b_300_300_16777215_10_images_3966.jpg

انتشار تصویر ”آیلان“ کودک سه ساله‌ی سوری که جان خود را در کف سواحل بدروم تركیه از دست داد، طی دو سه روز گذشته تیتر اوّل اکثر خبرگزاری‌های دنیا بود و هزاران بار در شبکه‌های مجازی بازنشر شد و دل تمام انسان‌های به معنای واقعی را به درد آورد و اشک‌هایشان را بر گونه‌هایشان سرازیر کرد؛ همه از مرگ انسانیت و آزادگی می‌گفتند؛ از شرمندگی انسانیت و لکه‌ای ننگین بر پیشانی بشریت و... و...

این تنها آیلاین نیست که بدین وضع تأسف‌باری جان داد، بلکه آیلان‌های دیگر و حتیٰ در اوضاع دردناک‌تری جان خود را از دست داده و کسی را از سرانجامشان خبری هم باز نیامد.

چه بسا کودکانی که در میانمار به فجیع‌ترین وضع مورد شکنجه و آزار قرار گرفته و زنده زنده به آتش کشیده شدند یا در جریان بمباران‌های سوریه و غزه با وضع اسف‌بارتری جام شهادت نوش کردند و یا در یمن، عراق، افغانستان و...
اما در این بین کسانی که می‌توانند کاری از پیش ببرند، چیزی جز مهر سکوت بر لبانشان ننشست و بلکه آه‌های سردی را بر دل‌های صدها میلیون انسان آزاده‌ی دیگر نشاندند.
چرا سران کشورهای اسلامی پا را پیش نگذاشته و نمی‌خواهند به این بحران چهار ساله‌ی سوریه خاتمه دهند و یا حداقل خود، پناهگاهی برای خانوزاده‌های آواره‌ی آن سامان باشند تا آنان به فکر پناهندگی در کشورهای بیگانه نباشند؟
این در حالی است که روزنامه‌ی ایندیپندنت در صفحه‌ی اوّل خود با تمسخر می‌نویسد: چرا مهاجران به جای اینکه به کشورهای عربی حاشیه‌ی خلیج پناه ببرند، به کفار پناهنده می‌شوند؟!
از سویی دیگر انگلیس اعلام می‌کند که در این باره مسؤولیت اخلاقی دارد و حاضر است پناهجویان سوری را بپذیرد. اتریش گفته است: پناهجویان می‌توانند از ما تقاضای پناهندگی نمایند. آلمان می‌گوید: انتظار می‌رود ۸۰۰,۰۰۰ پناهجو را بپذیرد. گرچه دیگر کشورهای اروپایی با این طرح مخالفت ورزیده و کنترل مرزهای خود را شدیدتر کرده‌اند، اما شاید آنانی که درهایشان را به روی این پناهجویان مسلمان گشوده و برایشان امکانات آموزشی و... فراهم می‌کنند، پشت صحنه‌ی بشردوستی، عقاید ضد اسلامی خود را دنبال کرده و دین و آیین کودکان مسلمان را نشانه رفته باشند.
در این اوضاع می‌بایست سران کشورهای اسلامی معتصم وار به یاری این گونه زنان، کودکان و آوارگان پرداخته و مرزهای خویش را به رویشان می‌گشودند و با این گستردگی و ثروتی که در اختیار دارند، نقش انصار را بازی کرده و با آغوش باز پذیرای همنوعان خود که با آن‌ها از نظر دین و عقیده نیز هم مشرب هستند، می‌بودند و مهاجران را از ته دل دوست داشته و با آنان ایثار و همدردی می‌نمودند که رستگاری واقعی همین است.
مگر نه این است که رسول مکرم اسلام صلى الله علیه وسلم می‌فرمایند: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِینَ فِى تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَىٰ مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَىٰ لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّىٰ» [صحیح مسلم: ۲۵۸۶]؛ همان گفتار زیبایی که سعدی، افتخار ایران، آن را بدین گونه به نظم درآورد:
بنی آدم اعضای یک پیکرند /∗/ که در آفرینش ز یک گوهرند
چون عضوی به درد آورد روزگار /∗/ دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی /∗/ نشاید که نامت نهند آدمی
اگر نگاهی به تاریخ پادشاهان گذشته‌ی اسلامی داشته باشیم، آنان هر چند ظلم و ستم نموده و روزگار خود را بیشتر به عیاشی و خوشگذرانی می‌گذراندند، اما با وجود این ”بی غیرت“ نبودند و نسبت به ظلم و تعدی دیگران بر مسلمانان خاموش نمی‌نشستند و نه اینکه تنها با زبان اقدام به محکومیت این امر نمایند، بلکه گاهی با نوشتن نامه‌های تهدیدآمیز و گاهی دیگر با گسیل داشتن لشکریانی که در راه دفاع از اسلام و مسلمانان از هیچ سرزنشی هراس نداشتند، عملاً احقاق حق کرده و نمی‌گذاشتند کسی كوچک‌ترین تعرضی به جان و مال یک شهروند مسلمان داشته باشد.
متأسفانه امروز شهروند مسلمان از دست حاکم خود می‌نالد و سر به بیچارگی گذاشته و با درد و رنج آوارگی، یا به بیگانگان پناهنده شده و یا اینکه با مرگ سر در گریبان می‌شود. اما این را ما بدانیم که اگر - فارغ از هر گونه تعصبات قومی و مذهبی - به فکر همنوعان انسانی خود نبودیم، دنیا تا آخر این چنین بر وفق مراد ما نخواهد رفت؛ بلکه به یاد داشته باشیم که خداوند منان به ما یادآوری کرده است که روزگار همیشه بر یک منوال نخواهد بود و این جهان هستی در ادوار گوناگون خود، فقرا و تهی‌دستان را به اقتدار شاهی رسانده و چه بسا شاهان و زورگویانی را که به خاک مذلت نشانده است: ﴿وَتِلْكَ الْأَیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللهُ الَّذِینَ آَمَنُوا وَیَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَدَاءَ وَاللهُ لَا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ﴾ [آل عمران: ۱۴۰]؛ «و ما این روزها را در میان مردم می‌گردانیم و تا خداوند افرادی را که (واقعاً) ایمان آورده‌اند، معلوم بدارد و از میان شما شاهدانی بگیرد؛ و خداوند ستمکاران را دوست نمی‌دارد.»
نباید کسانی که برای حفظ اقتدار و حکومت نامشروع خویش دست به هر گونه جنایت می‌زنند، به این تاج و تخت خود بنازند و خود را از تیررس آه‌های مظلومان در امان بدانند، بلکه خداوند وعده داده است که به فریاد مظلومان خواهم رسید اگر چه بعد از مدتی باشد.

نوشتن دیدگاه


مطالب مرتبط:

ادعای عجیب شاهزاده سعودی درباره ایران!

اعمال محدودیت برای اذان مساجد در ترکیه

ا

چرایی و ضرورتهای اهل سنت ایران و سیاست

ج

داعش: مکه را فتح و «کعبه» را نابود می‌کنیم!

مولانا محمدعثمان:در ایام محرم انتظار می رود حرمت ه

ژنرال نوید مختار رئیس سازمان اطلاعات پاکستان (I.S.

ا

آخرین اخبار