b_300_300_16777215_10_images_uyutrew.jpg

اساس نیوز :از جمله چیزهائی که عدم شناخت و آگاهی نسبت به آن در تکفیر افراد سهم بسزایی داشته ، عدم آگاهی صحیح افراد از مرز بین کفر و ایمان است .

مرزاسلام و کفر، مرز ضروری دین و مذهب و ... می دانیم که در قرآن کریم و متون اسلامی ، مسائل اعتقادی زیادی مورد بحث قرار گرفته ، لکن باید دید، کدام یک ازاین مسائل ، جنبه حقوقی داشته واعتقاد به آن ، جزءاساس اعتقاداسلامی بوده وبی اعتقادی به آن ، موجب بیرون رفتن ازاسلام است و کدام یک دراین حد نبوده واز جنبه علمی و هدایتی ، مورد توجه قرار گرفته و برای هدف ارشاد، به کار رفته است.

به عنوان مثال :ازادله فقهی استفاده می شود که اعتقاد به یگانگی خداوند و رسالت پیامبر(ص) اساس اعتقاد اسلامی را از نظر حقوقی تشکیل می دهند.در این چارچوب اگر کسی ، یکی ازاین دو را باور نداشته باشد، کافر محسوب می شود. با توجه به این مرزبندی که برای کفر قرار داده شد ،هر عقیده ای که در نهایت ، به یکی ازاین دو باور خللی وارد سازد،از مرزاسلام خارج و دارنده آن عقیده ، جزء کفار محسوب می گردد. مانند کسی که از ضروریات دین را با توجه به آگاهی انکار کند که نتیجه اش انکار نبوت است.

   کمی علم  ، آمیخته با بهره ای، ولو کم از تقوا و دیانت، باعث می شود که انسان در امر تکفیر شتاب زده عمل نکند.چه اینکه علاوه بر نواهی فراوانی که در شرع مقدس در مورد عدم تعجیل در تکفیر دیگران وارد شده است، پیامدها و عواقب خطرناکی که گریبان جامعه اسلامی را می گیرد و عرض و آبروی مسلمین را مخدوش می سازد، بر عقلای امت پوشیده نیست.

هشدارها و انذارهای تکان دهنده ای که در روایات در خصوص تکفیر دیگر مسلمین وارد شده، دل هر مؤمن آگاه و بیداری را به لرزه در می آورد، خصوصاً که این مسئله با خون و مال و عرض مسلمین در می آمیزد و حساسیت آن را صدچندان می کند.

هرچند تعصب بی مغز دینی به همراه جهالت در معرفت دینی، عامل اصلی افزایش تفکّر تکفیر در عصر حاضر است .لیکن ریشه های خارجی و عواملی که از نزاع اقوام مسلمان سود می برند، هرگز نباید از نظرها پنهان بماند . البته در کنار مبارزه با عوامل خارجی می بایست به واکسیناسیون داخلی امت اسلامی از این سم مهلک ـ که در حال فشل کردن پیکره اسلام و ارائه چهره ای زشت و کریه از اسلام به جهان است ـ پرداخته شود. به راستی آیا در عصر حاضر، ارائه چنین چهره ای از دین، باعث جذب عموم انسان ها به این دین آسمانی می شود یا فرار آنها از آن؟

پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرماید: " سِبابُ المُسلم فسوقٌ و قتاله کفرٌ":ناسزا گفتن به مسلمان، فسق است و کشتنش، کفر است.

ابوحامد غزالی می گوید: "تا آنجا که ممکن است، نباید از گزینه تکفیر استفاده کرد؛ زیرا اباحة دماء و اموال کسانی که اهل قبله هستند و شهادتین گفته اند، اشتباه است و اشتباه در زنده نگه داشتن هزار کافر، آسان تر از خطا در ریختن قطره ای از خون مسلمانان است".

  ابن عابدین می گوید: "پس از اجماع اولی علمای مسلمین بر اینکه هر کس اهل قبله بود و شهادتین بر زبانش جاری ساخت، مسلمان است و جان و مال و ناموسش حرام است، این امر یقینی زایل نمی شود، مگر با اجماعی دیگر یا حدیث ثابتی که معارض نداشته باشد".

   قرطبی نیز می گوید:"موضوع تکفیر، موضوع حساسی است و بسیاری که در آن وارد شدند، هلاک گشتند و دانشوران و اهل علمی که توقّف کردند، سالم ماندند و ما سلامت را با هلاکت عوض نمی کنیم".

آنچه ذکر شد، خلاصه ای از اقوال علمای اهل سنّت است و علمای مذاهب دیگر، در این امر احتیاط بیشتری می کنند و اکثرشان معتقدند که خطا و اشتباه در عفو و گذشت، بهتر از اشتباه در عقوبت و مجازات است .

   البته تفکّر تکفیر ریشه در صدر اسلام دارد و اولین گروه تکفیری، خوارج بودند که حضرت علی رضی الله عنه را کافر دانستند و ایشان را در محراب نماز به شهادت رساندند . پس از آنها نیز در قرن چهارم هجری، با شروع فتنه جدیدی به رهبری ابومحمد بربهاری، دور جدید تکفیر و کشتار مسلمین آغاز گردید . امروزه نیز این تفکر که براساس تفسیری نادرست از مفاهیم اسلامی شکل گرفته و با استفاده از جهالت عده ای عوام، رشد و نمو یافته، با حمایت سرمایه های مالی و سیاسی استکبار و صهیونیسم تقویت گشته است.

موج جدید تکفیر در عصر حاضر از یک سو، در سرزمین حجاز با اتحاد محمد بن سعود و محمد بن عبدالوهاب به اوج خود می رسد و از سوی دیگر، با ظهورگروه های نوظهور  جهادی راه برای گسترش تفکرات تکفیری در مصر، سوریه، عراق و سایر کشورهای اسلامی باز شده است .

  امروزه ظهور گروه های متعدد تکفیری، بزرگ ترین عامل تهدیدکننده کیان امت اسلامی است. در واقع تکفیر، مناسبات امت اسلامی را بر هم می زند و امت بی مناسبات، رو به زوال است. اما آنچه پدیده تکفیر در عصر حاضر را از اعصار پیشین متمایز می کند، اولاً، ابعاد جهانی آن است که از مرزهای اسلام گذشته و لباس کریه نسل کشی را بر تن دین رحمت پوشانده و چهره اسلام رحمانی را در نزد جهانیان تخریب کرده است. ثانیاً، کشتارهای وحشیانه و نامتعارفی را که انسان عصر حاضر ندیده است، متعارف می نمایاند. ثالثاً، شبکه ای شدن عناصر تکفیری و استفاده وسیع آنها از سایت های اجتماعی، مبارزه با آنها و جلوگیری از تکفیر و یا حتی هدایت آنها را مشکل ساخته است.

تکفیری ها از دو بخش مهم تشکیل می شوند: یک بخش سران آنها هستند که حکم به تکفیر و قتل سایر مسلمین صادر می کنند . بخش دیگر پیروان عوام آنها هستند که به عللی اجتماعی، تحت تأثیر تبلیغات آنها قرار گرفته اند. به یقین افراد بخش اول، اهل گفتگو نیستند؛ چرا که فهم درستی از اسلام ندارند. در عین اینکه خود را عالم و دیگران را جاهل می دانند و لذا همه مسلمین و علما و سران دولت های اسلامی باید اینها را در معرض زوال قرار دهند. اما ممکن است بتوان برخی از پیروان تکفیری ها را که عده ای عوام متأثِر هستند، با گفتگو و تبلیغ به راه راست برگرداند.

تفکر سلفیه وهابی مسلح با سردادن شعار احیای حاکمیت خداوند در پی ایجاد خلافت اسلامی است. آنان با انحراف از آموزه‌های اسلامی و فقدان درک درست از مفاهیم دینی، مانند ایمان و شرک، و با رعایت ‌نکردن شرایط اجتهاد، حاکمان و مردم کشورهای اسلامی را تکفیر می‌کنند و بلاد مسلمانان را دارالکفر می‌نامند. سپس هجرت از این کشورها و جهاد با مخالفان خود را تنها راه ایجاد حکومت اسلامی می‌شمرند.

حرکت سلفیهٔ جهادی از یک سو با ترسیم چهره‌ای خشن از اسلام در خدمت پروژه اسلام‌هراسی با مدیریت غرب قرار گرفته است و از سوی دیگر، با روشن‌کردن آتش جنگ در منطقه، باعث تفرقه، ویرانی و ایجاد ناامنی شده است.

سلفی‌های وهابی مسلح، که آرمان خاتمه ‌دادن به بندگی بشر در برابر بشر را منوط به تشکیل خلافت اسلامی می‌دانند.پس از تکفیر مخالفان و هجرت از بلاد کفر، از جهاد به مثابه تنها ابزار برای سرکوب مخالفان بهره می‌برند.

 در تفکر سلفیه وهابی مسلح حتی می‌توان جهاد را فراتر از راهکار، بلکه بخشی از عقاید و مبانی آنها دانست، چنانچه برخی از بزرگان آنان جهاد در اسلام را نه ابزار تحمیل عقیده، بلکه بخشی از طبیعت برنامه اسلام می‌داند که برای آزادکردن انسان‌ها از یوغ بندگی غیرخدا به کار می‌رود. از نظر آنان، روشن است که حاکم‌کردن قوانین خدا در زمین، با تبلیغ و نصیحت‌ کردن حکام فاسد میسر نمی‌شود و باید در این راه جهاد کرد.

بارالها، پروردگارا، از این مصیبت بزرگ و درد جانکاهی که جامعه اسلامی را فراگرفته، به ذات احدیّتت روی می آوریم؛ مصیبتی که جامعه اسلامی هرگز مانند آن را تجربه ننموده و از درون در حال نابودی و تباه ساختن جامعه اسلامی و در بلند مدت باعث هدم اعتقادات عموم مسلمین در عصر حاضر خواهد شد.

والسلام علیکم و رحمة الله

(عبا محمدنژاد)

نوشتن دیدگاه


مطالب مرتبط:

سلاح های آمریکا ؛ یا انستیتوهای نایف ؟ (بخش پایانی

از اسکار و کارناوال تا جذب خبرنگار افتخاری در اساس

 

لحظۀ دستگیری پسرخالۀ صدام

یلدریم: اتحادیه اروپا باید تصمیم خود را بگیرد

افزایش تدابیر امنیتی در مسجدالاقصی

چراغ سبز عراق به روسیه برای حمله به داعش

آخرین تحلیل ها