b_0_0_0_10_images_Behrouz_Ghezel.jpg

اساس نیوز :هفته گذشته بدنبال قطع گاز صادراتی ترکمنستان به ایران و بازتابهای رسانه ای این تحول مقاله ای را از دکتر بهروزقزل در این زمینه منتشر کردیم .امروز مصاحبه سایت اساس نیوز با این محقق و پژوهشگر شاخص اهل سنت را تقدیم کاربران سایت اساس نیوز می کنیم :

اساس نیوز : لطفا برای آگاهی خوانندگان سایت اساس نیوز خودتان را بیشتر معرفی کنید؟ بفرمایید که تحصیلات دانشگاهی شما در چه رشته ای و در کدام دانشگاه سپری شده است و در حال حاضر در چه زمینه ای مشغول به فعالیت هستید؟

دکتر قزل: من متولد بندرترکمن هستم. متأهل و صاحب دو فرزند. در سال 1382 برای تحصیل در رشته مدیریت وارد دانشگاه دولتی مازندران شدم. تجربه تحصیلی موفقی در آن رشته کسب نکردم و پس از سال ها، در سال 1389 با ثبت نام در رشته علوم سیاسی، تحصیل را از سر گرفتم. اما این بار، دوره لیسانس را سه ساله به پایان رساندم و در سال 1392 در مقطع فوق لیسانس وارد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران شدم. در سال 1394 نیز در مقطع دکترای تخصصی پذیرفته شدم . اکنون، در دانشگاه دولتی تهران و در رشته علوم سیاسی، گرایش مطالعات منطقه ای آسیای مرکزی و قفقاز مشغول به تحصیل و پژوهش هستم.

زمینه پژوهشی من در مقطع کارشناسی ارشد، جامعه شناسی سیاسی ترکمنستان و آسیای مرکزی بوده است. در کنار آن، همواره به زمینه مطالعاتی حیات دینی در این منطقه علاقمند بوده ام. تا جایی که اکنون و در مقطع دکترا نیز، حیات دینی در آسیای مرکزی و جامعه شناسی سیاسی کشورهای مذکور، اولویت مطالعات تخصصی من را تشکیل می دهد. اخیرا نیز، در حال انجام پژوهش مشخصی در قالب «واکاوی عقلانیت دینی در حیات سیاسی آسیای مرکزی» هستم.

نیازی به تصریح نیست که علاوه بر علاقمندی های شخصی، اهمیت این مباحث در هم پیوندی بخش عمده ای از جوامع آسیای مرکزی با ایرانیان ساکن در مناطق شمال شرقی قابل تببین است. همچنین، آسیای مرکزی هم به عنوان منطقه ای در مجاورت مرزهای ایران، هم به سبب اشتراکات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی و هم به واسطه مزیت های ژئوپلتیک و حتی ژئواستراتژیک برای جامعه علمی و اجرایی ایران دارای اهمیت است. دستاوردهای پژوهشی معطوف به این منطقه می تواند در ارتباط با موضوعات سیاسی، اجتماعی، امنیتی و اقتصادی در سطوح ملی و منطقه ای راهگشا باشد.

اساس نیوز: با عنایت به حوزه تخصصی مطالعاتی شما در منطقه آسیای مرکزی، جنابعالی برای خوانندگان ما به صورت کوتاه این منطقه و کشورهای واقع در آن را معرفی نمایید؟ ویژگی های عمومی و مشترک کشورهای منطقه را به اجمال بیان کنید؟

دکتر قزل: فارغ از عبارت هایی مانند «آسیای میانه» در ادبیات روسی، «آسیای مرکزی» در ادبیات غربی و «آسیای مرکزی بزرگ» در ادبیات سیاسی متأخر آمریکایی، کشورهای ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قرقیزستان و قزاقستان، دولت هایی هستند که در دهه 1990 و در اسناد بین المللی رسما خود را تحت عنوان «کشورهای آسیای مرکزی» معرفی کرده اند. این منطقه، از یک سو به مناطق شرقی چین، از سوی دیگر به دریای خزر، از یک سو به فدراسیون روسیه و از سوی دیگر به ایران و افغانستان محدود است. منطقه ای که در طول تاریخ به ترکستان مسلمان مشهور بوده و قرن بیستم، تجربه سیطره نظام کمونیستی را سر گذرانده است.

اکثریت جمعیت هر پنج کشور آسیای مرکزی مسلمانند. اسلام، هم به عنوان هویت دینی و هم به عنوان مشخصه فرهنگی این مردم، همواره مطرح بوده است. حتی در دوران اتحاد شوروی و در مواقعی، اسلام به عنوان وجه ممیزه ملی ساکنان این منطقه مطرح می شده است.

از نظر جغرافیایی، کشورهای آسیای مرکزی، هیچ کدام به دریای آزاد راه ندارند و از نظر اقتصادی، برخی به شدت به فروش منابع هدروکربنی و برخی نیز به کمک های روسیه یا غرب و یا درآمد نیروی کار مهاجر متکی اند. هر چند اخیرا نشانه هایی از تحولات اقتصادی نیز در این کشورها دیده شده است. صنایع بزرگ و مسیرهای تجاری این کشورها نیز، تا همین اواخر، از نظام برنامه ریزی متمرکز دوران شوروی متأثر بوده است.

از نظر فرهنگی، با وجود آسیب های عمیقی که فرهنگ و حیات اجتماعی این کشورها در دوران تسلط بلشویک ها متحمل شده، کماکان می توان مظاهر فرهنگی اسلامی و ایرانی را جای جای این منطقه دید. با وجود این، در دوران پس از فروپاشی این کشورها به عرصه رقابت بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای تبدیل شده و این زورآزمایی، جوانب مختلف اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و سیاسی حیاتِ مردمِ ساکن در این منطقه را تحت تأثیر قرار داده است. یکی از زمینه های مشخص در این رابطه نیز، «موج سواری» برخی از بازیگران منطقه ای و تحریک فضای دینی این منطقه در جهت ترویج عقاید افراطی و به ظاهر اسلامی است.

اساس نیوز: بنظر شما چه زمینه هایی بستر ساز فعالیت های گروه های افراطی دینی در منطقه آسیای مرکزی در سالهای پس از فروپاشی شوروی شده است؟

دکتر قزل: کشورهای آسیای مرکزی در نخستین سال های پس از فروپاشی درگیر مشکلات مختلفی اعم از اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بوده اند. با عطف به تجربه سیاست های قومی استالین در دهه 1920، مسائل قومی و مذهبی نیز از جمله زمینه هایی بود که توجه بسیاری را به خود جلب می کرد. تجربه جنگ افغانستان در سال های قبل، آغاز تحرک جریانات مذهبی و فعالیت گروه های منتسب به هویت های دینی در دوران گورباچف و در سایه سیاست های اصلاحی نیمه دوم دهه 1980 نیز از جمله موارد قابل اشاره است که همه و همه، زمینه را برای فعالیت گروه های افراط گرا در منطقه آسیای مرکزی فراهم کرد.

عواملی همچون خلاء ایدئولوژیک پس از برچیده شدن کمونیسم، ناکارآمدی دولت ها در حفظ ثبات و امنیت، مشکلات اقتصادی و بحران اجتماعی در بستری از ناآگاهی دینی و فقدان آموزش های اسلامی صحیح، در کنار تلاش برخی دولت های منطقه و قدرت های بین المللی برای بسط نفوذ خود در این کشورها، برای فهم درست زمینه های فعالیت گروه های افراط گرا حائز اهمیت است. عملکرد برخی از دولت های حاشیه خلیج فارس و گروه های شبه دولتی مانند طالبان که با ایجاد گروه های تندرو و یا با انحراف و تقویت جریانات قدیمی تر این منطقه، به دنبال یارگیری از دورن این کشورها بوده اند، به عنوان یکی از عوامل مشخص ظهور و گسترش گروه های افراط گرا در آسیای مرکزی قابل اشاره است. تجربه جنگ داخلی تاجیکستان در دهه 1990 نیز محیط مساعدی را برای گل آلود کردن فضای فعالیت گروه های دینی در این کشورها فراهم کرد. فضایی که در مجموع و به انحاء مختلف، هم توسط دولتمردان اقتدارگرای منطقه و هم توسط بازی گردانان جریانات افراط گرا مورد بهره برداری قرار گرفت.

اساس نیوز: در مورد رشد تفکرات وهابیت و فعالیت های منتسب به این تفکر در منطقه آسیای مرکزی توضیحاتی برای آگاهی خوانندگان سایت اساس نیوز بفرمایید؟

دکتر قزل: نکته مهمی در رابطه با تشخیص واقعیت جریان وهابیت وجود دارد. این جریان، به شدت سعی می کند تا خود را در قالب های فراقومی و فراسرزمینی ارائه دهد. این یک فعالیت عامدانه است در حالی که حتی در نخستین مواجهه با این جریان و مدعیان آن، هویت شبه جزیره ای آن نمایان شده و بوی ناآشنای آن بلافاصله به مشام می رسد. به رغم تلاش مدعیان تفکر مذکور، تشخیص این که وهابیت، مأموریت نمایندگی منافع برخی از دولت های منطقه را بر عهده دارد و نتایج فعالیت های آن در بیشتر مواقع مورد بهره برداری قدرت های غربی قرار گرفته است، چندان دشوار نیست.

  تفکر وهابیت، به پشتوانه قدرت مالی و روش های مؤثری که در جذب افراد دارد، توانسته است در آسیای مرکزی گسترش یابد. البته، همان طور که بیان شد، این گسترش بیش از هر چیز متکی بر «موج سواری» به موقعی است که بر موج مشکلات و غفلت سال های پس از استقلال در این کشورها انجام شده است. پس از آن نیز، به رغم فضای رسمی غیر دینی دولت های آسیای مرکزی، سرکوب های دولتی و فقدان جایگرین مناسب، حذف یا تحدید جریانات سنتی، معقول و معتدل در کنار تداوم مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، باز هم فضا را برای فعالیت جریان های وهابی و مقبولیت نسبی این تفکر به مثابه «راهی برای فرار» باز گذاشته است. تفکری که نشان داده است در قرابت معناداری با جریانات تکفیری و افراط گرا و حتی تروریسم بین المللی قرار دارد.

اساس نیوز: در ماه های اخیر اخبار پراکنده ای از تلاش گرو های تکفیری و در راس آن داعش برای حضور در آسیای مرکزی منتشر شده است. آیا این گونه اخبار واقعیت خارجی دارد یا زاییده تحلیل های شخصی صاحب نظران مسائل منطقه است؟

دکتر قزل: در خصوص تلاش های اخیر گروه های تکفیری و داعش در آسیای مرکزی، چند نکته ظریف وجود دارد. داعش یا گروهی مانند آن در آسیای مرکزی می تواند یک تهدید باشد، اما نه به طور یکسان برای همه کشورهای منطقه. زمینه ها و نشانه های بروز و حتی گسترش احتمالی داعش یا گروهی مانند آن در منطقه وجود دارد، اما عوامل ممانعت کننده نیز هستند. بنابراین، آسیای مرکزی عرصه ای جدید و با ویژگی های متفاوت است که بیش از هر چیز، آزمونی برای مواجهه تجربه انباشته جبهه مبارزه با تروریسم در برابر افراط گرایی لجام گسیخته خواهد بود.

   شرایط سال 2017 با شرایط یک دهه یا پنج سال پیش متفاوت است. داعش یا «داعشیزه» شدن جریانات و گروه های افراط گرا مسلما در آسیای مرکزی یک تهدید است. این منطقه، از سال های گذشته تا کنون، مورد توجه گروه های افراط گرا و «مدعیان خلافت اسلامی» بوده است.

   نباید فراموش کرد بسیاری از اعضای داعش نیز از این منطقه و منطقه مجاور آن یعنی سین کیانگ بوده اند و به دنبال آن، ظهور جریانات داعشی یا بازگشت اعضای شکست خورده یا منفک شده این گروه به کشورهای آسیای مرکزی نیز یک معضل است. همان طور که پیشتر اشاره شد، زمینه های فکری و اجتماعی نیز برای این جریانات کم و بیش فراهم است.

   اما در مقابل، دولتمردان آسیای مرکزی نیز شاهد تجربه سوریه و عراق بوده اند. تحولات افغانستان نیز با دهه 1990 متفاوت است. چین، به شدت نسبت به فعالیت جریانات افراط گرا در مجاورت مرزهای خود حساس شده است و روسیه، با عطف به تجربه حضور مستقیم نظامی در سوریه، تحولات آسیای مرکزی را زیرنظر دارد. دولت های منطقه، در پی انسجام بیش از پیش و بسط اقتدار بیش از گذشته خود برآمده اند و نهادهایی مانند سازمان همکاری شانگهای با مأموریت های ویژه انتظامی به وجود آمده اند.

   با وجود تمام این ها، داعش یا داعشی شدن جریانات در این منطقه، همچنان یک تهدید است. وجه متفاوت قضیه معطوف به همان ویژگی است که پیش تر تحت عنوان «تجربه انباشته جبهه مبارزه با تروریسم» بدان اشاره کردم. به بیان دیگر، تهدید داعش از سر منطقه برداشته نشده اما امیدواری هایی نیز برای مبارزه مؤثر با آن وجود دارد. با تمام این اوصاف، خوش بینی بیش از حد نیز موضوعیت ندارد و تمام دولت ها و ساز و کارهای مرتبط منطقه ای می بایست، هر چه بیشتر آماده مقابله با این تهدید باشند.

اساس نیوز: درنهایت جنابعالی به عنوان یک فرهیخته اهل سنت، راهکار جلوگیری از اشاعه تفکرات افراطی در مناطق اهل سنت نشین را چه می دانید؟

دکتر قزل: همان طور که در مبحث افراط گرایی در آسیای مرکزی نیز بدان اشاره شد، ظهور و گسترش تفکرات افراطی مبتنی بر زمینه های عینی و ذهنی از یک سو و متأثر از عوامل داخلی و خارجی از سوی دیگر است. فارغ از این که تحولات سیاسی و اجتماعی در مناطق پیرامونی ایران، من جمله آسیای مرکزی یا خاورمیانه، می تواند با تسری بحران به سمت ایران، یک منشاء مهم تهدید تلقی شود، لازم است بحث مناطق اهل سنت نشین ایران به طور مجزا مورد بررسی قرار گیرد.

تراکم اسکان اهل سنت ایران، بیشتر در مناطق مرزی عینیت یافته است. جمهوری اسلامی ایران با سیاست تقریب و همزیستی و پذیرش تکثر اقوام و مذاهب، توانسته است تجربه موفقی از انسجام، ثبات و امنیت را در سال های اخیر به نمایش بگذارد. تجربه ای که بسیاری از همسایگانِ «مرفه تر» و «پیشرفته تر» ما نیز از آن  بی بهره اند. این تجربه از یک سو مرهون سیاست های منتخب و از سوی دیگر مرهون همدلی اقوام و مذاهب بوده است.

    اما همان طور که اشاره شد، محیط امنیتی منطقه ما نیز بسیار پویا است. این محیط، به بازی یک نفره شباهتی ندارد. بازیکنان متعددی با انگیزه های متفاوت هستند که مهار آنان، پویایی، چابکی و تصمیم گیری های به موقع را می طلبد. اما فارغ از مباحث نظری، راه کارهای عینی مبارزه با اشاعه تفکرات افراطی در مناطق اهل سنت نشین می تواند بدین قرار باشد: علمای سنتی و تقریبی، نقش بیشتر و مؤثرتری در ترویج آموزه های معتدل و عقلایی بر عهده بگیرند. سیاست های اقتصادی و برنامه ریزی حساب شده ای برای تثبیت جمعیت مناطق مرزی و قومیت نشین اتخاذ شود، مانند طرح «یک روستا، یک شغل» وتسهیلات ویژه مناطق مرزی و ... . آموزش های منسجم تری در قالب ارائه آموزه های صحیح اهل سنت از سوی نهادهای آموزش همگانی ارائه شود. توجهی بیش از گذشته برای مهار معضلات اجتماعی و اقتصادی این مناطق، به ویژه در میان جوانان، حتی در چارچوب تبعیض مثبت مصروف شود. فعالیت های مردم نهاد مساجد و فعالیت های داوطلبانه عام المنفعه تقویت شده و در جهات مناسب سازماندهی شود و ... .

در یک نگاه کلی، با اعطای خودباوری به جوانان، رفع «احساس تبعیض»، ارائه آموزش های صحیح و عقلایی توسط کارگزارن بومی، فعالیت رسانه ای مؤثر برای انعکاس دستاوردها و آثار مثبت برنامه ها، طرح ها وفعالیت های معطوف به مناطق اهل سنت نشین، می توان گام مؤثری در ممانعت از هجوم آموزه های افراطی و همچنین قدم های استواری در مسیر همگرایی ملی برداشت و در عین حال، زمینه هم افزایی بیش از پیش تمام ظرفیت های ایران اسلامی را فراهم کرده، شاهد افزایش و اعتلای قدرت ملی بود، انشاالله.

 

 

 

مطالب مرتبط:

زنان انتحاری خطرناک ترین سلاح داعش در موصل

محققان آخرالزمان را در اکتبر 2017 پیش بینی کردند!

داعش با پهپاد به رم حمله می کند!

ارتش چین به حالت آماده باش کامل درآمد

ا

سیزدهمین نشست هم اندیشی علمای ایرانشهر

قوانین سخت روزه‌داری در چین

آخرین تحلیل ها