b_300_300_16777215_10_images_8e323c517dadb3fd5b53b3428e460cb0425.jpg

Asasnews :بر خلاف ذهنیت های نامناسبی که وجود دارد، نگاه اهل سنت و جماعت به حادثه عاشورا و شهادت حضرت حسین رضی الله عنه یک نگرش توام با تاثر و ناراحتی است .

مقاله ذیل خلاصه ای از مقاله ابومهدی فارسی است که با تلخیص در سایت اساس نیوز منتشر می گردد.

حسین بن علی رضی الله عنه

حسین بن علی بن ابی طالب رضی الله عنه فرزند دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم است که پس از برادر بزرگترش حسن بن علی رضی الله عنه در ماه شعبان سال ۴ هجری متولد شد و به تاریخ ۱۰ محرم (عاشورا) سال ۶۱ هجری در کربلا به شهادت رسید.

 وی در دوران کودکی رسول الله صلی الله علیه وسلم را درک نمود و در هنگام وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم هنوز کودک بود. پس از رسول الله صلی الله علیه وسلم خلیفه بزرگوارش ابوبکر صدیق رضی الله عنه وی را گرامی می‌داشت و پس از او عمر بن الخطاب رضی الله عنه و عثمان بن عفان رضی الله عنه نیز او و دیگر بزرگواران اهل بیت رضی الله عنهم را بسیار گرامی می‌داشتند.

  وی در دوران خلافت پدر بزرگوارش علی بن ابی طالب رضی الله عنه وی را در همه‌ی زندگی‌اش همراهی نمود و از او روایت نمود و همچنان در طاعت پدر بززرگوارش باقی ماند تا اینکه ایشان به دست خوارج نادان به شهادت رسیدند.

نامه‌های اهل کوفه

به اهل عراق خبر رسید که حسین رضی الله عنه با یزید بن معاویه رضی الله عنه بیعت نکرده است؛ عراقی‌ها یزید بن معاویه رضی الله عنه را نمی‌خواستند و بلکه خود معاویه رضی الله عنه را نیز نمی‌خواستند، در واقع آن‌ها کسی جز علی رضی الله عنه و فرزندانش را قبول نداشتند، بنابراین به حسین رضی الله عنه نامه‌هایی فرستادند و همه در نامه‌هایشان می‌گفتند: ما با تو بیعت کرده‌ایم و فقط تو را می‌خواهیم و یزید در گردن ما بیعتی ندارد، بلکه بیعت ما با تو است.

   نامه‌های زیادی به حسین بن علی رضی الله عنه رسید تا اینکه بیش از پانصد نامه به او فرستاده شد، و همه‌ی این نامه‌ها را اهل کوفه می‌فرستادند و او را به‌سوی خود فرا می‌خواندند.

آنگاه حسین بن علی، پسر عمویش «مسلم بن عقیل بن ابی طالب رضی الله عنه » را فرستاد تا اوضاع آن‌جا را بررسی کند و حقیقت امر را بداند، وقتی مسلم بن عقیل رضی الله عنه به کوفه رسید پرس‌وجو کرد تا آن که دانست مردم یزید را نمی‌خواهند بلکه حسین بن علی رضی الله عنه را می‌خواهند.

    یزید دستور عزل نعمان بن بشیر را صادر کرد و «عبیدالله بن زیاد» را که امیر و فرمانروای بصره بود به عنوان امیر بصره و کوفه، به کوفه فرستاد تا این قضیه را حل کند. عبیدالله بن زیاد شبانه در حالی که نقاب زده بود وارد کوفه شد. او هنگامی که از کنار مردم رد می‌شد به آنها سلام می‌کرد و آنها در جواب می‌گفتند: «وعلیک السلام یا ابن بنت رسول الله»، مردم گمان می‌بردند که او حسین رضی الله عنه است و مخفیانه در شب نقاب زده و وارد کوفه شده است.

توطئه‌ی ط و خیانت مردم کوفه

  پس از آن که بسیاری از مردم با مسلم بن عقیل بیعت کردند، او به حسین رضی الله عنه پیام فرستاد که همه چیز آماده است، آنگاه حسین بن علی رضی الله عنه در روز هشتم ذی الحجه به سوی کوفه حرکت کرد.

عبیدالله از کارهای مسلم با خبر بود، وی دستور داد هانئ بن عروه را پیش او بیاورند، هانئ را پیش او آوردند، عبیدالله از او پرسید، مسلم بن عقیل کجاست؟ گفت: نمی‌دانم.

آنگاه عبیدالله غلامش معقل را صدا زد، او وارد شد و گفت: آیا او را می‌شناسی؟ گفت: بله؛ او متوجه شد و دانست که عبیدالله بن زیاد آنها را فریب داده است، عبیدالله بن زیاد گفت: مسلم بن عقیل کجاست؟ او گفت: سوگند به خدا اگر زیر پاهایم باشد پاهایم را بلند نمی‌کنم، آنگاه عبیدالله بن زیاد او را شکنجه کرد و سپس دستور داد او را زندانی کنند.

خبر به مسلم بن عقیل رسید؛ او به همراه چهار هزار نفر بیرون آمده و قصر عبیدالله بن زیاد را محاصره کرد و اهل کوفه همراه او بیرون آمدند، در این هنگام اشراف و سران مردم پیش عبیدالله بودند. وی با تطمیع سران و اشراف و ترساندن آنها از لشکر شام به آنها گفت که مردم را از حمایت مسلم باز دارند. بنابراین سران از مردم ‌خواستند که از حمایت مسلم دست بردارند، مسلم چهار هزار نفر به همراه داشت و شعارشان «یا منصور امت» بود؛ سران قبایل و اشراف همچنان مردم را از همراهی مسلم بر حذر داشتند تا اندک اندک مردم پراکنده شدند.

 حادثه‌ی کربلا

  حسین رضی الله عنه بوسیله‌ی قاصدی که عمر بن سعد فرستاد از وضعیت مسلم خبردار شد، بنابراین خواست که باز گردد و با فرزندان مسلم بن عقیل سخن گفت، اما آنها گفتند: نه، سوگند به خدا بر نمی‌گردیم مگر آن که انتقام خون پدرمان را بگیریم. حسین رضی الله عنه نظر آنها را قبول کرد. عبیدالله پس از آن که باخبر شد که حسین رضی الله عنه به‌سوی آنها می‌آید به حُرّ بن یزید التمیمی دستور داد تا با لشکری هزار نفری برود تا در راه با حسین رضی الله عنه روبرو شود.

 او حرکت کرد و نزدیک قادسیه با حسین رضی الله عنه روبرو شد. حر به او گفت: کجا می‌روی ای فرزند دختر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم؟! گفت: به عراق می‌روم. گفت: من به تو می‌گویم برگرد تا خداوند مرا به گناه جنگ با تو مبتلا نکند! به همان جا که آمده‌ای برگرد، یا به شام برو که یزید آنجاست و به کوفه نیا.

اما حسین رضی الله عنه نپذیرفت؛ حسین رضی الله عنه به سوی عراق می‌آمد و حر بن یزید برایش مزاحمت ایجاد می‌کرد و او را منع می‌کرد. حسین رضی الله عنه به او گفت: از من دور شو مادرت به عزایت بنشیند. حر بن یزید گفت: سوگند به خدا اگر غیر از تو کسی دیگر از عرب، این را می‌گفت او و مادرش را قصاص می‌کردم، ولی چه می‌توانم بگویم که مادرت بانوی زنان جهان است.

در این هنگام حسین رضی الله عنه توقف کرد، سپس دنباله‌ی لشکر که چهار هزار نفر بودند و عمر بن سعد آنها را فرماندهی می‌کرد آمدند، و حسین رضی الله عنه در جایی بود که به آن کربلا گفته می‌شود. او پرسید اینجا کجاست؟ گفتند: کربلا است، گفت: «کرب است و بلا».

 عبیدالله بن زیاد عمر بن سعد را با لشکری چهار هزار نفری آماده‌ کرده بود تا به ری برود و به او گفت کار حسین رضی الله عنه را تمام کن سپس به ری برو. عبیدالله به او وعده داده بود که فرمانداری ری را به او واگذار کند، شمر بن ذی الجوشن به سویی که حسین بن علی رضی الله عنه و حر بن یزید و عمر بن سعد در آن جا بودند حرکت کرد؛ هنگامی که به حسین رضی الله عنه خبر دادند که او باید تسلیم حکم و دستور عبیدالله بن زیاد شود نپذیرفت و گفت: نه! سوگند به خدا هرگز تسلیم حکم و فرمان عبیدالله بن زیاد نخواهم شد.

همراهان حسین رضی الله عنه هفتاد و دو اسب سوار بودند، و لشکر کوفه پنج هزار نفر بودند وقتی هر دو گروه رو در روی هم قرار گرفتند حسین رضی الله عنه به لشکر ابن زیاد گفت: به خودتان بازگردید و خویشتن را مورد بازخواست قرار دهید، آیا برای شما شایسته است که با فردی چون من بجنگید؟ حال آن که من پسر دختر پیامبر شما هستم و غیر از من روی زمین پسر دختر پیامبر دیگری نیست، و پیامبر به من و برادرم گفته است: «این دو سرداران جوانان اهل بهشت هستند».

حسین رضی الله عنه همچنان آنها را تشویق می‌کرد که عبیدالله بن زیاد را ترک کنند و به او بپیوندند بنابراین سی نفر از آنها به حسین رضی الله عنه پیوستند، که یکی از این سی نفر حر بن یزید التمیمی فرمانده پیشقراولان لشکر ابن زیاد بود.

   صبح روز جمعه وقتی حسین رضی الله عنه گفت که تسلیم ابن زیاد نمی‌شوم جنگ میان هر دو گروه در گرفت، جنگ، جنگ نابرابری بود و یاران حسین رضی الله عنه دیدند که نمی‌توانند با این لشکر بزرگ بجنگند بنابراین تنها هدفشان این بود که مانع از رسیدن دشمن به حسین رضی الله عنه شوند و از او دفاع کنند و یکی پس از دیگری در دفاع از حسین رضی الله عنه کشته می‌شدند تا اینکه همه کشته شدند و کسی جز خود حسین بن علی رضی الله عنه باقی نماند.

شهادت حضرت حسین رضی الله عنه

بعد از آن تا مدتی طولانی کسی به حسین رضی الله عنه نزدیک نمی‌شد و هیچ کس نمی‌خواست که دستش به خون حسین رضی الله عنه آلوده شود، و وضعیت همچنان ادامه یافت تا آن که شمر بن ذی الجوشن «قبحه الله» آمد و فریاد زد وای بر شما! مادرانتان به عزایتان بنشینند! او را محاصره کنید و او را بکشید.

   آنگاه آمدند و حسین رضی الله عنه را محاصره کردند او چون شیر درنده در میان آنها از این سو و آن سو شمشیر می‌زد تا اینکه افرادی از آنها را کشت، اما تعداد زیاد بر شجاعت غالب می‌آید. شمر بن ذی الجوشن فریاد زد وای بر شما منتظر چه چیزی هستید؟!

   جلو بروید. آنگاه آنها به سوی حسین رضی الله عنه رفتند و او  را به شهادت رساندند «انا لله وانا الیه» راجعون کسی که حسین رضی الله عنه را را به شهادت رساند و سرش را از تن جدا کرد «سنان بن انس نخعی» بود، و گفته‌اند که شمر بن ذی الجوشن «قبحه الله» او را کشت. پس از شهادت حسین رضی الله عنه سر او را به کوفه پیش عبیدالله بن زیاد بردند، وقتی سرش را پیش عبیدالله بن زیاد آوردند او چوبی که همراه داشت را به دهان حسین رضی الله عنه وارد می‌کرد و می‌گفت: «گر چه بهترین دهان است». انس بن مالک رضی الله عنه آن جا نشسته بود بلند شد و گفت: «سوگند به خدا تو را رسوا می‌کنم، پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم را دیده‌ام که همین جایی از دهان حسین رضی الله عنه که تو چوب در آن داخل می‌کنی را بوسیده است…».

ابراهیم النخعی رضی الله عنه می‌گوید: اگر من از قاتلان حسین رضی الله عنه می‌بودم و سپس به بهشت می‌رفتم از نگاه کردن به چهره‌ی پیامبر خدا رضی الله عنه شرمم می‌آمد.

چه کسانی در آن جا به همراه حسین رضی الله عنه کشته شدند؟

بسیاری از اهل بیت به همراه حسین رضی الله عنه در آنجا به شهادت رسیدند، از جمله کسانی که در این جنگ در کنار حسین رضی الله عنه کشته شدند، از فرزندان علی بن ابی طالب رضی الله عنه خود حسین و جعفر و عباس و ابوبکر و محمد و عثمان رضی الله عنهم کشته شدند.

و از فرزندان حسین، عبدالله و علی اکبر (او علی زین العابدین نیست) رضی الله عنهم

و از فرزندان حسن، عبدالله و قاسم و ابوبکر کشته شدند. رضی الله عنهم

و از فرزندان عقیل، جعفر و عبدالله و عبدالرحمن و عبدالله بن مسلم بن عقیل در کربلا کشته شدند و مسلم بن عقیل خودش در کوفه کشته شد. رضی الله عنهم

و از فرزندان عبدالله بن جعفر، عون و محمد کشته شدند. رضی الله عنهم

هیجده نفر که همه از اهل بیت پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم بودند در این جنگ نابرابر به شهادت رسیدند.

روزه‌ی عاشورا

علما اتفاق دارند که روزه‌ی روز عاشورا سنت است.

از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت است که فرمودند: «بهترین روزه پس از رمضان روزه‌ی ماه خدا، محرم است» «به روایت مسلم».

و از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت است که: «من اینگونه احتساب می‌کنم که روزه‌ی روز عاشورا کفاره‌ی گناهان سال قبل باشد» «رواه مسلم».

همچینین رسول الله صلی الله علیه وسلم به روزه‌ی روز نهم محرم (تاسوعا) به همراه عاشورا استحبابا و برای مخالفت با یهود و نصاری دستور داده است. (زیرا آنها تنها روز عاشورا را روزه می‌گرفتند) از ابن عباس رضی الله عنه روایت است که وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم عاشورا را روزه گرفت و به روزه گرفتن در آن دستور داد، مردم گفتند که یهود و نصاری این روز را گرامی می‌دارند! پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «اگر ان شاالله سال بعد را درک نمودیم روز نهم را نیز روزه خواهیم گرفت» ابن عباس رضی الله عنه می‌گوید. سال بعد فرا نرسید تا اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم وفات نمودند… «رواه مسلم».

حکمت روزه‌ی عاشورا

عبدالله بن عباس رضی الله عنه حکمت روزه‌ی روز عاشورا را چنین بیان می‌کند: زمانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم به مدینه هجرت نمود، یهود را دید که روز عاشورا را روزه می‌گیرند رسول الله صلی الله علیه وسلم از آنها پرسید: «این چه روزی است؟» گفتند: این روز نیکی است، روزی که خداوند بنی اسرائیل را از چنگ دشمن نجات بخشید، لذا موسی علیه السلام این روز را روزه گرفت. آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: «من از شما به موسی نزدیک‌ترم». همین بود که این روز را روزه گرفت و امتش را به روزه گرفتن این روز امر فرمود. [بخاری ۳/۵۸].

خداوند توفیق پیروی صحیح آن بزرگان را به ما عطا کند و ما را شایسته‌ی ادامه دادن راه آنان قرار دهد. آمین.

منبع :کتابخانه قلم

مطالب مرتبط:

رئیس جمهور ونزوئلا : دونالد ترامپ ، هیتلر جدید است

تظاهرات علیه ممنوعیت سفر مسلمانان به آمریکا

دین گریزی،ریشه ها و واقعیت های عصر جدید

مشکل لیندسی لوهان در فرودگاه لندن

 

ماموستاقادری : باید قبول کنیم اقتصاد از دست دولت خ

رسانه های چین: ترکیه " جنبش اسلامی ترکستان شرقی "

این کشورهای اسلامی !!

محکومیت کشتار شیعیان نیجریه توسط علما اهل سنت

کعبه فقط یک بار در سال شسته می‌شود

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین تحلیل ها و مقالات

کانال تلگرام اساس نیوز