b_300_300_16777215_10_images_n8285465272224368.jpg

اساس نیوز: مقایسه آمار رسمی تعداد تروریست های کشته شده در افغانستان با آمار تقریبی تعداد مخالفان مسلح در این کشور نشان می دهد که در سالیان اخیر نه تنها از تعداد تروریست ها در افغانستان کاسته نشده بلکه پرسش اساسی این است که "چرا تعداد آنها کاهش نداشته و تروریسم در این کشور مهار نشده است؟"

 

به طور تقریبی هر روز در پایگاه اطلاع رسانی وزارت دفاع افغانستان اطلاعیه ای منتشر می شود که در آن تعداد تروریست هایی که در 24 ساعت گذشته از گروه های مختلف از جمله طالبان یا داعش در نقاط مختلف این کشور کشته می شوند، به اطلاع عموم می رسد.

 

با نگاهی گذرا به این پایگاه و جمع و تقسیم ارقام اعلامی کشته های تروریست ها در حد فاصل 13 دی ماه تا 8 اسفند ماه امسال به علاوه آمارهای قبلی استخراج شده از این سامانه، به طور متوسط یک هزار و 290 تروریست باید در هر ماه در افغانستان کشته شده باشند.

 

این تعداد با چند عمل ساده ریاضی در یکسال و بدون احتساب آمار مجروحین آنها و حتی بدون در نظر گرفتن متغییر موثری مثل فصل های بهار و تابستان که در آن امکان تحرکات برای دو طرف درگیری بیشتر است و به همین علت تعداد کشته شدگان گروه های تروریستی نیز افزایش می یابد، به یک عدد تقریبی نزدیک به سالی 15 هزار و 480 می رسد که گویای کشته شدن این تعداد تروریست در طول یکسال در افغانستان می باشد.

 

در همین راستا برخی آمارهای دیگر نیز در افغانستان وجود دارد که به طور جد نظریه «باز تولید تروریسم» را در این کشور به اثبات می رساند. برای درک این مطلب نکاتی وجود دارد که به اختصار به برخی از آنها اشاره می شود.

 

«محمد حنیف اتمر» مشاور امنیت ملی رئیس جمهوری افغانستان که 29 بهمن ماه گذشته به دعوت «محمد بن سلمان آل سعود» به عربستان سفر کرده بود در مصاحبه ای با روزنامه عربی الشرق الاوسط گفت که بیش از 55 هزار تروریست در کشورش حضور دارند.

 

او حتی تقسیم بندی زیر را از تنوع عناوین تروریست ها نیز ارایه داد و افزود که 30 تا 40 هزار تن از تروریست‌ طالبان، 6 تا 7 هزار تروریست پاکستانی ،2 تا 3 هزار عضو سازمان‌های تروریستی منطقه‌ای ( بدون نام)، نزدیک به 3 هزار تن اعضای گروه‌های افراطی بین‌المللی مانند گروه داعش و 1 تا 2 هزار تن نیز از گروه القاعده در افغانستان حضور دارند.

 

برای نابودی کامل این تعداد تروریست بدون نیاز به مذاکره و ارایه پیشنهاد گفت و گو، تنها با حفظ همین حد تحمیل تلفات روزانه نیروی انسانی به آنها، منطقی است که انتظار داشته باشیم، حداکثر بعد از چهار سال افغانستان از وجود تروریست ها از هر گروه و گروهکی پاکسازی شود، اما پس چرا با گذشت 17 سال از حضور نیروهای ضدتروریستی در این کشور چنین اتفاقی روی نداده است؟

 

آمریکا و همپیمانانش نزدیک به دو دهه قبل بدون هیچ احترامی به قوانین بین المللی و به بهانه نابودی تروریست ها و ایجاد امنیت و ثبات به افغانستان لشکر کشی کردند و از همان روز نخست برای زنده ماندن سربازان شان بین مردم عادی و غیرنظامی و افراد مسلح تفاوت قائل نشدند و هر وقت لازم بود ماشه را کشیده اند.

 

اما امروز بعد از این همه سال حضور مدعیانه آنان، هر کارشناس مطلعی نسبت به وضعیت افغانستان، تایید خواهد کرد که نه تنها حضور غربی ها نتوانست بهبود وضعیت افغانستان را رقم بزند بلکه همین حضور آنها عامل تشدید بحران در این کشور نیز شد.

 

البته آمریکا و عاملانش دلیل شکست 17 سال گذشته خود را به شیوه های غیر منطقی و با انداختن تقصیر کامل به گردن دیگران می خواهند توجیه کنند.

 

برای مثال؛ غربی ها پاکستان را که در تمام دوران اشغال افغانستان توسط شوروی سابق، معبر انتقال دلارهای نفتی و سلاح و اطلاعات آمریکایی برای به زانو درآوردن رقیب بین المللی آن زمان آنها بود، متهم به حمایت و پناه دادن به تروریست ها می کنند و آن را تهدید به فشار سیاسی برای بازگشت از مسیری می کنند که خودشان ایجاد کردند و حامی آن بوده و هستند.

 

غربی ها همچنین روسیه را متهم به کارشکنی به بهانه تلافی شکست ارتش سرخ شوروی و حمایت از طالبان برای شکست آمریکا در باتلاق افغانستان می کنند و ایران هم که جای خود دارد به عنوان پیشرو محور مقاومت اسلامی و مانع جدی سلطه استکباری آنها بر منطقه متهم به حمایت از طالبان برای مقابله با داعش و مانع تراشی در موفقیت خود می خوانند.

 

اما اگر بر فرض محال، بپذیریم همه ی این ادعاها درست باشد، باز نمی توان توضیح داد که طی 17 سال گذشته، نتیجه این همه کشتار چه شد؟ و چرا آب این چاه خشک نمی شود؟!

 

پول، آموزش، تامین تجهیزات و حتی پناه دادن، نمی تواند جای عنصری مثل نیروی انسانی را در جنگ بگیرد و هر سه بهانه آمریکا در فرار رو به جلو با اتهام زنی به دیگران نمی تواند عامل اصلی تداوم این وضعیت در افغانستان باشد.

 

تازه در این فرض، قدرت و ثروت آمریکا و همپیمانانش در توازن توان درگیری نادیده گرفته شده است، در غیر این صورت با وارد کردن این عوامل اصلا نمی توان پذیرفت کشورهایی مانند ایران، روسیه یا حتی پاکستان بتوانند مانع موفقیت نیروهای خارجی حاضر در افغانستان شوند.

 

دست کم سه احتمال جدی برای چرایی وجود این معادله نا متوازن، یعنی صفر نشدن تفاضل تعداد کشته ها و تعداد تروریست های حاضر در افغانستان می توان عنوان کرد.

 

نخستین احتمال راحت و بدبینانه آن است که فکر کنیم دولت افغانستان آمار سازی می کند و واقعیت های میدانی چیزی غیر از این است؛ دوم آن که چشمه تولید تروریست ها در افغانستان جوشان و زاینده است و همچنان نیروی جایگزین را تامین می کند و هرچه نیروهای خارجی و دولتی آنها را می کُشند، تمام نخواهند شد.

 

اما احتمال سومی هم هست که منطقی تر به نظر می رسد و آن، ترکیب دو احتمال قبلی است و در حقیقت هر کدام مکمل دیگری در ثبات این مساله است. این بدان معناست که هم دولت افغانستان نمی تواند درست آمار بدهد و هم زمینه های تامین نیروی جایگزین برای تشکیلات تروریست ها در این کشور وجود دارد.

 

برای توضیح این که چرا آمار دولتی نمی تواند درست باشد و برای روشن شدن عواملی که باعث تسهیل در روند تامین نیروی انسانی جایگزین برای تروریست ها می شود؛ کافی است به چند خبر مستقل زیر توجه کنیم:

 

«محمد مصطفی مستور» وزیر امور اقتصادی افغانستان ششم ماه جاری در مصاحبه با یک رسانه تصویری افغان گفت که از مجموع بیش از 5 میلیارد دلار ارزش بودجه سال آینده افغانستان 50 درصد آن را خارجی ها تامین می کنند.

 

«محمد اشرف غنی» هفته قبل در جمع دانش آموختگان دانشکده نظامی مارشال فهیم در تجلیل از نظامیان این کشور خود را کامیاب عرصه سیاست خواند و گفت که توفیق ما در سیاست مرهون رشادت شما در میدان درگیری است.

 

او چندی قبل نیز برای شرح موفقیت خود در حوزه سیاست خارجی گفته بود که ما موفق شدیم جهان را متقاعد سازیم که بپذیرند مردم افغانستان در جنگ با تروریست در خط مقدم هستند و تضمین داد که پرداخت های خارجی ها تلف نمی شود.

 

مفهوم سیاسی این گزاره ها این است که دولت افغانستان باید به حامیان مالی خود نشان دهد در حال نابود کردن تروریست ها و ایجاد حکومتی مقتدر و سالم است تا روند کمک های مالی برای اداره کشور تداوم یابد.

 

بیان این فرض برای دولت یک تفسیر احتمالی نیست، بلکه مصداق متعدد عینی دارد که بیان یکی برای نمونه کافی است و آن هم سخنان «پیری مابدون» سفیر اتحادیه اروپا در افغانستان است که در اواخر آبان ماه امسال در حالی که تنها حدود دو ماه از حضورش در کابل می گذشت در تهدیدی آشکار خطاب به دولت افغانستان گفت که باید در مبارزه با فساد اداری جدی باشد و اضافه کرد که اگر مبارزه جدی صورت نگیرد اروپا کمک هایش را قطع می کند و او اجازه نمی دهد پول مالیات دهندگان اروپا هدر برود.

 

دولت وحدت ملی برای حفظ تداوم کمک های خارجی باید ثابت کند که رو به جلو حرکت می کند و به نیابت از همه جهان دارد از دنیا دفاع و با تروریست ها مبارزه می کند.

 

هر چند افغانستان در تازه ترین گزارش سازمان شفافیت بین المللی که ششم اسفند ماه جاری یعنی تنها سه روز مانده به برگزاری نشست بین المللی «پروسه کابل» منتشر کرد، با کسب 11 امتیاز و جایگاه 166 در رتبه سومین کشور فاسد قرار گرفت.

 

به نظر همین اندازه اطلاعات برای آن که بتوان درک کرد چطور ممکن است آمار تلفات تروریست ها یا اقدامات مبارزاتی که از سوی مراجع دولتی افغانستان گزارش می شود دارای نقص باشد، کافی است.

 

اما قسمت دوم موضوع یعنی توضیح بازتولید و زایش جبهه تروریست ها به سادگی تشریح وضعیت دولت افغانستان نیست، برای تسریع و تسهیل در این بحث باید آن را در دو بخش «خود نیروها» و « انگیزه نیروها» دنبال کرد.

 

تروریست ها در افغانستان همانطور که حنیف اتمر مشاور امنیت ملی رئیس جمهوری اشاره دارد شاید دارای خاستگاه متعدد قومی، زبانی با اهداف خرد و نام های مختلف باشند اما همگی روی این اصل که فرزند بیشتر به معنای قدرت نیروی انسانی در نبرد است، اتفاق نظر دارند بنابراین در این جبهه تولد همواره ادامه دارد.

 

اما سرباز علاوه بر جسم و تسلیحات نیازمند انگیزه برای تغذیه روان خود نیز هست تا بتواند در صحنه نبرد ثابت قدم بماند. برای کوتاهی سخن به ریشه های تاریخی تشکیل گروه های تروریستی مانند القاعده و طالبان در افغانستان و نقش آمریکا و غرب و پول های نفتی در ایجاد و رشد این نوع گروه ها نمی پردازیم.

 

نقش تکفیر و تحجر در بازتولید تروریست در افغانستان

نگاهی اجمالی به نقش تحجر و تکفیر به عنوان آبشخور اعتقادی حاکم بر باور دینی طالبان و دیگر گروه های تروریستی فعال در افغانستان و منطقه خالی از فایده نیست، چرا که این بخش، نقش تقویت کننده انگیزه معنوی را دارد.

 

باید به وجود مشکلات در افغانستان مانند فقر، بی عدالتی و فساد به عنوان عامل اجتماعی موثر در سربازگیری توجه کرد و در آخر از حضور نیروهای خارجی به عنوان دلیل مشروعیت بخش جنگ برای آزادی کشور از دست اشغالگران اشاره داشت.

 

چه کسی است که نداند ریشه تفکر تکفیری برآمده از آموزه های وهابیتِ ترویج شده در آن دست از مدارس دینی در افغانستان و بسیاری از کشورهای جهان است که آل سعود سال ها با پول نفت در سایه حمایت غرب آنها را مدیریت کرده و می کند.

 

حتی وقتی قله این کوه یخ تحجر شناور در اقیانوس خون و ترور در 11 سپتامبر2001 میلادی بیرون زد و به گزارش خود آمریکایی ها مشخص شد که بیشترین عاملان آن اقدام هراس افکن، تبعه عربستان و نیروی تشکیلاتی اسامه بن لادن، تاجر عربستانی و همکار سازمان سیا در اداره برخی از گروه های فعال در جنگ با شوروی سابق هستند، باز غربی ها ترجیح دادند به افغانستان حمله کنند، نه به مرکز اصلی خط تولید و تربیت تروریست.

 

نمی توان نقش مدارس دینی موجود در پاکستان را در تربیت عناصر تندرو نادیده گرفت اما، آیا برگ های علف هرز اولویت مقابله است یا ریشه آن و امروزه برای همه مشهود است که افراط گرایی دینی ریشه در چاه های نفت و باورهای منحرف وهابیتی دارد که رفاقت عمیق با آمریکا و تروریست های دولتی مانند رژیم صهیونیستی دارد، ولی آمریکا برای انحراف افکار عمومی تنها به هرس برگ علف ها اکتفا می کند و کیست که نداند این ریشه ها دوباره سبز می شوند.

 

از سوی دیگر در داخل افغانستان وجود فساد در ساختار، هر لباسی را لکه دارمی کند و امروز در افکار عمومی این کشور یافتن اعتماد نسبت به مقامات کار ساده ای نیست. به این بدبینی، اگر بیکاری و فقر و مشکلات دیگر اضافه نماییم، به طور حتم نتیجه خوشآیندی به دست نخواهد آمد.

 

مصطفی مستور وزیر امور اقتصادی افغانستان به تازگی اعلام کرد که بیش از 35 درصد مردم این کشور زیر خط فقر هستند و البته در اینجا خط فقر زیاد بلند نیست و در همان حد "نمردن" است.

 

از سوی دیگر گزارش های روزانه از استان ها نشان می دهد که زورمندان لجام گسیخته هر چه می خواهند انجام می دهند و این رخدادها بی عدالتی را توسعه و نارضایتی مردم را افزایش داده است و این در حالی است که به گفته مقامات غربی هنوز نیمی از گستره خاک افغانستان تحت مدیریت دولت مرکزی نیست و توسط تروریست ها اداره می شود.

 

به همین علت است که سازمان های تروریستی در افغانستان سربازانی دارند جوان، ناراحت از بی عدالتی و زخمی از فساد موجود و مملو از افکاری که برآمده از آموزه های تکفیری مدارس نفتی هستند و بدون اعتماد به هیچ مرجع دینی یا سیاسی. تا این موارد در افغانستان وجود دارد، جامه جهانی نمی تواند انتظاری به جز "بازتولید تروریست" در این کشور طوفان زده داشته باشد. ایرنا/

 

مطالب مرتبط:

عربستان سعودی ده‌ها پروژه‌ اقتصادی را لغو کرد

ا

حدیث شناسی؛ از صدر اسلام تا به امروز

محمد صلاح: روز فینال جام باشگاه‌های اروپا روزه می‌

کشف 17 مومیایی 2300 ساله در نزدیکی قاهره /عکسها

جلوه هایی از زندگانی مولانا محمدانور ملازهی

سرخوردگی و ثمرات معکوس آن در جوامع اهل سنت

ا

مرحله نهایی مسابقات سراسری حفظ قرآن در کویت

عالم اهل سنت هند:دشمنان اسلام تخم کینه و دشمنی را

لیبرمن : تل آویو به دنبال تنش با روسیه نیست

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین تحلیل ها و مقالات

کانال تلگرام اساس نیوز