b_300_300_16777215_10_images_suuuriaaa.jpg

اساس: بحران سوریه و متعاقب آن گسترش دامنه آن به عراق به عنوان مهم ترین مسائل منطقه ای در قلب خاورمیانه تبدیل شده است .

برخی از تحلیل گران مسائل  نظامی اعتقاد دارند که از بدو شروع این بحران در چهارسال گذشته دامنه کشمکش های سیاسی جاری در سوریه  در چندین مقطع ، جهان را تا آستانه جنگ تمام عیارمنطقه ای و حتی جهانی برده است.
  در آخرین مورد اظهار نظرهای انجام شده در این زمینه سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه تاکید داشت :اگر روسیه سه سال پیش با متقاعد کردن بشار اسد به صرف نظر کردن از زرادخانه تسلیحات شیمیایی اش مانع از حمله آمریکا به سوریه نمی شد، هم اکنون شاهد سطح گسترده تری از ویرانی در این کشور بودیم.وی تاکید داشت در صورت حمله آمریکا به سوریه جهان به سمت نامشخصی حرکت می کرد .این جهت برخی از کارشناسان اعتقاد دارند باید از زاویه نگاهی کاملا متفاوت به بحران سوریه پرداخت .
   یکی از مسائلی که در رابطه با بحران سوریه وجود دارد زاویه نگاه اهل سنت ایران به این مساله است .اهل سنت از ابتدای شروع جنگ داخلی سوریه با حساسیت خاصی تحولات این کشور را دنبال می کرد .بنظر می رسد مهم ترین علت اهمیت این بحران برای اهل سنت نگرانی فعالان ما از سرنوشت خانواده های سوری بود که اکثرا از اهل سنت بودند .در این میان واقعیتی که وجود دارد این است که غالب فعالان ما با نکوهش اقدامات بشار اسد و نیروهای نظامی سوریه وی را به انجام اقدامات جنایتکارانه بر علیه اهل سنت سوریه متهم می کنند.
  بر خلاف این ذهنیت ایجاد شده ما اعتقاد داریم بشار اسد به اندازه همه دولت ها و طرف هایی که باعث شدند یک خیزش مردمی آرام  تبدیل به یک جنگ داخلی در سوریه گردد در جریانات این کشور  مقصر است .واقعیت این است که بشار اسد به علت ناتوانی در مدیریت فضای اعتراضات مدنی در اواخر سال 2011 مقصر اول بحران داخلی سوریه است.اما تنها مقصر این ماجرا نیست .
اجازه بدهید قدری به عقب برگردیم.در اواخر سال 2011 جنبش های مردمی تحت عنوان بهار عربی مانند دومینو تعداد زیادی از کشورهای عربی شمال آفریقا و خاورمیانه را در برگرفت.این جنبش ها در برخی از کشورها حاکمان وقت را ساقط کرده در برخی دیگر نیز دولت های مرکزی را مجبور به اعمال اصلاحات اساسی در ساختار سیاسی و قانونی شان کرد .
   این قصه به سوریه هم رسید .در مقطع شروع جنبش های مردمی در سوریه دولت این کشور با کم تدبیری بجای اینکه با معترضان نشسته و به مطالبات مدنی آنها گوش دهد از روشهای قهرآمیز در سرکوب مخالفت ها استفاده کرد . البته توضیح این واقعیت در این بخش ضروری است که در این مقطع  سایر دولت های عربی مثل اردن ،عمان و بحرین هم از ابزار سرکوب مخالفان به عنوان راهکار اصلی مقابله با مخالفت ها استفاده کردند.اما چون حاکمان  این کشورها با غرب همسو بودند این سرکوب ها انعکاس خاصی نداشت .  
اما جریان اعتراضات داخلی سوریه  از اواسط سال 2012 به مسیری کاملا انحرافی کشانده شد.از این مقطع به بعد با مداخله دولت های منطقه ای و فرا منطقه ای، گروه های شبه نظامی غیر سوری وارد معرکه شدند ونتیجه این روند هم وقوع جنگ تمام عیار نیابتی در این کشور بود .در حقیقت از این مقطع به بعد مقصر اصلی  گسترش خونریزی ها در سوریه دولت ها و کشورهایی بودند که با تسلیح و اعزام شبه نظامیان تندرو به سوریه در صدد بودند از فرصت خیزش های مدنی به عنوان فرصتی برای تسویه حساب تاریخی خود با نظام حاکم بر سوریه استفاده نمایند .
   همه می دانیم که غالب دولت های عربی منطقه در سی سال گذشته مناسبات خوبی با دولت دمشق نداشتند و این سابقه نامناسب تاریخی باعث شد که این دولت ها تلاش کنند از اعتراضات داخلی مردم سوریه به عنوان ابزاری در جهت رسیدن به اهداف سیاسی خود استفاده نمایند.این دولت ها در این جهت حتی حاضر به حمایت از گروه های تندرو مثل داعش شدند که در شرایط کنونی بلای جان خود شان شده است .
    شرایط امروز سوریه یک جنگ تمام عیار چند وجهی است .این کاملا درست است که درسالهای گذشته در نتیجه بمباران های ارتش سوریه تعداد زیادی از غیر نظامیان سوری جان شان را از دست دادند.اما این واقعیت یک روی دیگر هم دارد .روی دیگر این قصه این است که دست طرف مقابل هم در سالهای گذشته به خون هزاران غیر نظامی سوری آلوده شده است .بنابراین اگر جنایتی رخ داده از هر دو طرف بوده و به قول ما ایرانی ها این دعواست و در دعوا هم حلوا پخش نمی شود .
بر اساس آمار سازمانهای بین المللی در شرایط کنونی دو سوم نیروهایی که به عنوان مخالف دولت سوریه با ارتش این کشور سرگرم جنگ هستند، از اتباع غیر سوری هستند.همین آمار نشان دهنده این حقیقت است که جنگ اصلی در حال وقوع در سوریه بین ارتش این کشور و اتباع سوری نیست .
   مساله مهم دیگر در رابطه با بحران سوریه این است که خیلی از فعالان ما اعتقاد دارند که بشار اسد باید از قدرت کنار برود و دیگر برای حکومت کردن مشروعیت ندارد .ما هم کاملا با این عقیده موافق هستیم ،اما در این زمینه یک سوال مهم وجود دارد .سوال مهم ما این است که اگر امروز بشار اسد کنار رود با توجه به ترکیب قدرت گروه های مخالف در سوریه احتمال به قدرت رسیدن کدام گروه بیشتر است .مخالفان جمع شده در مجموعه ارتش آزاد؛  یا داعش ؟
  اگر با عینک واقع بینی به صحنه نظامی سوریه نگاه کنیم ، به سادگی متوجه خواهیم شد که با توجه به قدرت بیشتر داعش نسبت به ارتش آزاد احتمال قدرت گرفتن این گروه در سوریه زیاد بیشتراست .آیا این نتیجه مطلوب ماست ؟آیا در این شرایط اهل سنت سوریه از چاله به چاه نخواهند افتاد ؟
  پاسخ به سوال را به خود خوانندگان سایت واگذار می کنیم .درخواست ما این است که با ادبیاتی محترمانه و به دور از توهین و بی احترامی نظرات خود را در این زمینه از قسمت ارسال نظرات برای ما ارسال کنند.

مطالب مرتبط:

مظنون بمب‌گذاری در فرانسه با داعش بیعت کرده بود

 

بلومبرگ: آمریکا هفته آینده علیه ترکیه بسته تحریمی

وزیرخارجه فرانسه : بر ادامه حمایت از ثبات عراق پس

ایران: غنی‌سازی ۲۰ درصدی از گزینه‌های گام سوم کاهش

 

اعلام آمادگی استرالیا برای همکاری با روسیه در جنگ

ب

جبهه ترکمن‌های عراق: رفراندم باید لغو شود

داعش چگونه اهداف آینده خود را انتخاب می کند ؟

 

پرسش افکار عمومی درباره عقبه گروه های تروریستی

کمک های میلیاردی عربستان به القاعده افغانستان فاش

نوشتن دیدگاه


آخرین تحلیل ها و مقالات

نظرات کاربران

کانال تلگرام اساس نیوز

تبلیغات