b_300_300_16777215_10_images_2133312.jpg

اساس نیوز - دکتر بهروز قزل: «سردار آزمون»، عضو تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی 2018 روسیه، به واسطه توانایی های حرفه ای، ویژگی های فردی، شرایط فنی تیم ملی و کنشگری های فرافوتبالی خود، مورد توجه بسیاری از افراد و رسانه ها است. «آزمون» که از قومیت ترکمن و از اهل سنت ایران است، در فرصت های مختلف بارها نسبت به مسائل محلی زادگاه خویش در حوزه ترکمنی ایران، علاقمندی نشان داده است. این علاقمندی، علاوه بر جایگاه ورزشی ملی و محبوبیت عمومی، موجبات ترفیع جایگاه وی را در حوزه جغرافیایی قومی-مذهبی ترکمنی فراهم آورده و حتی این عضو تیم ملی را به عنوان کنشگری اجتماعی و چهره ای مؤثر در این منطقه برجسته ساخته است.

 

با وجود این، کم و کیف عملکرد این عضو تیم ملی در مسابقات فوتبال اخیر در روسیه، قضاوت های فنی و غیرفنی متفاوتی را به دنبال داشت. فارغ از مباحث کارشناسانه این قضاوت ها و ورای مناقشه پیرامون وجاهت حرفه ای اظهارنظرهای ارائه شده -که در چند روز گذشته نقل بسیاری از محافل شده و دغدغه های بسیاری را در این رابطه برانگیخت – «سردار» و آنچه در این چند روزه اتفاق افتاد، می تواند آزمونی تلقی شود برای همگرایی اجتماعی و بازخوانی وضعیت مرزهای اجتماعی در جامعه امروز ما. در ادامه، با ذکر مقدمه ای به سراغ آزمونِ این روزهای جامعه خواهیم رفت.

 

قوم و قومیت یکی از دشوارترین مفاهیم اجتماعی است که بتوان آن را به طور دقیق فهمید. به همین دلیل، با معیارهای گوناگون تعاریف مختلفی از آن به عمل آمده است. با وجود این، یک گروه قومی یا قوم، عنوانی است برای مردمی که از اسطوره پیشینه مشترک، خاطرات تاریخی مشترک، برخی عناصر فرهنگی مشترک از قبیل دین و مذهب، آداب و رسوم، زبان و نوعی پیوستگی و ارتباط سرزمینی و نوعی همبستگی در میان اعضا برخوردارند. طبق این تعریف، قومیت عنوانی است که از سوی بیرونی ها (Outsiders) و اعضای گروه قومی معین استفاده می شود. یکی از ابعاد دیگر قومیت نیز معطوف به ساختاری از احساس است که از سوی افراد تجربه می شود و در متن زندگی آنان و در خاطراتشان ریشه دارد. به هر حال، یکی از مختصات گروه های قومی، شکل گیری نوعی هویت جمعی است.

 

هویت ها، ترتیبات اجتماعی اند که در آن، مردم در خصوص اینکه چه کسی هستند، چگونه با هم مرتبط می شوند و چه سرگذشتی داشته اند، روایت ها و داستان های مشترک خود را «بر می سازند» (Construction). هویت جمعی، پاسخ به پرسش هایی از قبیل «شما کیستید؟»، «ما کیستیم؟» یا «آن ها کیستند؟» است. شکل گیری چنین هویت هایی بر مرزهایی تمرکز می کند که «ما» را از «آن ها» متمایز و جدا می کند. از این منظر، هویت جمعی قومی به شکل «موقعیتی» نگریسته می شود. یعنی، قومیت، پدیده ای صرفا زیستی و بیولوژیک نیست، بلکه پدیده ای اجتماعی به شمار می رود و در تعریفی ریشه دارد که افراد و گروه ها از خود به عمل می آورند. بر این اساس، مرزبندی قومی علاوه بر ایجاد تمایز بین درون گروه و برون گروه، کارکردهایی دیگری نیز دارد. این مرزها به به افراد می آموزد که چگونه بر مبنای موقعیت های مشترک و منابع مشترک فرهنگی، جهان را بنگرند و تفسیر کنند.

 

در یک چشم انداز مثبت، مرزبندی قومی به دلیل ایجاد درک واحد بر سر ارزش های مشترک، نیل به منافع جمعی را آسان می کند و احساس رضایت و سعادت را افزایش می دهد. همچنین، واحدهای اجتماعی مطلوبی می آفریند که اعضایش ترجیحات و خواسته های یکدیگر را از طریق روابط بین فردی و منافع جمعی مشترک تأمین می کنند. با وجود این، مرزهای مذکور می توانند بخش های مختلف مردم یا فعالیت ها و اقدامات را در زمینه های اجتماعی بگسلند، تقسیم و تجزیه کنند و یا تحدید و مشخص نمایند. در چشم اندازی دیگر، برجسته شدن مرزهای قومی، به عنوان پدیده ای اجتماعی که ریشه در ساخت و صورت بندی جوامع دارد، می تواند به مثابه یکی از زمینه های تعمیق یا گسترش شکاف های اجتماعی به شمار آید. شکاف اجتماعی عبارت است از خطوط گسست و تمایز در جامعه که موجب تقسیم جمعیت به بخش ها، طیف ها و گروه بندی های متعدد می شود و این گروه بندی ها ممکن است در مراحل بعدی، با انجام کنش سیاسی حتی بر زندگی سیاسی نیز تأثیر بگذارد. البته وجود شکاف های اجتماعی الزاما به منزله فعال بودن و اثرگذاری بالفعل آن ها بر زندگی سیاسی نیست؛ بلکه بدین معنی است که زمینه های بالقوه شکل گیری نیروهای اجتماعی بر پایه آن ها در این گونه جوامع وجود دارد. حال، ارتباط این مباحث با «سردار»، این آزمونِ جامعه ما در چیست؟

 

«سردار آزمون»، عضوی از تیم ملی است که تابع مقدورات و محذورات فنی فردی و تیمی است. کنشگری های فرافوتبالی وی نیز در چارچوب ارزش ها و هنجارهای همان محیط ها قابل ارزیابی است. حال، عملکرد این عضو تیم، در عرصه ای عمومی و ملی که با انتظارات انباشته ای از وی همراه بوده و احتمالا با ناکامی هایی نیز همراه بوده است، به یکباره – البته در فضای غیررسمی و در محیط های مجازی - با مؤلفه هایی غیر فنی (از سوی افرادی نه الزاما حرفه ای) تفسیر و ارزیابی می شود. افراد حاضر در این محیط ها هر چند نماینده کلیت جامعه و حتی بخش عمده ای از آن نیستند، اما در جایگاه نمایندگی بخشی از بدنه جامعه کماکان قابل اعتنا خواهند بود. به عبارت دیگر، این واکنش ها و اظهارنظرها، با هر انگیزه ای و با هر سطح از دانش فنی – به عنوان صدای بخشی از جامعه ما، حداقل در حوزه مطالعات جامعه شناسی سیاسی، قابل توجه است.

 

در بخشی از اظهارنظرهای ارائه شده در محیط های مجازی، قومیت و قرائتی از هویت قومی این عضو تیم ملی خطاب واقع شد. حتی در مواردی، اعضای خانواده این عضو تیم ملی در امان نماندند و سایر مؤلفه های هویت محلی وی در تیررس منتقدین قرار گرفت. به رغم دفاع تمام قد کارشناسان و اهالی حرفه ای این عرصه ورزشی، آنچه که جالب توجه است، سرعت «قطبی شدن» کاربران فضای مجازی بر محور قومیت در این اظهارنظرها است. در یک قطب، افرادی قرار گرفتند که بیش و پیش از هر نقد کارشناسانه ای، ویژگی های بومی این عضو تیم ملی را در دایره غرض قرار دادند و در قطب مقابل، عمدتا اعضای حوزه قومی ترکمنی (ویا افرادی با تعلق خاطر به این حوزه) بودند که «رسالت» دفاع از «هم گروهی» خود را بر عهده گرفتند. در این میان، تورم و غلبه عنصر قومی در هر دو قطب این اظهارنظرها و انفعال ارزیابی های واقع گرایانه در سایه این تورم بود که برای علاقمندان مطالعات جامعه و سیاست جالب توجه است.

 

این پدیده کوچک اجتماعی – از نظر ابعاد و تأثیر – شاید آزمونی است برای جامعه چندقومی و چندفرهنگی ما که افراد آن، سالیان سال و در بستر تمدنی تاریخی، همزیستی و تعامل را در قالب هویت ملی ایرانی تجربه کرده اند. مرزهای قومی و گروه بندی های اجتماعی بر محور قومیت، اگر با عضویت یکی از اعضای این اقوام در تیم های «ملی» ایران، رنگ باخته و شکاف های اجتماعی منتسب به آن ها مغلوب هویت ملی اقوام ایرانی واقع می شوند، برجسته شدن عامل قومی در عرصه های عمومی، به ویژه در موقعیت های پرطرفدار ورزش ملی، نشان از این دارد که چگونه و با چه سرعتی، امکان «برآمدن» و بازتولید مرزهای اجتماعی وجود دارد و زمینه مواجهه بر اساس هویت قومی، تا چه حد فراهم است. این مسئله، هر چند صرفا یک فرضیه بوده و لازم است تا در خصوص آن مطالعات دقیق تری انجام گیرد، با اظهارنظر «سردار آزمون» برای خروج از تیم ملی و واکنش های افراد «هم گروهی» و غیر«هم گروهی» وی در این باره، تقویت می شود (عبارت «هم گروهی»، به مفهوم گروه بندی قومی اشاره دارد).

 

در مقام تصریح، می توان اینگونه بیان کرد که آزمونِ جامعه ما در پدیده «سردار» در عرصه جام جهانی فوتبال 2018 فرصتی است تا پویایی های اجتماعی در جامعه ای چندقومی و چندفرهنگی مورد بازبینی قرار گرفته، پیشران ها شناسایی شده و توجه دوباره ای بدان مصروف شود. آزمونِ «سردار»، هر چند مینیاتوری، اما حاوی نکات جالب توجهی به ویژه در حوزه قومی ترکمنی است.

 

اما سخن آخر، با «سردار آزمون»، این عضو توانمند تیم ملی جمهوری اسلامی ایران است. «سردار» اگر قرار است خانواده خود را در برابر تیم ملی برگزیند (همان طور که در متن اظهارنظر وی آمده است)، خانواده وی، نه تنها اعضای نسبی و هم پیوندان بیولوژیکی او، بلکه تمام ایران است. تمام مردم ایران که انعکاس هویت ملی آنان در آیینه تیم های ملی و در عرصه های بین المللی نمایان می شود، خانواده «سردار» و هم تیمی های «سردار» هستند که آرزوهای تاریخی خود را در عملکرد مطلوب تیم ملی در برابر سایر تیم ها می جویند. اگر هم ناسازواری هایی پدید می آید، اختلاف نظری بین برخی از اعضای درون خانواده است که به هنگام هیجان رخ می دهد. بزرگترین سرمایه اجتماعی «سردار آزمون»، قرار گرفتن او در جایگاهی است که خانواده بزرگ ایرانیان، اینچنین، توانایی بیشنه ای برای او متصورند و از او، بیش از آن چه نشان داده است، انتظار دارند. این توقع، هر چند دلهره آور، اما یک مزیت برای این عضو تیم ملی است.

10 تیرماه 1397

مطالب مرتبط:

ماجرای عمر و بارئش (صلح)

داعش و سوال اصلی همچنان بی پاسخ

اهل سنت هراسی و اهداف آن

ا

امام جمعه اهل سنت تالش:پاشیده شدن بذر نفاق و تفرقه

رهبر «لشکر طیبه» پاکستان بازداشت خانگی شد

ا

از چاله به چاه نیافتیم

ترامپ: نشست سنگاپور بهتر از انتظارها بود؛ بزودی تو

جنگنده های هسته ای روسیه بر فراز شبه جزیره کره

روزنامه روسی نیزاویسیمایا گازیتا:روسیه جایگزین ایر

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین تحلیل ها و مقالات

کانال تلگرام اساس نیوز