b_300_300_16777215_10_images_jhagdas.jpg

اساس نیوز ،دکتر بهروز قزل*:ایران، گلستانِ اقوام و «گلستان»، گل سرسبد همزیستی و هم¬افزایی اقوام و مذاهب ایران است.

 مردم ایران، همواره اسوه ی سخت کوشی و دلاوری بوده اند و اقوام ایرانی، به واسطه توزیع جغرافیایی جمعیت آنان، مرزبانان بیدار این مرزو بوم شناخته می شوند. در این میان، استان گلستان، به حکم مزیت های طبیعی و نعمت های خدادادی از سطح بهره مندی نسبتا مناسب تری نسبت به سایر استان های مرزی برخوردار بوده است. البته، این هیچ گاه به معنای فقدان کمبودها و انکار زمینه هایی که با برنامه ریزی مناسب تر می تواند شکوفاتر شود، نیست. با وجود این، شاید کمتر کسی معترض این باشد که «گلستان»، گلستان تر از سایر استان ها است.
  اما، چگونه می توان برای بهره مندی بیش از پیش و توسعه بیشتر این استان کوشید؟ برای نیل به اهداف توسعه، حضور اقوام و مذاهب متنوع در این استان، فرصت ساز است یا منبع تهدید؟ و آیا می توان الزامات مشخص و ملزومات درخوری برای رونق بیش از پیش این استان برشمرد؟ این پرسش ها دغدغه مشترکی است که در این مجال محدود برای پاسخ گویی به آن ها کوشش شده است.
«جمعیت» یا عبارت دیگر، مردم، در کنار «سرزمین»، «حکومت» و «حاکمیت» یکی از عناصر کلاسیک تشکیل دهنده هر دولت محسوب می شود. توانمندی دولت ها در خصوص هرکدام از این عناصر و یا کیفیت متمایز هر یک از آن ها نیز، زمینه ساز ترفیع قدرت ملی دولت ها دانسته شده است.
   به عقیده بسیاری از صاحب نظران، یکی از مظاهر قدرتمندی امپراتوری ها در طول تاریخ، برخورداری از همین عوامل و به طور ویژه جمعیت بوده است. به همین اعتبار، نکته برجسته دولت های مقتدر در قالب «فرهنگ امپراتوری»، تکثر قومی و فرهنگی دانسته شده و حتی اعتلای قدرت دولت ها با تنوع مذهبی نیز منافات نداشته است. بنابراین، یکدستی قومی و یکپارچگی فرهنگی، الزاما یک ویژگی غیرقابل جایگزین نبوده، بلکه می بایست اذعان شود که اجتماع سینرژیک اقوام متنوع یا هم افزایی مولفه های فرهنگی، آستانه شکوفایی و ظفرمندی دولت ها به شمار می رود.
  استان گلستان، با تنوع فرهنگی، قومی و مذهبی، نمونه ای از میراث فرهنگ امپراتوری است. فرهنگی که به رغم تنوع، سالیانی دراز در قالب هویتی ملی گردهم آمده و توانسته است توان خود را در قالبی واحد ارائه کند. با تمام این اوصاف، تصور ایستایی مولفه های فرهنگی و تلقی های قومی نیز چندان دقیق نخواهدبود. به-ویژه آنگاه که عناصر مذکور، به عرصه ای برای رقابت ها و تبلور پویایی های سیاسی و سیاست خارجی تبدیل شود.
  ایرانیان ترکمن در استان گلستان، در مجاورت سرزمینی مرزهای ترکمنستان زیسته اند و به قدمت یک تاریخ، حافظ هویت ایرانی خود بوده اند. این در حالی است که محرک هایی برای بهره برداری سوء از این موقعیت نیز در دوره هایی وجود داشته است. این بخش از ایران، اکنون نیز کم و بیش به عنوان هدف برخی جریانات منطقه ای در قالب های مذهبی و قومی عینیت یافته است. جریاناتی که در جهات مختلف جغرافیایی، منابعی خارج از مرزهای ایران دارند. اما در عین حال، این همان عرصه ای است که هوشیاری و خوباوری این مردم نیز به نمایش درآمده است.
   جریانات تکفیری گوشه گوشه جهان اسلام را هدف گرفته اند و برخی دولت های منطقه، عامل قومی را در خارج از مرزهای خود، به مثابه ابزار سیاست خارجی خود برگزیده اند. در این میان، نمایندگان این جریان ها با «موج سواری» بر زمینه های بالقوه توسعه و تلاش برای متورم کردن «احساس تبعیض» سعی در بهره برداری از زمینه های تنوع قومی ومذهبی دارند. نسخه ای که خارج از مخیله ی آگاهی بخشی بی طرفانه بوده و به نظر می-رسد مبتنی بر مطالعات انباشته سرویس های اطلاعاتی حامی این جریان ها است. اما روی دیگر قضیه آن است که این تلاش ها، آزمونی مداوم را پیش روی قومیت ها و مذاهب قرار داده، در عین حال منصه تبلور خرد و وطن دوستی آنان خواهد بود.
  بالفعل شدن زمینه های بالقوه توسعه، متأثر از عوامل مختلفی اعم از فضای عمومی توسعه کشور، اولویت های برنامه توسعه، محاسبات هزینه-فایده، رفع محدودیت های اجتناب ناپذیر بین المللی و ... است؛ حال، گره زدن تمام جوانب آن به ویژگی های متمایز قومی و مذهبی مناطق، تبیینی ناصواب خواهد بود.
   در مقابل، تبلور همدلی و تعیّن همگرایی بیش از پیش ملی، زمینه ساز تسریع روند توسعه بوده و بهره مندی بیش از گذشته را فراهم خواهد کرد. چرا که در تقابل با روندهای مخرب در استان های قومیت نشین، سیاست های توسعه ای دولت می تواند چهره «تبعیض مثبت» نیز به خود گرفته و در راستای ارتقاء فزاینده امنیت ملی، توزیع هدف داری از موقعیت های توسعه را به نمایش بگذارد. در این زمینه، نیازی به تصریح نیست که تثبیت ساکنان مناطق مرزی و قوام همدلی آنان، از نخستین الزامات برآمده از ویژگی های ژئوپلیتیک منحصربه فرد ایران است.
در خصوص مناطق مرزی استان گلستان، هر چند مسئله مهاجرت به مناطق شهری از حدت و شدت کمتری برخوردار است، اما سایر جوانب منبعث از الزامات ژئوپلیتیک مذکور، در آن موضوعیت دارد. موضوعیتی که لازمه پرداختن به آن، تعامل تنگاتنگ مولفه ها و مظاهر محلی با کارگزاران و ساختارهای ملی است. در چنین فضایی از تعامل، می توان بیش از هر زمان دیگری اهداف توسعه را محقق نمود و حتی الگوی قوام ملی ایران را در نمونه استان گلستان به نمایش گذاشت. تا جایی که به نظر می رسد اگر ادعا شود، استان گلستان در سایه همگرایی و تعامل و نیز برنامه ریزی بومی توسعه، می تواند الگویی جهانی را برای تبادل تجربه جمهوری اسلامی ایران تحت سرفصل «تأمین امنیت و ثبات و نیل به اهداف توسعه با کمترین هزینه و امکانات بومی» ارائه دهد، چندان اغراق نخواهد بود.
بدین ترتیب، استان گلستان با تنوع قومی و مذهبی و در مجاورت مرزهای کشور ترکمنستان، با برخورداری از ویژگی¬های طبیعی مناسب و طرفیت منابع انسانی لازم، می تواند به سوی چشم اندازهای مرتفع تری از توسعه گام بردارد. سنگ بنای این توسعه نیز، همانا همگرایی بیش از پیش ملی و چنگ زدن به ریسمان خردورزی و اعتدال است. اعتدالی که در اصول اعتقادات دینی و مذهبی مردم ریشه دارد و خردورزی که در سایه انباشت تجربه تاریخی و حراست از هویت ملی عینیت یافته است.
*دکتر بهروز قزل دانشجوی دکترای علوم سیاسی گرایش مطالعات منطقه ای از دانشگاه تهران است

نوشتن دیدگاه


مطالب مرتبط:

فتوای متفاوت مفتی اعظم عربستان برای مراسم روز ملی

کشورهای جهان، لیبی را برای مبارزه با داعش به سلاح

حاج ملا عبدالله : خطر وهابیت دنیای اسلام را تهدید

 

انفجار در استانبول

بانک اسلامی فلسطین به بیماران وام می دهد

 

یکی از فرماندهان ارشد داعش توسط ترکیه کشته شد

آخرین تحلیل ها