b_300_300_16777215_10_images_tuudsds.jpg

اساس نیوز ،دکتر جلال الدین سیدی:دولت ترکیه به همراه دولت ایران از ریشه دارترین دولت های خاورمیانه هستند. ریشهء مستحکم این دولت ها منبعث از تاریخ غنی اقتدارشان در منطقه ودنیا می باشد.

 این دو با امپراطوری های قدرتمندشان همواره رقیبی جدی برای دولت های غربی و شرقی بشمار می رفتند. در عین حال دولت ترکیه میراث دار امپراطوری ترکمن های عثمانی(از ۱۲۹۹ تا ۱۹۲۲م)  آخرین خلافت اسلامی در دنیا است که از دل امپراطوری ترکمن های سلجوقی سر برآورد.
خلافت عثمانی در طول عمر نزدیک به ششصد سالهء خود بخش های وسیعی از دنیای اسلام که شامل مکه ومدینه هم می شد را تحت حاکمیت خود داشت. همچنین کشورهای فعلی عراق و سوریه و اردن تا لیبی ومصر و بطور کلی اغلب کشورهائی که صدای اذان از مناره های آنها شنیده می شد تا جنگ جهانی اول و قبل از اینکه قدرت های مسیحی و در راس آنها انگلیس وفرانسه وایتالیا آنها را اشغال کنند، بخشی از ممالک محروسهء دولت عثمانی بشمار می آمدند.
 اما مهمترین خصیصهء کشور ترکیه امروزی که از بقایای کشوری به آن وسعت سر برآورده است، میرات داری دشمنی تاریخی دولت های مسیحی با تُرکها ست. زیرا تُرکها بعنوان مدعی رهبری جهان اسلام تنها طلایه دار دنیای اسلام در خط مقدم مبارزه با اروپای تحت حاکمیت کلیسا بودند. دلاوری های ترکمن های عثمانی در جنگ های صلیبی و رعبی که در دل حکومت قرون وسطائی پاپ و اروپائیان ایجاد کرده بود باعث شد این ترس بعنوان آتشی مقدس از نسلی به نسل دیگر، توسط اروپائیان شعله ور نگاه داشته شود.
در اوایل نیمه دوم سده پانزدهم، با فتح قسطنطنیه، به رهبری سلطان محمد فاتح، پرچم اسلام در قلب امپراتوری روم شرقی (بیزانس) برافراشته گردید. رفته رفته حاکمیت ترکمن های عثمانی نه تنها از نظر وسعت قلمرو و کثرت اتباع شامل مناطق آناتولی، سوریه، فلسطین، عراق، ارمنستان در آسیا، و مصر و لیبی در آفریقا، و بلغارستان، یونان، صربستان، آلبانی، بوسنی و رومانی در اروپا گردید، بلکه از نظر وسعت و سطح اقتدار نظامی و سیاسی، وجود نهادهای اجتماعی، همچنین از نظر تملّک ثروت، سعادت و رفاه ، پیشتاز دولت های اروپایی به شمار می رفت.
در این زمان حوزهء حاکمیت ترکمن های عثمانی تا نزدیکی شهر وین (پایتخت امپراتوری هابسبورگ) امتداد داشت. اینها همه باعث گردید که اروپائیان و حتی همسایهء شمالی دولت عثمانی یعنی روسیهء تزاری به خون تُرک ها تشنه باشند. اوج این پدر کشتگی را در خیز بلندی که در کشاکش آخرین نفس های "مرد بیمار اروپا" در وانفسای جنگ جهانی اول برای تکه پاره کردن سرزمین های تحت حاکمیت عثمانی برداشتند می توان دید. با این همه باز هم  ترکیه از سال ۱۹۵۹ جهت ورود به اتحادیه اروپا تلاش می کند. تلاشی که از عدم درک واقعیت اتحادیه اروپا بعنوان یک کلوپ کشورهای مسیحی اروپا سرچشمه می گیرد. کشورهای اروپائی با امید دادن های واهی به ترکیه سالهاست که این کشور را وادار به عملی کردن دستورات اتحادیه در جهت آسیمیله کردن مردم و دولتش کرده اند. این کارها معمولا در لفافهء مراحل آداپته شدن جامعهء تُرک با جامعهء اروپائی به ترکیه تحمیل شده است.
امید بی مورد ترکیه برای ورود به جرگهء کشورهای شینگن اتحادیهء اروپا هرچند باعث شد این کشور برای انطباق خود با استاندارد های اتحادیه اروپا در بسیاری مسائل اقتصادی و اجتماعی با دست زدن به رفرم های وسیع، پیشرفت قابل توجهی کسب نموده و فاصله بیشتری با استانداردهای کشورهای آسیائی بگیرد. اما در بسیاری موارد مجبور شد از اصالت فرهنگی واسلامی خود نیز عدول نماید.
این موضوع باعث ایجاد نوعی دوگانگی و تضاد در هویت فرهنگی وتاریخی مردم ترکیه شد. به نحوی که روز بروز تفاوت هایش با جامعهء آسیائی و بویژه آسیای میانه که خاستگاه اصلی ترکمن های تشکیل دهندهء کشور ترکیه بود عملا ایجاد حس بیگانگی و انتقطاع بین جامعهء تُرک های مدرن با تُرک های موطن اصلی آنها گردید. این موضوع با توجه به اینکه جهان امروزین مدتهاست بسوی اتحادیه های ملی و اتنیکی روی آورده است، باعث ضعف پشتوانهء منابع انسانی و فرهنگی وتاریخی که از ارکان و ملزومات تبدیل شدن به قدرت منطقه ئی است گردید.
حرکت ترکیه به سوی اصلاحات مد نظر اروپائی ها با روی کار آمدن حزب اعتدال وتوسعه (آک پارتی) به رهبری آقای رجب طیب اردوغان شتاب بیشتری گرفت و امیدهای مضاعفی برای سرعت بخشیدن اتحادیه اروپا برای قبول ترکیه در بین مردم این کشور ایجاد کرد. به گونه ئی که بنظر می آمد با تمجید های غربی ها از اصلاحات و اسلام گرائی معتدل وعقلانی ترکیه، این کشور به عنوان مدلی جهت الگو برداری سایر کشورهای مسلمان، مورد حمایت غرب قرار بگیرد. ترکیه جهت تامین وجلب نظر مثبت غربی ها حتی مجازات اعدام را در آستانه صدور حکم اعدام برای بزرگترین دشمن تجزیه طلب خود یعنی عبدالله اوجالان لغو نمود.
اما توقعات چالش برانگیز اروپائی ها برای ایجاد اصلاحات عمیق مورد نظر ایشان بدون درنظر گرفتن ساختار فرهنگی واجتماعی و دموگرافیک ترکیه، رفته رفته عرصه را برای تُرکها تنگ تر و تنگ تر می کرد. به عبارت دیگر هرچه ترکیه به سمت استاندارهای مورد نظر غربی ها نزدیک تر می شد، آنها بازهم شرایط سخت تری مطرح می کردند.  فشار های اروپائی ها به ترکیه برای دادن آزادی عمل بیشتر به تروریستهای پ/ک.ک و سمپاتیزان های ظاهرا معتدل آنها مانند ح.د.پ که در قالب احزاب قانونی به تقویت موقعیت این گروه تروریستی تجزیه طلب فعالیت می کردند، باعث قدرت گیری آنها در مناطق کرد نشین گردید.
 این درحالی بود که این تساهل وتسامح دیکته شده از طرف اروپا و آمریکا به نام دموکراتیزاسیون صورت می گرفت اما عملا نیروهای مسلح پ.ک.ک با تردد آزادانه در پناه توسعهء فضای سیاسی و تسامح اعمال شده از طرف دولت، منطقه کرد نشین را قرق و جولانگاه خفقان آور خود علیه مردم مسلمان کُرد ساخته بودند. همه می دانستند که انتخابات در مناطق شرق وجنوب شرقی ترکیه زیر سایهء سنگین تروریست های پ.ک.ک انجام می گیرد و مردم تحت فشار و رعب تروریستها از ترس شان چاره ئی جز دادن رای به نامزدهای احزاب طرفدار پ.ک.ک ندارند.
در اینجا دموکراسی و لیبراسیون تنها برای تروریست های پ.ک.ک و عوامل ظاهرا قانونی شان که از بودجه دولت تُرک ارتزاق می کردند برکت داشت. اما به یمن باز تر شدن دست این گروه مسلح، مردم منطقه نصیبی از دموکراسی و آزادی تعیین سرنوشت خود نداشتند. اینها همه درمقابل چشم های اروپائیان وبا حمایت آنها صورت می گرفت. تمامی لابی های صهیونیستی و ضد تّرک اروپا و آمریکا با دادن امتیازات و لجستیک به دفاتر این گروههای غیر قانونی تروریستی درحال تیشه زدن به ریشهء ثبات وامنیت در ترکیه بودند.
   با اشغال عراق توسط آمریکا ومتحدان اروپائی اش و مخالفت با حضور نیروهای تّرکیه در قسمت های ترکمن نشین که در جریان دستگیری و کشیدن گونی بر سر سربازان تُرک  تجلی آشکار یافت، تا حدودی ماسک ازصورت دو روی غربی ها کنار زده شد. اما با این وجود دولت ترکیه نمی خواست باور کند که تو طئه ئی علیه ترکیه درپس پردهء این شیطنت وجود داشته باشد. تا اینکه با پیش آمدن جنگ داخلی سوریه و تقویت یکباره پان کُردیسم توسط غربی ها واسرائیل در جریان حملهء داعش به عین العرب، موج برند سازی کوبانی و پ.ی.د توسط غربی ها با سرعتی باور نکردنی در پوشش کمپین حمایت از "خلق کُرد کوبانی" براه افتاد.
   ترکیه زیر بار فشار افکار عمومی و براساس اهداف نوع دوستانه راضی به بازکردن کریدور از عراق به سوریه برای کمک رسانی به عین العرب  گردید. کمک هائی که با دلسوزی ترکیه به سمت دشمن خودش یعنی پ.ی.د که بازوی سوریه ئی پ.ک.ک بود سرازیر می شد و بعید نبود همان امکانات وسلاح ها فردا علیه ترکیه بکار گرفته شود.همین طور هم شد. به شکرانه وقدردانی، کُرد های سوریه از بابت کمک ترکیه به نجات عین العرب، تونل هائی به این طرف مرز یعنی مناطق کُرد نشین ترکیه حفر نمودند که از آنجا مرتب سلاح ومواد منفجره برعلیه دولت ترکیه ترانزیت می شد.
جنگ سوریه نه تنها نقاب ازچهرهء تروریستهای پ.ی.د کنار زد، بلکه از ورای آن چهرهء واقعی اتحادیه اروپا و آمریکا هم نمایان شد. آمریکا ومتحدان آن در حالیکه مانع از مشارکت ترکیه در عملیات های ضد داعشی و ضد تروریستی می شدند برعکس، مرتب در پی مشروعیت بخشی و توان بخشی به تروریست های پ.ی.د و درحقیقت پ.ک.ک بودند وحتی برای این گروه تروریستی تدارک یک ارتش مجهز می دیدند.
آمریکائی ها با دفع ترکیه وجذب پ.ی.د به عنوان متحد خود، عملا شمشیر علیه ترکیه را از رو بستند. اینها همه البته باعث شد دولت ترکیه سعی کند در مبارزه با تروریسم روی پاهای خودش بایستد. دولت ترکیه به رهبری آقای اردوغان که در پشت همه دشمنانش اعم از کمونیست های پ.ک.ک و مومن نماهای گولنیست دستهای آمریکا و اروپا را به وضوح مشاهده  کرد. درجریان کودتای نافرجام ۲۴ تیر ۱۳۹۵ تغییر شگفت انگیزی در سیاست خارجی ترکیه رخ داد. از این تاریخ دولت ترکیه پی به توطئه های غرب بر علیه حاکمیت وتمامیت ارضی خودش برد. دولت آمریکا با رد هزار بارهء تقاضای استرداد فتح الله گولن و بر ملا شدن دست داشتنش در کودتا وحمایت از گولن، دولت اردوغان را ظاهرا متوجه این حقیقت کرد تنها راه ادامهء بقایش فاصله گرفتن از غرب و بویژه اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکاست.
پس از کودتای نافرجام و تغییرات واصلاحات وسیع در سیاست خارجی ترکیه مشخص گردید مانع اصلی مبارزه ترکیه با تروریسم کارشکنی های دولت موازی و یا دولت پارالل بوده  است.  پس از آن لحن رئیس جمهور ترکیه آقای اردوغان هم عوض شد و به همراه او  نخست وزیر بنالی یلدیریم هم موضع گیری تندی علیه آمریکا انجام داد که در آن صراحتا به استقلال ترکیه و اینکه ترکیه برنامه و دستورات خود را از سفیر آمریکا نمی گیرد تاکید شد.
  البته معمولا سیاست های آقای اردوغان به مواضع ایران نزدیک بوده است. اردوغان بارها گفته بود "دنیا از پنج بزرگتر است" یعنی  پنج عضو دائمی شورای امنیت مردم دنیا را نمایندگی نمی کند و بایستی حق وتو از سیستم رای گیری سازمان ملل حذف شود. یا اینکه در حمایت از فلسطینی ها و انتفاضه وهمچنین از رئیس جمهور ساقط شدهء مصر محمد مُرسی حمایت و کودتای سیسی را محکوم کرد، برعلیه آمریکا واروپا موضع گیری صریح تری نسبت به گذشته داشت. در مورد ایران هم آقای اردوغان موضع دوستانه ئی داشته است. از طرف دیگر نزدیک تر شدن ترکیه به روسیه و فاصله گرفتن آن از غرب، فضای میدان  مانور بازتری برای چانه زنی ها با آمریکا و اتحادیه اروپا  برای ترکیه ایجاد می کند. ترکیه حتی پا را فراتر گذاشته وضمن مطرح کردن استرداد تقاضای عضویتش در اتحادیه اروپا نسبت به ادامه عضویتش در ناتو هم ابراز تردید نموده است. مضافا اینکه این روزها از تمایل به تقاضای الحاق  ترکیه به گروه شانگهای هم توسط رئیس جمهور اردوغان رو نمائی شده است. آقای اردوغان تاکنون ثابت کرده است که هر تصمیمی بگیرد آنرا اجرا می نماید. نزدیکی ترکیه به روسیه و گروه شانگهای، در حقیقت به مفهوم نزدیکی بیشتر به آسیای میانه که نفوذ روسیه همیشه مانع جدی سر راه حضور ترکیه درآنجا بوده و همچنین به مفهوم قرار گرفتن ترکیه در جبهه ئی خواهد بود که ایران هم در آنجا حضور دارد.
بنابر این اگر چنانچه آقای اردوغان مقهور فشارهای روز افزون اروپائیان برای نزدیک نشدن به روسیه و ایران نشود و برای این تغییرات صورت عملی به خود بگیرد، می توان گفت ترکیه با استقلال هر چه بیشتر از غرب به خویشتن واقعی خود نزدیکتر می شود.

https://telegram.me/joinchat/B2JAQDvRb9_twzneMF-HXQ

نوشتن دیدگاه


مطالب مرتبط:

همکاری علمای مسلمان ازبکستان و روسیه برای پیشگیری

تخریب معبد دو هزار ساله توسط داعش

سیاست عجیب داعش در افغانستان

کیک‌بوکسر داعشی زندانی شد

ا

کارکنان فرودگاه های پنجاب پاکستان موظف به آموختن ز

ا

تظاهرات زنان مسلمان برضدقانون منع حجاب اسلامی در ا

ا

آخرین تحلیل ها