیری کردند. این در حالی است که در ماه های گذشته، بحث زندانیان ایرانی در ترکمنستان، برخورد نامناسب مرزبانان ترکمنستان با ایرانی ها و بی نتیجه ماندن فعالیت های دیپلماتیک و رایزنی ها برای سامان دادن به وضعیت این زندانیان نیز از جمله مسائل مطرح در این رسانه ها و محافل این منطقه محسوب می شود. تیراندازی مرزبانان ترکمنستان در نخستین روز فرودین سال جاری به چهار تبعه ایران و کشته شدن یکی از آنان نیز موجی از احساسات مردم این مناطق را پیرامون این موضوع متمرکز کرده بود.

 

در چنین فضایی، سفر روحانی به عشق آباد محقق شد و به دنبال آن، نزدیک به سیصد زندانی ایرانی (که بسیاری از آنان ساکنان مناطق قومی نشین ترکمن بوند) به کشور منتقل شدند. نیازی به تصریح نیست که هماهنگی ها و تشریفات مربوط به این قضیه می بایست از مدت ها قبل آغاز شده باشد و این تصمیمی نیست که (با توجه به ابعاد حقوقی و سیاسی آن) به یکباره و در چند ساعت، بین دو دولت مستقل منعقد شود. اما جنبه متفاوت موضوع این است که در عین حال، بحث این زندانیان، موضوع جدیدی نیست و در سال های گذشته تلاش های مختلفی برای رسیدگی به وضعیت آنان انجام شده بود که تاکنون، همگی بی نتیجه مانده و فضای ناامیدی در این خصوص را تقویت می کرد.

 

اما به نظر می رسد که مرحله عطف این وضعیت از آنجایی آغاز شد که در ماه های اخیر، جریانات خودجوشی خارج از فضای رسمی دیپلماتیک برای مطالبه گری و اعمال فشار به دستگاه سیاست خارجی آغاز شد. کمپین هایی در فضای مجازی برای آزادی زندانیان ایرانی آغاز شد. تجمعاتی مقابل مجلس و مقابل ساختمان وزارت امور خارجه برگزار شد. در ماه های اخیر، شاید هیچ محفل مرتبطی در فضای واقعی، رسانه ای و مجازی مناطق قومی نشین ترکمن نتوان سراغ گرفت که حداقل برای یکبار به این موضوع نپرداخته باشد و در برخی محافل، بحث زندانیان ایرانی در ترکمنستان به موضوع ثابت یا متناوب گفتگو و دغدغه فی مابین تبدیل شده بود. نتیجه طبیعی تصاعد و تراکم این مطالبه گری، با توجه به اینکه متهم اصلی این وضعیت دستگاه تصمیم گیری ترکمنستان دانسته می شد، اوج گیری تنافر و افتراق بیشتر با آن سوی مرز را به همراه داشت. این فضای جدید و کم سابقه، یکی از مهم ترین زمینه های فشار اجتماعی بوده است که نادیده گرفتن نتایج آن، پیامدهای غیرقابل بازگشتی را متوجه هر دولتی می کرد. نیازی به تصریح نیست که هیات حاکمه ترکمنستان نیز نمی توانست نسبت به این فضای جدید بی تفاوت باشد.

 

حضور قومیت مشترک در دو سوی مرز، در فضای واقع گرا، برای هر دو دولت چاقویی دولبه است. این وضعیت خاص، توجه مداومی را می طلبد. واقعیتی انکارناپذیر است که نگاه سیاست گذاری (تهاجمی یا غیرتهاجمی) دولت های دو سوی مرز نیز نمی تواند نسبت به آن خالی باشد. در چنین فضایی که هویت مشترک قومی یا ملی، هر آن در معرض تقابل است و ارزش های مشترک ملی یا قومی در رقابت هستند، محافظت و هدایت ارزش های مشترک، به عنوان یکی از اهداف سیاست داخلی و سیاست خارجی دولت ها بروز می کند. در چنین زمینه ای، موافقت ترکمنستان با انتقال و آزادسازی زندانیان ایرانی (ایرانیان محبوس 1 فروردین اخیر نیز در بین آنان بوده اند)، گامی بلند و مؤثر برای تعدیل تراکم انباشته مطالبه گری چندماهه اخیر محسوب می شود. در این قالب، این زمینه اجتماعی، برای درک دقیق تر الگوی رفتار سیاست های ترکمنستان در قبال ایران و فهم فراز و فرود تصمیمات این کشور راهگشا خواهد بود. همچنین، زمینه اجتماعی مذکور، به عنوان یکی از عوامل کماکان تأثیرگذار در چشم انداز روابط بین دو کشور حضور خواهد داشت.

 

در خاتمه، یادآوری می شود که توجه ویژه به زمینه اجتماعی منحصر به فرد تصمیمات سیاست خارجی ترکمنستان در قبال موضوعات ایران، هیچ گاه به معنای کنار گذاشتن سایر زمینه های مؤثر نبوده و نیست. در این نوشتار و صرفا در جایگاه تحلیل، لزوم توجه به این جنبه از روابط ایران و ترکمنستان در کنار سایر بخش ها و جوانب، مورد تأکید قرار گرفته است. در غیر این صورت، مباحث متعددی اعم از سیاسی، حقوقی، اقتصادی و امنیتی وجود دارد که محتوای دغدغه مشترک ایران و ترکمنستان را تشکیل می دهد و مطمئنا، روابط و تصمیمات متقابل این دو همسایه از این زمینه ها بی تأثیر نبوده و نیست.

 این یادداشت در 13 فروردین 1397 با عنوان اصلی «چرا سفر روحانی به ترکمنستان مهم است؟» در سایت موسسه مطالعات ایران و اوراسیا منتشر شده است.

مطالب مرتبط:

مردی که از بمباران اتمی هیروشیما فیلم گرفت: پشیمان

رهبر جماعت اسلامی پاکستان: اعراب از جنگ عراق عبرت

عذرخواهی پاپ فرانسیس از مسلمانان روهینگیا

افشاگریهای جدید ویکی لیکس علیه هیلاری

عربستان، سردمدار افراطی‌گرایی در بریتانیا شد

کشته شدن مستندساز انگلیسی توسط داعش /عکس

آموزش به نظامیان فیلیپینی برای مقابله با داعش

ضرب و شتم زن محجبه در آلمان

تبریک ماه مبارک رمضان به سبک نخست وزیر کانادا

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین تحلیل ها و مقالات

کانال تلگرام اساس نیوز