b_0_0_0_10_images_5926748474.jpg

اساس نیوزدکتر عبدالصدیق آخوند کشمیری: بحثی در مجامع غیرمقلد مطرح است تحت این عناوین که «نذر برای مخلوق و اینکه شرک است و شرک اکبر است و این که الان برخی افراد برای انبیاء و اولیاء و قبور نذر میکنند، حرام است و از این قبیل احکام» و به همین منظور از کتب فقهی مذاهب اهل سنت عباراتی را می آورند و بعد، بدون توجه به اینکه عبارت چه میگوید و مدلول لفظ نذرکننده چیست، حکم صادر میکنند.

 

در مطلب پیش رو بر آن هستیم که ابعاد این حکم را مورد تحقیق قرار داده و عبارات کتب مذاهب اهل سنت را به وضوح  بیان کنیم تا باشد که حکم درست استخراج شود.

 

تعریف نذر و حکم و شرائط آن:

تعریف نذر:

 عبادت و صدقه و مانند اینها را بر خود واجب گرداندن و بعبارتی دیگر: التزام مکلف است چیزی را که بر وی واجب نبود.(عمده القاری،23/204)

 

شروط صحت نذر:

شرط 1-آنچه نذر میکند از جنس وجوبات شرعی باشد یعنی در شرع همانند آن امری واجب وجود داشته باشد مثل نماز و روزه. شرط 2-عبادتی مقصوده باشد و وسیله ای برای عبادت دیگر نباشد مثلا وضو واجب شرعی است ولی وسیله ای برای عبادت دیگر پس نذر به وضو صحیح نیست. شرط 3-نذر به آنچه خود جزو واجبات است، درست نیست مثلا بگوید نذر باشد که نماز ظهر بخوانم. 4-نذر به معصیت نیز صحیح نیست. شرط 5-امکان عمل به آن باشد مثلا اگر به روزه ی دیروز نذر کند، صحیح نیست. (الفتاوی الهندیه،1/208)

 

نماز و صدقه به مکان و زمان تخصیص نمییباند، بدین معنی که اگر نذر کند که به فقرای فلان شهر صدقه دهد و یا در فلان روز دو رکعت نماز بخواند، پس نفس صدقه و نماز نذر است و مقید به آن مکان و آن زمان نمیشود. (تحفةالفقهاء، 2/340)

 

حکم نذر:

اگر برای الله عبادتی را نذر کند، پس بر نذر کننده واجب است که آن را بجای آورد.

و اگر شیی مباحی را نذر کرده باشد، پس بر وی چیزی واجب نمیشود.

اگر بر گناهی نذر کرده باشد، نباید انجام دهد.

 

رسول الله ص فرموده اند: هرکس نذر کرده باشد که الله را اطاعت کند پس اطاعت کند وا گر نذر بر معصیت الله کرده باشد، معصیت نورزد. (تحفةالفقهاء)

نذر برای مخلوق جایز نیست زیرا نذر عبادت است و عبادت مختص الله تعالی است. (البحر الرایق، 2/321)

 

بیان مسأله مورد بحث:

متن از بحر الرائق: برای حسن امانت داری متن را کامل میآوریم تا شبهه ای نباشد:

وَأَمَّا النَّذْرُ الَّذِي يُنْذِرُهُ أَكْثَرُ الْعَوَامّ عَلَى مَا هُوَ مُشَاهَدٌ كَأَنْ يَكُونَ لِإِنْسَانٍ غَائِبٌ أَوْ مَرِيضٌ، أَوْ لَهُ حَاجَةٌ ضَرُورِيَّةٌ فَيَأْتِي بَعْضَ الصُّلَحَاءِ فَيَجْعَلُ سُتْرَةً عَلَى رَأْسِهِ فَيَقُولُ يَا سَيِّدِي فُلَانٌ إنْ رُدَّ غَائِبِي، أَوْ عُوفِيَ مَرِيضِي أَوْ قُضِيَتْ حَاجَتِي فَلَكَ مِنْ الذَّهَبِ كَذَا، أَوْ مِنْ الْفِضَّةِ كَذَا، أَوْ مِنْ الطَّعَامِ كَذَا، أَوْ مِنْ الْمَاءِ كَذَا، أَوْ مِنْ الشَّمْعِ كَذَا، أَوْ مِنْ الزَّيْتِ كَذَا فَهَذَا النَّذْرُ بَاطِلٌ بِالْإِجْمَاعِ لِوُجُوهٍ مِنْهَا أَنَّهُ نَذْر مَخْلُوقٍ وَالنَّذْرُ لِلْمَخْلُوقِ لَا يَجُوزُ؛ لِأَنَّهُ عِبَادَةٌ وَالْعِبَادَةُ لَا تَكُونُ لِلْمَخْلُوقِ وَمِنْهَا أَنَّ الْمَنْذُورَ لَهُ مَيِّتٌ وَالْمَيِّتُ لَا يَمْلِكُ وَمِنْهَا إنْ ظَنَّ أَنَّ الْمَيِّتَ يَتَصَرَّفُ فِي الْأُمُورِ دُونَ اللَّهِ تَعَالَى وَاعْتِقَادُهُ ذَلِكَ كُفْرٌ اللَّهُمَّ إلَّا أَنْ قَالَ يَا اللَّهُ إنِّي نَذَرْت لَك إنْ شَفَيْت مَرِيضِي، أَوْ رَدَدْت غَائِبِي أَوْ قَضَيْت حَاجَتِي أَنْ أُطْعِمَ الْفُقَرَاءَ الَّذِينَ بِبَابِ السَّيِّدَةِ نَفِيسَةَ، أَوْ الْفُقَرَاءَ الَّذِينَ بِبَابِ الْإِمَامِ الشَّافِعِيِّ، أَوْ الْإِمَامِ اللَّيْثِ، أَوْ أَشْتَرِي حُصْرًا لِمَسَاجِدِهِمْ، أَوْ زَيْتًا لِوَقُودِهَا أَوْ دَرَاهِمَ لِمَنْ يَقُومُ بِشَعَائِرِهَا إلَى غَيْرِ ذَلِكَ مِمَّا يَكُونُ فِيهِ نَفْعٌ لِلْفُقَرَاءِ وَالنَّذْرُ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَذِكْرُ الشَّيْخِ إنَّمَا هُوَ مَحَلٌّ لِصَرْفِ النَّذْرِ لِمُسْتَحِقِّيهِ الْفَاطِنِينَ بِرِبَاطِهِ، أَوْ مَسْجِدِهِ، أَوْ جَامِعِهِ فَيَجُوزُ بِهَذَا الِاعْتِبَارِ إذْ مَصْرِفُ النَّذْرِ الْفُقَرَاءُ وَقَدْ وُجِدَ الْمَصْرِفُ وَلَا يَجُوزُ أَنْ يُصْرَفَ ذَلِكَ لِغَنِيٍّ غَيْرِ مُحْتَاجٍ وَلَا لِشَرِيفٍ مُنَصَّبٍ؛ لِأَنَّهُ لَا يَحِلُّ لَهُ الْأَخْذُ مَا لَمْ يَكُنْ مُحْتَاجًا، أَوْ فَقِيرًا وَلَا لِذِي النَّسَبِ لِأَجْلِ نَسَبِهِ مَا لَمْ يَكُنْ فَقِيرًا وَلَا لِذِي عِلْمٍ لِأَجْلِ عِلْمِهِ مَا لَمْ يَكُنْ فَقِيرًا وَلَمْ يَثْبُتْ فِي الشَّرْعِ جَوَازُ الصَّرْفِ لِلْأَغْنِيَاءِ لِلْإِجْمَاعِ عَلَى حُرْمَةِ النَّذْرِ لِلْمَخْلُوقِ وَلَا يَنْعَقِدُ وَلَا تَشْتَغِلُ الذِّمَّةُ بِهِ وَلِأَنَّهُ حَرَامٌ بَلْ سُحْتٌ وَلَا يَجُوزُ لِخَادِمِ الشَّيْخِ أَخْذُهُ وَلَا أَكْلُهُ وَلَا التَّصَرُّفُ فِيهِ بِوَجْهٍ مِنْ الْوُجُوهِ إلَّا أَنْ يَكُونَ فَقِيرًا، أَوْ لَهُ عِيَالٌ فُقَرَاءُ عَاجِزُونَ عَنْ الْكَسْبِ وَهُمْ مُضْطَرُّونَ فَيَأْخُذُونَهُ عَلَى سَبِيلِ الصَّدَقَةِ الْمُبْتَدَأَةِ فَأَخْذُهُ أَيْضًا مَكْرُوهٌ مَا لَمْ يَقْصِدْ بِهِ النَّاذِرُ التَّقَرُّبَ إلَى اللَّهِ تَعَالَى وَصَرْفَهُ إلَى الْفُقَرَاءِ وَيُقْطَعُ النَّظَرُ عَنْ نَذْرِ الشَّيْخِ فَإِذَا عَلِمْت هَذَا فَمَا يُؤْخَذُ مِنْ الدَّرَاهِمِ وَالشَّمْعِ وَالزَّيْتِ وَغَيْرِهَا وَيُنْقَلُ إلَى ضَرَائِحِ الْأَوْلِيَاءِ تَقَرُّبًا إلَيْهِمْ فَحَرَامٌ بِإِجْمَاعِ الْمُسْلِمِينَ مَا لَمْ يَقْصِدُوا بِصَرْفِهَا لِلْفُقَرَاءِ الْأَحْيَاءِ قَوْلًا وَاحِدًا اهـ.

 

ترجمه: و اما نذری که اکثر عوام انجام میدهند طبق آنچه مشاهده شده است مثلا انسان، کس غائبی دارد و یا بیماری دارد و یا حاجتی ضروری دارد پس نزد بعضی از صالحان میآید و پرده ای بر سرش میکشد و میگوید: آقای من ای فلانی اگر غائبم برگشت یا بیمارم عافیت یافت یا حاجتم برآورده شد پس برای تو از طلا فلان مقدار باشد یا از نقره فلان مقدار یا از طعام فلان مقدار یا از آب فلان مقدار یا از شمع و روغن فلان مقدار، این نذر است و به اجماع باطل است به چند وجه: 1-چون نذر مخلوق است. و نذر برای مخلوق جایز نیست زیرا نذر عبادت است و عبادت برای مخلوق نمیشود و 2-کسی که برای وی نذر میکند میت است و میت چیزی را نمیتواند صاحب شود.3- اگر گمان کند که میت در امور تصرف میکند نه الله و اعتقاد آن کفر است. (اگر این وجوه یافت شود، باطل است) مگر اینکه بگوید: یا الله، اگر بیمارم شفا یافت یا غائبم برگشت یا حاجتم برآورده شد، برای تو نذر کرده ام که برای فقرای باب فلان سید مثلا نفسیه، یا فقرای در باب(قبر) امام شافعی یا امام لیث، غذا دهم و یا برای مساجد آنان حصیر بخرم و یا روغنی برای روشن کردن چراغ آنها یا دراهمی دهم به کسی که امور آن را اداره میکند و دیگر موارد را (نذر کند) که در آن نفعی برای فقراء باشد و نذر برای الله است. و نام بردن شیخ(زیارت شونده) برای تعیین محل صرف نذر باشد برای مستحقین (آن نذر) که در رباط آن شیخ ساکن هستند و یا در مسجد وی یا جامع وی، به این اعتبار نذر درست است زیرا مصرف نذر فقراء هستند و مصرف آن در این نوع نذر یافت شد و صرف آن به اغنیاءی غیر محتاج جایز نیست و همینطور صرف آن به شریف النسب یا صاحب علم بخاطر علمش جایز نیست، زیرا اخذ نذر برای وی بدون اینکه محتاج یا فقیر باشد جایز نیست و صرف نذر به غنی غیر محتاج جایز نیست و همینطو به شریف النسب، و برای خادم آن شیخ نیز گرفتن و خوردن از آن جایز نیست و همینطور تصرف در نذر بوجهی از وجوه جایز نیست مگر اینکه خود وی فقیر باشد و یا خانواده ای فقیر داشته باشد که از کسب عاجز هستند و آنان مضطر باشند به گرفتن آن پس بر سبیل صدقه مبتداة (بدون در نظر گرفتن اینکه این نذر بوده است)بگیرند، باز گرفتن آن مکروه است ما دامی که قصد نذر کننده تقرب الی الله نباشد و قصد وی صرف به فقراء نباشد و از ندر شیخ چشم بپوشد.

وقتی این امور را دانستی، آنچه از دراهم و شمع و روغن و غیر آن گرفته میشود و به ضریح اولیاء برده میشود برای تقرب به آن اولیاء، پس به اجماع مسلمین حرام است مادامی که قصد آنان صرف به فقرای زنده نباشد. و فقط همین قول است و تمام.

 

اگر در متن کتاب توجه شود برای ناجایز بودن چند وجه ذکر شده است:

1-تقرب و نزدیکی جستن به اولیاء باشد، که در بین مسلمانان کسی چنین قصدی ندارد.

2-نذر برای مخلوق را باطل میداند و این درست است و کسی از مسلمانان به مخلوق نذر نمیکنند بلکه منظور بخشیدن ثواب نذر به آن میت است.

3- صرف آن برای فقرای زنده شرط است که باید رعایت شود نباید اغنیاء از آن تناول کنند.

4-میت را متصرف بداند نه الله که این اعتقاد را کسی از مسلمانان ندارد و اگر داشته باشد قطعا شرک خواهد بود بلکه تمامی مسلمانان بغیر از نجدیان، توسل کرده و اولیاء را وسیله میدانند و متصرف مطلق و قادر را الله تعالی میدانند.

 

نکته ی آخر اینکه: اگر کسی عملی انجام دهد، قصد وی را از خود وی پرسیده شود نه اینکه نظر خود را بر وی تحمیل کنیم که قصد تو این بوده و آن نبوده است.

 

حدیث قاطع شبهات:

1912 - وَعَنْ سَعْدِ بْنِ عُبَادَةَ قَالَ: «يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ أُمَّ سَعْدٍ مَاتَتْ، فَأَيُّ الصَّدَقَةِ أَفْضَلُ؟ قَالَ: " الْمَاءُ " فَحَفَرَ بِئْرًا وَقَالَ: هَذِهِ لِأُمِّ سَعْدٍ» . رَوَاهُ أَبُو دَاوُدَ وَالنَّسَائِيُّ. مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح (4/ 1342)

(وَقَالَ) أَيْ سَعْدٌ (هَذِهِ) أَيْ هَذِهِ الْبِئْرُ صَدَقَةٌ (لِأُمِّ سَعْدٍ.(مرقاة)

(وقال) أي سعد (هذه لأم سعد) أي هذا البئر صدقة لها أو ثواب هذه البئر لها،(مرعاة)

 

در این حدیث سعد پسر عباده از اصحاب رسول الله ص چاهی میکند و میگوید: این برای مادر سعد،  که با همان نذر برای فلانی از نظر متنی یکی است و فرقی ندارد و باید گفت که باطل است ولی منظور سعد از برای مادر سعد، صدقه در راه مادر سعد همانند صدقه در راه الله نبوده است بلکه شارحین توضیح میدهند که منظور وی ثواب صدقه برای مادر سعد است. و دقیقا همین مساله را جزو نذر شمرده اند و در ذیل همین حدیث شارحان بحث نذر مبهم را مطرح کرده اند.

 

منابع:

البحر الرائق شرح كنز الدقائق زين الدين بن إبراهيم بن محمد، 970هـ و تكملة البحر الرائق، محمد بن حسين بن علي حنفی  1138 هـ، وحاشية: منحة الخالق ابن عابدين ناشر: دار الكتاب الإسلامي

تحفة الفقهاء محمد بن أحمد سمرقندی، حدود 540هـ، ناشر: دار الكتب العلمية، بيروت - لبنان

چاپ دوم، 1414 هـ - 1994م.

عمدة القاري شرح صحيح البخاري محمود بن أحمد بدر الدين عينى،855هـ، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.

الفتاوى الهندية، گروهی از علماء به ریاست نظام الدين البلخي ناشر: دار الفكر، چاپ دوم، 1310 هـ.

مرعاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، عبيد الله بن محمد مباركفوري ، 1414هـ ناشر: إدارة تحقیق علمی دعوة و إفتاء - الجامعة السلفية - بنارس الهند، چاپ سوم - 1404 هـ، 1984 م

مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، علي بن (سلطان) محمد، ملا علی قاری،1014هـ ناشر: دار الفكر، بيروت – لبنان چاپ اول، 1422هـ - 2002م

مطالب مرتبط:

نامگذاری ایستگاه متروی زیر مسجدالاقصی به نام «ترام

تاکيد اندونزی بر مقابله با افراط گرايی و تروریسم

ا

پرواز های مشکوک جنگنده های آمریکا در آسمان سوریه

رقابت یک زن مسلمان در انتخابات آتی با پوتین

داعش با کودکان نامشروع جهاد نکاح چه می‌کند؟

 

کدام کشور بیشترین بمب اتمی را در اختیار دارد؟

شرکت مقامات آمریکایی در جلسه یک گروه ضد اسلامی

برکناری سامح شکری شرط عربستان برای رابطه با مصر

ا

ممنوعیت رنگ کردن موی سر برای مردان در ترکیه

آخرین تحلیل ها و مقالات

کانال تلگرام اساس نیوز