b_0_0_0_10_images_jabal.jpg

اساس نیوز: حضرت معاذ رضي الله عنه، پسر جبل انصاري خزرجي امام پيشگام در علم حلال وحرام در اسلام بود. وی، چهره ای بشاش و زيبا داشته، دندانهايش از سفيدي مي درخشيد و چشمانش هميشه سرمه کرده بود. كعب بن مالك در موردش فرمود: او رضي الله عنه جوان شجاع و زيبایي بود كه از همه جوانان قومش برتر بود و هر چه از خداوند مي خواست برايش فراهم می شد و در همه غزوات حضور داشت و در غزوه بدر در حالي حضور يافت كه بيست ويك ساله بود.

 

 مسلمان شدن

حضرت معاذ رضي الله عنه همراه هفتاد نفري بود كه به مكه آمدند تا به پيغمبر صلي الله عليه وسلم بيعت نمايند و اسلام را بپذيرند، لذا حضرت معاذ از سعادتمندان خوش اقبال است كه وقت بيعت با رسول خدا صلي الله عليه وسلم دستش را به دست او نهاد تا از جمله پيش قدمان در اسلام باشد، بعد از اين حضرت معاذ بن جبل رضی الله عنه همراه دوستش معاذ بن عمرو بن الجموح، به محض این كه به مدينه برگشتند بسوي الله و رسول او دعوت را آغاز كردند و اهل مدينه را با شوق و صداقت به ايمان به طرف اسلام فرا ميخواندند.

 

عربها قبل از اسلام عادت داشتند كه بزرگان وثروتمندان شان براي خود بت هاي مخصوصي مي ساختند و در خانه هاي شان ميپرستيدند و معاذ بن عمرو اين كار پدر خود را ديده همراه دوست خود معاذ بن جبل توافق نمود كه بت عمرو بن جموح را به تمسخر بگيرند تا شايد عمرو متوجه شده و از خواب غفلت بيدار شود و بداند كه اين بت، مالك هيچ نفع وضرري نمي باشد. لذا هردو، شبانگاه بت را گرفته و در گودالي كه كثافات و پليدي داشت انداختند، عمرو بن جموح صبح بت خود را نيافت به جستجو پرداخت تا بالآخره آن را در بين كثافات ديد، همين طور هر شب آنان چنين مي كردند تا كه عمرو ناراحت شد و شمشير را به گردن مناف (بت) آويزان نمود وگفت: اگر در تو خيري وجود دارد، از خود دفاع كن. صبح ديگر باز هم عمرو بتش را نيافت در حال به طرف گودالي رفت كه آنجا افتاده است؛ اما حالا نه تنها مانند قبل در کثافت افتاده، بلكه همراه یک سگ مرده به ريسمانی بسته شده بود.

 

عمرو وقتي اين حادثه را ديد خيلي غمناك شد. در اين حالت غضب و ناراحتي بود كه عده از بزرگان مدينه كه به اسلام گرويده بودند به آنجا نزديك شدند و شروع کردند به پند دادن به عمرو بن جموح و عقل و قلبش را مخاطب قرار داده و پروردگار يكتاي بي همتا را به او ياد آور شده و برايش واضح ساختند كه اين بت هيچ نفع وضرري نمی تواند برساند و حتي براي خود هم مالك هيچ نفع و ضرري نیست.

 

بالآخره عمرو بن جموح راهياب شد و به دين مبين اسلام مشرف گرديد و باعث اصلي مسلمان شدنش، تلاش هاي پسرش معاذ بن عمرو به همراه معاذ بن جبل رضي الله عنهم بود.

 

جايگاه علمي حضرت معاذ بن جبل رضي الله عنه

معاذ بن جبل رضي الله عنه از جمله كساني بود كه قرآن را در زمان پيامبر صلي الله عليه وسلم جمع و تدوين نمودند. رسول گرامي صلي الله عليه وسلم در مورد وی فرمود: قرآن را از چهار نفر بياموزيد. از آن جمله يكي حضرت معاذ را ذكر فرمود؛ لهذا اهليت اين فرموده رسول خدا را كه فرمود: دانا ترين امتم به حلال وحرام معاذ بن جبل است.

 

همچنین رسول معظم اسلام فرمودند: مهربان ترين اهل امتم ابوبكر، نيرومندترين آنان در حفظ دين خدا عمر، راستگوترين و باحياترين شان عثمان، اجرا كننده ترين شان علي و دانا ترين آنان به علم فرايض (ميراث) زيد بن ثابت، قـادرتريـن آنان به كـتاب خدا (قرآن كريم) ابي بن كعب و عالم ترين شان به حلال و حرام معاذ بن جبل رضي الله عنهم ميباشد و ابو عبيده امين امت است، ابوهريره ظرفي از علم است و سلمان درياي علم ميباشد كه پاياني ندارد و هيچ كس از ابوذر راستگوتر و راست كارتر يافت نمي شود.

 

هريك از اين اصحاب جليل القدر رسول خدا علامت ونشانه اي دارد و هر كدام داري صفاتي است كه به آن متصف ميباشد و برايش به حيث علامت قرار گرفته است.

 

مسروق ميگويد: اصحاب رسول خدا را مانند حوض هاي يافتم كه يكي يك گروه را سيراب ميكند وديگري دو گروه را سيراب ميكند وديگري طوري است كه اگر همه مردم به آن رجوع كنند سيراب ميشوند. نبي مکرم صلي الله عليه وسلم در باره حضرت معاذ فرمود: در روز رستاخيز معاذ يك گام از ديگر مردم پيش قدم است يعني حضرت معاذ رضي الله عنه در آن روز يك گام از علماء پيش ميباشد.

 

بزرگان صحابه وتابعين از حضرت معاذ حديث روايت نمودند مثل حضرت ابن عباس، ابن عمر، جابر انس وغيره رضي الله عنهم.

 

منزلت او نزد رسول معظم اسلام صلي الله عليه وسلم

بخاطر بزرگي و منزلت او نزد رسول خدا صلي الله عليه وسلم بود كه وي را پـشت سر خـود سوار نـموده و به وی گـفـت: ای مـعاذ بن جبل! معاذ ميگويد، گفتم: لبيك يا رسول الله، پس رسول خدا صلي الله عليه وسلم لحظه ای به راه رفتن ادامه داد وگفت: اي معاذ بن جبل، دوباره گفتم: لبيك يا رسول الله. فرمود: آيا ميداني كه حق خدا بر بندگانش چيست؟ گفتم: خدا ورسولش بهتر ميدانند، ايشان گفتند: حق خدا جل جلاله بر بندگان اينست كه او را بپرستند و هيچ شريكي برای او قايل نباشند.

 

بعد از آن رسول خدا صلي الله عليه وسلم به سيرخود ادامه داد وبازهم فرمود: اي معاذ بن جبل! گفتم: در خدمت حاضرم اي رسول گرامي. فرمود: آيا ميداني كه حق بنده بر خدا چيست؟ گفتم: خدا ورسولش دانا ترند. فرمود: حق بنده اينست كه خدا عذابش نكند. همين گونه حضرت معاذ رضي الله عنه مقرب و محبوب رسول گرامي صلي الله عليه وسلم بوده و مورد اعتماد و امانت او قرار گرفت؛ لهذا پيامبر بزرگوار اسلام وي را به عنوان سفير و نماينده خود برگزيد تا به يمن رفته و به مردم آنجا اسلام و قرآن را بياموزد و طبق فرمان خدا میان آنان داوري كند و به وی فرمود: اي معاذ بر اساس چه چيز حكم ميكني؟ گفت: بر اساس كتاب خدا، پيامبر فرمود اگر حكم قضيه را در قرآن نيافتي بر چه اساسی حكم ميكني؟ گفت: بر اساس سنت رسول خدا حكم ميكنم، پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: اگر در سنت رسول خدا نيافتي؟ حضرت معاذ گفت: اجتهاد ميكنم و در اين مسير هيچ كوتاهي نميكنم. رسول گرامي صلي الله عليه وسلم تبسم نموده وفرمود: سپاس خداي را كه نماينده رسول خود را به آنچه خوشنود مي شود، توفيق داد.

 

آنگاه كه وي را بطرف يمن فرستاد به اهالي آنجا نامه نوشت كه بهترين صحابه ام را بسوي شما فرستاده ام. پيغمبر صلي الله عليه وسلم به حضرت معاذ رضي الله عنه آداب دعوتگري را آموزش داده و درس خوبي در شيوه بر خورد با مردم واخلاق نيكو به وي آموخت. وقتي كه او را به يمن ميفرستاد فرمود: تو نزد قومي از اهل كتاب ميروي، نخست آنان را به پذيرش كلمه لااله الا الله و محمد رسول الله فرا بخوان، اگر اين كلمه را قبول كردند به آنها بياموز كه خداوند براي آنان در هر روز پنج وقت نماز فرض كرده است واگر نماز را هم قبول نمودند به آنان بياموز كه خداوند زكات را فرض گردانيده كه از ثروتمندان گرفته و به مستمندان داده شود.

 

اگر زكات را هم قبول نمودند، پس از گرفتن اموال دلنشين آنان بپرهيز و از دعاي ستمديده حذر كن چرا كه بين دعاي او و خداوند حجابي نيست.

 

از جمله وصاياي رسول گرامي صلي الله عليه وسلم براي معاذ وابوموسي اشعري اين بود كه صدقات را فقط از چهار چيز بگيرند: جو، گندم، خرما وكشمش. خلاصه اينكه پيامبر اكرم صلي الله عليه وسلم همه انواع وصيت ها، ارشادات واسلوب هاي بر خورد با رعيت وآداب دعوت به سوي خدا و رسولش را به حضرت معاذ رضي الله عنه آموخت و حضرت معاذ به تمام اين وصايا ملتزم بود و همه را در حوزه عمل تطبيق نمود لذا صفات برجسته ذيل را نائل گرديد: داور دادگستر، دعوتگر مصلح، نماينده امانتدار و سفير معتمد. اين جاي شگفت نيست چرا كه رسول امين صلي الله عليه وسلم به اين وظائف او را مأمور کرد.

 

علم و دانش او

عائد بن عبدالله ميگويد: روزي در اوائل خلافت حضرت عمر رضي الله عنه همراه اصحاب رسول خدا صلي الله عليه وسلم وارد مسجد شدم، در مجلسي كه تعدادشان سي و چند نفر بود نشستم. همه آن صحابه احاديث رسول خدا صلي الله عليه وسلم را نقل ميكردند و در بين آن حلقه مذاكره ديني، جوان خوشرویی بود كه بيان سليس و چهره نوراني داشت و از همه جوانتر بود، وقتي ديگران در فهم حديث با مشكلي رو برو ميشدند، از آن جوان سؤال مي كردند و او جواب ميگفت. آنگاه كه مجلس آنان تمام شد، به آن جوان نزديك شده و پرسيدم اي بنده خدا تو كيستي؟ گفت: معاذ بن جبل.

شهربن حوشب ميگويد: وقتي كه ياران رسول خدا صلي الله عليه وسلم حديث مي گفتند، اگر حضرت معاذ در بين شان بود، منتظر رأي او مي ماندند.

 

فضيلت او

پيرامون فضل و برتري حضرت معاذ اين فرموده رسول معظم اسلام كافي است كه فرمود: اي معاذ، به خدا سوگند تو را دوست دارم. وقتي او را به طرف يمن ميفرستاد فرمود: خداوند تو را از پيش رويت، از پشت سرت، از طرف راستت، از طرف چپت واز زير پايت حفظ نمايد و شر انسان و جن را از تو دفع كند.

 

اميرالمؤمنين عمر بن خطاب رضي الله عنه گفت: اگر معاذ بن جبل نمي بود، عمر هلاك مي شد. در مناسبت ديگري گفت: اگر معاذ بن جبل زنده مي بود او را والي مقرر ميكردم وآنگاه كه بميرم وخداوند از من بپرسد چه كسي را والي امت محمد مقرر كردي؟ ميگويم: معاذ بن جبل را، بعد از اينكه از پيامبر شنيدم كه ميگفت: معاذ بن جبل رئيس علماء در روز قيامت است.

ونيز حضرت عمر رضي الله عنه در باره او فرمود: همه زنان عاجزند از اينكه مثل معاذ بزايند و اگر معاذ نمي بود عمر هلاك مي گرديد.

 

شخصيت او

ابو مسلم خولاني ميگويد: روزي وارد مسجد حمص شدم كه گروهي از ميانسالان نشسته اند و در وسط شان جواني است كه دندان هايش از سفيدي برق ميزند و هيچ سخن نميگويد. وقتي آن گروه در موردي دچار شك واشتباه ميشدند از آن جوان سؤال می نمودند. از نفر نزديك خود پرسيدم اين جوان كيست؟ گفت: معاذ بن جبل است؛ در آن وقت محبت او در قلبم جاي گرفت.

 

پيغمبر اكرم صلي الله عليه وسلم به وي گفت: اي معاذ، به خدا قسم تو را دوست ميدارم و به تو توصيه ميكنم كه اين دعا را پس از هر نماز، فراموش مكن «الهم اعني علي ذكرك وشكرك وحسن عبادتك» یعنی: «پروردگارا! مرا به ذكر وسپاسگزاري وعبادت خوب، ياري رسان».

 

تقوا وپارسائي

يك صبح رسول خدا وي را ملاقات نموده وسؤال كرد، اي معاذ چگونه صبح كردي؟ گفت: در حالي صبح نمودم كه مؤمن حقيقي هستم. پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: هر حق، حقيقتي دارد حقيقت ايمان تو چيست؟ گفت: هر گاه صبح برمي خيزم، بر اين باورم كه تا شام زنده نخواهم بود و هر گاه شب ميشود به اين گمانم كه تا صبح زنده نمي مانم، هر گامي كه بر ميدارم به اين گمانم كه شايد گام ديگر را نتوانم بردارم، انگار به گروهي مينگرم كه زانو زده اند و به طرف نامه اعمال خویش فراخوانده ميشوند و گويا كه اهل جنت را به تنعيم واهل دوزخ را به عذاب ميبينم، لذا رسول معظم اسلام فرمودند: حقيقت ايمان را دريافتي، ثابت قدم باش. اين همه، برعظمت نفس، شفافيت روح، فراواني علم و اخلاص وتقواي ماند گار معاذ بن جبل دليل محكمي است.

 

بيانات حكيمانه ایشان

از انحراف فرزانگان بهراسيد و حق را به حق بشناسيد چرا كه حق نور و روشنائي خاصي دارد. روزي شخصي به وی گفت: مرا آموزش بده، حضرت معاذ به او گفت: اگر تو را آموزش بدهم پيروي ميكني؟ آن مرد گفت: من به فرمانبرداري تو حريصم. حضرت معاذ رضي الله عنه فرمود: گاهي روزه دار باش وگاهي نباش ونماز بخوان واستراحت نيز بكن و به كسب وكار مشغول شو و گناه مكن، تا آخرين لحظه زندگي خود مسلمان باش و از دعاي ستمديده حذر نما.

 

معاذ بن جبل رضي الله عنه به همنشينان خویش ميگفت: بياموزيد وعمل نمائيد چرا كه علم وقتي به شما نفع و سودي ميرساند كه به آن عمل كنيد. اين دانش، تقوا، راستي وفرزانگي همه از ثمرات نصایح رسول گرامي اسلام بود كه حضرت معاذ آنها را در حوزه عمل تطبيق نمود و در پنهان و آشكار به آنها پايبندي ميكرد كه در نتيجه، همه آن نصایح، نشانه و علامت شخصيت او گرديد، خداوند چه راست فرمود: «واتقوا الله ويعلمكم الله والله بكل شيء عليم». یعنی: «از خداوند بترسيد وخداوند شما را می آموزد، زيرا خداوند به همه چيز داناست».

 

در گذشت ایشان

آخرين سخن ایشان، در حالي كه به سكرات موت بود، اين مناجات بوده است: «پروردگارا! از تو ميترسيدم؛ اما امروز به تو اميد دارم، الها! خودت ميداني كه من دنيا را به خاطر جريانِ جوي ها و غرس درختان دوست نداشتم، بلكه بخاطر دفع تشنگي و مشقت ها و نيل به علم و ايمان و طاعت بسيار دوست داشتم». سپس روح پاكش را به ذات اقدس الهي تسليم نمود و در اين حال ميگفت: «مرحبا به مرگ كه دوست را بنا به حاجتش ميبرد».

 

وفات حضرت معاذ رضي الله عنه در زمان خلافت حضرت عمر رضي الله عنه، بر اثر مرض طاعون در شام و درسال هفده هجري به وقوع پيوست. در حالی كه سي و چهار سال زندگي آبرومندانه ای را سپري كرده بود. خداوند از وي خوشنود باد و در جنت برين جايش دهد.

 

نوشته: عبدالقادر ابراهیم

ترجمه: عبدالخالق احسان

مطالب مرتبط:

مولانا محمدحسین گرگیج با انتشار پیامی با آسیب دیدگ

فتواهای جدید داعش در دیرالزور

زندگینامه محمد ولی آخوند وافی (ولیجان آخوند)

تعطیل پایگاه هوایی آمریکا در قطر

داعش مدعی سرنگونی یک بالگرد ارتش ترکیه در الباب شد

تدریس اسلام در مدارس اسپانیا از سال آینده میلادی

کشته شدن دو نماینده پارلمان سومالی بر اثر انفجار د

درس دینی اجباری نیست !

ا

کلینتون به حامیان اعتراض علیه سیاست ترامپ در ممنوع

کانال تلگرام اساس نیوز