b_0_0_0_10_images_2017_7_27_21_17_51_949.jpg

اساس نیوزابوبکر آخوند خوجملی: علمای مسلمان، سنگینیِ هزینه تکفیر مسلمان را درک کرده اند. پس اجماع کرده اند که جز با دلیل قاطع تکفیر جایز و قابل دفاع نیست؛ زیرا شهادت به کفر بر انسان موحد از بزرگترین دروغ ها، ستم ها و تهمت ها است. شیخ الاسلام تقی الدین سبکی می گوید: اقدام کردن به تکفیر مومنان بسیار سخت است. هرکس که در قلبش ایمانی وجود دارد، تکفیر اهل هوا و هوس و بدعت ها را با وجود گفتن لا اله الا الله محمد رسول الله، بزرگ می شمارد. تکفیر امر وحشتناک وپرخطری است ... الخ. او درباره گران و خطرناک بودن تکفیر زیاد سخن گفته است (1).

 

شوکانی گفته است: بدان، شایسته نیست برای مسلمانی که ایمان به خدا و روز جزا دارد اقدام به حکم بر فرد مسلمانی به خروج او از دین اسلام و ورود او در کفر کند، مگر آن که برهانی روشن تر از خورشید داشته باشد. در احادیث رسیده از طریق گروهی از صحابه ثابت شده است: هرکس به برادر دینی اش بگوید: ای کافر، این، به یکی از آن دو برمی گردد. در این احادیث و مانند این ها بزرگ ترین موعظه گر و مانع از شتاب در تکفیر وجود دارد (2).

 

ابن حزم معتقد است که شایسته است برهان مطلوب برای حکم به کفر مسلمان، هم طراز برهانی باشد که اسلامش با آن ثابت شده است. بر این اساس نام اسلام از فرد مسلمان جز با نص یا اجماع برداشته نمی شود. حق این است که هرکس عقیده اسلام برای او ثابت شده است تنها با نفی نصوص یا اجماع از بین می رود. اما با ادعا و تهمت، خیر. پس واجب است که کسی که نزد او صحیح است که خداوند متعال یا رسول خدا آن را گفته اند؛ پس اجازه ارتکاب خلاف خداوند متعال و رسولش را طلب می کند. خواه در عقاید دینی باشد یا در فرقه ای باشد و یا در فتوایی، وخواه آن چه از رسول خدا صحیح است از طریق اجماع نقل شده باشد یا به نحوه تواتر و یا خبر واحد. ماننده مین کلام باقلانی که گفته است: مسلمان تکفیر نمی شود به واسطه گفته ای و یا نظری، مگر آن که مسلمانان اجماع کنند که این فرد کافر است و دلیلی بر آن وجود دارد در نتیجه حکم به کفر او می شود.

 

اهل سنت و جماعت که اهل فقاهت و حدیث هستند اتفاق نظر دارند که هیچ کس به واسطه گناهی –هرچند کبیره باشد- از اسلام بیرون نمی رود. اهل بدعت ها با اهل سنت و جماعت مخالفت کرده اند. پس واجب این است که جز کسی که همگان اجماع بر تکفیرش دارند، کافر شمرده نشود یا بر تکفیر او دلیلی آورده شده باشد که معارضی از کتاب یا سنت نداشته باشد. ابن نجیم از طحاوی و دیگر علمای حنفی قولشان را نقل کرده است که مسلمان جز با امری که یقینا کفرش را ثابت می کند از اسلام خارج نمی شود: یقین کند که مرتد شده است به آن حکم کند و در موردی که ارتداد مشکوک است حکم به آن نمی شود. زیرا اسلام ثابت شده با شک زائل نمی شود و اسلام علو دارد. شایسته است برای عالمی که این داوری پیش او آورده شده است، مبادرت به تکفیر اهل اسلام نکند (3).

 

زرکشی می گوید: باید متوجه بود و از کسی که مبادرت به تکفیر می کند بر حذر بود. باید از کفر او ترسید، زیرا مسلمانی را تکفیر کرده است.

 

غزالی می گوید: چیزی که سزاوار است طالب علم متمایل به آن باشد این است که از تکفیر تا جایی که راه دارد احتراز کند، زیرا مباح شمردن ریختن خون واموال نمازگزاران رو به قبله و تصریح کنندگان به «لااله الا الله محمدرسول الله» اشتباه است و اشتباه در رها کردن هزار کافر در زندگی (نکشتن آن ها) آسانتر از خطای در ریختن قدر خون حجامتی از خون مسلمان است. او می گوید: توصیه من این است که زبانت را از اهل قبله تا می توانی نگه دار، تازمانی که می گویند «لا اله الا الله محمد رسول الله» و آن را نقض نکرده اند. زیرا تکفیر خطر دارد، درحالی که سکوت خطری ندارد.

 

علمای اسلام، گروه گروه و تک تک بر خطرناک بودن اعتقاد به کفر مسلمان با هم اتفاق نظر دارند و معتقدند اشتباه در نسبت دادن مسلمان به کفر از بزرگترین ظلم ها و مایه خسران است. اصل در مورد مسلمان، سلامت او از کفر است.

 

ابوالحسن مالکی گفته است: چه نیکوست آن چه عیاض گفته است: اگر اعتقاد و به نطق وجود داشته باشد به اجماع او مومن است و در صورت نبود آن دو به اتفاق کافر است. اگر اعتقاد وجود داشته باشد ولی مانعی از نطق باشد، او بنا بر مشهور مومن است و اگر فقط نطق زبانی ایمان باشد، او در صدر اسلام منافق بوده است والان زندیق و کافر (4).

 

از آراء پیشوایان چهارگانه اهل سنت و فقها، مفسران و محدثان آن ها که در مطالب گذشته ارائه شد: برای ما آشکار می شود که پدیده تکفیر که امت اسلامی ما در این زمانه به آن مبتلا شده است که عصمت و مصونیت مسلمانان را از بین برده وخون ها واموال ودیار آن ها را مباح شمرده است، هیچ پایه واساسی در نظریات مجتهدان ندارد، جز در خوارج که پسرعموی پیامبر اکرم و یکی از ده نفر بشارت داده شده به بهشت (عشره مبشره) یعنی حضرت علی (رض) را تکفیر کردند. خوارج نخستین گروهی هستند که در ورطه تکفیر افتادند.

 

محقق: ابوبکر آخوند خوجملی، امام جمعه اهل سنت نگین شهر

آماده سازی برای انتشار: عبا محمدنژاد

 

منابع:

1-الایمان والکفرفی الکتاب والسنه،ج1،ص49.

2-الملخص الفقهی ،ج2،ص237.

3-منقذ بن محمودسقار،التکفیروضوابطه،ج1،ص12.

4-الغلو فی التکفیر،ج1،ص14.

5-مجموعه مقالات جریان های افراطی وتکفیری،ج3،ص60

مطالب مرتبط:

امام جمعه چنارلی:باید قدر نعمت های انقلاب اسلامی ر

ساعت مقاوم در مقابل انفجار اتمی + عکس

آواکس‌های ناتو به جبهه جنگ با داعش وارد شدند

جنجال در مصر پس از درج پرچم اسرائیل بجای پرچم فلسط

کاغذ ضد آتش در چین ساخته شد

زندگینامه محمد ولی آخوند وافی (ولیجان آخوند)

مولانا گرگیج خواستار برخورد قاطع با پیمانکاران خاط

ورود 3هزار کماندوی مصری به سوریه

ا

چهره های مشهوری که مسلمان شدند

آخرین تحلیل ها و مقالات

کانال تلگرام اساس نیوز