b_300_300_16777215_10_images_takfir_dar_ravayat.jpg

اساس نیوز :بدان که کینه مسلمانان را به دل‌ داشتن و قطع رابطه با آنان حرام و دشنام دادن به مسلمان، گناه است و جنگیدن با مسلمان نیز اگر کسی آن را حلال بداند، مستلزم کفر است.

در این‌باره حدیث خالد بن ولید برای بازداشتن آدمی از این امور کافی است. او به سوی قبیله بنی‌جذیمه رفت تا آنان را به اسلام فرا خواند. آنان به پیشوازش آمدند. خالد به آنها گفت: اسلام بیاورید. گفتند: ما قومی مسلمانیم. گفت: پس سلاح تان را بیاندازید و پیاده شوید. گفتند: نه، به خدا قسم چنین نخواهیم کرد؛ زیرا به محض آنکه سلاح مان را بیاندازیم، کشته خواهیم شد. ما از تو و همراهانت مطمئن نیستیم. خالد گفت: پس تا زمانی که از اسب‌های‌تان فرود نیامده‌اید، هیچ امانی برایتان نخواهد بود. با شنیدن این سخن، گروهی از اسب‌های‌شان پایین آمدند و بقیه متفرق شدند.

در روایت دیگری آمده است: خالد نزد آن قوم رفت و آنها به پیشوازش آمدند. خالد از آنها پرسید: مسلمانید یا کافر؟ گفتند: مسلمانیم. نماز می‌خوانیم و نبوت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را تصدیق کرده‌ایم و در سرزمین خود مسجدها ساخته و در آنها اذان گفته‌ایم.

  در نقل دیگری آمده است که گفتند: صبأنا، صبأنا (یعنی از دین گذشته، به آیین جدید گرویده‌ایم). پرسید: پس چرا سلاح بر کف دارید؟ گفتند: میان ما و گروهی از عرب دشمنی است. ترسیدیم که نکند شما از آنان باشید. خالد از آنها خواست تا سلاح ‌شان را بر زمین بگذارند و آنها چنین کردند. سپس به آنها گفت: دست همدیگر را ببندند و آنان را میان افراد خود پراکنده ساخت. سحرگاه شخصی از سوی خالد اعلام کرد: هر کس اسیری به همراه دارد، او را بکشد. با شنیدن این فرمان بنی‌سلیم اسیرانی را که نزدشان بود، به قتل رساندند؛ ولی مهاجرین و انصار چنین نکردند. وقتی خبر خالد به گوش پیامبر رسید، دو بار فرمود: «خدایا! من از کاری که خالد کرده، به درگاه تو بیزاری می‌جویم». [صحیح بخاری ج5،ص107،مسنداحمدج2،ص150]

بعضی ادعا کرده‌اند که خالد این‌ طور فهمید که آنان این سخن را از سر اعراض و سرپیچی از اسلام گفته‌اند و پیامبر به شتاب‌زدگی خالد در این کار و اینکه اطمینان کافی حاصل نکرده و منظورشان را که گفتند «صبأنا» به درستی درنیافته بود، اعتراض کرد. لذا خالد در این کار معذور است.

ماجرای اسامة بن زید نیز- که خود و پدرش نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم محبوب بودند- از همین‌گونه است. بخاری به نقل از ابی‌ظبیان آورده است:

شنیدم که اسامة بن زید می‌گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ما را به منطقه حرقه گسیل داشت. صبحگاه با آن قوم نبرد کردیم و آنان را شکست دادیم. من و یکی از انصار مردی را تعقیب کردیم و هنگامی که به او دست یافتیم، گفت: لا اله الا الله. آن مرد انصاری با شنیدن این سخن دست کشید، ولی من به او نیزه زدم و او را به قتل رساندم. وقتی بازگشتیم این ماجرا به گوش پیامبر رسید و فرمود: ای اسامة! با اینکه لا اله الا الله گفت، او را به قتل رساندی؟ گفتم: برای نجات جانش به این کلمه پناه برد. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مرتب همان سخن را تکرار کرد؛ طوری که آرزو کردم کاش تا آن روز مسلمان نشده بودم. [صحیح بخاری ج5،ص88]

در روایت دیگری آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود: چرا قلبش را نشکافتی تا ببینی راست می‌گوید یا دروغ؟

اسامة گفت: دیگر هرگز با کسی که شهادت به «لا اله الا الله» بدهد، جنگ نخواهم کرد.

  از علی مرتضی رضی الهه عنه درباره فرقه‌هایی که با او مخالف بودند سؤال شد که آیا آنها کافرند؟ فرمود: نه، آنها از کفر گریختند. پرسیدند: آیا منافق هستند؟ فرمود: نه، منافقان کم از خدا یاد می‌کنند، ولی اینان فراوان به یاد خدایند. پرسیدند: پس چه هستند؟ فرمود: قومی هستند که دچار فتنه شدند و کور و کر گشتند. [مصنف صنعانی ج10،ص150]

ابویعلی و نیز طبرانی در المعجم‌الکبیر آورده‌اند که مردی از جابر پرسید: آیا کسی از اهل قبله را مشرک می‌خواندید؟ جابر از این سؤال برآشفت و گفت: پناه بر خدا! دوباره پرسید: آیا کسی از آنان را کافر می‌شمردید؟ گفت: نه ابویعلی از یزید رقاشی نقل کرده است که به انس بن مالک گفت: ای ابوحمزه! عده‌ای از مردم شهادت به کفر و شرک ما می‌دهند. گفت: آنان بدترین مردم و آفریده‌ها هستند. [مجمع الزوائد ج1،ص107]

امام احمد بن حنبل گفته است:واجب کردن یا حرام دانستن کاری، پاداش یا کیفر دادن و کافر و فاسق شمردن، همه از شئون خدا و رسول است و هیچ‌کس در این امر، حق صدور حکم ندارد. مردم فقط وظیفه دارند چیزهایی که خدا و رسول واجب فرموده‌اند، واجب بدانند و آنچه حرام شمرده‌اند، حرام بدانند و هر چه خدا و رسول او فرموده‌اند، تصدیق کنند.[مجموع الفتاوی ج5،ص554]

امام طحاوی گفته است:

… آنان اهل قبله‌اند و تا زمانی که کفر و شرک و نفاقی از آنان ظاهر نشده، آنان را کافر و مشرک و منافق نمی‌شماریم و عقاید پنهان در دل‌های‌شان را به خدا وامی‌گذاریم. زیرا ما مأموریم که بر ظاهر حکم کنیم و از گمان و پیروی از چیزی که به آن علم نداریم، نهی شده‌ایم. [العقیده الطحاویه ،ص 427]

غزالی/ فرموده است:

محصل علم دین، تا می‌تواند و امکان دارد باید از تکفیر بپرهیزد؛ زیرا مباح دانستن خون و مال کسانی که به سوی قبله نماز می‌گزارند و «اهل لا اله الا الله محمد رسول الله» هستند خطاست.

خطای زنده نگاه داشتن هزار کافر، به مراتب کمتر است از آنکه به اندازه حجامتی از مسلمان خون ریخته شود. [الاقتصاد فی الاعتقاد،ص 157]

ابوبطین گفته است:

کسی که نفس خود را اندرز داده، باید در این باب، جز با علم و برهانی الهی سخن نگوید و به صرف فهم و استحسان عقلی خود، کسی را از دایره اسلام بیرون نشمارد. زیرا بیرون دانستن کسی از اسلام یا وارد کردن او به دایره مسلمانی، از مهم‌ترین امور دین است و در این امر نیز همچون امور دیگر، گذشتگان، رنج این کار را تحمل کرده و ما را از پرداختن به آن آسوده کرده‌اند؛ بلکه حکم این مسئله، اجمالًا از روشن‌ترین احکام دین است و وظیفه ما پیروی و ترک بدعت است.[رساله الکفرالذی یعذر صاحبه بالجهل ،ص 21]

   از کتاب و سنت و اقوال صحابه و علمای متقدم و متأخری که پیرو سلف صالح بوده‌اند و پیش‌تر بیان شد، روشن می‌شود که حکم به خروج از اسلام یا ورود به کفر درباره یک مسلمان، کاری است که هیچ مسلمان مؤمن به خدا و قیامت، نباید در آن وارد شود. مگر با برهانی روشن‌تر از روز.

  حتی درباره کسی که کفر او برای‌مان ثابت شده و کفر آشکاری از او مشاهده کرده‌ایم، هم باید با احتیاط رفتار کنیم و از اطلاقی که در کتاب و سنت هست و شیوه سلف صالح، تجاوز نکنیم .

سلف صالح چیزهایی را که از مردم سر می‌زد، بر کتاب و سنت عرضه می‌کردند و اگر در آن، اطلاق کفر مشاهده می‌کردند، حکم به کفر می‌دادند و اگر چنین چیزی نمی‌دیدند، توقف می‌کردند و فقط خطا و گناه عظیم را به شخص نسبت می‌دادند.

   وانگهی پس از همه اینها، باید از شخص، معنای سخن یا رفتار او را بپرسیم و اگر معلوم شد که قصد او کفر بوده، محکوم به کفر است؛ وگرنه فقط به او نسبت لغزش، مخالفت با شرع یا فسق می‌دهیم و او را از نظر اعتقادی، کافر نمی‌شماریم. [رساله ضوابط التکفیر، نوشته دکتر حسن الحواجی]

گردآورنده: عبا محمدنژاد

منابع:

1-برگرفته شده از کتاب تکفیری های بی رویه،محمد بن علوی المالکی .نشر مشعر،مرکز ترجمان دینی

2-صحیح بخاری

3-صحیح مسلم

4-مصنف صنعانی

5-مجمع الزوائد

6-العقیده الطحاویه

7-الاقتصاد فی الاعتقاد

8-رساله الکفر الذی یعذر صاحبه بالجهل

9- رساله ضوابط التکفیر،حسن الحواشی

 

مطالب مرتبط:

علمیات نظامی بر علیه گروه طالبان و شبکه حقانی افزا

مولانافاروقی:حجاج باید بهترین استفاده را از ایام ح

بازی جدید آمریکا و فرانسه بر سر اسرای داعشی

نام یک وزیر زن اماراتی به عنوان کم سن‌وسال‌ترین وز

ورود دیر هنگام سازمان ملل در مساله داعش

دیدار رهبر کلیساهای کاتولیک جهان با خانواده مسلمان

 

ارتش آمریکا تایید کرد: البغدادی زمانی زندانی ابوغر

وزیر دفاع آمریکا: تحریم‌ها تا زمان خلع سلاح کره شم

مسلمانان آراکان، فریادرسی ندارند

نوشتن دیدگاه


آخرین تحلیل ها و مقالات

نظرات کاربران

کانال تلگرام اساس نیوز