b_300_300_16777215_10_images_gallery_Malcolm-X-right-300x188.jpg

مالکوم در 19 می سال 1925، در اوماها شهر بزرگی در ایالت نبراسکا در آمریکا متولد شد. نام اصلی او مالکوم لیتل بود. او به استقلالِ رای اعتقاد داشت و در زمینه اتحاد سیاه پوستان در آمریکا فعالیت می نمود.

 

 

او در شرایطی زندگی می کرد که سفیدپوستان تمام مدت قصد داشتند مانع سیاه پوستانی از قبیل مالکوم شوند تا اتحاد میان سیاه پوستان و سفیدپوستان شکل نگیرد. وقتی که مالکوم شش ساله بود، پدرش توسط سفیدپوستان نژادپرست کشته شد. اگر نگاهی مختصر به زندگی نامه او بپردازیم می بینیم که همه افراد خانواده او توسط سفیدپوستان آمریکایی سرکوب شده اند و متوجه می شویم اینهمه انگیزه دفاع از حقوق سیاه پوستان در او از کجا نشات می گیرد.

وقتی او شش سال داشت. والدین و خواهران و برادرانش مورد حمله سفیدپوستان قرار گرفتند، تعدادی تیر خوردند و بعضی از آنها هم به آتش کشیده شدند و در نهایت پدرش به قتل رسید. چند سال بعد، وقتی که مالکوم 15 ساله بود از مدرسه اخراج شد. او مجبور شد مدتها در خیابان ها به سر کند و به ندرت با همه اقشار دزدان، چاقوکش ها و افراد تبهکار آشنا شود. او در 20 سالگی سرقت بزرگی انجام داد و تا 27 سالگی در زندان به سر برد اما زمانی که در سال 1952 از زندان آزاد شد، به فرد دیگری تبدیل شده بود. او در زندان مدام مطالعه می کرد و ادیان مختلف و حقوق بشر را بررسی می نمود. در این زمان، به نتیجه رسید که باید از حقوق سیاه پوستان دفاع کند. او به شدت درباره مسلمانان سیاه پوست مطالعه کرد و تعلیمات آنان را به دقت خواند. وقتی که از زندان آزاد شد به دیترویت رفت و به حزب حمایت از سیاه پوستان پیوست.

الیجا محمد، رهبر گروه ملت اسلام، با او در ارتباط بود و توانست به شدت مالکوم را تحت تاثیر قرار دهد. مالکوم در تاسیس سازمان ملت اسلام نقش مهمی داشت و همین نقطه شروعی شد که او توانست به یک شخصیت بین المللی تبدیل شود. او در دوازدهم مارس سال 1964، سازمان حمایت از حقوق سیاه پوستان را به نام خود تاسیس کرد. مالکوم در سن 38 سالگی از گروه ملت اسلام بیرون آمد و خواست سازمانی تاسیس کند که افکار خاص خودش را در ارتباط با سیاه پوستان در آن رواج دهد و به عنوان یک شخصیت مستقل عمل کند. در همین زمان، تعدادی از سفیدپوستان مسلمانی که سخنان مالکوم را می شنیدند و می خواندند به ملاقات او رفتند و گفتند که او در گفته هایش اسلام واقعی را به نمایش می گذارد، درحالیکه او هنوز مسلمان نشده بود. این مسلمانان از مالکوم خواستند که با افرادی مانند Dr. Mahmoud Youssef Shawarbi ملاقات نماید. Dr. Shawarbi فردی بسیار صمیمی بود و به مالکوم گفت که نوشته های او را در رسانه های جمعی دنبال می کند. آنها به اندازه 15 تا 20 دقیقه باهم گفتگو داشتند. Dr. Shawarbi به مالکوم گقت: “زمانی ایمان فرد کامل می شود که هر آرزویی برای خود دارد برای دیگری هم داشته باشد”.

وقتی مالکوم گروه ملت اسلام را ترک کرد مسلمان شد، به سفر حج رفت، تمام خاورمیانه و آفریقا را گشت و با دیپلمات ها و رهبران دولتی گوناگونی مذاکره کرد. این مذاکرات آنقدر بر شخصیت، افکار و کلام او تاثیر گذاشته بود که گویی برنامه جدیدی در سر داشت. او با خواندن قرآن و استفاده از آن به عنوان یک منبع هدایت و همینطور استفاده از تجارب شخصی و تاریخی توانست به بزرگترین رهبر انقلاب سیاه تبدیل شود.

مالکوم در مورد سفر خود به مکه اینچنین می نویسد: “تک تک افرادی که در فرودگاه به سمت جده می رفتند به یک مدل، لباس پوشیده بودند. فرقی نداشت که پادشاه آمده بود یا یک دهقان، هیچکس متوجه این قضیه نمی شد. من در این مراسم تعداد زیادی از شخصیت های مهم جامعه را دیدم که مانند من لباس پوشیده بودند و حرکت می کردند. همه ما باهم و همصدا فریاد می کشیدیم “اللهم لبیک!” از هر نوع قشری در این مراسم حضور داشتند: سیاه پوست، سفید پوست، زردپوست و سرخ پوست، افرادی که چشم آبی بودند و موهای طلایی داشتند و افرادی که موهای قرمز داشتند! همه باهم یک خدا را صدا می زدند و به هم احترام می گذاشتند. اینجا بود که متوجه شدم رنگ پوست سیاه و سفید فقط در آمریکا مهم است، در دنیای اسلام فکر و اندیشه و عمل است که برای تعریف شخصیت انسان از اهمیت بالایی برخوردار است. وقتی که دور آن نماد مقدس می گشتم و نام خدا را صدا می زدم، زائران خانه او از سراسر جهان آمده بودند؛ از هر نژاد و هر قبیله ای… از چشم آبی ها تا سیاه پوست های آفریقا… همه باهم نام خدا را صدا می زدند.

آنجا روح اتحاد و برادری را دیدم… اتحادی را که سالیان سال تلاش می کردم در آمریکا بین سفید پوستان و سیاه پوستان به وجود آورم در آنجا دیدم…” مالکوم بیان داشت که با گذراندن هر ساعت در سفر حج، بینش بهتر و بازتری نسبت به رابطه بین سیاه پوستان و سفیدپوستان پیدا می کرد. نژادپرستی اندیشه ای است که به مدت چهارصد سال در آمریکا جریان داشته و توانسته دنیای سیاه پوستان و سفیدپوستان را برهم بزند. به همین خاطر است که سفیدپوستان آمریکایی نظر مثبتی درباره سیاه پوستان ندارند اما به عقیده مالکوم نسل جدید آمریکایی ها که به پیش دانشگاهی و دانشگاه می روند عقیده خود را تغییر می دهند و نژادپرستی را در کردار و عقاید خود جای نمی دهند.

منبع : The Islamic Bulletin

مطالب مرتبط:

درخواست طلاق همسر27 ساله وزیرخارجه عربستان بدلیل ر

ا

جنگنده های عربستان پایگاههای هواداران علی عبدالله

تاکید رهبری بر عدم تحریک احساسات اهل تسنن

سناریو های مختلف درباره سرنوشت خلیفه داعش

پیدا شدن فرزند نامشروع ترامپ

ضرورت ایجاد شبکه تلویزیونی اهل سنت

رسانه‌های غربی به دنبال برجسته سازی مسائل منفی جها

افزایش تدابیر امنیتی در استانبول

ا

فهرست دارهای ممنوعه برای حجاج

نوشتن دیدگاه


آخرین خبرهای اهل سنت

نظرات کاربران

کانال تلگرام اساس نیوز