b_300_300_16777215_10_images_656312121.jpg

اساس نیوز :مطلب ذیل خلاصه ای از مقاله مفصل و مبسوط عبدالعزیز نعمانی است که تحت عنوان " روایتی از انقلاب عاشورا و شهادت حضرت حسین " منتشر شده است .

با توجه به حجم بالای مطلب اصلی،سایت اساس نیوز فرازهای مهم تر مقاله را منتشر کرده است .امید که انتشار این گونه مقالات ذهنیت های منفی موجود در محیط پیرامون، در رابطه با دیدگاه اهل سنت نسبت به حادثه کربلا و شهادت نوردیده پیامبر اکرم را رفع نماید :

 حادثه کربلا از وقایع مهم تاریخ اسلام است که مقاصد و مفاهیم والا و پر ارزشی در بر دارد. عمق این تراژدی به قدری بزرگ است که با گذشت چندین قرن، با فرا رسیدن روز عاشورا، خاطره اندوه بار شهادت مظلومانه حضرت حسین رضی الله عنه و یاران با وفایش در اذهان میلیون ها انسان مومن و آزاده تداعی می‏شود و موج عواطف و احساست انسانی و ایمانی در سینه هایشان به تلاطم می افتد.

از این رو، نباید داستان حادثه کربلا و شهادت حضرت حسین رضی الله عنه را مسألۀ ساده ای تصور کرد و به سادگی از کنار آن گذشت، زیرا داستان کربلا نهضت فرزند رسول الله صلی الله علیه وسلم است که برای خدا قیام می کند و انسانیت را به نهضتی فرا می خواند که اساس آن آزادی، عدالت و شرافت است، او می خواهد تا مردم از ظلم و جور حاکمان زمان، رهایی یابند و عدل و قسط و برادری و برابری درهمه جا گسترش یابد و برای تحقق این آرمان والا و الهی، با عشق و ایمان و با کمال شجاعت و شهامت قدم بر می دارد، و در نهایت با شهادت وجود با ارزش خویش به همگان درس آزادگی و عزت می آموزد.

ولادت:
حضرت حسین رضی الله عنه در پنجم شعبان سال چهارم هجری در مدینه منوره به دنیا آمد، رسول اکرم صلی الله علیه وسلم روز ولادت حضرت حسین رضی الله عنه بی نهایت خوشحال گردید و شادمانه به دیدار فرزندزاده خود شتافت، کام او را با آب دهان خویش متبرک ساخته و درحق وی دعای خیر نمود، آنگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: پسرم را چه نام نهاده اید؟ علی رضی الله عنه در جواب پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت: او را «حرب» جنگاور نامیده ام، پیامبر صلی الله علیه وسلم تبسم زد و فرمود: نام او «حسین» است. (۳) در روز هفتم ولادت حضرت حسین پیامبر صلی الله علیه وسلم گوسفندی عقیقه کرد و فرمود: موی سرش را بچینند وهم وزن آن، نقره صدقه دهند. (۴)

فضایل و مناقب
حضرت حسن و حسین رضی الله عنهما در دوران کودکی خود، همواره مورد عنایت و لطف بیش ازحد پیامبر صلی الله علیه وسلم قرار داشتند، تا جایی که پیامبر صلی الله علیه وسلم آن دو را فرزندان خود نامیدند و هرگاه نزد دخترشان فاطمه رضی الله عنها می آمدند، می فرموند: فرزندانم را به نزد من بیاورید، گاهی اوقات آنحضرت صلی الله علیه وسلم می فرمود: «هما ریحانتای من الدنیا»(۵) (آن دو برادر، دو گل خوشبوی من در دنیا هستند.) «الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه»(۶) حسن و حسین، سید و سرور جوانان بهشتی‏اند.
  یعلی بن مروه می گوید: روی حسین رضی الله عنه در کوچه بازی می کرد، رسول اکرم صلی الله علیه وسلم دستهای مبارکش را دراز کرد. حضرت حسین به این سو و آن سو می رفت، پیامبر صلی الله علیه وسلم او را خنداند و به بغل گرفت، یک دست را زیر ذقن و دست دیگرشان را بالای سر حسین رضی الله عنه قرار دادند و فرمودند: «حسین منی و أنا من حسین، أحب الله من أحب حسیناً» (۷) حسین از من است و من از حسین ام، خداوند دوست بدارد کسی را که حسین را دوست می دارد.
جابر بن عبدالله روایت می کند که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند: «من سرّه أن ینظر إلی رجل من أهل الجنه فلینظر إلی الحسین بن علی» (۸) هر کس دوست دارد به مردی از اهل بهشت بنگرد، به حسین بن علی رضی الله عنه نگاه کند.
  در روایات متعددی آمده است که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم حضرت حسین را بر دوش خود سوار می‏کرد و او را به سینه خود می چسپاند و دهان و گلوی وی را می بوسید که همه این روایات، دلالت بر فضائل و مناقب والای حضرت حسین رضی الله عنه دارد؛ علامه و محدث بزرگوار، شاه عبدالحق دهلوی رحمه الله می فرماید: «به حسب شرف ذات و طهارت طینت و پاکی جوهر، هیچ کس به فاطمه، حسن و حسین رضی الله عنهم و دیگر اهل بیت نرسد.» (۹)

بزرگداشت حضرت حسین ر ضی الله عنه در میان صحابه پیامبر صلی الله علیه وسلم
خلفای راشدین و صحابه گرامی پیامبر صلی الله علیه وسلم حضرت حسن و حسین رضی الله عنهما را بی‏نهایت دوست می داشتند و همواره آنان را مورد بزرگداشت و احترام قرار می دادند؛ حضرت ابوبکر رضی الله عنه در مورد احترام به اهل بیت می فرماید: «ارقبوا محمدا فی أهل بیته»(۱۰) حرمت پیامبر صلی الله علیه وسلم را در مورد اهل بیت آنحضرت، مراعات کنید.
  عقبه بن حارث می گوید: روزی ابوبکر رضی الله عنه را دیدم که حضرت حسن رضی الله عنه را بلند کرده و می گوید: به جان پدرم! به پیامبر شبیه است نه به علی، درحالی که حضرت علی می خندید. (۱۱) گرچه این روایت در مورد حضرت حسن رضی الله عنه روایت شده است، اما بیانگر اظهار دوستی و علاقه حضرت ابوبکر رضی الله عنه نسبت به فرزندان علی رضی الله عنه است؛ با این حال علامه ابن کثیر دمشقی درباره احترام حضرت ابوبکر رضی الله عنه به حضرت حسین رضی الله عنه می گوید: «کان الصدیق، یکرمه و یعظمه» حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه حضرت حسین رضی الله عنه را مورد اکرام و بزرگداشت قرار می داد.
  حضرت عمر فاروق رضی الله عنه نیز نسبت به فرزندان حضرت علی رضی الله عنه فوق العاده اظهار محبت می کرد؛ تا آنجا که حضرت حسن و حسین رضی الله عنهما را از شرکت کنندگان غزوه بدر بشمار می‏آورد و آنان را از مزایا و حقوق بالای اصحاب بدر، بهره مند می ساخت و برای هر یک از آن بزرگواران، ماهیانه پنج هزار درهم، حقوق مقرر کرد. (۱۲)
   حضرت باقر رضی الله عنه روایت می کند: چون دختر یزدگرد را برای عمر رضی الله عنه آوردند، دوشیزه‏های مدینه به تماشای او آمدند، او را به مسجد آوردند و عمر رضی الله عنه به توصیه امیرالمومنین علی رضی الله عنه او را آزاد گذاشت که هر که را می خواهد انتخاب کند، و او حسین بن علی را انتخاب نمود. (۱۳)
این ماجرا، حکایت از تقدیر و بزرگداشت حضرت عمر رضی الله عنه به اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وسلم دارد و مقام والای حضرت حسین رضی الله عنه را نزد حضرت فاروق رضی الله عنه به اثبات می رساند.
ابونعیم می گوید: در صحنه ای که من حضور داشتم مردی از عبدالله بن عمر رضی الله عنه درباره حکم خون پشه سوال کرد، ابن عمر پرسید: اهل کجایی؟ مرد گفت: از اهل عراق ام، ابن عمر رضی الله عنهما گفت: این مرد را می بینید از من درباره حکم خون پشه می پرسد در حالی که آنان فرزندان پیامبر صلی الله علیه وسلم را کشتند و پروایی هم نداشتند؛ من شخصا از رسول اکرم صلی الله علیه وسلم شنیدم که می فرمود: «حسن و حسین دو گل خشبوی من در دنیا هستند.» (۱۴)

ویژگیهای اخلاقی حضرت حسین رضی الله عنه
سیره نویسان عقیده دارند که حضرت حسین رضی الله عنه شبیه ترین مردم به پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم از جهت قامت و اندام بود، و در عین حال از ویژگی‏ها و سجایای اخلاقی بسیار والایی برخوردار بود که او را به جد بزرگوارش از هر حیث مشابه تر می ساخت.

ایثار و همدردی
حضرت حسین رضی الله عنه بسیار عاطفی و مهربان و فروتن و بخشنده بود، و در راه فراهم آوردن نیازمندیهای مردم، کوشا بود و همه تلاش و کوشش خویش را در جهت برطرف کردن ناراحتی ها و اندوههای مردم به کار می برد.
گویند: روزی گذرش بر گروهی از بینوایان افتاد که خوراک می خوردند و آنان طبق عادت عرب، آنحضرت را به خوردن خوراک دعوت کردند، حضرت حسین رضی الله عنه پیاده شد و با آنان خوراک خورد و فرمود: «من دعوت شما را پذیرفتم، شما نیز باید دعوت مرا بپذیرید» آنگاه از آنان برای یک مهمانی در خانه خویش دعوت به عمل آورد. (۱۵)

عبادت و نیایش
حضرت حسین رضی الله عنه افزون بر نمازهای پنجگانه، بسیار به نمازهای سنت و نافله علاقه داشت، روزها را روزه می گرفت و شبها را در نیایش حق سبحانه و تعالی سپری می کرد.
مصعب می گوید: حضرت حسین رضی الله عنه بیست و پنج بار با پای پیاده حج خانه کعبه را انجام داد. (۱۶).

تحلیلی پیرامون قیام حضرت حسین رضی الله عنه
برخی از تحلیلگران و متفکران اسلامی عواملی درباره قیام و نهضت حضرت حسین رضی الله عنه برشمرده‏اند و این حرکت را توأم با حکمت و فلسفه دانسته اند، برخی از این عوامل عبارتند از:
۱ـ سبب قیام حضرت حسین این بود که حکومت ستمکار وقت، از حضرت حسین رضی الله عنه بیعت اجباری می خواست: «خذ الحسین بالبیعه أخدا شدیداً لیست فیه رخصه» (۲۳) حسین را برای بیعت، محکم بگیرکه هیچ گونه گذشتی در آن نباشد.
حضرت حسین رضی الله عنه احساس می کرد که در تعقیب قرار دارد و به همین خاطر در جواب اصرار حضرت عبدالله بن عباس فرمود: «اگر من در جایی دیگر به شهادت برسم بهتر از آن است که حرم خداوند بخاطر من مورد تهاجم قرار گیرد.»
۲- قیام حضرت حسین رضی الله عنه بخاطر دعوت مردم کوفه؛ مردم کوفه بنابر روایتی هیجده هزار نامه برای حضرت حسین رضی الله عنه نوشتند و اعلام حمایت و آمادگی کامل کردند، لذا حضرت حسین برای گرفتن حکومت، قیام کرد و عزم او به وجود آوردن یک حکومت اسلامی بود.
۳- قیام حضرت حسین رضی الله عنه به خاطر امر به معروف و نهی از منکر بود؛ یعنی، قطع نظر از اینکه حضرت حسین رضی الله عنه را برای بیعت تحت فشار قرار دهند و یا مردم کوفه از او دعوت کنند، مسأله مهمتر و مسئولیت حضرت حسین رضی الله عنه قیام در مقابل ظلم و جور حاکم زمان بود.
برخی دیگر تحلیل جالب‏تری دارند و می گویند: حضرت حسین رضی الله عنه کاملا علم به شهادت داشت و با تحلیل کافی و وافی به این نتیجه رسیده بود که مطلقا زمان گرفتن حکومت نیست و اندک احتمالی هم نمی داد که حکومت اسلامی برای او فراهم آید، اما تنها راهی که می توانست انجام دهد، راه شهادت بود تا از این طریق ستمکاری و ظلم حاکم زمان را برملا سازد، که این حکومت تا آنجا ظلم و ستم پیشه کرده که حتی حاضر است، فرزند پیامبر صلی الله علیه وسلم را نیز به شهادت برساند.

آغاز نبرد خونین
روز جمعه دهم محرم، عمر بن سعد با لشکر همراهش وارد جنگ شد، حسین نیز به اصحابش دستور داد تا در نقاط معینی مستقر شوند، یاران حضرت حسین ۷۲ نفر بودند که ۳۲ نفر سواره و ۴۰ نفر پیاده بودند؛ پرچم در دست عباس بن علی بود. همین که قوای دشمن جلو آمد، حسین رضی الله عنه دستانش را به طرف آسمان بلند کرد و شروع به دعا خواندن کر،د پریشانی و اضطراب اندیشه سپاهیان دشمن را فرا گرفته بود، تا آنکه عمر بن سعد خود را به نزدیکی اردوگاه حسین رساند و تیری را به سوی خیمه های آن حضرت، پرتاب کرد و بانگ زد: «در نزد امیر، برای من گواهی دهید، نخستین کســــی بوده ام که به سوی حسین تیر انداختم.» آنگاه تیرهای پیاپی به سوی اردوگاه حسین رضی الله عنه رها می شدند و آن حضرت به تیرها و یارانش می نگریست و می فرمود: «یاران بزگوار من! از جای برخیزید و بدانید که این تیرها، پیام آوران شوم این مردمانند برای ما.» بدین ترتیب جنگ آغاز شد و یاران حسین رضی الله عنه چنان شجاعت و رشادتی از خود نشان دادند که نظیر آن را جز در حماسه و افسانه ها نمی توان سراغ داشت؛ لشکر باطل با آنکه بیش از چهار هزار نفر بود از پایمردی در سپاه حق ناتوان ماند تا آنجا که هر لحظه سوارکاری از آنان کشته و نقش زمین می شد. سرانجام “عروه بن قیس” جلودار سوارکاران لشکر ابن سعد گفت: آیا نمی بینی که چگونه امروز لشکر من در برابر این مردمان اندک شمار، نقش زمین می شوند، پیاده نظام و تیزاندازان را به سوی آنان بفرست.» آنگاه بود که پانصد تیرانداز به فرماندهی “حصین بن نمیر” بر سر یاران حضرت حسین رضی الله عنه تیــر باراندند، تا آنجا که چنان بر تن و جان لشکر حسین نیزه و تیر نشست که از کار افتادند و سوارکاران و پیاده نظام همگی زخمی شدند و بسیاری نیز به شهادت رسیدند؛ حربن یزید نیز همراه با حضرت حسین رضی الله عنه با کمال شجاعت و دلیری جنگید و بسیاری از دشمنان را از پای درآورد و سرانجام خود نیز به شهادت رسید؛ خاندان حسین رضی الله عنه و برادران گرامیش نیز در راه دفاع از حسین رضی الله عنه یکی پس از دیگری به جنگ پرداختند و به شهادت رسیدند.
هنگام ظهر، حسین رضی الله عنه و تعداد اندکی از یارانش نماز ظهر را خواندند، (۲۷) دشمن به حسین رضی الله عنه نزدیک شد ه بود که یکی از یاران باوفای حضرت حسین خود را سپر قرار داد تا اینکه به شدت مجروح شد و بر زمین افتاد، آنگاه “زهیر بن القین” از حسین رضی الله عنه دفاع نمود و سخت جنگید تا آنکه شهید شد، “علی اکبر”، پسر خود حضرت حسین رضی الله عنه، نیز با خواندن این شعر به سپاه دشمن حمله کرد:
أنا علی بن الحسین بن علی نحن و رب البیت أولی بالنبی
(من علی، فرزند حسین بن علی هستم؛ قسم به پروردگار کعبه که ما به پیامبر نزدیکتر هستیم.)
“مره بن منقذ” شقی جلو رفته و او را با نیزه به شهادت رساند، حسین رضی الله عنه با دیدن این صحنه فرمود: «خداوند این قوم را هلاک گرداند که تو را شهید کردند، چقدر این قوم جاهل و نادانند.»
در شدت گرمی و تشنگی، حضرت حسین رضی الله عنه به نبردش ادامه داد، اما وقتی دید که فرزندش “عبدالله” از شدت درد و تشنگی به خود می پیچد، با گلویی گرفته از حزن و اندوه او را به قصد سیراب کردن بر دستان خویش بالا آورد و به آن مردمان ستمکار گفت:
«اتقوالله فی هذا الطفل إن لم تتقوا الله فینا»؛ اگر در حق ما از خداوند پروا نمی کنید، درباره این کودک از خداوند بهراسید.
آنگاه یکی از تیره بختان سپاه دشمن زره انداخت و تیری را به سوی آن کودک معصوم پرتاب کرد و بانگ زد: «بیا و با این سیرابش کن»؛ تیر بر سینه کودک اصابت کرد، حضرت حسین رضی الله عنه مشتی از خون کودکش را به آسمان پراکند و فرمود: «رب إن تک قد حبست عنا النصر من السما فاجعل ذلک لما هوخیر، و انتقم لنا من القوم»؛ پروردگارا! اگر از آسمان پیروزی را بر ما دریغ داشته آن را بهر آنچه برتر از آن است قرار ده و برای ما از این قوم ستمکار انتقام بگیر.(۲۸)
شرار تشنگی در کام حسین زبانه زد؛ به فرات نزدیک آمد تا آب بنوشد؛ اما از کمان “حصین بن نمیر” تیری رها شد و بر دهان آن حضرت نشست؛ آن بزرگوار تیر را از جای برکند و جلو خون را با دستان خویش گرفت؛ حسین رضی الله عنه در جنگ با لشکر انبوهی که بر او یورش می آوردند یکه و تنها ماند، گاه به افرادی که او را محاصره کرده بودند، حمله می کرد و به تنهایی صفوف آنان را در هم می شکست؛ کسی جرات حمله بر حضرت را نداشت، زیرا به شهادت رساندن آن بزرگوار بر آنان بسیار دشوار بود و کسی که مرتکب چنین گناهی می شد کیفر سختی از جانب خداوند در انتظارش بود؛ تا آنکه “شمر بن ذی الجوشن” برآشفت و فریاد زد: «وای به حالتان درباره این مرد چشم به چه داشته اید، مـــادرتان بـــه عزایتان بنشیند، اورا بکشید.» از بیم نکوهش و کیفر شمر پیش چشمان او بر آن حضرت یورش آوردند و “زرعه بن شریک تمیمی” ضربه ای بر دست چپ آن بزرگوار وارد ساخت. کسی دیگر، ضربه ای بر شانه مبارکش فرود آورد و بدین سان حضرت حسین رضی الله عنه بر چهره خویش، نقش زمین شد. آنان همچنان حضرتش را مورد آماج نیزه ها و شمشیرهای خود قرار دادند. گویند: پس از شهادتش ۳۳ ضربه نیزه و ۳۴ ضربه شمشیر بر وجود مبارکش مشاهده شد. آنگاه “سنان بن ابی عمرو اصبحی”، سر مبارک آن بزرگوار را از تن جدا کرد و به “خولی بن یزید” داد؛ سپس ده سوار کار بـنابر فرمان ابن زیاد، پیکرهای مقدس شهیدان در خون خفته کربلا را در زیر سم اسبان خویش لگدمال کردند؛ آنگاه سرها را بریدند و پیش چشم اهل بیت پیامبر، آنان را بر نیزه افراشتند و پیکرهای شهیدان را افتاده بر پشت بر زمین رها کردند و از کنار زنان اندوهگین و مصیبت دیده اردوگاه حسین رضی الله عنه گذشتند؛ زینب رضی الله عنها فریاد زد: «یا محمداه! این حسین است که بر خاک خفته است و دخترانت را به اسارت گرفته اند و همه فرزندانت را کشته اند و اینک باد صبا بر آنان وزیدن گرفته است.» (۲۹)
پیکرهای پاک شهیدان حق، همچنان بر خاک افتاده بود تا آنکه افرادی از قبیله بنی اسد که در آن نواحی سکونت داشتند بدانجا آمدند و بر پیکرهای مطهر آنان نماز گزاردند و آنان را دفن کردند.

عزادارى از دیدگاه اهل سنت
از دیدگاه فقه اهل سنت و جماعت، مراسم عزاداری به صورت مرسوم ناجایز است؛ زیرا قرآن در آیات متعددی مسلمانان را در برابر مصائب و ابتلائات زندگی دعوت به صبر و شکیبایی داده و صابران را بشارت بهشت می دهد: «وبشر الصابرین الذین إذا أصابتهم مصیبته قالوا إنالله و إنا إلیه راجعون* أولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمه و أولئک هم المهتدون.»(۳۷)؛ بشارت ده صابران را ، کسانی که هرگاه مصیبتی به آنان می رسد، می گویند: ما از آن خدا هستیم و به سوی او باز می گردیم، اینان کسانی هستند که لطف رحمت خداوند ودرود الهی بر آنهاست و آنانند هدایت یافتگان.
رسول اکرم صلی الله علیه وسلم غم و اندوه وفات خویش را بزرگترین مصیبت خوانده و در روایات متعدد امت اسلامی را دعوت به صبر و شکیبایی داده است، چنانکه می فرماید: «إذا أصاب أحدکم مصیبه فلیذکر مصیبته بی، فإنها أعظم المصائب.»(۳۸) هر گاه به یکی از شما مصیبتی رسید، مصیبت (وفات) مرا بیاد آورید، زیرا آن بزرگترین مصیبتهاست.

 

مطالب مرتبط:

یخ زدن مرگبار 27 کودک زیر 5 سال در برف و کولاک شدی

تصمیم فیفا برای تیم‌های مسلمان حاضر در جام جهانی 2

ترکیه به دنبال ترور شخصیت های کُرد در اروپا است

ا

زیمبابوه «شاخ غول امپریالیسم» را می‌شکند / دونالد

یادداشت استاد مفتی محمدقاسم قاسمی در پی ترور نافرج

سوء قصد نافرجام به جان نایب اول رییس مجلس افغانستا

اعلام تعداد هواپیما های اسرائیلی شرکت کننده در حمل

نمایش مجدد کاریکاتورهای موهن در پایتخت دانمارک

قتل کشیش آمریکایی در اوکراین

نوشتن دیدگاه


آخرین تحلیل ها و مقالات

نظرات کاربران

کانال تلگرام اساس نیوز

تبلیغات