b_0_0_0_10_images_1498558371YYYYY_YYY_YYYY_YY_YYYY_YYYY.jpg

اساس نیوز: حضرت طلحه یکی از عشره مبشره است؛ یعنی رسول الله (ص)، ایشان را به بهشتی بودن بشارت داده است. در نوشتار حاضر که برگرفته از کتاب «طلحه و زبیر همسایگان بهشتی پیامبر» می باشد، بخشی از فداکاری های ایشان در راه اسلام بیان می شود.

 

جهاد در رکاب رسول الله صلى الله عليه وسلم

حضرت طلحه رضي الله عنه در تمامی غزوات بر ضد مشرکین، رسول اکرم صلى الله عليه وسلم را همراهی می‌کرد و مردانه می جنگید. فقط در غزوة «بدر» به دلیل اینکه رسول الله صلى الله عليه وسلم ایشان را همراه((سعید بن زید)) برای مأمؤریتی به شام فرستاده بود حضور نداشت، اما پس از مراجعه به مدینه، از غنائم بدر نیز سهم مجاهدی به ایشان داده شد (1).

 

جنگ اُحد و ایثار و جانفشانی طلحه رضي الله عنه:

حضرت طلحه رضي الله عنه یکی از مبارزان سخت کوش جنگ احد بود. تاریخ هیچ گاه نمی تواند رشادت ها و ایثارگری های حضرت طلحه رضي الله عنه  در روز سخت و خونین احد را از یاد ببرد. به علت این فداکاری هایش بود که رسول الله صلى الله عليه وسلم وی را «شهید زنده» لقب دادند.

 

وقتی مسلمانان به ظاهر شکست خوردند و شایع شد که پیامبر صلى الله عليه وسلم شهید شده است، بیشتر صحابه پراکنده شدند. تنها فردی از مهاجرین که در کنار رسول الله صلى الله عليه وسلم حضور داشت، حضرت طلحه رضي الله عنه بود. او به اتفاق یازده مبارز از انصار، چون حلقه ای رسول الله صلى الله عليه وسلم را در میان گرفته بودند.

 

رسول اکرم صلى الله عليه وسلم و همراهانش خواستند از کوه بالا بروند تا دشمن نتواند بر آنها مسلط شود. در این حالت بود که جمعی از مشرکان آنها را تعقیب کردند و می خواستند رسول اکرم صلى الله عليه وسلم را به قتل برسانند.

 

در این لحظه پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: چه کسی حاضر می شود آنها را از ما دور کند و در عوض در بهشت یار و قرین من باشد؟

حضرت طلحه رضي الله عنه سریعاً جواب داد: یا رسول الله! صلى الله عليه وسلم من با تمام وجود حاضرم.

پیامبر  صلى الله عليه وسلم فرمود: نه، طلحه! تو در جای خود بمان.

مردی از انصار گفت: یا رسول الله! من حاضرم این مأموریت را انجام دهم.

پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: بسیار خوب!

مرد انصاری با کفار وارد کارزار شد و به شهادت رسید. در این لحظه رسول الله صلى الله عليه وسلم و یارانش مشغول پیشروی بودند. اما باز هم مشرکان خود را به آنان رساندند.

 

رسول اکرم صلى الله عليه وسلم دوباره فرمود: چه کسی حاضر است در مقابل آنها بایستد؟ مرد میدان کیست؟

دوباره حضرت طلحه رضي الله عنه (که بوی بهشت را احساس می‌کرد و مشتاق ملاقات الله بود) فرمود: من حاضرم، یا رسول الله!

(اما انگار رسول الله صلى الله عليه وسلم نمی خواست به این زودی طلحه را از دست بدهد) فرمود: نه، تو در همان موضع خود باش.

سپس مرد دیگری از انصاری ها اعلام آمادگی کرد و رسول الله صلى الله عليه وسلم نیز پذیرفت. او به میدان رفت و مشغول شمشیر زنی شد، تا اینکه به درجة شهادت نائل گشت.

 

رسول الله صلى الله عليه وسلم و افرادی که با او بودند به سوی بالای کوه به پیشروی پرداختند و همان مشرکان نیز آنان را تعقیب می‌کردند.

بر همان منوال، رسول اکرم صلى الله عليه وسلم درخواست خویش را مبنی بر نامزد شدن یکی از یاران برای سرگرم کردن و مانع شدن آنان از رسیدن به آن حضرت صلى الله عليه وسلم مطرح نمود. و هر بار حضرت طلحه رضي الله عنه اعلام آمادگی می‌کرد و پیامبر صلى الله عليه وسلم نمی پذیرفت. تا اینکه آن یازده مرد انصاری به ترتیب شهید شدند و رسول الله صلى الله عليه وسلم با حضرت طلحه باقی ماندند. در این لحظه حضرت طلحه رضي الله عنه فرمود: آیا نوبت من رسیده است؟

پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: الآن بله.

 

حضرت طلحه رضي الله عنه شمشیر کشید و به تار و مار کردن مشرکان مشغول شد، به محض اینکه فرصت اندکی می یافت، سریعاًرسول الله صلى الله عليه وسلم را کمی بالاتر می برد. دوباره سریعاً برمی گشت و با مشرکانی که قصد نزدیک شدن به رسول الله  صلى الله عليه وسلم را داشتند به مبارزه می پرداخت (2).

 

حضرت طلحه رضي الله عنه در این لحظات خود را سپر رسول الله صلى الله عليه وسلم قرار داده بود و تیرها و نیزه های زیادی به بدن مبارکش اصابت کرد، اما به هر قیمتی که بود، پیامبر صلى الله عليه وسلم را به بالای کوه رساند و از دست مشرکان نجات داد.

 

ابوبکر صدیق رضي الله عنه فرمود: در آن لحظات من و ((ابوعبیدة جراح)) در قسمت دیگری مشغول جنگ بودیم و بین ما و رسول الله صلى الله عليه وسلم فاصله افتاده بود. به هر شکلی بود خودمان را به رسول الله صلى الله عليه وسلم رساندیم. خواستیم زخمهایش را مداوا کنیم، اما اجازه نداد و فرمود: مرا بگذارید و به کمک رفیقتان، طلحه بروید.

 

کمی پایین تر آمدیم، دیدیم طلحه به شدت زخمی شده و رمقی ندارد. خون به شدت از زخم هایش فوران می‌کرد و آثار هفتاد و چند زخم نیزه و شمشیر بر بدنش مشاهده می شد. او را نزد پیامبر صلى الله عليه وسلم آوردیم.پیامبر  صلى الله عليه وسلم در این لحظه فرمود: «هر کس می خواهد از نگریستن به شهیدی که زنده بر زمین راه می رود، بهره مند و خوشحال شود، طلحه را بنگرد» (3).

 

حضرت ابوبکر رضي الله عنه هر وقت به یاد احد می افتاد، می فرمود: روز احد متعلق به طلحه است (4).

 

 طلحه الخیر

وقتی رسول اکرم صلى الله عليه وسلم در روز احد فداکاری ها و ایثارگری های صادقانة حضرت طلحه رضی الله عنه را مشاهده نمود، که با تمام وجود تا آخرین نفس از ایشان پاسداری می‌کرد، به او لقب «طلحه الخیر» داد (5) یعنی طلحه ای که سراسر خیر و نیکی و فداکاری است. این لقب یک مدال افتخار از جانب رسول الله صلى الله عليه وسلم به شمار می آید.

 

طلحه الفیاض و طلحه الجود

حضرت طلحه رضي الله عنه نه تنها با جانش، که با مال و دارایی اش نیز اسلام را یاری می‌کرد و با تمام وجود در خدمت رسول الله صلى الله عليه وسلم بود.

 

هر وقت اسلام نیاز به کمک های مالی پیدا می‌کرد، حضرت طلحه رضي الله عنه همچون معلم صادقش، یعنی ابوبکر صدیق رضي الله عنه بخش عمده ی ثروتش را در راه اسلام خرج می‌کرد. به سبب همین دلاوری ها و فداکاری ها، رسول اکرم صلى الله عليه وسلم به ایشان لقب «طلحه الفیاض» و «طلحه الجود» را عنایت فرمودند.

 

ابن اثیر در «اسد الغابه» از ابوالفرج و دیگران ازموسی بن طلحه و او نیز از خود طلحه رضي الله عنه چنین روایت کرده است: «سماني رسول الله صلى الله عليه وسلم يوم أحدإ طلحه الخير، ويوم العسر، طلحه الفياض ويوم حنين، طلحه الجود» (6).

 

طلحه می گوید: «پیامبر صلى الله عليه وسلم در روز احد مرا ((طلحه الخیر))، در روز عشیره مرا((طلحه الفیاض)) و در روز حنین مرا "طلحه الجود" نامید».

 

حکایتی از سخا و بخشش طلحه رضي الله عنه

حضرت طلحه رضي الله عنه تاجری ماهر و ثروتمندی مشهور بود که به سبب زیرکی در معاملات سودهای کلانی به دست می آورد. روزی در معامله ای که با «حضرموتی‌ها» انجام داد، سود کلانی معادل هفتصد هزار درهم نصیبش شد. (پولی که هر انسانی از داشتن آن احساس راحتی و آرامش می‌کند و خوشحال از این که در یک معامله این گونه موفق شده که پول هنگفتی به دست آورد، اما آیا حضرت طلحه صلى الله عليه وسلم، این دست پروردة مکتب رسولله صلى الله عليه وسلم نیز چنین بینشی داشت؟ آیا به خاطر خوشحالی از موفقیت در یک معاملة دنیوی خوابش نمی برد؟ یا بر عکس... ) آری! آن شب، حضرت طلحه رضي الله عنه بسیار نگران و مضطرب بود. همسر فداکار و دلسوزش، یعنی « ام کلثوم »ـ دختر حضرت ابوبکرصدیق رضي الله عنه ـ وقتی متوجه نگرانی و پریشانی همسرش شد، نزدیک رفته و پرسید: یا ابا محمد! تو را چه شده؟ چرا نگرانی؟ آیا از ما ناخشنودی؟! ما برایت مزاحمت ایجاد کرده ایم؟!

 

حضرت طلحه رضي الله عنه  جواب داد: نه. (از تو ناخشنود نیستم) تو نمونة یک همسر نیکو و مهربان هستی. از اول شب در اندیشه بودم که فردی که این همه ثروت و دارایی در اختیار دارد و آسوده به خواب می رود. آیا لحظه ای به پروردگارش فکر می‌کند؟!

همسرش گفت: چه چیزی سبب ناراحتی و نگرانی شما می شود؟ مگر از مستحقان و نیازمندان اقربا و دوستان دوری؟!

همین فردا برو و به نیازمندان کمک کن و ثروتت را بین آنها تقسیم کن.

حضرت طلحه رضي الله عنه گفت:أحسنت! خداوند تو را مورد آمرزش خویش قرار دهد، واقعاً تو یک همسر نمونه و مؤمن هستی!

 

صبح آن روز حضرت طلحه رضي الله عنه پول را در کیسه هایی ریخته و به سوی نیازمندان مهاجر و انصار به راه افتاد و سودی که به دست آورده بود، بین برادرانش تقسیم کرد و با خوشحالی تمام به منزل برگشت (7).

 

نقل می‌کنند که مردی نزد حضرت طلحه رضي الله عنه آمده و به خاطر قرابت و خویشاوندی تقاضای کمک کرد.

حضرت طلحه رضي الله عنه فرمود: از این قرابت و خویشاوندی اطلاعی ندارم، اما من زمینی دارم که عثمان بن عفان آن را به سیصد هزار درهم از من خریداری کرده است، اگر مایلی زمین را به تو می بخشم وگرنه پولش را به تو می‌دهم.

مرد گفت: اگر لطف کنی، پول آن را می خواهم.

حضرت طلحه رضي الله عنه فوراً پول آن را آماده و به آن مرد بخشید (8). این هم نمونة دیگری از سخاوت و جود حضرت طلحه رضي الله عنه.

 

حضرت جابر بن عبدالله رضي الله عنه یکی از یاران گرانقدر رسول الله صلى الله عليه وسلم در مورد سخاوت و بخشش حضرت طلحه رضي الله عنه چنین فرموده است: «من هیچ کسی را به مانند طلحه ندیدم که بدون درخواستی از سوی مستمندان و فقرا، پول زیاد و هنگفتی به آنها ببخشد (9).

 

همچنین در این مورد از حضرت سائب بن زید رضي الله عنه نیز منقول است: «من بسیاری از اوقات در سفر و حضر طلحه را همراهی می‌کردم. به راستی کسی را در بخشش پوشاک و طعام و دراهم (جمع درهم)، از او سخاوتمندتر ندیدم (10).

 

مروری بر فضایل طلحه رضي الله عنه

در کتاب های حدیث و سیره، مناقب و فضایل حضرت طلحه رضي الله عنه مفصلاً ذکر شده است، ما در اینجا به چند نمونة مستند اکتفا می‌کنیم. در سنن ترمذی آمده است: «حَدَّثَنَا أَبُو سَعِيدٍ الأَشَجُّ، حَدَّثَنَا يُونُسُ بْنُ بُكَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ يَحْيَى بْنِ عَبَّادِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الزُّبَيْرِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الزُّبَيْرِ، عَنِ الزُّبَيْرِ قَالَ: كَانَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ يَوْمَ أُحُدٍ دِرْعَانِ، فَنَهَضَ إِلَى صَخْرَةٍ فَلَمْ يَسْتَطِعْ فَأَقْعَدَ تَحْتَهُ طَلْحَةَ فَصَعِدَ النَّبِىُّ  حَتَّى اسْتَوَى عَلَى الصَّخْرَةِ، قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِىَّ  يَقُولُ: «أَوْجَبَ طَلْحَةُ » (11).

 

«روز احد پیامبر صلى الله عليه وسلم دو زره جنگی به تن داشت. خواست از صخره ای بالا برود اما نتوانست.(طلحه وقتی متوجه شد) روی زمین نشست (تا پیامبر صلى الله عليه وسلم بر پشت او پا بگذارد) پس پیامبر صلى الله عليه وسلم بالای صخره رفت. شنیدم که پیامبر صلى الله عليه وسلم می فرمود: طلحه (بهشت را بر خود) واجب کرد».

 

«قَالَ أَبَو عِيْسَى: حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ، حَدَّثَنَا صَالِحُ بْنُ مُوسَى عَنِ الصَّلْتِ بْنِ دِينَارٍ، عَنْ أَبِى نَضْرَةَ قَالَ: قَالَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- يَقُولُ: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى شَهِيدٍ يَمْشِى عَلَى وَجْهِ الأَرْضِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى طَلْحَةَ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ» (12).

حضرت جابر رضي الله عنه می گوید: «شنیدم از رسول الله صلى الله عليه وسلم که فرمود: هر کس می خواهد از مشاهدة شهیدی که بر روی زمین راه می رود، خوشحال شود، پس به طلحه پسر عبیدالله نگاه کند».

 

«قَالَ أَبُو عِيْسَى: حَدَّثَنَا عَبْدُ الْقُدُّوسِ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارُ الْبَصْرِىُّ حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ عَاصِمٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ يَحْيَى بْنِ طَلْحَةَ عَنْ عمه مُوسَى بْنِ طَلْحَةَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى مُعَاوِيَةَ t فَقَالَ: أَلاَ أُبَشِّرُكَ؟ قُلْتُ: بَلَى. قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ r يَقُولُ: «طَلْحَةُ مِمَّنْ قَضَى نَحْبَهُ» (13).

موسی فرزند طلحه رضي الله عنه گفت: «روزی نزد معاویه رضي الله عنه رفتم، گفت: آیا به تو مژده ای ندهم؟ شنیده ام از رسول اکرم صلى الله عليه وسلم که فرمود: «طلحه از جمله آنانی است که پیمان به سر بردند».

 

«قال أبو عيسى: حَدَّثَنَا أَبُو كُرَيْبٍ حَدَّثَنَا يُونُسُ بْنُ بُكَيْرٍ، عَنْ طَلْحَةَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُوسَى وَعِيسَى ابْنَىْ طَلْحَةَ، عَنْ أَبِيهِمَا طَلْحَةَ: أَنَّ أَصْحَابَ رَسُولِ اللَّهِ r قَالُوا لأَعْرَابِىٍّ جَاهِلٍ سَلْهُ عَمَّنْ قَضَى نَحْبَهُ، مَنْ هُوَ؟ وَكَانُوا لاَ يَجْتَرِئُونَ عَلَى مَسْأَلَتِهِ، يُوَقِّرُونَهُ وَيَهَابُونَهُ، فَسَأَلَهُ الأَعْرَابِىُّ فَأَعْرَضَ عَنْهُ، ثُمَّ سَأَلَهُ فَأَعْرَضَ عَنْهُ، ثُمَّ إِنِّى اطَّلَعْتُ مِنْ بَابِ الْمَسْجِدِ وَعَلَىَّ ثِيَابٌ خُضْرٌ فَلَمَّا رَآنِى رَسُولُ اللَّهِ r قَالَ: أَيْنَ السَّائِلُ عَمَّنْ قَضَى نَحْبَهُ؟ قَالَ الأَعْرَابِىُّ: أَنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ r: هَذَا مِمَّنْ قَضَى نَحْبَهُ» (14).

 

[روزی یاران پیامبر صلى الله عليه وسلم به بادیه نشین بی سوادی گفتند که از رسول الله صلى الله عليه وسلم دربارة((قضی نحبه))سؤال کن که چه کسانی هستند؟- اصحاب، خود از پرسیدن شرم داشتند زیرا همواره ادب حضور پیامبر را رعایت می‌کردند- بادیه نشین از پیامبر صلى الله عليه وسلم سؤال کرد، پیامبر صلى الله عليه وسلم از جواب دادن خودداری نمود. این کار را تا سه بار تکرار کرد. در این لحظه من از در مسجد وارد شدم در حالی که لباس سبز رنگ به تن داشتم. پیامبر صلى الله عليه وسلم به محض اینکه مرا دید، فرمود: سؤال کننده کجاست؟ مرد بادیه نشین جواب داد : یا رسول الله! من هستم. رسول اکرم صلى الله عليه وسلم فرمود: «این مرد از «قضی نحبه» (15) (پیمان به سر بردگان) می‌باشد».

 

پی نوشت ها:

1- أسد الغابة، ج 2، ص 476.

2- طبقات ابن سعد، ج 3، ص 218.

3- أسد الغابة، ج 2، ص 476.

4- صور من حیاة الصحابة، ص 327.

5- أسد الغابة، ج 3، ص 476.

6- أسد الغابة ج 2، ص 476.

7- صور من حیاة الصحابة، ص 428.

8- طبقات ابن سعد، ج 3، ص 220.

9- رجال حول الرسول، ص 219.

10- رجال حول الرسول، ص 219.

11- ترمذی، 5/412، باب مناقب طلحه، حدیث 3759. رواه حاکم فی مستدرک، 3/374. رواه الإمام أحمد فی المسند‌، 1/165. ابن سعد فی طبقاته الکبری، 3/218.

12- ابن ماجه فی سننه، باب فضائل صحابه، حدیث 125. ترمذی، 5/412، حدیث 3760.

13- ترمذی 5/413، باب مناقب طلحه و کتاب التفسیر، ص 136.

14- منبع سابق، کتاب المناقب، ص 413 و کتاب التفسیر، ص 136.

15- اشاره به آیة 23 سورة احزاب که می فرماید: {مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا (23) لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقِينَ بِصِدْقِهِمْ وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ إِنْ شَاءَ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا} [الأحزاب: 23، 24]. در میان مؤمنان مردانی هستند که با خدا راست بوده اند در پیمانی که با او بسته اند. برخی پیمان خود بسر برده اند(و شربت شهادت سر کشیده اند) و برخی نیز در انتظارند(تا کی توفیق رفیق می گردد و جان را به جان آفرین تسلیم خواهند کرد). آنان هیچگونه تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود نداده اند(وکمترین انحراف و تزلزلی در کار خود نکرده اند).

مطالب مرتبط:

حاشیه های سفر شاه مراکش به سنگال

م

اختلاف در مواضع با ترکیه به معنی خوب نبودن روابط ن

مرکز فرماندهی هواداران داعش در مراوی به دست ارتش ا

شرط کره شمالی برای آغاز مذاکرات با آمریکا

برخورد های خوارج با اهل اسلام

مهمترین سران داعش تبعه کدام کشورها هستند ؟

مسلمانان تگزاس؛ قربانی تهدیدات تروریستی

علمای اهل سنت خطاب به مفتی مصر: برای دیدن حقایق به

کوچکترین اسیر فلسطینی آزاد شد

کانال تلگرام اساس نیوز