b_300_300_16777215_10_images_uyfgfgfg.jpg

اساس نیوز ،محمد دهواري: يكي از بحران‌هاي عصر حاضر و پديده تمام قد ايستاده، تكفير مسلمان است که بسان پتکي بر سر امت فرود مي‌آيد و پيکر آن‌را تکه پاره مي‌کند.

تكفير كاري ساده و معمولي نيست که هر كسي از راه برسد و ديگري را از دين خارج كند! اين را بايد دانست: تكفير  افراد مسئله شرعي و داراي حدود و قوانيني است.
 رأي شخصي و برخاسته از تعصب اشخاص را نبايد به رخ شريعت شفاف و معتدل اسلام کشيد.
كافر قلمداد كردن مسلماني به ناحق پيادمدهاي همچون؛ مباح الدم بودن آن شخص، جهنمي بودن او،  طلاق و جدايي او از همسرش و... را در پي دارد، پس بايد به عواقب كار خود انديشيد و بدون وجود دليل قطعي از كتاب و سنت نبايد در اين "تيه" ناپيدا کنار داخل شد.
اهل سنت والجماعت در اين مورد حد اكثر احتياط را به كار مي‌گيرند چنانكه از امام ابوحنيفه رحمه الله منقول است كه فرمودند: « لا نكفر احدا من أهل القبلة»[ إكفارالملحدين ] يعني: ما هيچ يك از اهل قبله را تكفير نمي‌كنيم.
مراد از اهل قبله، كساني‌اند كه برضروريات دين ايمان دارند و مراد از عدم تكفير اين است كه تا مادامي كه يكي از علامات صريح كفر در شخص ديده نشود، او را تكفير نمي‌كنيم، پس اگر چنانچه شخصي گناهي انجام داد و عقيده به حلال بودن آن گناه نداشت، نمي توان آن را كافر دانست؛ مگر اين كه فعل او خود از علامت هاي كفر باشد و همين است عقيده‌ي اهل‌سنت والجماعت.
در حديث پيامبر اسلام صلي الله عليو وسلم قاعده کلي در اين راستا بيان شده است؛ چنانکه رسول اکرم صلي الله عليه و سلم فرمودند: « ثَلاَثَةٌ مِنْ أَصْلِ الإِيمَانِ: الْكَفُّ عَمَّنْ قَالَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَلاَ تُكَفِّرْهُ بِذَنْبٍ وَلاَ تُخْرِجْهُ مِنَ الإِسْلاَمِ بعَمَلٍ الخ »[ ابوداود باب في الغزو مع ائمة الجور] يعني: سه چيز از اصل ايمان به شمار مي‌روند:
باز آمدن از اذيت رساني گوينده‌ي كلمه طيبه؛ هيچ مومني را به سبب گناهش تكفير نكني؛ بسبب عمل كسي، او را از اسلام خارج نداني.
اين حديث به مطلب اشاره دارد: آن‌هايي كه مومن واقعي هستند، هرگز مسلمان ديگري را به سبب گناه يا عملي ديگر تكفير نمي‌كنند و دست و زبان خود را نسبت به ديگر مومنان كنترل مي‌كنند.
داستان حضرت اسامه رضي الله عنه بسيار مشهور است كه در جنگ، كسي را كشته بود كه كلمه لا إله الا الله را مي‌خواند [البته به اين گمان كه او از روي ترس آن را مي‌گويد ] پيامبر خدا عليه السلام از شنيدن اين واقعه بسيار ناراحت شد و اسامه را مورد ملامت قرار داد و فرمود:«آيا با وجود اين كه او لا اله الا الله مي‌گفت، باز هم تو او را كشتي؟ اسامه جواب داد :اي رسول خدا! او اين كلمه را از روي ترس شمشير گفته بود. آن‌حضرت عليه السلام فرمودند: آيا قلبش را شگافتي تا بداني اين كلمه را از ترس گفته است؟! [ صحيح مسلم ح 96]
پيامبر خدا عليه السلام فرمودند: إذا قال الرجل لأخيه يا كافر! فقد باء به احدهما. [ بخاري ح 5752]
ترجمه: اگر شخصي به برادر مسلمان خود بگويد: « اي كافر! » اين [نسبت كفر ] به يكي از آن دو بر مي‌گردد.
منظور اين است که اگر مصداق اين سخن طرف مقابل نباشد، خود گوينده كافر قرار مي‌گيرد! معاذ الله من ذلك. از اين رو علما مي‌گويند « اگر در سخن شخصي نود و نه احتمال كفر و يك احتمال ايمان بود نبايد او را تكفير كرد.» الإسلام يعلو ولا يعلا عليه؛ هميشه جانب اسلام برتر است.
امام ابواليسر بزدوي رحمه الله مي‌گويد: يك عالمِ دين بايد تا حد امكان، كفر را از مسلمان دفع كند. [ اصول بزدوي ص 110]
عملكرد حضرات صحابه‌ي كرام در مقابل خوارجي كه در مورد گمراهي آن‌ها نصوص صريح آمده و خود آن‌حضرت عليه السلام دستور قتل آن‌ها را داده است، مي‌تواند بهترين الگو براي ما باشد؛ چراكه صحابه هرگز آن‌ها را تكفير نكردند و جنگ حضرت علي رضي الله عنه با آنها نه از روي تكفير آن‌ها، بلكه به سبب بغاوت، ظلم و تعدي آن‌ها بود. از اين جهت بعد از پايان جنگ، نه اموال آنها را غنيمت شمرده و نه اسيرانشان را به بردگي گرفت و حتي به فقهاي بصره اجازه داد كه شهادت آنها را هم قبول كنند. ( سخنان حضرت سعد و حضرت علي رضي الله عنهما، پيرامون اين موضوع قبلا بيان گرديد.)
اين در حالي بود كه خوارج در مقابل، سيدنا علي و معاويه و همچنين تمامي طرفداران اين دو را با جسارت تمام تكفير مي‌كردند! پس از عملكرد صحابه اين برداشت هم درست است كه اگر كسي شما را كافر قلمداد كرد، باز هم شما حق نداريد او را تكفير كنيد.
متأسفانه فرق ما با اصحاب در اين است كه آنها با عملكرد خود باعث دخول كفار در دين مي‌شدند و ما در پي آنيم كه به اندك بهانه‌اي، برادر مسلمان خود را تكفير كنيم!
ترسم نرسي به كعبه اي اعرابي    كين راه كه تو مي‌روي به تركستان است.
امروزه ارزان ترين چيز در دنيا، « خون و آبروي مسلمان» است؛ نه تنها نزد كفار بلكه در مابين خود مسلمانان هم همين‌گونه شده است.
حجاج بن يوسف ثقفي روزي بر منبر اعلام كرد: به خدا سوگند! اگر من مردم را دستور بدهم كه از دري از درهاي مسجد خارج شوند ولي آنها از دري ديگر بيرون روند، ريختن خون آنها و به تاراج بردن مالشان بر من حلال خواهد شد.[ابوداود]
چقدر از خانه‌هاي مسلمين كه بعلت اندک اختلاف ناچيز ويران گشته، چه بسا از فرزندان، كه يتيم شده‌اند و چه بسيارند زناني كه  بيوه گشند!!!
         من از بيگانگان هرگز ننالم/*/ آنچه با من كرد آن آشنا كرد
پيامبر خدا عليه السلام فرمودند: اگر دو مسلمان در مقابل هم شمشير كشيدند، قاتل و مقتول هر دو در جهنم‌اند. خداوند متعال تمام مسلمين جهان را از اين فتنه‌ي بزرگ برهاند.
منبع :سنت آن لاین

نوشتن دیدگاه


مطالب مرتبط:

داعش و استفاده از کودکان

اعدام در انتظار قاتل مسلمانان آمریکا

فواید حفظ نگاه چیست؟

ا

عربستان همچنان به رفتن اسد فکر می کند!

پیام تسلیت مولانا گرگیج به مناسبت درگذشت مولانا شه

اعتراض علمای پاکستان به ممنوعیت فعالیت جماعت تبلی

آخرین تحلیل ها