b_0_0_0_10_images_0276c78d2e109080ea432793fa44ab39425.jpg

اساس نیوز : در تعدد زوجات پیامبر صلی الله علیه و سلم چند حکمت وجود دارد:

۱- حکمت تعلیمی: این حکمت هدف اساسی تعدد زوجات رسول صلی الله علیه وسلم را تشکیل می دهد چون ایشان بدین وسیله توانستند برای زنان معلمانی تربیت کنند که احکام شرعی را به آنها بیاموزند، زیرا نیز همانند مردان تکالیفی فرض شده است، و بسیاری از زنان از پرستش بعضی از امور شرعی، بخصوص مسائلی که به زنان تعلق داشت همانند احکام حیض، نفاس، جنایت و مسائل زناشویی و دیگر احکام، از رسول صلی الله علیه وسلم خجالت می کشیدند و بسیار مشکل بود که یک زن بر حیای خود غلبه نموده و این مسائل را از پیامبر بزرگوارمان سوال کند و می دانیم که در بعضی اوقات این امر اتفاق می افتاد، و در مقابل، رسول صلی الله علیه وسلم قرار داشت که در اخلاق خود به حیاء کامل آراسته بود، و بر طبق روایتهای کتب سنت حیاء و شرم او از حیاء دوشیزه ای که در چادر خود پنهان شده بیشتر بود (اشد حیاء من العذراء فی خدرها).

در نتیجه ایشان نمی توانست به همه سوالاتی که از سوی زنان متوجه او می گردید با صراحت کامل پاسخ گوید. و این باعث می شد که جواب خود را به صورت کنایه بیان کند، که در این صورت نیز منظور ایشان در بعضی از اوقات توسط زنان فهم و درک نمی شد. عایشه رضی الله عنها روایت می کند که روزی یکی از زنان انصار در مورد چگونگی غسل حیض از رسول صلی الله علیه وسلم پرسش نمود و ایشان چگونگی غسل را برای او بیان کرد، و گفت: ((قطعه ای پارچه معطر برگیر و با آن خود را تمیز کن.)) و زن پرسید: ((چگونه با آن خود را تمیز کنیم؟))

و رسول صلی الله علیه وسلم جواب داد: ((با آن خود را تمیز کن.))

و زن گفت: ((ای رسول خدا چگونه با آن خود را تمیز کنم؟))

و ایشان فرمود: ((سبحان الله با آن خود را تمیز کن.))

عایشه ادامه می دهد که: ((دست او را گرفته و بسوی خود کشیدم و به او گفتم که: آن را در کدام مکان بگذار، و آثار خون را با آن پاک کن، و با صراحت تمام مکان آن را برای آن زن شرح دادم.))

پس می بینیم که چگونه ایشان از بیان صریح این مسائل خجالت می کشیدند و در مقابل نیز عده قلیلی از زنان بودند که می توانستند بر شرم و حیای خود غلبه نموده، و به صورت آشکار و بی پرده سوال خصوصی خود را از رسول صلی الله علیه وسلم بپرسند.

و این گونه سوالات ناخوشایند همواره وجود داشتند که بعدها همسران طاهره رسول صلی الله علیه وسلم  مسئولیت جواب دادن آنان را به عهده گرفتند. و به همین دلیل عایشه رضی الله عنها می فرماید: ((خداوند زنان انصار را بیامرزد. چون هرگز حیا و خجالت باعث جلوگیری از فقیه شدن آنان در دین نگشت.))

و برخی از این زنان در تاریکی و به هنگام شب نزد ام المومنین عایشه می آمدند تا در مورد برخی از امور دین و احکام حیض و نفاس و جنایت و دیگر امور از او سوال کنند. آنها همسران رسول صلی الله علیه وسلم  را بهترین آموزگارانی می یافتند که می توانستند آنان را توجیه نموده، و از طریق آنان زنان بسیاری در دین خداوند فقیه گشتند. و نیز بر همگان آشکار است که سنت مطهر فقط و فقط به سخنان رسول صلی الله علیه وسلم محدود نمی شود. بلکه سنت عبارت است از قول، فعل و تقریر ایشان صلی الله علیه وسلم  و همه این مسائل تشکیل دهنده شرعی هستند که اتباع آن بر همه امت واجب می باشد.

در نتیجه باید پرسید: چه کسی به جز همسران او که خداوند آنان را تکریم نموده و امهات المومنین لقب یافته اند و در دنیا و آخرت همسران رسول صلی الله علیه وسلم خواهند بود می تواند افعال و اخبار آن بزرگوار را برای ما نقل کند؟ و بدون شک فضل و تمجید در نقل جمیع احوال، افعال و حرکات منزلی رسول صلی الله علیه وسلم به همسران او بر می گردد. و این چنین بود که آن همسران گرامی به معلمان و محدثانی تبدیل شدند که سنت و طریقت رسول خدا را نقل و نشر نموده، و به قدرت حفظ، نبوغ و ذکاوت مشهور و زبانزد خاص و عام شدند.

۲- دوم: حکمت تشریعی

به عنوان مثال در این باب می توان از بدعت فرزند خواندگی (تبنی) که در مجتمع جاهلیت قبل از اسلام رایج بود نام برد. این مسئله به صورت عادت در آمده بود که جدا شدن از آن به سادگی امکان نداشت. یک شخص از آنان پسری را که از صلب و تیره اش نبود به فرزند خواندگی می پذیرفت، و در این تبنی او را فرزند حقیقی خود می خواند که با فرزندان حقیقی و نسبی اش از لحاظ نسب در یک ردیف قرار داشت و از لحاظ میراث، طلاق، ازدواج و محرم شدن و همه امور دیگر با آنان هیچ گونه فرقی نداشت. و این مسئله بصورت دینی تقلیدی در آمده بود که در تمامی جامعه جاهلیت اعمال می شد. و حتی شخص به فرزند خوانده اش می گفت: ((تو پسر من هستی از تو ارث می برم و از من ارث خواهی برد)).

و این چنین بود که زید بن حارثه به فرزند خواندگی رسول صلی الله علیه وسلم  در آمد و از آن روز همه مردم او را ((زید بن محمد)) می خواندند. بخاری و مسلم از عبدالله بن عمر رضی الله عنها روایت می کنند که گفت: زید بن حارثه در خدمت رسول صلی الله علیه وسلم  بود و ما او را به جز ((زید بن محمد)) به نام دیگری نمی خواندیم، تا اینکه این عبارات قرآن نازل شد: )ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ )(الأحزاب: من الآیه۵)

(معنی): ((آنان را بنام پدرانشان بخوانید که این نزد خداوند عدل و نیکویی است.)) در نتیجه رسول صلی الله علیه وسلم به زید فرمودند ((انت زید بن حارثه بن شراحیل)). (معنی): تو زید پسر حارثه پسر شراحیل هستی. و ایشان دختر عمه خود ((زینب بنت جحش الاسدیه)) را به همسری او در آورد، و مدت زیادی را با او زندگی کرد، اما دیری نپایید که روابط زناشویی آنان رو به تیرگی گذشت.

و سرانجام بر اساس حکمتی که خداوند آن را اراده کرده بود، زید، زینب را طلاق داد، و خداوند به رسول صلی الله علیه وسلم  دستور داد تا با زینت ازدواج کند تا بدعت فرزند خواندگی و شالوده جاهلیت از بیخ و بن کنده شده و اساسی اسلامی بجای آن بنشیند.

و این ازدواج به امر خداوند انجام گرفت و آن گونه که دروغگویان و تهمت زنان و دشمنان خداوند می گویند، هیچ انگیزه شهوانی و هوا جویانه در پشت سر نداشت، بلکه این ازدواج در جهت غرضی نبیل و هدفی شریف به وقوع پیوست که همان ابطال عادات و تقالید جاهلیت بود. و خداوند عزوجل غرض از این ازدواج را این گونه عنوان می دارد:

 (لِکَیْ لا یَکُونَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ حَرَجٌ فِی أَزْوَاجِ أَدْعِیَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً)(الأحزاب: من الآیه۳۷)

(معنی): ((تا پس از این، مومنان در ازدواج با زنان پسر خوانده های خود که آنها را طلاق داده اند بر خود گناه و سختی نبینند.))و بخاری از زینب رضی الله عنها روایت می کند که ایشان به این ازدواج بر سایر زنان رسول صلی الله علیه وسلم افتخار نموده و به ایشان می گفت: ((که شما را خانواده هایتان به ازدواج در آوردند، اما ازدواج من به امر خدا از بالای هفت آسمانش بود.))

این ازدواج به امر خداوند حکیم و برای اثبات شرعی نوین بود. پس سبحان و منزه خدایی که حکمت او آن قدر دقیق است که عقول و افهام، آن را احاطه نتواند کرد و چه زیبا می فرماید:

) وَمَا أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلاً)(الاسراء: من الآیه۸۵)(معنی): ((و از علم بجز مقداری اندک، بهره نبرده اید.))

۳- حکمت اجتماعی

حکمت سوم تعدد زوجات رسول صلی الله علیه وسلم  حکمت اجتماعی است، می توان به وضوح از خلال ازدواج ایشان با دختر صدیق اکبر (ابی بکر) رضی الله عنه، و سپس ازدواج ایشان با دختر فاروق (عمر)رضی الله عنه دریافت. و می بینیم که چگونه پیوند مصاهره (دامادی) و نسب ایشان با قریش، و ازدواج آن بزرگوار با بسیاری از زنان آنان، بین این قبایل پیوندی ناگسستنی به وجود می آورد، و باعث می شود تا همه قلبها با ایمان، تعظیم و اجلال تمام، حول او و دعوتش گرد آیند.

رسول صلی الله علیه وسلم با عایشه دختر عزیزترین و محبوبترین اشخاص نسبت به وی یعنی ابوبکر صدیق ازدواج نمود. ابوبکر صدیق رضی الله عنه سرمدار و پیشتاز مجیبان دعوت اسلام بود که جان و مال خود را در راه نصرت دین خداوند و دفاع از رسول او تقدیم کرده بود، و انواع آزار و اذیت را در راه اسلام متحمل شده بود تا جایی که پیامبر علیه الصلاه و السلام همان گونه که ترمذی در فضل ابوبکر عنوان می کند، می گوید: ((ما لاحد عندنا ید الا وقد کافیناه بها ما خلا ابابکر فإن له عندنا یداً یکافیه الله تعالی بها یوم القیامه)).

(معنی): ((هیچ کس بر ما نیکی و احسان نکرد مگر این که نیکی او را جبران کردیم، بجز ابوبکر که احسان و نیکی های بیشمار او را خداوند در روز قیامت پاداش خواهد داد.))

و باز می فرماید: ((ما نفعی مال احد قط ما نفعی مال ابی بکر وما عرضت الإسلام علی أحد إلا کانت له کبوه (ای تردد وتلکو) إلا أبابکر فإنه لم یتلعثم ولو کنت متخذا خلیلاً لاتخذت أبابکر خلیلاً، ألا و إن صاحبکم خلیل الله تعالی)).

(معنی): ((هیچ مالی به اندازه مال ابی بکر به من نفع نرساند، و اسلام را بر هیچ کس عرضه نکردم مگر اینکه در قبول آن متردد بود، بجز ابوبکر که در قبول آن هیچ درنگی نکرد. و اگر قرار بود که من خلیلی برگیرم، همانا ابوبکر را به عنوان خلیل بر می گرفتم. ولی بدانید که این صاحب شما خلیل خداوند است)) (رواه الترمذی).

در نتیجه رسول صلی الله علیه وسلم در این دنیا برای ابوبکر هیچ پاداشی را لایق تر از این ندید که با دختر او ازدواج نموده، و میان خود و او رابطه دامادی و خویشاوندی به وجود آورد، تا این رابطه بر صداقت و پیوند طولانی و ناگسستنی آنان بیافزاید. به همین صورت آن بزرگوار، با حفصه دختر عمو ازدواج نمود که این پیوند پاداشی بر اسلام، صدق، اخلاص، و از خود گذشتگی عمررضی الله عنه در راه این دین بود. عمررضی الله عنه همان قهرمان اسلام است، که با مسلمان شدنش خداوند، اسلام و مسلمانان را عزت بخشیده و معالم دین را به اهتزاز در آورد. در نتیجه پیوند پیامبر صلی الله علیه وسلم  با او از طریق دامادیش، بهترین پاداشی بود که جانبازی او در راه دین اسلام را جوابگو بوده، و لیاقت او را به اثبات می رساند، و این گونه بود که ایشان بین عمر و وزیر اول خود ابوبکر در نیل به این شرف، مساواتی شایسته ایجاد نمود. چون ازدواج ایشان با دختران این دو صحابی بزرگ به منزله شرفی بزرگ، و منت و پاداشی عظیم برای آنان بود که در این دنیا هرگز نمی توانست بصورتی زیباتر و بهتر از آن، زحمات آن دو یار را جوابگو باشد. پس چه جلیل است سیاست آن بزرگوار صلی الله علیه وسلم  و چه زیباست وفایش به وفاداران مخلص خود.

مثال دیگر این سیاست جلیل نبوی را می توان در چگونگی تکریم نمودن عثمان و علی رضی الله عنه مشاهده نمود. که ایشان را با تزویج دختران خود به آنان با زیبایی تمام اکرام می کند. . و این چهار یار، بزرگترین اصحاب ایشان بودند که پس از وفات رسول صلی الله علیه وسلم منصب خلافت آن بزرگوار را بدست گرفته و در راه توسعه دین و دعوت اسلامی به پیش تاختند. پس حکمت را بنگریم که چگونه جلوه می کند، و آن حکیم را ببینیم که به کجا می نگرد.

۴- حکمت سیاسی

رسول صلی الله علیه وسلم به جهت الفت دادن قلوب و جذب و جمع قبایل بر گرد خود به ازدواج با برخی از بانوان مبادرت نمودند. و آشکار است که ایجاد پیوند زناشویی با زنی از زنان یک قبیله یا عشیره چگونه ارتباطی بین آن قبیله و فرد بوجود می آورد، و طبیعتاً فرد می تواند از افراد آن قبیله جهت نصرت و حمایت خود دعوت به عمل بیاورد. پس بیایید تا برای این مسئله مثلهایی بیاوریم تا غرض از این حکمت نمایان گردد:

۱- رسول صلی الله علیه وسلم با جویریه بنت الحارث، سرور بنی المصطلق ازدواج کرد. جویریه همراه با قوم و عشیره خود به اسارت مسلمانان در آمده بود، و پس از اسارت می خواست با دادن فدیه خودش را رها سازد، در نتیجه نزد رسول صلی الله علیه وسلم آمده و از ایشان درخواست کمی مال نمود تا بتواند مبلغ فدیه را بپردازد و رسول صلی الله علیه وسلم به او پیشنهاد نمود که فدیه او را بپردازد و با او ازدواج کند و او نیز این پیشنهاد را قبول کرد، و آن بزرگوار با او ازدواج نمود. چون این خبر به گوش مسلمانان رسید اظهار داشتند که: ((چگونه خویشان کسانی که رسول صلی الله علیه وسلم داماد آنان شده است، در اسارت ما باشند؟))

و نتیجتاً همه اسراء را آزاد کردند. و همگامی که بنوالمصطلق این بزرگی، شهامت و جوانمردی را از رسول صلی الله علیه وسلم  و مسلمانان مشاهده نمودند، همگی مسلمان شدند و در زیر لوای این دین خداوندی قرار گرفتند و ایمان خود را نشان دادند.

پس می بینیم که این ازدواج چه برکت بزرگی برای جویریه و قوم و عشیره اش به همراه داشت چون این ازدواج سبب اسلام و آزادی همه آنان گردید و جویریه خوش یمن ترین زنان برای قبیله اش بود. و در صحیح بخاری از عایشه آمده است که فرمودند: رسول خدا زنان قوم بنی المصطلق را به اسارت در آورد، و پس از اخراج خمس، آنان را بین جنگجویان تقسیم نمود و قسمت سواره دو سهم و پیاده یک سهم افتاد و در این ضمن ((جویریه بنت حارث)) نصیب و قسمت ((ثابت بن قیس)) گردید. در نتیجه جویریه نزد رسول صلی الله علیه وسلم  آمده و گفت: ای رسول خدا، من جویریه دختر حارث، سرور قوم بنی المصطلق می باشم و می دانی که چه بر سر من آمده است، و ثابت قیمت آزادی مرا ((نه (۹) اوقیه)) قرار داده است، پس جهت آزادیم به من کمک کن. و رسول صلی الله علیه وسلم در جواب فرمودند: ((آیا بهتر از آن را می خواهی؟))

و او جواب داد: و آن چیست؟

و رسول صلی الله علیه وسلم  فرمودند: ((همه مبلغ مذکور را من می پردازم و با تو ازدواج می کنم.))

و او هم جواب داد: ((بلی ای رسول خدا)). و رسول صلی الله علیه وسلم  فرمودند: پس تمام است و من این کار را کردم.)) و این خبر بزودی میان مردم پخش شد و گفتند: چگونه خویشان رسول خدا در اسارت ما باشند؟ در نتیجه همه زنان بنی المصطلق را که در اسارت داشتند آزاد نمودند که تعداد آنها  به صد خانواده می رسید. و همه این امور به یمن ازدواج رسول صلی الله علیه وسلم با دختر رهبر قوم بنی المصطلق بود.

۲- و به همین صورت رسول صلی الله علیه وسلم با ((صفیه بنت حیی بن اخطب)) که پس از قتل شوهرش در غزوه خیبر به اسارت در آمده و در سهم بعضی از مسلمانان افتاده بود، ازدواج نمود، چون اهل رای و مشورت گفتند: ((این زن بانوی بنی قریظه است و فقط شایسته رسول صلی الله علیه وسلم  می باشد.)) در نتیجه مسئله را به رسول صلی الله علیه وسلم پیشنهاد نمودند و ایشان صفیه را پیش خوانده و او را در انتخاب میان این دو امر مخیر نمود:

الف) او را آزاد ساخته و با او ازدواج کند تا همسر او باشد.

(ب) او را آزاد کند تا به اهل و خویشاوندانش بپیوندد.

پس صفیه امر اول مبنی بر آزادی و ازدواجش با رسول صلی الله علیه وسلم را انتخاب نمود، که این مسئله به علت جلال منزلت، عظمت و خوشرفتاری رسول صلی الله علیه وسلم بود، در نتیجه ایشان مسلمان شده، و با اسلام او تعداد زیادی از مردم، نیز مسلمان شدند.

روایت می شود هنگامی که صفیه نزد رسول صلی الله علیه وسلم رفت ایشان به او گفت: ((پدر تو در بین یهودیان کماکان سرسخت ترین دشمنان من بود، تا اینکه خداوند او را از بین برد. و صفیه جواب داد: ((خداوند در کتابش می گوید:(وَلا تَزِرُ وَازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرَی )(الأنعام: من الآیه۱۶۴).

(معنی): ((و هیچ کس گناه کس دیگر را بدوش نخواهد کشید.))

رسول صلی الله علیه وسلم به او گفت: انتخاب کن، اگر اسلام را انتخاب کردی تو را برای خودم نگاه می دارم، و اگر دین یهود را انتخاب کردی ممکن است تو را آزاد کنم تا به قوم خود بپیوندی.))

و او جواب داد: ((میل اسلام دارم، و حتی قبل از شنیدن این سخنان نیز، تو را تصدیق کرده بودم، من نه به یهودیت میلی، و نه در آن پدر و برادری دارم. تو مرا مخیر نمودی که بین کفر و اسلام، یکی را انتخاب کنم، پس خداوند و رسول او را بهتر از آزادی و بازگشت بسوی قوم خود می بینم.)).

در نتیجه رسول صلی الله علیه وسلم او را نزد خود نگاه داشت.

۳- و به همان صورت ایشان با ام حبیبه (رمله بنت ابی سفیان) ازدواج کرد. ابوسفیان در آن زمان از مشرکان بوده، و از سرسخت ترین دشمنان رسول صلی الله علیه وسلم بشمار می رفت. ام حبیبه دختر او در مکه مسلمان شده و همراه با شوهرش برای حفظ دین خود به حبشه مهاجرت کرده بود. و هنگامی که همسرش در آن سرزمین وفات یافت، ایشان تنها و بدور یاور باقی ماند، و هنگامی که رسول صلی الله علیه وسلم از این مسئله آگاه شد، شخصی را نزد نجاشی پادشاه حبشه فرستاد تا ام حبیبه را به ازدواج ایشان در آورد، و نجاشی این مسئله را به او ابلاغ نمود، و یا شنیدن این خبر ام حبیبه بسیار شادمان گشت. چون به علت بی کسی اگر نزد پدرش ابوسفیان باز می گشت، او را مجبور به مرتد شدن و کفر نموده، و یا او را عذاب می دادند پس مهر او را چهارصد دینار به اضافه هدایایی نفیس قرار داد، و هنگامی که به مدینه منوره باز گشت، رسول صلی الله علیه وسلم با او ازدواج نمود، و چون این خبر به گوش ابوسفیان رسید، به این ازدواج اعتراف کرده و گفت: (هو الفحل لا یقدع انفه)( مثل عربی است که برای بیان نجابت و کرامت کسی گفته می شود و معنای اصطلاحی آن این است: ((او کریمی است که در نجابت و کرامتش خدشه ای وارد نیست.)). ابوسفیان پیامبر را موجب افتخار خود می دانست، و هرگز منزلت او را انکار نکرد، تا اینکه خداوند او را بسوی اسلام هدایت نمود.

و در اینجا است که حکمت جلیلی که از ازدواج رسول صلی الله علیه وسلم با دختر ابوسفیان نتیجه می شود، به زیبایی تمام نمایان می گردد. این ازدواج باعث تخفیف آزار مسلمانان توسط مشرکین گشت. چون پس از اینکه میان رسول صلی الله علیه وسلم و ابوسفیان پیوند و قرابت بوجود آمد، با اینکه ابوسفیان در آن زمان سرسخت ترین بنی امیه در دشمنی با رسول صلی الله علیه وسلم و مسلمانان بشمار می رفت، این ازدواج باعث الفت گرفتن او و قوم و عشیره اش با اسلام شد. و رسول صلی الله علیه وسلم به پاداش ایمان و هجرت ام حبیبه که همراه با دینش به حبشه مهاجرت کرده بود او را برای خود برگزید تا بدین وسیله او را تکریم کرده باشد. و پس از اینکه در مورد حکمت تعدد زوجات رسول  صلی الله علیه وسلم سخن راندیم. بیایید کمی هم در مورد ((امهات المومنین)) یعنی زنان آن حضرت صحبت کنیم. خداوند تعالی این زنان را برای حبیب خود اختیار نمود و آنان را با این شرف بزرگ یعنی انتساب به سرور پیامبران اکرام نمود، و آنان را برگزیده زنان و مادران مومنان قرار داد تا احترام و تعظیم آنان همواره محفوظ بوده، و ازدواج با آنان را پس از فوت رسول صلی الله علیه وسلم به هدف تکریم آن بزرگوار حرام دانست. و چه زیبا فرمود:(النَّبِیُّ أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ )(الأحزاب: من الآیه۶)(معنی): ((پیامبر اولی و سزاوارتر به مومنان است از خود آنها، و زنان پیامبر مادران مومنان هستند.)) همچنین فرمود:(وَمَا کَانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلا أَنْ تَنْکِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذَلِکُمْ کَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِیماً)(الأحزاب: من الآیه۵۳)(معنی): ((و شما هرگز نباید رسول خداوند را اذیت و آزار کنید، و همچنین هرگز نباید پس از او با زنان او ازدواج کنید. چه به راستی این مسئله نزد خداوند بسیار بزرگ است.))

علامه قرطبی در تفسیر خود ((الجامع لاحکام القرآن)) می گوید: ((خداوند زنان پیامبرش را به این شرف بزرگ نائل نمود که آنان را امهات المومنین (مادران مومنان) قرار داد و به این صورت، بزرگداشت، به پاکی یاد کردن، اجلال، و حرمت ازدواج آنان بر مردان را واجب نمود تا بدین طریق پیامبرش را تکریم و آنان را تشریف کرده باشد.))

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد و علی آله و اتباعه الی یوم الدین

منبع : سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

 

مطالب مرتبط:

سه سرباز قطری در یمن کشته شدند

نامه ای برای پیامبر!

پ

مالک ویکی لیکس : اوضاع کاتالونیا شبیه نخستین جنگ ج

فعالیت یک شبکه تلویزیونی اسلامی در بنگلادش ممنوع ا

ماموستا بابایی: کتاب و فرهنگ مطالعه حلقه گم شده ام

رقابت هتل‌های کره جنوبی برای اخذ گواهینامه حلال

احتمال درگیری نظامی چین و هندوستان در منطقه مرزی س

سلاح جدید طالبان ، هندوانه بمب‌گذاری شده /عکس

اعتراض چین به تی‌شرت‌های توهین‌آمیز در آلمان

آخرین تحلیل ها و مقالات

کانال تلگرام اساس نیوز