b_300_300_16777215_10_images_kjhgjhjh.jpg

اساس نیوز : پایگاه اطلاع رسانی اصلاح در هفته های اخیر مصاحبه ای را با سید عبدالباعث قتالی امام جمعه اهل سنت بندر عباس منتشر کرده است .سایت اساس نیوز این مصاحبه را به علت طولانی بودن در دو بخش منتشر می کند .ذیلا بخش اول این مصاحبه را منتشر می کنیم :

سیّد عبدالباعث قتالی فرزند مرحوم سید امیر شیخ قتالی است. سیّد امیر شیخ، خود از معتمدین و علماء صاحب‌نام منطقه بندر خمیر بوده است. سید عبدالباعث در سال ١٣٤٠ در بندر خمیر واقع در استان هرمزگان متولّد شد و دوره‌ی فراگیری علوم دینی را در مدرسه دینی سلطان العلماء بندر لنگه، نزد مولانا شیخ محمد علی خالدی، ملقّب به سلطان العلماء، گذراند.

سیّد عبدالباعث قتالی از سال ١٣٦٠ به بعد، مسئولیت امام‌ جمعه‌ی بندر خمیر را بر عهده داشت و در همان سال مسؤول اداره‌ی مدرسه‌ی علوم دینی صدر‌الاسلام، واقع در بندر خمیر گردید. وی در تمام این مدت از هر گونه اقدامی در راه نشر و ترویج فرهنگ قرآنی و آشنایی مردم با علوم دینی دریغ نورزید و در زمینه‌های مختلف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی فعال بوده است. سیّد عبدالباعث قتالی بعد از وفات مرحوم سید عبدالرحیم خطیب، از سال ١٣٧٦ تا اکنون، به‌عنوان امام جمعه‌ی اهل سنّت و جماعت بندرعبّاس مشغول به فعالیت می‌باشد و در این مدت برای تحکیم روابط اجتماعی، در زمینه‌ی همزیستی مسالمت آمیز و وحدت اسلامی و پر‌رنگ شدن مسائل دینی در این خطه، تلاش نموده است.

اگر امکان دارد در مورد وضعیت جمعیتی اهل سنّت در جنوب ایران توضیح دهید.

اهل سنت جنوب ایران عمدتاً در سه استان هرمزگان، فارس و بوشهر ساکن هستند. ساکنین جزایر ایرانی خلیج فارس نیز عمدتاً اهل سنّت هستند. جمعیت اهل سنّت ایران در این سه استان، بین ٧٠٠ الی ٨٠٠ هزار نفر تخمین زده می‌شود. البته بخش زیادی از اهل سنّت جنوب، به کشورهای حاشیه‌ی جنوبی خلیج فارس مهاجرت کرده‌اند که در این آمار نیامده است. این مهاجرت به دلایل مختلف، به‌طور پیوسته در یک قرن اخیر صورت گرفته است.

از نظر قومیّتی و مذهبی، وضعیت اهل سنّت جنوب چگونه است؟

در جنوب ایران مسأله قومیّت مطرح نیست؛ زیرا همه‌ی اقوام ساکن در جنوب ایران، شاخه‌ای از فارس هستند و زبان محلّی آن‌ها نیز شاخه‌ای از زبان فارسی پهلوی است. البتّه برخی از ساکنین جنوب ایران، عرب و بلوچ هستند که در چند قرن قبل، به این خطّه مهاجرت کرده‌اند. بلوچ‌ها به زبان بلوچی و عرب‌ها به زبان عربی حرف می‌زنند؛ اما اکثر ساکنین جنوب، چه آن‌ها که به زبان بندری صحبت می‌کنند و چه آن‌ها که از لارستان و فارس مهاجرت کرده‌اند و به زبان لاری و اوزی صحبت می‌کنند، زیربنای قومیّتی و زبانی آن‌ها یکی است و آن شاخه‌ای از فارس است.

در جنوب ایران، اهل سنّت اکثراً پیرو مذهب شافعی هستند. جنوب ایران از دیرباز تا کنون مرکز فعالیّت شافعی‌مذهب‌ها بوده است و علماء شافعی مذهب بزرگی از این خطّه بر‌خاسته‌اند.

بعد از پیروان مذهب شافعی، عدّه‌ای نیز پیرو مذاهب حنفی و عدّه‌ای کمتر، پیرو مذهب حنبلی هستند. حنبلی‌ها از عرب‌هایی هستند که از سه قرن پیش به این سو، به جنوب ایران مهاجرت کرده‌اند و در این خطّه ساکن شده‌اند. برخی عرب‌ها نیز شافعی‌مذهب هستند که در طول تاریخ و در مقاطع مختلف به جنوب ایران مهاجرت کرده‌اند. به‌طور کلّی مذهب شافعی، مذهب غالب در میان اهل سنّت جنوب، در طول ده قرن اخیر بوده است.

اگر امکان دارد در مورد تاریخ سیاسی جنوب به‌طور مختصر توضیح دهید.

قدمت حیات و تمدن بشری در جنوب ایران، به قبل از ورود آریایی‌ها باز می‌گردد. آثار تمدّن و سکونت چند‌ هزار‌ساله، در بسیاری از نقاط جنوب ایران کشف شده است؛ اما از ظهور اسلام تا کنون، جنوب ایران دارای سه برش تاریخی مهم بوده است که تأثیر سیاسی و اجتماعی زیادی بر مردم جنوب داشته است.

اولین مرحله، به ظهور اسلام بر می‌گردد. جنوب ایران از مناطقی بوده که در دوران اولیه اسلام، این دین را پذیرفته است. در مورد کیفیت پذیرش اسلام توسط مردم جنوب، روایات زیادی وجود دارد؛ اما آن‌چه مسلّم است، این است که اسلام بر‌ خلاف دیگر نقاط ایران، با جنگ وارد ایران نشده است. بلکه مردم این خطه خودشان اسلام را پذیرفته‌اند.

به نوشته مسعودی، اسلام از راه دریا و احتمالاً از مسیر عمّان، وارد جنوب ایران شده است. عمّان از مناطقی بوده که در زمان حیات پیامبر اسلام(ص)، اسلام را پذیرفت و جنوب ایران در آن زمان از نظر سیاسی تابع کشور عمّان بود. به هر حال با ورود اسلام به جنوب ایران، مردم این خطّه عبادتگاه‌های خود را که احتمالاً متعلّق به دین میترا‌پرستی بوده است، تبدیل به مسجد کردند و از آن زمان تا کنون در پایبندی به اصول این دین کوشیده‌اند. برخی مساجد در منطقه‌ی جنوب وجود دارند که قدمت آن‌ها به دوران صدر اسلام منسوب است؛ از جمله مسجد شیخ برخ، در روستای کوشه واقع در جزیره‌ی قشم و آثار باقی مانده در لافت.

دومیّن برش تاریخی جنوب به حمله مغول بر‌می‌گردد. جنوب ایران از جمله مناطقی بود که از حمله مغول در امان ماند که بازگو‌کردن علّت آن از حوصله‌ی این گفت‌وگو خارج است. این موضوع را سعدی نقل کرده است که هم‌زمان با حکومت ابوبکر سعد زنگی، در فارس زندگی می‌کرد و از تدبیر این سلطان در مقابل حمله‌ی مغول یاد می‌کند. به هر حال بسیاری از تجّار، هنرمندان و فقهای ایران، برای نجات جان خود به جنوب پناهنده شدند. در آن زمان، ملوک هرمز بر جنوب حکومت می‌کردند. این شرایط اجتماعی، باعث شکوفایی تمدن جنوب و قدرتمند شدن ملوک هرمز، در جنوب ایران شد و رونق تجاری و فرهنگی را در این خطّه همراه داشت.

به‌ واسطه ثروت و خردمندی ملوک هرمز، در قرن هفتم و هشتم هجری، جزیره‌ی هرمز به یکی از بزرگترین مراکز تجاری جهان تبدیل شد و آوازه‌ی آن در تمام جهان پیچید. این وضع سبب توجّه استعمارگران، به ارزش جزیره‌ی هرمز و سرزمین‌های تحت سلطه‌ی آن، در حاشیه‌ی خلیج فارس شد و با حمله پرتغالی‌ها و سپس صفویان به هرمز، عمر حکومت هرمز پایان به پایان رسید.

در همین دوره می‌بینیم که بعد از حمله مغول به بغداد و فتح این شهر، سادات بغداد، به جنوب ایران مهاجرت می‌کنند؛ زیرا این خطّه از ایران در آن زمانِ پر‌آشوب، جزو امن‌ترین مناطق جهان بود. سادات بغداد حامل فقه و دانش علوم شرعی بودند و در نقاط مختلف جنوب ایران ساکن شدند، از جمله آن‌ها در عماده‌ ده لار و روستای کال لامرد و سپس در گوده، سکنی گزیدند و چون فقه غالب در جنوب، فقه شافعی بوده است، آن‌ها نیز در ترویج این فقه کوشیدند.

برش سوم تاریخی، مربوط به دوران حکومت رضاخان و مسأله کشف حجاب است که سبب مهاجرت بسیاری از مشایخ، فقها و تجّار جنوب شد و خسارات زیانباری را به تمدّن جنوب وارد کرد. مردم جنوب از دیرباز پایبند به ارزش‌های اسلامی و اخلاقی بودند و مسأله کشف حجاب، با هویّت تاریخی جنوب در تناقض بود؛ لذا سبب مهاجرت گسترده از جنوب با دیگر نقاط شد.

نام جنوب ایران، با دریانوردی گره خورده است؛ اگر امکان دارد در این خصوص توضیح دهید؟

دریانوردی، تجارت دریایی، و ماهیگیری، از هزاران سال پیش، شغل مردم جنوب بوده است. مردم جنوب از دیرباز دریانوردان ماهر و پرتلاش بوده‌اند. ارتباط فرهنگی جنوب با دیگر تمدّن‌ها مثل چین، هند، عرب‌ها و آفریقا، در طول قرن‌ها برقرار بوده است. همین ارتباط فرهنگی، مردم جنوب را به مردمی دگرپذیر و اهل مدارا تبدیل کرده است تا در هنگام نا‌امنی، سرزمین آن‌ها محل سکونت افراد مختلف، از ادیان و مذاهب مختلف باشد. هنوز هم آثار کلیساها و معابد هندوها و غیره، در جنوب وجود دارد که نشان از سکونت پیروان سایر ادیان در جنوب ایران می‌دهد. تفکّر اقتصادی حاکم بر جنوب ایران، از دیرباز بر مبنای دریانوردی و تجارت دریایی بوده است و این رویه تا به امروز ادامه دارد.

مردم جنوب، به‌ دلیل ارتباط مستمر فرهنگی، از دیگر تمدن‌ها تأثیر پذیرفته‌اند و نیز بر آن‌ها تأثیر گذاشته‌اند. آثار فرهنگ و خط فارسی توسط دریانوردان جنوب، به چین، هند، جنوب شرق آسیا و سومال و زنگبار در آفریقا، رفته است که این نشان از پویایی اجتماعی و فرهنگی در جنوب ایران، در طول قرن‌ها دارد.

شما گفتید جنوب، از دیرباز محل رشد فعالیت‌های مذهبی فقه شافعی بوده است؛ آیا اسناد و آثاری از آن، تا کنون باقی مانده است؟

مذهب غالب مردم جنوب، اهل سنّت بوده و اکثر آن‌ها، در طول تاریخ پیرو فقه شافعی بوده‌اند. جنوب، در عین تمدّن‌سازیش، از نا‌امنی و حمله‌ی بیگانگان در امان نمانده است. در اغلب مواقع که حکومت مرکزی در ایران ضعیف می‌شده است، بیگانگان به سواحل آباد خلیج فارس حمله می‌کردند و این نا‌امنی سبب موج مهاجرت می‌شد. چنین شرایطی سبب می‌شد تا بسیاری از فقها و علماء بزرگ، از این نقطه به یک نقطه‌ی دیگر مهاجرت کنند و آثار خود را نیز با خود ببرند.

برای بررسی وضعیت مذهبی جنوب، دو منبع مهم وجود دارد؛ اوّل، سفر‌نامه‌های مهم دنیاست که توسّط سیّاحان بزرگی مثل ابن بطوطه و مارکوپلو نوشته شده است. آن‌ها به شهرهای بزرگ جنوب و جزایر خلیج فارس رفته‌اند، علماء و صوفیان بزرگ جنوب را دیده‌اند، شرح حال آن‌ها را نوشته‌اند و از کثرت پیروان و بزرگی آن علماء یاد کرده‌اند. شهر جناح، اوز، بندرعبّاس، بندرلنگه، جزیره‌ی قشم و جزیره‌ی هرمز، مرکز فعالیت و تبلیغ قضّات، علماء و صوفیان شافعی‌مذهب بوده است.

دوّمین منبع مهم، مدارس دینی اهل سنّت جنوب هستند. عمر برخی از این مدارس به قرن‌ها قبل باز می‌گردد. این مدارس محل تدریس و تربیت طلّاب دینی، بر اساس فقه شافعی بوده‌اند. علماء و فقهای بزرگی در این مدارس فعالیت مذهبی داشته‌اند و در طول قرن‌ها بر جنوب ایران و سایر نواحی خلیج فارس، تأثیر مذهبی زیادی گذاشته‌اند. برخی از مدارس دینی اهل سنّت جنوب، دارای قدرت تاریخی چند‌ صد ساله هستند. مثل مدرسه‌ی علوم دینی کمالیه، واقع در بندر حاج علی، در جزیره قشم.

یکی از انتقاداتی که به جنوب وارد می‌شود، ضعف فرهنگ مکتوب است؛ این نظریه، تا چه حدّ درست است؟

به‌ نظر درست می‌آید؛ زیرا جنوب به‌نسبت تعدّد زیاد علماء و حجم فعالیت دینی، آثار مکتوب ماندگار ندارد. این مسأله سبب شده که آثار علمی علماء و فقهای بزرگ، به‌ دست نسل‌های آینده نرسد. اگر آثاری هم وجود دارد، پراکنده است و کمتر به‌طور جامع جمع‌آوری شده است. این ضعف فرهنگی سبب شده تا تاریخ غنی و پر‌نشاط جنوب، چه در حوزه‌ی سیاسی و چه در بحث آثار علوم شرعی، در پشت ابرها پنهان بماند؛ لذا این دیدگاه درست به نظر می‌آید که فرهنگ غالب جنوب بیشتر شفاهی است تا مکتوب، و آثار علمی نیز سینه به سینه و در لا‌به‌لای یاداشت‌های قدیمی باقی مانده است.

به نظر شما علّت این مشکل چیست؟

شاید یکی از علل این بوده که فعالیت علماء متعدّد، مکتوب نمودن این آثار را چندان ضروری نمی‌نموده است؛ زیرا همواره در جنوب، علمایی بوده‌اند که به‌طور شفاهی به نیازهای مردم و جامعه پاسخ دهند. از طرفی، بعد از سقوط دولت هرمز در جنوب، جنوب همواره محلی بوده که مورد تجاوز بیگانگان قرار گرفته است. این نا‌امنی سبب مهاجرت بسیاری از علماء و بردن آثارشان به دیگر کشورها شده است.

برای نمونه می‌توان از فضل‌الله روزبهان خنجی(قرن نهم هجری)، مؤلّف کتاب عالم آراء امینی، نام برد. وی به‌ دلیل فشار بر اهل سنّت، در آغاز دوران صفویّه، به آسیای میانه مهاجرت می‌کند. خنجی در دوران خود، فردی شناخته‌شده در جهان اسلام بوده است و آثار او در زمان خود، در سراسر جهان اسلام مورد توجّه بوده است. برخی علماء صوفیّه، مثل شیخ عبدالسّلام و شیخ دانیال از خنج و شیخ ابودلف در لار نیز در زمره‌ی بزرگان دینی منطقه بوده‌اند که مورّخین شرح حال آن‌ها را به‌طور مفصّل نوشته‌اند.

در گذشته مدارس دینی اهل سنّت در جنوب، دارای چه ویژگی‌هایی بودند؟

مدارس دینی جنوب در گذشته، دارای شکل کلاسیک امروز نبودند. تدریس علوم دینی یا در خانقاه‌ها توسّط صوفیان انجام می‌شد، یا در حجره‌ها و مدارس شخصی که توسّط یک عالم یا فقیه دینی اداره می‌شد. البته در طول تاریخ، حکّام محلی اهل سنّت نیز در جنوب، برای تربیت علماء دینی و امامان جمعه، اقدام به ساخت مدارس دینی دولتی می‌نمودند؛ نمونه‌اش مدرسه‌ی علوم دینی ابوبکر سعد زنگی در شیراز است که بسیاری از علماء جنوب در آن‌جا درس خوانده‌اند.

برخی مدارس دینی اهل سنّت جنوب نیز دارای قدمت چند صد ساله هستند. مثل مدرسه‌ی علوم دینی کمالیه، در بندر حاج علی در جزیره‌ی قشم، مدرسه‌ی دینی دژگان و مدرسه‌ی دینی کوهیچ بستک.

از دو قرن قبل تاکنون، ما شاهد ظهور مدارس دینی متعدّدی در جنوب هستیم. این مدارس دینی، محل تدریس علماء و فقهای بزرگ منطقه بوده‌اند؛ مثل مدرسه‌ی علوم دینی سلطان‌العلماء در بستک و و مدرسه‌ی علوم دینی دژگان در نزدیکی بندر خمیر. امروزه نیز جنوب شاهد فعالیت مدارس دینی بزرگی است. مجتمع علوم دینی امام شافعی اوز، مجتمع دینی بستک، مجتمع دینی شیخ ضیایی در بندرعباس، مجتمع علوم دینی صدرالاسلام در بندر خمیر، مجتمع علوم دینی سلطان‌العلماء در بندر لنگه و غیره.

نوشتن دیدگاه


مطالب مرتبط:

بیش از 71 در صد پرسش شوندگان در مراکش موافق چند هم

 

عملیات انتحاری مرگبار در مسجدی در نیجریه

مولانا ساداتی در خطبه های نماز جمعه سراوان: زندگی

سلفی های مصری :روز مادر حرام است

هسته داعش درشمال غربی خزر متلاشی شد

هشدار ارتش آمریکا به ساکنان رقه :از شهر خارج شوید