b_0_0_0_10_images_1396041709363911911341914.jpg

اساس نیوز ؛ حضرت حارث تیمی(رض) می فرماید: در غزوه بدر حضرت حمزه(رض) پر شترمرغی را به عنوان علامت، بر خود چسبانده بود. یکی از مشرکان گفت: « آن که علامت پر شترمرغ داشت چه کسی بود » گفتند: « حمزه (رض) » گفت: « همین بود که علیه ما خیلی مردانگی به خرج داد.» [1]


حضرت عبدالرحمن بن عوف (رض) می گوید: « امیه بن خلف از من پرسید: ای عبدالاله ( نام حضرت عبدالرحمن بن عوف (رض) ) آن شخص که روز بدر بر سینه اش پر شترمرغ وجود داشت چه کسی بود؟ » گفتم او عموی رسول اکرم(ص) حمزه بن عبدالمطلب بود. امیه اظهار داشت: « همین بود که علیه ما خیلی شاهکار می کرد». [2]

حضرت جابر(رض) بیان می کند: در جنگ احد، وقتی مردم از معرکه بازگشتند، پیامبر اکرم(ص)  حضرت حمزه را در میان آنها مشاهده نکرد، کسی گفت که من ایشان را زیر آن درخت دیدم درحالی که چنین می گفت: « من شیرخدا وشیر رسول او هستم، خدایا من از آن چه ابوسفیان وهمراهانش کردند، درپیشگاه تو اظهار برائت می کنم واز این شکست مسلمانان نزد تو عذر خواهی می کنم.»

رسول اکرم (ص) به طرف درخت رفتند. ایشان در آن جا به شهادت رسیده بودند. وقتی نگاه آن حضرت به پیشانی او افتاد، به گریه درآمد وچون متوجه شد که او را مثلع کرده اند یعنی گوشها ولبها وبینی اش را قطع نموده اند، گریه اش شدید شد. سپس فرمود: « آیا کفنی وجود دارد؟» یک انصاری پارچه ای بر او انداخت.[3]

حضرت جابر(رض) می گوید که رسول اکرم(ص) فرمودند: « روز قیامت حضرت حمزه(رض) نزد خداوند، «سیدالشهداء» یعنی سردار شهیدان خواهد بود. [4]

حضرت خباب ابن ارت(رض) می فرماید: « من حضرت حمزه (رض) را در وضعیتی مشاهده کردم که برای کفن کردن او بجز یک تکه پارچه چیز دیگری پیدا نشد؛ آگر سرش را می پوشاندند، پاهایش ظاهر می شد واگر پاهایش را می پوشاندند، سرش ظاهر می گشت. لذا سرش را پوشاندیم وبر قسمت پاهایش برگ اذخر گذاشتیم «. [5]

انگیزهء مسلمان شدن حضرت حمزه (رض)  این بود که روزی ابوجهل در برابر کوه صفا از کنار آنحضرت (صلی الله علیه و سلم) گذشت و به ایشان توهین نمود و ایشانرا آزار داده با پرتاب کردن سنگی سرشان را شکست، بطوری که خون ازآن روان شد و پس از آن در کنار کعبه آمده در مجلس قریش نشست.

کنیزی متعلق عبدالله بن جدعان که خانه اش در کنار صفا بود و شاهد جریان بود، حمزه (رضی الله عنه ) را دید که از شکار برگشته و کمانی در دست دارد. او این جریان را برایش یاد آور شد و حمزه ( رض) که در هنگام ارجمند ترین و دلیرترین جوانان قریش بود، خشمگین شده شتابان خارج شد و نزد کسی نه ایستاد و برای گرفتن انتقامی سخت از ابو جهل روانه گشت تا اینکه وارد مسجد شد و بر بالای سرش استاده گفت: « بزدل بی شخصیت !! تو برادر زاده ام را دشنام میدهی در حالی که من بر دین اویم » و سپس کمان را بر سرش زده ، ضربتی کاری بر او وارد ساخته سرش را مجروح کرد. عده از بنی مخزوم - قبیله، ابو جهل و عده از بنی هاشم برخاستند تا با هم در گیر شوند ولی ابو جهل گفت: ابو عماره را به حال خویش گذارید زیرا من برادرزاده اش را دشنام زشتی دادم.

مسلمان شدن حمزه ( رضی الله عنه ) ، در آغاز نمایانگر غیرت و خشم مردی بود که نمیخواست دوستش مورد اهانت قرار گیرد ولی پس از آن خداوند دلش را شیفته ء اسلام نمود و او به ریسمان محکم خداوند چنگ زد و مسلمانان بوسیله ء او عزت و شوکتی فراون یافتند.


قاتل حمزه ( رضی الله عنه ) وحشی بن حرب می گوید: من خادم جُبَیْر بن مُطعِم بودم که عمویش طعیمه بن عدی در جنگ بدر کشته شده بود و چون قریش به احد رفتند، جبیر برایم گفت: اگر حمزه را در برابر عمویم کشتی، آزادی.

گفت: من نیز همراه مردم برامدم - من مردی حبشی بودم، زوبین را می انداختم که بسیار کم به خطا میرفت - و چون مردم باهم روبرو شدند، برامدم در حالیکه حمزه را می دیدم و او را زیر نظر داشتم تا اینکه او را دیدم که مانند شتری خاکستری رنگ مردم را پراگنده می نمود و هیچکس در برابر او یاری ایستادن نداشت.

به خدا من خود را برای او آماده میکردم در حالیکه میخواستم او را هدف بگیرم و خود را در پشت سنگی یا درختی پنهان میکردم تا به من نزدیک شود که نا گهان سباع بن عبدالعزی از من جلو تر به او رسید و چون حمزه او را دید با لحنی تحقیر آمیز او را مخاطب قرار داده بر او ضربتی حواله نمود که سرش را بدور افگند.

گفت: من هم حربه ام را حرکت دادم و چون خوب نشانه گرفتم آنرا بسوی حمزه انداختم که به تهیگاه او بر خورد و از شانه اش بیرون آمد و خواست که جانب من بیاید ولی نتوانست و من او را به همان وضع گذاشتم تا آنکه مرد و سپس نزد او آمده، زوبینم را گرفتم و به لشکر برگشتم و در آن نشستم، زیرا من غیر از او به کسی دیگری نیازی نداشتم و او را کشتم برای آنکه آزاد شوم و چون به مکه برگشتم آزاد شدم. [6]


گردآورنده: عبا آخوند محمدنژاد


منابع:
1-اخرجه الطبرانی قال الهیثمی، ج6، ص81. واسناده منقطع.
2-عندالبزاز قال الهیثمی، ج6، ص81.
3-حیاة الصحابه، ج1، ص651.
4-اخرجه الحاکم، ج3، ص199.
5-اخرجه الطبرانی کذا فی المنتخب، ج5، ص170.
6- رک ابن هشام ۲۲/۷۲.۶۹، صحیح البخاری ۲/۵۸۳ این وحشی پس از غزوهء طائف مسلمان شد و مسیلمهء را با همان نیزه کشت و در جنگ یرموک برضد رومیان حضور یافت.

مطالب مرتبط:

پاک‌سازی کامل محور جنوبی موصل از عناصر داعش

ا

گاردین:ابوبکر بغدادی به شدت مجروح است

مبارزه با تروریسم و جنبه های متعارض آن در آسیای مر

رؤیت بشقاب پرنده در آسمان استانبول (ترکیه)

سازمان ملل با اعزام تیم حقیقت یاب به میانمار موافق

 

دیدار ولیعهد سعودی با رهبران یهودی در آمریکا

آخوندی:مذاهب اسلامی باید سنگرهای دفاع از اسلام باش

ثبت نام از زائران حج تمتع 97 بعد مذاکره با عربستان

اتحادیه اروپا لغو محاصرۀ غزه را خواستار شد

کانال تلگرام اساس نیوز